eitaa logo
دانلود
بچها خیلی خنده دار بوده عکسایی که میگرفتم. فقط یه چیزای جالبی تو ذهنم بوده که نمیتونستم درست ارائه بدمشون.
ادبار
مثلا میخواستم از این عکسا بگیرم که قیافه هاشون معلوم نیست.
الان یادم افتاد روز اخر اردوی راهیان انقدر صدام خراب شده بود که یجاهایی کلا میرفت و من داشتم به لال بودن عادت میکردم.
اون یه چسنمکه و من اینو دوست دارم چون دقیقا سطح طنز منه🙏🏻 ما میتونیم باهم چسنمک باشیم و احساس تنهایی نکنیم.
هدایت شده از [دیـمــا]
اینا ویژگی های پیامبره بعد من میگم عطر میخوام دعوام میکنن میگن‌چخبرته همش عطر عطر عطر😔
ادبار
اینا ویژگی های پیامبره بعد من میگم عطر میخوام دعوام میکنن میگن‌چخبرته همش عطر عطر عطر😔
بابام درحال بازگو کردن این فکت که پیامبر یک سوم درامدشون رو عطر میخریدن، بعد از اینکه انقدر جلوی عطر فروش با پوزخند چونه زد که من مجبور شدم عطری که حال نمیکردمو فقط بخرم که بریم بیرون:
ادبار
بابام درحال بازگو کردن این فکت که پیامبر یک سوم درامدشون رو عطر میخریدن، بعد از اینکه انقدر جلوی عطر
بابام درحال تصور اینکه چقد خفن بنظر میاد وقتی با پوزخند چونه میزنه و گول فروشنده رو نمیخوره:
من در حال خوردن گول فروشنده:
من درحال ناراحت شدن از اینکه چرا بابام مثل من گول نخورد: