eitaa logo
چاه نویس
277 دنبال‌کننده
88 عکس
17 ویدیو
0 فایل
بسم الله الرحمٰن الرحیم «صدای حقیقت در میان سکوت‌ها | جایی برای حرف‌های نگفته و تغییرهای واقعی» - در جُستجویِ آنچه نمی‌دانیم هستیم ؛ داریم بار سفر میبندیم ؛ ابد در پیش داریم. #صلوات‌‌بفرست‌مؤمن. یادداشت‌های یک روحِ پیر برای آیندگان، یادم کنید.
مشاهده در ایتا
دانلود
عبد، پیش از آنکه بنده‌ی خدا باشد، باید از بندگیِ غیرِ خدا آزاد شود. این جمله شاید در نگاه اول متناقض به نظر برسد؛ اما مگر عبودیت جز این است؟ آدمی یا باید یک ارباب داشته باشد یا ارباب های بسیار. اگر خدا را از مرکز عالمِ وجودت کنار بذاری، خلأ به وجود نمیآد؛ جای خالی را چیزهای دیگری پر می کنند. یک روز پول، یک روز شهرت، یک روز نگاه مردم، یک روز تن، یک روز قدرت، یک روز محبوبیت. و عجیب آنکه انسانِ امروز، در حالی که خیال می کند آزادتر از همیشه است، گاهی اسیرِ چیزهایی ست که حتی جرئت ندارد اسمشان را بت بگذارد. امیرالمؤمنین علیه السلام در آن تعبیر تکان دهنده می فرماید: أَیُّهَا النَّاسُ، إِنَّ الدُّنْیَا دَارُ مَمَرٍّ لَا دَارُ مَقَرٍّ دنیا خانه‌ی گذر است، نه خانه‌ی ماندن. اما مسئله فقط این نیست که دنیا ماندگار نیست. مسئله این است که تو در خانه ای که قرار نیست بمانی، چقدر خودت را صاحب خانه فرض کرده ای؟ شاید اولین قدمِ عبودیت همین باشد این من که همه جا خودش را مالک میداند، یک روز آرام بگیرد. نه اینکه نابود شود؛ بلکه بفهمد مالک نیست. بنده است. و چه آزادی عجیبی ست آدمی که دیگر مجبور نیست برای حفظِ چیزهایی که مالِ او نیستند، خودش را به هر قیمتی بفروشد. رآوی | 1405
شاید تأخیرِ بعضی دعاها، فاصله‌ی خدا با ما نباشه؛ فاصله‌ی ما با ظرفیتی باشه که برای گرفتنِ اون نعمت لازم داریم.
آدمی تا وقتی خودش رو مرکزِ عالم میبینه، حتی خدا رو هم با خواسته های خودش اندازه میگیره؛ بندگی از جایی شروع میشه که «من» کمی عقب بره.
چاه نویس
خدایا میشه؟
چرا تو را غمگین می‌بینم؟ :)) مگر از بهشت محرومت کرده‌اند یا به جهنم وعده‌ات داده‌اند؟
الهی.. من آنقدر تو را با خواسته هایم صدا زدم که یادم رفت خودت را بخواهم. چه میدانم.. شاید اجابتِ واقعیِ بعضی دعاها این باشد که آدم، خواسته اش را از خدا پس بگیرد و خودِ خدا را بخواهد.
خدایا شکرت بابت هر چیزی که دادی و صلاحم در آن بود، و بابت هر چیزی که ندادی و خیر و صلاحم در آن نبود؛ که تو بر ما داناتری، حتی آن جا که خودمان گمان می کنیم بهتر می دانیم چه می خواهیم. شکرت برای درهایی که به رویم گشودی، و درهایی که بستی تا به راهی نروم که پایانش به زیان من بود. برای خواسته هایی که برآورده کردی، و خواسته هایی که به تأخیر انداختی تا زمانِ درستش برسد، و حتی برای آن هایی که هرگز نصیبم نشدند؛ چون تو چیزی را از من دریغ نمی کنی، مگر آن که حکمتت در آن باشد. خدایا، به من آنقدر معرفت بده که میان نداشتن و محروم شدن فرق بگذارم؛ بفهمم هرچه از من دور کردی، لزوماً شرّ نبوده و هرچه به من بخشیدی، لزوماً به خاطر شایستگی من نبوده؛ همه اش لطف توست. پس اگر دادی، شاکرت باشم، اگر ندادی، به حکمتت اعتماد کنم، اگر دیر دادی، بی صبری نکنم، و اگر چیزی را از من گرفتی، آنقدر به تو یقین داشته باشم که نپرسم چرا؟ بلکه بگویم خدایا، تو میدانی و من نمیدانم؛ و همین برای آرام شدن دلم کافیست.
چاه نویس
خدایا شکرت بابت هر چیزی که دادی و صلاحم در آن بود، و بابت هر چیزی که ندادی و خیر و صلاحم در آن نبود؛
خدایا، تو میدانی و من نمیدانم. خدایا، تو میدانی و من نمیدانم. خدایا، تو میدانی و من نمیدانم. خدایا، تو میدانی و من نمیدانم. خدایا، تو میدانی و من نمیدانم. خدایا، تو میدانی و من نمیدانم. خدایا، تو میدانی و من نمیدانم. خدایا، تو میدانی و من نمیدانم. خدایا، تو میدانی و من نمیدانم. خدایا، تو میدانی و من نمیدانم.
اگر نماز فقط انجام دادن چند حرکت بود، چرا آدمی می تواند نماز بخواند و باز هم دروغ بگوید، ظلم کند و حق مردم را بخورد؟ پس نماز دقیقاً قرار است چه چیزی را در انسان تغییر بدهد؟
قرار نیست چون کسی هم عقیده‌ی ماست، هر کاری کرد درست باشه؛ حق، با آدم ها اندازه گیری نمیشه.
اگر دینداری من، حالِ هیچ کس رو بهتر نمیکنه، بد نیست یک بار در دینداری‌م تجدیدنظر کنم.