eitaa logo
وی‌ین
83 دنبال‌کننده
494 عکس
48 ویدیو
2 فایل
« و اقداره‌ُمحاطه‌باللطفه » . _ ✨؛ وی‌ین ؟ " جایی‌برای‌فراموش‌نشدن ِ احوالات‌آدمی . " https://abzarek.ir/service-p/msg/2493502 • | صرفا از مشغولات ذهنم می‌گویم .
مشاهده در ایتا
دانلود
مجیدجان ( قصه‌های‌مجید ) توی‌ این‌مدت یه‌جوری رو من تاثیر گذاشته که " آقا ما گفتِیم آقا جسارت نِشه بتون‌هااا " از هر ۱۰ جمله ام دوتاش ناخودآگاه اصفهونی میشِی .
این چندروز چندساعت‌ اضافه می‌مونم مدرسه برای درس خوندن ؛ و باتوجه به اینکه مدرسه مثل کمپ ترک‌اعتیاد‌گوشی عمل می‌کنه . متوجه شدم دوربودن از فضای‌مجازی ، از این ال‌سی‌دی با نورآبی مجذوب کننده‌اش گاهی اوقات زندگی رو جالب‌تر میکنه .
وی‌ین
این چندروز چندساعت‌ اضافه می‌مونم مدرسه برای درس خوندن ؛ و باتوجه به اینکه مدرسه مثل کمپ ترک‌اعتیا
ریاضی خوندن هم جالب میشه ؛ جواب یه مسئله رو بلد نیستی ؟! بجای‌اینکه گوگلش کنی یا بدیش GPT برات حلش کنه .. از توی درسنامهء کتاب کار دنبال طرز حل کردنش بگرد ..
به جملهء " هرآدمی‌ داستان خودش رو داره " ایمان اوردم .. ما پشت اون نقاب جینگول‌بلای هرکسی نمی‌دونیم چه کالبد زخمی‌ای آروم گرفته ؛ مگه نه ؟!
وی‌ین
به جملهء " هرآدمی‌ داستان خودش رو داره " ایمان اوردم .. ما پشت اون نقاب جینگول‌بلای هرکسی نمی‌دو
هر ادمی بعد از یک فراز و نشیب تصمیم گرفته اون نقاب جینگول‌بلارو بزنه روی‌صورتش و تظاهر کنه .. داستان ها باهم دیگه متفاوت‌ن ولی همشون حکایت از مقاومت دارن ‌‌.. یکی میگه : مامان بابام قراره از هم طلاق بگیرن .. یکی دیگه میگه : من هر روز تحقیر می‌شم .. یکی هم مثل من میگه : من درگیر یه دنیای بزرگتر از سنم توی سن کم شدم .. ولی آخر هم داستانا ما به عنوان شخصیت اصلی دوام اوردیم و مقاومت رو به دنیا ابراز کردیم .
وی‌ین
هر ادمی بعد از یک فراز و نشیب تصمیم گرفته اون نقاب جینگول‌بلارو بزنه روی‌صورتش و تظاهر کنه .. داستا
نکته ای که بعد از شنیدن داستان های هم دیگه باید رعایت کنیم ؛ اینه که دادگاهی با قاضی نامشخص با موضوع " کی از همه بدبخت تره "‌ راه نندازیم .
اصولا نوشته‌هایی که اینجا می‌نویسم پر از سکتهءنوشتاری ِ .. بعضی اوقات یک حرف اضافه رو دوبار استفاده کردم و این باعث نازیبایی متن می‌شه .. بعضی اوقات به نیاوردم ‌‌.. فعل رو اشتباه صرف کردم و از این دسته اشتباه‌ها . من هیچ‌وقت این‌هارو نمی‌فهمم تا یکبار برای خودم بلند بخونمشون و با دقت به طرز جمله بندیم فکر کنم .. فکر نکردن به رفع اشتباهات کوچکیمون باعث نازیبایی پیوستهء روحمون میشه .
" ساعت یه‌ربع‌نه‌شب ؛ خستگی‌بعد‌از‌مدرسه . " ¹⁷اردی‌بهشت .
امشب بلند گفتم : اگه داداش نداشتم چطوری می‌خواستم زندگی کنم ؟! زندگی برام سخت بود احتمالا ؛ درسته باهم دعوا می‌‌کنیم ، سر اینکه کی تیکه بزرگهء کیک رو بخوره با وسواس برخورد‌می‌کنیم ، کل خونه رو سر اینکه ماژیکم‌رو برداشته دنبال هم می‌دوییم ، گاهی اوقات از دست رفتارای‌هم‌دیگه تهاجمی نسبت به‌‌هم برخورد می‌کنیم .. ولی کنارشون خوشحالم ؛ وقتی با داداش کوچولوم کلاغ‌پر بازی می‌کنم ُ قهقه میزه ؛ خوشحالم . وقتی با اون یکی اوریگامی درست می‌کنم ؛ خوشحالم . وقتی سر بارسا و رئال باهم بحث می‌کنیم ؛ خوشحالم . وقتی گریه می‌کنم و داداشم میاد پشت در اتاقم تا بفهمه چرا دارم گریه می‌کنم ؛ خوشحالم . وقتی با یه عالمه لوس بازی خوراکی‌هاشون رو ازشون می‌گیرم ؛ خوشحالم .. احتمالا وقتی نداشتمشون زندگی برام غم داشت ..