eitaa logo
وی‌ین
82 دنبال‌کننده
495 عکس
47 ویدیو
2 فایل
« و اقداره‌ُمحاطه‌باللطفه » . _ ✨؛ وی‌ین ؟ " جایی‌برای‌فراموش‌نشدن ِ احوالات‌آدمی . " https://abzarek.ir/service-p/msg/2493502 • | صرفا از مشغولات ذهنم می‌گویم .
مشاهده در ایتا
دانلود
یک‌ربع مانده بود به ساعت دو .. باز دیرم شده بود ..لباسم را اتو کردم و دو دقیقه به ساعت ۲ از خانه بیرون زدم . تنها راه رسیدنم این بود در آن دو دقیقه‌به قرب‌الهی برسم و قدرت طی‌الارض پیدا کنم .. در نهایت با ۱۰‌دقیقه تاخیر رسیدم ‌. برای انجام کاری کنارهم جمع شده بودیم که مهر کنسل خورد بر پیشانی‌اش ‌. ( بعد از ده‌دقیقهء‌دیگه صبر کنیدهای مکرر ‌.) در آن بین خوراکی‌هایی را راهی معده‌مان کردیم که هرکدام داستان خود را دارند .. کالباس‌ها و چیپس‌ها و مخصوصا ماست‌ُسس همیشه حاضر در یخچال .. هات‌چاکلت ِمن پز که هیچکس نفهمید پودر شیرکاکائو بیش نبوده .. لوبیاپلوئه پادگان‌پز ... که هر کدام با کنارهم بودنمان مزه‌گرفتند . می‌خواستیم عازم خانه‌شویم که راهمان سمت سینما کج‌شد .. در سالن آنجا گروهی زنده آهنگ ِ قصه هزار و یک‌شب را می‌ردنند .. فیلم ِناتور‌دشت را دیدیم و خوبان ِهمراهم نگذاشتند غم فیلم بر دلم سنگينی کند و برای‌هر لحظه جکی‌ساختند ... به‌قول فردی ما هرجا می‌رویم مانند اخراجی‌ها در جبهه عمل می‌کنیم ( :
خداراشاکرم بابت تمام‌عناصری که در زندگی‌ام دخیل‌است ‌... برای شرایطم .. برای پدر و مادرم ‌‌.‌. برای دوستانم .. و برای عقل و قلبم ( :
وی‌ین
خداراشاکرم بابت تمام‌عناصری که در زندگی‌ام دخیل‌است ‌... برای شرایطم .. برای پدر و مادرم ‌‌.‌. برای
نمی‌توانم بشمارم .. خدایا خودت خوب می‌دانی که تک‌تک عناصر یعنی چه .. یعنی از الکترون ِدر هستهء‌اتم سازنده‌ام گرفته تا کلیت ِعالمی که من در آن موجودم .
هدایت شده از -قُلک-
سرمای غم جمعه را روپوشِ معنویت کفایت می‌کند.
گاهی اوقات پیش می‌آید که ما ناگریزانه باید پای آموزش ِچیزهایی بنشینیم که از قبل آن را بلدیم .. من همیشه از این موقعیت‌ها فراری و متنفر بوده‌ام .. بالاخره انسانم و دارای غرور ! اما حال به این‌نتیجه رسیدم که حتی اگر آموزش‌مجدد به تو مطلب ِ جدیدی یاد ندهد .. ذهنیت تو را نسبت به آن موضوع گسترده و همراه با خلاقیت می‌کند .
جرئت گفتن بعضی از چیزها را با زبان‌ندارم .. شاید جرئت کلمهء مناسبی برای احوالم نباشد بهتر بگویم نمی‌توانم یا قادرنیستم بعضی‌چیزها را همراه ِحرکت زبانم کنم .. پس آن کلمات را می‌نویسم بلکه شنیده شوند !
هدایت شده از وی‌ین
دوتا دیگه بخوابم می‌رم مدرسه ..
نوک‌انگشتانم گز‌گز می‌کند .. دستانم نوع گره‌ را از بَر شده .