eitaa logo
41 دنبال‌کننده
46 عکس
7 ویدیو
0 فایل
• نامه هارا می‌نویسم ، بایگانی میکنم... • Private
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از شماره "۱"
چطوری از تیمو می‌ترسید؟ اون خیلی خوبه... اون هم جوون مرده هم وفاداره هم... وای تیمو عالیه
اگر بعد از اینکه شهر خرس و خوندم نیک نیم انتخاب میکردم ، صد در صد بنی بود و می‌خوام این کار و حالا بکنم . نمی‌دونم ، شاید عجیب باشه یا هرچی ... چون خیلیا نمی‌شناسنش . ( و خب این خوبه ...) ولی خب نتونستم با خودم مبارزه کنم .
تعظیم کتنیس تو یه لول دیگه از برنده بودنه.
Lair
تعظیم کتنیس تو یه لول دیگه از برنده بودنه.
سینا جالب تر از اون بود که بمیره . لعنت بهت اسنو .
مجدد می‌خوام بگم دایی کم سن تو یه لول دیگه از شیطنته .
از دور شاید جالب اما از نزدیک غیر قابل تحملم./
هدایت شده از ' اتاق 95 '
حس اضافه بودن و بی تعلقی هم بد حسیه ؛ برا مثال حس میکنم تو ایتا اضافه تر از من ، باز خودمم...
یه بی حوصلگی خاصی در من موج می‌زنه... نسبت به نوشتن ، خوندن ، دیدن ، حرف زدن ، گوش کردن ، رفتن ، اومدن ، فعلا فقط خواب ....
این چند روز یجوری ذهنم درحال فرو پاشی بوده که حد و حساب نداره.
نمی‌دونم چی نیاز دارم ، یا چی خوبه که نیاز داشته باشم ، اما تنها کاری که میخوام فردا بکنم اینه که کافئین برسونم به این بدن معتاد و کتاب برسونم به این ذهن معتاد .
یه وضع بدیم دلم میخواد باز پخش شم رو کاناپه و مثل چند هفته پیش ران بوی ران گوش بدم . یا هر چیز دیگه ای ... شایدم خفتهٔ اسمیتز . هرچیزی که باعث شه باز بی نهایت باشم .