ویین
"قهرمانضعیفکلاس²"
را دیروز به اتمام رساندم ..
جملهای که مدام در ذهنم طنین میانداخت
این بود :
" برای به ثمر نشستن یککار باید اول
روزنهایمهم اماکوچک به سمت موفقیت
باز کنی بعد با استفاده
از اون روزنه راهت رو پیش ببری ."
سریال را به طور کلی دوستداشتم ..
اتفاقاتش منطقیتر از سری ¹ پیش رفت .
در کل نه پشیمانم از دیدنش نه خرسند ..
ویین
امروز مانند همیشه از رختخواب برخاستم .. موبایلم را برداشتم .. اتفاقات افتاده در نبودم را چک کردم .
امروز به اعمالم نگاه کردم ..
چه ساعت های تلف شدهای ،
چه درس نخواندهای ،
چه حقالناس هایی که من ازشان اطلاع ندارم ...
خانم سخنران امروز نجوا کرد :
" شیطان برای طرد کردن آدم وارد مغزش بخش خیال شد . شیطان هیچگاه نمیتواند وارد قلب آدمی شود . "
به فکر فرو میروم ..
قلب آدمی شریف است ( :
حرم است ..
روضهای را به سنگینی روضهی سهسالهارباب
نشنیده ام ..
بغضهنوزم راه گلویم را هنوز بسته است...
خدایا !
من را برای انجام دادن اعمال خوب ثابت قدم کن ..
من را از مومنانی قرار بده که ثابت قدمند !
[ شبچهارممحرم ]
12.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما باید سیدالشهدا رو معرفی کنیم
یا خودمون رو ؟!
ویین
امروز به اعمالم نگاه کردم .. چه ساعت های تلف شدهای ، چه درس نخواندهای ، چه حقالناس هایی که من ازش
جنون را مینگرم ..
طمع ِ پول را ..
امروز با برادرم یکی از برنامههای
مستربیست را نگاه کردم ..
داستان ، داستان پول بود ..
تمام بازی بر این محور میگذشت ..
پول ، دوست ، پول ، گروه و بازهم پول ...
رفتارهای عجیبی را دیدم و همه
برای کاغذی بود که توسط دولت چاپ شده
و چیزهای معنوی و روحی رو نمیتوان با آن
بدست آورد !
در این میان انسانهای خوبی هم بودند
که پول را به دوستانشان ، گروهشان و هدفشان
نفروختند ...
بگذریم .
امروز خانمسخنران گفت :
" مادر یعنیپناه !
خوشبهحال افرادی که میتوانند پناه باشند ..مادر باشند .. فرقی ندارد چه سنی داشته باشند .. ویژگی مادری برای همه قابل بدست آوردن است ."
امشب باز هم به سمت هیئت نوپایی رفتم
که نهایتا مداح و سخنرانش ۲۰ مستمع دارند ..
ولی با کیفیت است .. زیبا است و از حق نگذریم
غذاهایش هم به دلیل مادرپز بودن خوشمزه است ..
خدایا !
من را درگیر ِطمع خواستن چیزی اشتباه و مادی
نکن که میدانم عاقبت ندارد ...
خدایا ؛
مرا از بندگانی قرار بده که دلیل خنده و رفع غم
بندگان دیگرت هستند ..
[ شبپنجممحرم ]