درسی اساسی
اجازه بدهید از نظر نامحبوب خودم دربارۀ سوریه و علویان سوریه پردهبرداری کنم!
صد البته، همانطور که جناب رهبر فرمودند، سوریه که به این روز درآمد، کار آمریکا و اسرائیل بود و بیشتر کار آمریکا؛ اما و بازم اما، تقصیر خود علویها و شیعیان سوری هم بود؛ خیلی هم مقصر بودند.
چرا؟
اولاً از لایۀ دولت علوی صحبت کنم؛ بهویژه حزب بعث!
حزب بعث اجازۀ هیچ تغییری در سطح حاکمیت را نمیداد؛ حتی تغییراتی که مد نظر بشار بود. دیکتاتوری مطلق؛ تمام منابع را برای خودشان میخواستند و ... خب اینها را میدانید.
این یعنی انفجار؛ حالا حتی اگر خود مخالفین -که شامل بیشتر مردم میشد- هم نتوانند تغییری ایجاد کنند، به محض رسیدن کمک خارجی، با تمام توان ازو کمک میگیرند و نتیجهاش میشود سوریۀ الان!
اما سطح دوم سطح یعنی سطح مردم، بهویژه خود علویها و کمابیش شیعیان (که البته شیعیان اقلیت محض بودن)؛ اینها چه وظیفهای داشتند؟ وظیفۀ اولشان این بود که با این استبداد مقابله کنند؛ یعنی با اینکه قدرت دست خودشان بود اعتراض کنند تا جایی که بعث میفهمید رفتهرفته بین طرفدارانش هم جایی ندارد.
ممکن است بگویید: خب حزب بعث با اینها هم مقابله میکرد!
پاسخ من: کشتار علویها را میبینید؟ شکنجۀ علویها را میبینید؟ تحقیر علویها را میبینید؟
اگر خود علویها اعتراض میکردند شاید از طرف حزب بعث نصف این هم کشتار، شکنجه و تحقیر نصیبشان نمیشد؛ البته منظورم نصف تا الان است؛ نه نصف کشتاری که تا آینده خواهند کرد؛ خدا به خیر کند!
اگر علویها این وظیفۀ خودشان را به خوبی انجام میدادند، سنیها هم اعتماد بیشتری به علویها پیدا میکردند و پس از سقوط، قطعاً علویها دچار این بلا نمیشدند؛ قطعا.
وظیفۀ دوم علویها چه بود که انجام نمیدادند؟ گفتگوی مردم با مردم! باید با مردم دیگر گفتگو میکردند، انس میگرفتند، منطق خودشان را با نرمی توضیح میدادند؛ منطق اشتباه آنها را گوشزد میکردند و حتی، دوباره و حتی، دیدگاههای منطقی آنها را میپذیرفتند.
چرا مردم دست به چنین کارهایی نزدند؟ بهنظرم یکی از دلایل عمدهاش این بود که اهل مطالعه نبودند؛ تاریخ ملل را نخواندند؛ دربارۀ تاریخ ملل با هم گفتگو نداشتند و اساساً تلاش نکردند که مسائلشان را با نگاه به واقعیت، حل و فصل کنند.
خلاصه، نه حاکمیت در سوریه وظیفۀ خود را به خوبی انجام داد و نه مردم.
و در آخر اجازه بدهید بگویم، فلسطین که فلسطین شد هم ناشی از همین غفلت و کمکاری بود.
الحمدلله رب العالمین
درضمن، حالا اگر فکر میکنید مفید بود، لطفا به دوستان و آشنایانتان ارسال کنید به هر شیوهای که صلاح میدانید.
مبانی تحلیل و رفتار جناب ظریف (که غلط از آب درآمد):
آمریکا قدرتی است که هر رقیبی را خیلی زود و سخت شکست میدهد!
حتما گوش بدید
عموم مردم توقع دارند که حداقلهای زندگیشان تأمین باشد، بدون دغدغه و با یارانه؛ حالا چه از طریق درآمدهای نفتی و چه درآمدهای مالیاتی.
اما سرمایهدار جماعت -برای تأمین کارگر ارزان یا همان برده- این ذهنیت را برای همۀ ما ایجاد کردهاند که این باعث تنبلی ما میشود و آیندۀ کشور و خودمان را نابود خواهیم کرد!
جالب است که اگر فرزندان خود را هزار برابر این ما یحتاج ضروری تأمین کنند، تنبل نمیشوند و آیندۀ بچههایشان نابود نمیشود، آیندۀ بسیار بهتری خواهند داشت و دوباره میتوانند ثروتهای کشور را تصرف کنند! علاوهبراین آیندهسازان کشور خواهند شد!
شرح بیشتر از جناب دانشطلب:
https://t.me/daneshtalab1/27
یادداشتی را دیدم از محققین علوم انسانی که بیش از ۷۰ درصد سعادت را ناشی از ارتباط محبتآمیز و یاری بهیکدیگر میدانست.
اگر این درست باشد، باتوجهبه اینکه ارزشهای غربی و بهویژه ارزشهای آمریکایی فردگرایانه است، هنجارها و قوانین غربی ما را بهسوی لذت بیشتر میکشانند و ارزشهای اسلامی ما را به قلب سعادت و خوشبختی پرتاب میکند.
