ویین
من ِ من انسان نیاز به یکسری چیزها در راه رشدم دارم و باید در استفادهء اونها آزاد باشم .
من ِ من انسان نیازهام برای رشد تکبعدی نیست ؛ نه ؟
مثلا همونجور که به خونه نیاز دارم به دوستم نیاز دارم که رشد کنم ، که بزرگ بشم .
ویین
من ِ من انسان نیازهام برای رشد تکبعدی نیست ؛ نه ؟ مثلا همونجور که به خونه نیاز دارم به دوستم نیاز د
اون منی که نیاز به خونه و لباس و غذا و تفریح و ...
داره اسمش " خود ِ دانی " عه ؛
و اون منی که نیاز به آقایی و عزت و کرامت و نفس و ... داره رو بهشمیگن " خود ِ عالی " .
ویین
اون منی که نیاز به خونه و لباس و غذا و تفریح و ... داره اسمش " خود ِ دانی " عه ؛ و اون منی که نیاز
خود دانیِ من ؛ جسم منه ، غریزه و نیروی حیوانیمنه .
و خود ِعالی من ؛ روح منه ، فطرت منه ، نیرویانسانی منه .
با فهمیدن اینکه من ۲تابخش دارم که نیازهام رو برای رشد تضمین میکنه ..
۲تا بخش دارم که باعث بروز رفتاری درمن میشه
میتونیم بگیم که ما انسانها مرکبیم !
ویین
با فهمیدن اینکه من ۲تابخش دارم که نیازهام رو برای رشد تضمین میکنه .. ۲تا بخش دارم که باعث بروز رف
حضرت رسول (ص) گفتن که :
" خدا دنیارا سهگونه آفریده است ؛
فرشته ---> عقل
حیوان ---> غریزه
انسان ---> عقل و هم غریزه . "
مولانا یکشعرم دراین مورد گفته :
" گفت پیغمبر که خلاق مجید
خلق عالم را سهگونه آفرید "
ویین
حضرت رسول (ص) گفتن که : " خدا دنیارا سهگونه آفریده است ؛ فرشته ---> عقل حیوان ---> غریزه انسان --
همینه شدیم اشرف مخلوقاتهاااا .
بخاطر همین ویژگی .
ویین
با فهمیدن اینکه من ۲تابخش دارم که نیازهام رو برای رشد تضمین میکنه .. ۲تا بخش دارم که باعث بروز رف
یک آیه خوشگلیام داریم در این مورد : سورهحجر آیه²⁹ .
توی این آیه گفته شده که ما انسان رو دوبعدی قرار دادیم و توی هر دوبعد کامل ..
اون دوبعد ، بعد ِمعنوی و مادی عه .
حالا بنظرتون چهاتفاقی میافته اگه بهیکیشون بها ندیمو افراطی به اون بعد دیگه اهمیت بدیم ؟
ویین
حالا بنظرتون چهاتفاقی میافته اگه بهیکیشون بها ندیمو افراطی به اون بعد دیگه اهمیت بدیم ؟
دوتا نتیجه کلی میتونه داشته باشه :
¹کارهای خارقالعادت * ۳ تابخشداره
²نامتعادل شدن
ویین
دوتا نتیجه کلی میتونه داشته باشه : ¹کارهای خارقالعادت * ۳ تابخشداره ²نامتعادل شدن
کارهای خارقالعادت مرتبط به حرف من نیست .
ومن با مورد دوم کار دارم ؛ نامتعادل شدن .
ویین
کارهای خارقالعادت مرتبط به حرف من نیست . ومن با مورد دوم کار دارم ؛ نامتعادل شدن .
طبق آیهء ۲۹ حجر ما میدونیم که آقا ما برای تجلی معنویت توی زندگیمون نیاز بهیک جسم ِ مادیای داریم ... اصلا بخشی از نیازمون برای رشده معنویه .
و همون آیه بهمون گفت " تن آدمی شریف است بهجان آدمیت " .
پس اگه ما یکیشون رو لهکنیم نامتعادل میشیم ؛
دچار مشکل میشیم ...
فرض کنین توی یک اتاق با یک عالمه کتابید
و غذا ندارید .. آیا تاثیری داره ؟
یا اتاق با غذا ولی بدون ورودی ذهنی ؟
معلومه که نه !
اینا بهم دیگه متصلن ..
باعث توازن دوتالبه ترازو ان .
ویین
تازه با خوندن این جملات به یک نکته درمورد غربم رسیدم که بعدا اگه خدا خواست میام میگمش .
غرب در ظاهر داره توازن رو برقرار میکنه
ولی در باطن ..
هیچوقت نتونستن تعریف درستی از انسان تحویل بدن دیگه چهبرسه به اینکه نیازهاش رو بدونن .
همیشه اون توازن بهم خورده و با راهحل های نادرست
سعی بر ایجاد توازن و رفع نیاز کردن * ..