هدایت شده از | خیال های نه چندان دور🍉🕊|
در واقع وقتی پای نینی در میان باشه کار های دیگه ناچارا کنار میره😂💘
ویین
زخمان دستانم را نظارهگر میشوم .. با دقت آنها را وارسی میکنم تا مبادا سوزش بیافتد بر جانشان ..
زخمان دستم دارد روبه بهبود میرود ..
مانند مرتبههای گذشته ترسناک نبودند ؛
اما هنوز تمایل دارم
با خجالت آنها را با چسبزخم پنهان کنم .
امروز اولین مرتبهای بود که به زخمهایم اجازهء تنفس دادم و آنها را در حصار چسبزخم زندانی نکردم .