وقتی در زیرپاهایمان ماموران ِحفاظت از
این آب و خاک پرقو پهن کرده بودند ؛
خیال کردیم زندگیمان روی منجلاب
اداره میشود ..
این خیال و کفر نعمت باعث افتادن سایهء
شوم این ماجرا شد .
با تشکر از شیاون عزیز
که راه نصحیت به داداشم رو یاد داد ..
خب باید بدونه که اگه کاری به کار
کسی نداشته باشه دعوا درست نمیشه .
[ هر عملی عکسالعملی داره ]
خودم را به فنجانیآرامش دعوت میکنم ؛
مزهء سبزیها را در خاطرم نگهمیدارم
و سعی بر فکر نکردن میکنم ..
حیف که سعیام هیچگاه بر ثمر نمینشیند .
هدایت شده از 𝘛𝘩𝘦 𝘱𝘪𝘦𝘥 𝘱𝘪𝘱𝘦𝘳 🇮🇷
والتر به سمت ریلا برگشت، دست های او را گرفت و به او نگاه کرد.
ریلا به او نگاه کرد. شاید تا طلوع دوباره خورشید و ناپدید شدن سایهها او را نمیدید و او نمیدانست آن روز روشن خواهد بود یا نه. روبروی او خواهد بود یا روبروی قبرش...
او گفت: خدانگهدار.
ریلا با گفتن این جمله لب هایش از هر جمله تلخی خالی کرد و راه همهی آن زنانی را در پیش گرفت که در هنگام جنگ عاشقانه برای مردانشان سر به سجده میگذاشتند.
والتر که همه حرف های جدیاش را دیشب در دره رنگینکمان زده بود با شوخی گفت: مراقب خودت باش و هنگام تربیت جمز سفارش های کتاب مقدس مورگان را پشت گوش نینداز.
اما در آخرین لحظه ایستاد، صورت او را میان دستانش گرفت و به چشم های درخشان ریلا نگاه کرد.
به نرمی و مهربانی گفت: خدانگهدار ریلایِ-من-ریلا.
احساس کرد جنگیدن برای سرزمینی که چنین دخترانی را پرورش میدهد چندان هم سخت نیست...
انگار فکر نکردن به برخی از مسائل
اجتناب ناپذیراست .
کتابم را باز میکنم ..جزئیاتش من را یاد آن مسئله میاندازد .
گلهای چینیهای در ظرفشوییهم..
لباس گلدار بر تنم ، خطوط جوهر خودکارم ،
صفحه رندوم باز شدهء دفترخاطراتم و حتی
چشمان در آینه .
ویین
انگار فکر نکردن به برخی از مسائل اجتناب ناپذیراست . کتابم را باز میکنم ..جزئیاتش من را یاد آن مسئل
انگار وقتی مسئلهای مرا درگیر خود میکند
عناصر دنیا هم درگیر آن موضوع میشود .
هدایت شده از ‹آبینه.›
میدونستید داخل چین تمام برنامه های خارجی فیلترن؟ باید مثل ما فیلتر شکن داشته باشن.
حتی گوگلم فیلتره.
اما چنان زیر ساختی برای برنامه های داخلیشون ساختن که خود چینی هام تمایلی به اومدن به برنامه های خارجی ندارن.
از وی چت و تیک تاک که ابر برنامشونه بگیر تا غیره پر از قابلیت و پهنای باند گسترده.
حالا سوال اینجاست چرا ایران اینجوری نیست؟ چون توی مملکت ما اول برنامه درست میکنن بعد یادشون میوفته زیرساخت بزنن. یا زیرساخت میزنن ولی سازنده برنامه دیگه عشق نمیکنه از بودجه ایی که بهش رسیده تماما خرج خدمات رسانی کنه.
رقابت اپلیکیشن های داخلی توی چین بشدت بالاست.
همه سر کیفیت بهتر به معنای واقعی دعوا دارن.
خدمات رسانیشون بشدت عالیه.
کاش سازنده های برنامه های ایرانی هم یکم از این مسئولیت پذیری برای کیفیت بهتر بهره میبردن…
سینزدن افکارمم سخته
چه برسه به پیامای معاونپرورشی مدرسه
که برام درمورد بیمه بودن مطلب فرستاده ..
یا پیام اون هم کلاسیام که فقط گفته فعلا زندم ..
یا پیامای مدرسه قرآن و اطلاعرسانی هاش ( :
دلم میخواهد کتابی بنویسم
و اسمش را حقیقت بگذارم ..
وجودم با نوشتن حقیقت زندست .
اما میدانم نوشتههایم قرار است
مشتری نداشته باشد .. نه چون حقیقت است
بلکه چون من یک انسان ناشناخته ام برای عموم .