eitaa logo
دانلود
سالها بعد از شکستن دلم، کاغذی دستم را برید و من سخت گریه کردم. مگر چقدر دردناک بود؟ برای منی که دنبال بهانه بودم، بسیار.
من بلدم آن‌قدر دیر بخوابم که اندوهم را خواب کنم. اما یکی به من بگوید کِی از خواب بیدار شوم که اندوه، زودتر از من بیدار نشده باشد؟
‏می‌دونید؟ آدمیزاد بالاخره باید دلش به یه‌چیزی خوش باشه. باید یه‌نوری ببینه تهِ این تونل، تهِ این تاریکی. اگه نتونه یه‌روزنه‌ای پیدا کنه، قلبش نمیکشه. کم میاره. می‌افته.
«انا حملنا الحزن اعواما، و ما طلع الصباح». ما غم را، سال‌ها با خود کشیدیم، اما صبح نیامد.
دنیا مرا فروخت، ولی کاش دست کم چون بردگان مرا به تماشا نمی‌گذاشت..
و عمر چون به سر آید، به این امید دِهَم جان که دست قاسم(ع) تو بر لبم عسل بگذارد..
Willi
دلِ من غصه‌ی دیروزو نخور، چشم به‌هم بذاری باز محرمه.‌.