سنگر ✊ | جواد محمدنیا
یادداشتی را دیدم از محققین علوم انسانی که بیش از ۷۰ درصد سعادت را ناشی از ارتباط محبتآمیز و یاری به
28.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارزشهای فردگرایانه باعث میشه ثروتمند انفاق نکنه، قدرتمند کمک نکنه، بیحجاب زندگی دیگرانو از هم بپاشونه و مادر؟ این فیلمو ببینید:
ایرانیان عزیز! توجه کنید!
شما از کجا فهمیدید که اسد جنایتکار است و همراهی با او شراکت در ریختن خون مردم است؟
آفرین، از رسانههای غربی.
آیا همانها از جنایات جولانی میگویند؟! خیر.
اگر بگویند به این نتیجه نخواهید رسید که جنایتهایش صدها برابر اسد است؟!
با آنها چه میتوانیم بکنیم
با خودم میگویم، آیا اسرائیل و هیئت تحریر شام، دنبال آزادی و زندگی ما هستند؟ پس چرا آن نوزادان و کودکانی که دنبال آزادی و زندگی بودند را کشتند؟!
اگر از آنها چیزی نخواهیم، کاری با ما ندارند؟ پس چرا آن نوزادان و کودکانی را که از آنها چیزی نخواستند، کشتند؟!
اگر ثروتمان را تقدیمشان کنیم و دنیایمان را فدایشان کنیم، دیگر ما را رها خواهند کرد؟ پس چرا آن نوزادان و کودکانی را که اموالشان را به یغما بردند کشتند؟!
اگر کارگر و بردۀ آنها باشیم، رهایمان میکنند؟ پس چرا آن نوزادان، کودکان، نوجوانان و دخترکانی را که میتوانستند بردۀ آنها باشند، کشتند؟!
اگر برایشان هیییچ خطری نداشته باشیم، با ما کاری ندارند؟ پس چرا آن نوزادان و کودکان را کشتند؟!
به فکر نابودی من و شما نیستند؟ پس چرا آن نوزادان و کودکان را کشتند؟
آمریکا و ترکیه چطور؟ پس چرا از اسرائیل و هیئت تحریر شام را با تمام قدرت، حمایت میکنند؟!
آیا اینها توهم و اشتباه من است؟ پس چرا دهها و صدها نوزاد و کودک و نوجوان و دخترک را کشتند؟!
اگر من اینها را نفهمم، چه خواهد شد؟ آن نوزادان، کودکان و ... هم نفهمیدند!
پس در این دنیای تنگ که هر دو طرف را نمیتواند در خودش جای دهد، یا ما باید باشیم، یا آنها!
این متن صرفاً یک نوشتۀ شبه ادبی نبود؛ دهها سؤال را با یک واقعیت نشان داد؛ واقعیتی مهیب و غیر قابل انکار.
سنگر ✊ | جواد محمدنیا
درسی اساسی اجازه بدهید از نظر نامحبوب خودم دربارۀ سوریه و علویان سوریه پردهبرداری کنم! صد البته، ه
این نکاتی را که از سوریه فهمیدم، میخواهم روی ایران خودمان پیاده کنم. یعنی میخواهم بفهمم که در این اوضاع نسبتاً آشفتۀ ایران چه از دستمان برمیآید.
من فکر میکنم با آنکه کشورمان اسلامی است ولی مثلاً ربا هست یا مثلاً بیحجابی به اینجا رسیده، روند خوبی داشته!
از اینکه روند خوبی داشته منظورم چه بود؟ منظورم این بود که در کشورداری هم جانب اسلامیت را رعایت کردهاند و هم جانب مردم را. آیا منظورم این است که اسلام در مقابل مردم است؟ خیر؛ منظورم این است که عدۀ زیادی این احکام را قبول ندارند و نتیجه این شده اسلام به صورت ناقص پیاده شده.
یعنی اینطور نبوده که به هر قیمتی اسلام پیاده شود؛ البته همین مقدار از اسلام هم اینطور نبوده که پشتیبانی نداشته باشد. اتفاقاً پشتیبان بسیار قوی مردمی هم وجود داشته؛ که اگر نداشت تا به حال چیزی از اسلام نمانده بود.
ازطرف دیگر در بحث انتخابات با اینکه معیارهای قانونی و اسلامی برای تأیید صلاحیت اعمال میشود، گاه کسانی رأی میآورند که مانند بنیصدر با قانون اساسی مخالفاند! همچنین گاه اختلافات بسیار زیادی میان نامزدها وجود دارد که تا حدودی منعکس کنندۀ تفاوتهای مردم است.
بههرحال فکر میکنم در سطح قدرت، رابطۀ میان قدرت، مردم و اسلام به خوبی پیش میرود، قابل قبول است.
اما ما چطور، به اندازۀ کافی گفتگو میکنیم؟ طرفداران اسلام و انقلاب و مقاومت با مردم صحبت میکنند؟ خودشان را میفهمانند؟ طرف مقابل را میفهمند؟ یا اینکه اگر گفتگویی مهم پیش آید، بهجای فهمیدن و فهماندن، فحاشی اوج میگیرد؟!
وظیفۀ مایی که دلسوز انقلابیم، گفتگو و تولید محصولات قانعکنندهاست.
خلاصه، قدرت وظیفهای دارد و ما مردم وظیفۀ دیگر. وظیفۀ مردم دربارۀ مردمداری کمابیش قابل قبول است، اما وظیفۀ ما در گفتگو و حل مسائل و تذکر به حکومت خوب نیست.