eitaa logo
دانلود
اونجا کمتر دلقکم.
اینجا همینجوری میمونه، اون کلا هدفش یذره فرق داره.
روی که نکوست واقعا از صبحش پیداست، هفت صبح تو مترو خواستگار پیدا شد برام.
‌
ادبار
با حراست دانشکده مون آشنا بشید.
جل الخالق بچها اومدم سوار تاکسی بشم و تاکسیش برقیه.
از پنجره بقیه رو نگاه میکنم و احساس وی‌آی‌پی بودن دارم.
پنج تومن بیشتر گرفتی عموتاکسی، ولی چون گاز میدی بخشیدمت.
هرچند که این راهش نبود.
ادبار
حراست خوابش میومد.