DΞMIGØD II
لبخند زدم و به صندلی تیره و ناراحتم تکیه زدم.دست های غولآسای تایسون از صندلی پشت شانههایم را فشرد
آرچییییییی آرچیییییییی بینظیر بوددددد
DΞMIGØD II
فکر میکردم جدی کسی نمیخون-😭😭
فقط یکبار نمیخون-
دست کمکم پنج شیش باررر-