من شاید کلی اذیتت کنم ، سر به سرت بذارم و باهات شوخی کنم، اما خدا میدونه خیلی بیشتر از اونایی که شب تاصب قربون صدقت میرن دوست دارم :)
دلم میخواست بشینم براش بگم که چرا ته قصه مون اینطوری باید تموم بشه همه خاطره ها و حرفا مثل یه نوار از مغزممیگذشتن و کاری جز اینکه سرمو بین دستام بگیرم تا از بین برن ،از دستم برنمیومد
صدای خندش،دیگه داشتم کلافه میشدم کله خونه رو طی کردم نفسم صدبار حبس شد دستم رو شمارش مکث کرد ولی باز ویساش تو سرمپلی میشد
من ادمه بد قولی نبودم،من ادمکثیفی نبودم من نمیخواستم برم..بعضی رفتنا فقط ادمارو نجات میدن بعضی خدافظی ها یه سلام دوباره برا شروع یه زندگین
نشستم جلو پنجره زل زدم به ماه یه صدایی تو مغزم پلی میشد:هی کاره درستی کردی؟ و کلی جوابای بی منطق جلوش!
یه صدایه دیگه:اصلا دوسش داشتی؟
'دوستش دارم واسه همین میخوام همیشه لبخند بزنه'
+ راستی چیشد انقد نسبت بهش بی تفاوت شدی؟
- خسته شدم.
+ از چی؟!
- از جون کندن، از تلاش، از علاقه ای که تهش میرسه به بنبستی.
+ یعنی الان دیگه مهم نیست بودو نبودش؟
- نه.
+ چقد قاطع، بهت نمیخورد از اون همه علاقه دست بکشی و ادم سردی بشی.
- اره بهم نمیخورد، ولی عوض شدم، شدم ادمی که ارزش خودشو برا آدمای زندگیش به هر دلیلی پایین نمیاره.
+ یعنی الان با بی تفاوتی ارزش خودت بالا رفت؟!
- 100% ، من علاقه ای رو گذاشتم کنار که تهش هیچ بود، این یعنی ارزش من.
+ دلتنگش نمیشی؟! بازم دلت برا روزای قبل تنگ نمیشه؟
- راستشو بگم؟
+ آره.
- نه، وقتی میزارم کنار همه چیزو باهم میزارم کنار، خاطراتم کم کم داره فراموش میشه و همین الانم اثر زیادی ازش نمونده.
با گذشت زمان صد در صد اینو میفهمی که هیچ اتفاقی فراموش نمیشه و اون اتفاق تو ذهن و قلب تو فقط کمرنگ تر میشه؛
اگه اون عشق واقعی و اون احساس یه حس عمیق باشه هیچیش فراموش نمیشه.
بلاخره یه روز، تو یه خیابون، وسط یه آهنگ، وسط یه فیلم، تو چشمای یه راهگذر، تو یه لحظه، یه ثانیه یهو همچی یادت میاد همه چی عینه یه خاطره از جلو چشمت رد میشه.
اون لحظه قلبت تیر میشکه و میفهمی هیچوقت چیزی که میشکنه مثل روز اول نمیشه.
وقتی که ذاتت خراب باشه ،
هیچوقت درس نمیشی و هر روز بیشتر ازدیروز توی باتلاق زندگیت فرو میری !
نفس میکشی،راه میری ،میخوری،میپوشی ولی زندگی نمیکنی هرگز!
اونجا که جوکر میگه: هرکسی که میخواد بره بذار بره، برای موندن هیچکس التماس نکن؛ چون یه روز همون التماس کردنا میشه نقطه ضعف تو و بر علیه خودت استفاده میشه!
یه کلمه لاتین وجود داره به نام راکینا
به معنی یه فضای خالی یا یه تیکه گمشده از داستان زندگیت؛ درست مثل کسی که بی خداحافظی رفته،
مثل کسی که جای خالیش به وضوح احساس میشه،
مثل یه تیکه از مهمترین خاطراتت..
تو میتونی منو با هر چیزی کوچیکی خوشحال کنی و این کاریه که بقیه نمیتونن انجام بدن، تو میتونی با یه پیام، یه نگاه، یه لبخند، اصلا با بغلت منو به بهترین حال تبدیل کنی و کل روزم رو بسازی ..
کاش کسی بود که می تونستم ساعت ها تو بغلش گریه کنم و اون فقط بغلم کنه و هیچی نگه، کسی بود که می تونستم بدون وقفه واسش حرف بزنم و از غرغر هام بگم و اون فقط در سکوت بهم گوش بده، کسی بود که می تونستیم رو تخت دراز بکشیم و ساعتها آهنگای مورد علاقمون رو گوش کنیم و به سقف زل بزنیم و از خاطرات مسخرمون واسه هم تعریف کنیم کاش یکی باشه که بیخیال از همه دنیا و دغدغه هاش چند ساعت باهم به هیچ چیز فکر نکنیم و روزمون رو به مسخره ترین روش ممکن بگذرونیم.
- چرا نمیذاری ادما چهره ی خوب تورو هم ببینن.
+ چون وقتی ادما خوبی ببینن انتظار خوبی دارن، من نمیخوام زندگیم رو براساس انتظارات انسانهای دیگه بنا کنم.
- Vampire diaries