eitaa logo
•[ وصـٰال ]•🌵
10.6هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
257 ویدیو
0 فایل
اینجا عشق می‌نویسد و ما همه شنونده ایم💙🌻 - شرایط تبلیغ؛← https://eitaa.com/joinchat/1630077199C6828ccc3ed بامـن بگۈ...(:.✨👇🏼 https://daigo.ir/secret/5391312462 اشتراک فقط با اسمِ چنل:)! @Kowsar_84
مشاهده در ایتا
دانلود
تکرار قشنگ نام تو ، شعرِ من است ..🧡 -حسین شادمهر
💭 محبوب من تابستان را دیوانه کردید حالا می خواهید پاییز را دیوانه کنید ؟ بیچاره پاییز که مثل من درکوچه ها پخش و پلا شده محبوب من پاییز را به خاطر شما دوست می دارم! درخت های برهنه، غروب ها.... :)) ♥️ -محمد صالح علاء
گرمِ گرم ..❤️
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نشست تو ماشین. دستانش مےلرزید. بخارے رو روشن کردم، گفت: ماشین ِ تو بوے ِ دریا میده ... گفتم: ماهے خریده بودم! گفت: ماهے ِ مرده کہ بوے دریا نمیده! گفتم: هر چیزے موقع مرگ بوے اونجایے رو میده کہ دلتنگش مےشده ... گفت: یعنی منم بمیرم ، بوے حرمِ امام رضا میدم ... ؟💛🙂
میدونی دلبر ‌قشنگ ترین خاطرم ازت اونجایی نبود که بار اول دیدمت.. اونجایی بود که میدونستیم یه چیزی تو دل جفتمون هست و نمیگفتیمش سخت بود نگفتنش ولی به هر بهونه ای تو دید هم قرار میگرفتیم و قشنگ ترین لحظش لحظه های بازی چشمامون بود.. الکی مثلا من حواسم نبود.. تو زل میزدی به من الکی مثلا تو حواست نبود.. من زل میزدم به تو :) یادته؟❤️ -مانلی آوین
شبتون آروم و قشنگ 🌙
تنهایی آدم رو کم‌طاقت می‌کنه. دلتنگی از یه آدمِ تنها، موجودی غمگین و بی‌منطق می‌سازه. یه وقتایی بینِ این همه آدمِ غریبه و آشنا، به این محتاجیم که حضورِ کسی رو کنار خودمون حس کنیم. کسی که شنونده‌ی بهانه‌‌های ریز و درشت‌مون باشه. یه نفر که بشنوه و لبخند بزنه. گوش کنه و به دل نگیره. شنونده باشه و سکوت کنه. یه ‌نفر که تویِ اوجِ بی ‌منطقی‌مون، صبور‌ترین آدمِ دنیا باشه. خیلی وقتا ما خودمون می‌دونیم حرفی که می‌زنیم منطقی نیست، اما یه نفر باید باشه تا تویِ چشمامون نگاه کنه و برای چند لحظه حقی که نداریم رو بهمون بده. کسی چه می‌دونه، شاید ما اون لحظه فقط تشنه‌یِ توجهیم، فقط کمی توجه. تنهایی آدم رو کم‌طاقت می‌کنه...👩🏻🖤 -پویا جمشیدی
•[ وصـٰال ]•🌵
-یک فنجان شعر 🦋💙 تدبیر کنم هر ‌شب تا دل ز تو بر‌گیرم چون روز بر‌آرد سر، مهر تو ز‌ سر گیرم دل با تو
-یک فنجان شعر🦋💙 خیال آمدنت دیشبم به سر میزد نیامدی که ببینی دلم چه پر میزد به خواب رفتم و نیلوفری بر آب شکفت خیال روی تو نقشی به چشم تر میزد شراب لعل تو می‌دیدم و دلم میخواست هزار وسوسه‌ام چنگ در جگر میزد زهی امید که کامی از آن دهان می‌جست زهی خیال که دستی در آن کمر میزد دریچه‌ای به تماشای باغ وا میشد دلم چو مرغ گرفتار بال و پر میزد تمام شب به خیال تو رفت و، می‌دیدم که پشت پرده‌ی اشکم سپیده سر میزد -هوشنگ ابتهاج