❤️ سیاست #دلتنگ_کردن بلدی؟
❤️چَم و خَم جذب #همسر چی؟؟
❤️ ترفندهای #جذابیت و #دلبری چی؟؟
❤️ از زیر و بَم #نازکِشی چی میدونی؟؟
بیا ببین خانومها و آقایون #عاشق چیکار میکنن که یه لحظه از هم دل نمیکَنَن👇👇
http://eitaa.com/joinchat/2464546829C13cffb07df
☝️☝️😊
خودم اینجا مار #هفت خط شدم🙈 توهم بیا
من فیروزه ام، برادرم به زور منو به عقد رفیقش رحیم درآورد که رئیس باند مواد مخدر بود و هر خلافی ازش برمیومد. تا جون داشتم ازش #فرار_میکردم و نذاشتم دستش بهم بخوره تااینکه دکتر جوونی به روستامون اومد و با مهربونیش شد #سلطان_قلبم. حالا دیگه یه زن #شوهردار روستایی بودم که #عاشق یه بچه شهری پولدار شده بود. آوازهی عشقم تو آبادی پیچید و خبر به گوش رحیم رسید. از ترس جونم به دکتر پناه بردم که برادرم فهمید و اومد سراغم تا این لکه ننگو برای همیشه از رو پیشونیش پاک کنه ولی به محض رسیدنش به درمونگاه روستا #اتفاقی_افتاد که باعث شد نه فقط من بلکه پدر پیر و برادرم و حتی رحیم و همدستاش از روستا فراری بشیم👇😭
https://eitaa.com/joinchat/349241626C26d8f20839
من فقط یه بازیچه بودم و بس😔
من اخترم. تنها دختر خاندان بزرگ دزفولی که پدرم خان بود و ازهمون بچگی ناف من و به نام پسرعموم صابر بریدن که خیلی از من بزرگتر بود. وقتی ۱۲سالم بود صابر #عاشق دختر یه سرهنگ شد که بعد اون جنگ بین دو خونواده در گرفت. صابر مدتها سر این قضیه جنگید و وقتی دید #التماس و قهر و دعوا فایده نداره و از اونجایی که بدون پول نمیتونست ازدواج کنه و پدربزرگم شرط کرده بود اول بامن ازدواج کنه تا بتونه به مال و منال برسه تن به این ازدواج داد ولی هیچوقت پیش من نیومد. تااینکه خونوادهها متوجه شدن و بشدت به هم ریختن. صابر برا اینکه دهن بقیه رو ببنده یه شب #اومد_سراغم و...👇😓
https://eitaa.com/joinchat/423821411C3abf031035