هدایت شده از ♡ Fairy Tales ♡🇮🇷
رهبرمون میگه
هدف زندگی باید چیزی باشه
که وقتی داشتی از این دنیا میرفتی خوشحال باشی (:
بعدش میگن:
چه چیزی بهتر از خدمت به مردم!؟(:
منم هدفم همینه
دوست دارم به آدما همیشه کمک کنم و دلشون رو شاد کنم و...
ویین
رهبرمون میگه هدف زندگی باید چیزی باشه که وقتی داشتی از این دنیا میرفتی خوشحال باشی (: بعدش میگن: چه
یکحرفیرا چندوقتپیش
شنیدم ..
جملهاش این بود :
" آدم های بینهایت ؛ حرفهایشان بینهایت است
حرفی که حال از زبان انسان بینهایت گفته شده
برای صدسال بعد هم تازگی الان را دارد "
مثال های دورتر را شنیده بودم ..
امامخمینی را .. مولایمانامامعلی را ..
حضرترسول را ..
ولی یک انسان همسن و سال خودم را ندیده بودم ..
مگر میشود کاسهوجود کسی انقدر زود رشد کند ؟
ویین
یکحرفیرا چندوقتپیش شنیدم .. جملهاش این بود : " آدم های بینهایت ؛ حرفهایشان بینهایت است حرف
حرفهای ریحانه را صدسال دیگر هم بگویند
تازه است ( :
ویین
صدای مداح سکوت اتاقم را شکسته است .. به امروز فکر میکنم و اتفاقات و روزیهایی که توانستم کسب کنم .
امروز مانند همیشه از رختخواب برخاستم ..
موبایلم را برداشتم ..
اتفاقات افتاده در نبودم را چک کردم ..
فکر کردم .. فکر کردم .. فکر کردم تا مادرم
با زور چای مرا از میز گرد ِ در ذهنم بلند کرد .
کارهایم را انجام دادم .
لباسهایم را مرتب آویز کردم
نمازم را بهجا آوردم
سهم ِ امروزهء کتابم را خواندم
در رکاب امام 4 را گوش دادم
با برادر کوچکم بازی کردم
دقیقههای پایانی سریالم را دیدم
کارهایم که تمام شد عزم کردم بروم
هیئت .. فکر کنم حوالی ساعت سهونیم عصر بود ..
اولین هیئت محرم امسال ..
بعد از برگشتم
دوباره عزم هیئت کردم ..
جایی کوچکتر از سالهای پیش
اما پربرکت ..
جوانک ها و نوجوان های پرشوری که نفسمیزدند برای اربابشان..
کودکان نوپایی که میدویدند در فضای آزاد هیئت نوپا مانند خودشان ..
گریههای دخترانه ما در صدای حسینحسین پسرانهء پرشور ((( :
خدایا !
تو بیشتر از من صلاح من را میدانی
و امشب باز هم فهمیدم و چشیدم این موضوع را .
[ شبسوممحرم ]
از یادگرفته های پرتکرار این روزهایم
این است :
" تا آدم به عجز نرسد هیچ اتفاقی نمیافتد
اگر اشکی نریزد ؛ نالهای سر ندهد ..
اتفاقی نمیافتد .. با لفظ استادشجاعی
میگویم تا مضطر نشود هیچاتفاقی در راستای ظهور نمیافتد. "