ماکارونیمو پختم
ته نون صبحانه رو ریختم برای مرغ و خروسها
ایوون رو جارو کردم
با پسرها بازی کردم
حالا وقتشه با صدای دریا بشینم کتابمو بخونم
من برای زندگی تو تهران ساخته نشده بودم…
I wouldn't be trapped again. I had cut and bled and fought for my freedom. I would rip his head from his shoulders with my teeth before I
took his shackles.
📖Jasad Heir
Tales in Arms 🌷⭐
من هرگز دوباره اسیر نخواهم شد.زخمی شده بودم و خونریزی داشتم و برای آزادیام جنگیده بودم.
من قبل از اینکه در غل و زنجیر او بیوفتم سرش را با دندانهایم از شانه جدا خواهم کرد!! :))