eitaa logo
دانلود
اقا یه چایی ما رو نجات داد.
ادبار
📁 پرونده شماره ۰۲۵ : ادبار سطح خطر: دلقک‌بودن در حد هشدار قرمز اتهام اول: دلقک‌بازی در سطح ملی 🤡
حالا شما منو جدی نمیگیرید ولی ملت اسم بچه منم انتخاب کردن فکر میکنن من الان حداقل دو ساله ازدواج کردم.
حاج خانوم تو مترو دو متر رو از در اونطرفی یجوری توی دو قدم پرواز کرد تا این همه صندلی خالی رو رد کنه و دقیقا وقتی من نیم خیز نشسته بودم نشست زیر من که گوشه صندلی بشینه. بعدش من رفتم اونطرف روبروش که اونجا هم خالی بود نشستم، با دستش زیر چونه بهم لبخند زد. چیبگم والا حاج خانم؟ هرجور صلاحه.
پشمای همون دو سه نفر توی قطار هم ریخته بود.
وای خاکتوسرم سامانه صدقه ام خراب شده حالا چیکار کنم😭
حالا چجوری تا تقی به توقی خورد صدقه بدم😭
بازگشت شکوهمندانه ساعتم به آغوش گرم خانواده رو به خودم تبریک میگم.
دارم دوز روزانه آفتاب میبینم.
قسمت ۳ ام تازه.
بچه اول و وسطو بذارین کنار، این خونه قلقش دست خودمه. از دفعه بعدی بخوام کسی رو برای چیزی قانع کنم کمیسیون میگیرم.
اینم از تبعات نقش فرعی بودن توی خونه و همیشه حاضر و ناظر بودنه. این تسلط به همه ادمای این خانواده رو هیچکدومشون ندارن. همشون میان پیش خودم.
استاد به سروش صحت میگه فرهیخته.