#صلح_امام_حسن_و_رأي_اكثريت١
✍️ سید مهدی مرتضوی
بسم الله الرحمن الرحیم
🔹 در صفحه ۲۲۰ کتاب اخبار الطوال دینوری (قرن سوم) که از متون قدیمی و معتبر تاریخی است, سخنی از امام حسن مجتبی (علیه السلام) در پاسخ «حجر» نسبت به فلسفهٔ صلح با معاویه آمده است. امام تصریح می فرماید که چون من دیدم اکثریت مردم طالب صلح هستند و از جنگ بیزارند و از سویی دوست نداشتم آنهارا بر چیزی (جنگ) مجبور کنم که آن را دوست ندارند، برای حفظ جان شیعیانم از جنگ کناره گرفتم.
«انی رأیت هوی عظم أصحابی فی الصلح و کرهوا الحرب فلم احب أن أحملهم علی ما یکرهون فصالحت بقیا علی شیعتنا خاصة من القتل .....»
🔹 در روزهاي اخير به مناسبت شهادت امام حسن مجتبي عليه السلام يكي از اساتيد محترم حوزه علميه قم با نشر مطلب بالا، پاسخ امام را سخني بسيار زيبا دانسته و دو هشتگ #چرا_صلح؟ و #نظر_مردم؟ را براي آن برگزيده بودند.
🔹 به تبع ايشان يكي از شخصيتهاي سياسي كه خود را اصلاحطلب ميداند و متأسفانه از ابتداي انقلاب همواره گرفتار تندروي و افراط بوده است، اين مطلب را در توئيتر بازنشر داد.
🔹 يكي از مسؤولان بلند پايه نظام نيز در همين ايام گفتهاند:
امام حسن عليه السلام در پاسخ به اعتراض برخي از اصحاب خود در مورد پيمان صلح ايشان، فرمود جامعه اسلامي كه فقط شما ١٠ - ٢٠ نفر نيستيد. من در مسجد رفتم براي مردم سخنراني كردم و ديدم اكثريت قاطع صلح ميخواهند، صلح را انتخاب ميكنم.
🔹 موضوعات بالا را از چند جهت ميتوان ارزيابي كرد:
۱. تفسير صحيح از صلح امام حسن و فرمايش ايشان درباره راي اكثريت چيست؟
۲. امام حسن علیه السلام صلح با معاویه را از سر اکراه و اضطرار پذیرفتند یا با رضایت؟
۳. نيت دوستان مذكور از طرح اين بحث چيست؟
۴. طرح اين بحث در اين شرايط چه تبعاتي ميتواند داشته باشد؟
۵. شيوه صحيح مواجهه با مشكلات اساسي امروز ايران چيست؟
🔹 به نظر ميرسد حداقل با دو تفسير و تبيين درباره «صلح امام حسن» و فرمايش ايشان درباره «رأي اكثريت» مواجهيم:
🔹 تفسير نخست:
مبناي عمل حاكمان در حكومت، صرفا خواست اكثريت جامعه بايد باشد و تفاوتي ندارد كه مردم چه ميخواهند. حق همان است كه مردم ميخواهند. به عبارت ديگر ملاك حق، خواست مردم است و حكومت موظف است خواسته اكثريت را اجرا كند چه ديني باشد و چه ضد دين.
🔹 اين تفسير، با بيتوجهي به مباني اعتقادي مورد قبول قرآن و اهلبيت عليهم السلام و ناديده گرفتن حقايق مسلم تاريخي، تلاش ميكند سيره اهلبيت را تفسير به رأي كرده و قواعد دموكراسي سكولار را از آن استخراج كند.
🔹 تفسير صحيح:
🔸 در جايي كه عقل يا شرع، حقي را اثبات نكرده باشند، رأي اكثريت مردم ميتواند مبناي عمل قرار گيرد. مانند جايي كه خداوند ميفرمايد: و امرهم شوري بينهم.
🔸 در جايي كه عقل يا شرع با وضوح و صراحت، ما را به وجود حقي رهنمون ميشوند، رأي مردم، ملاك حقانيت يك امر نخواهد بود. در چنين مواردي، حكومت ديني و مومنان موظفند زمينه اجراي حق را فراهم كرده و براي اقامه آن جهاد كنند.
🔸 يكي از مقدمات اقامه حق، آمادگي و رضايت و خواست مردم است. در صورتي كه مردم حق را نشناسند يا به هر دليلي آن را نخواهند، دست مومنان و حكومت ديني براي اقامه حق بسته خواهد شد. زيرا حكومت ديني نميتواند از ابزارهايي همچون #تزوير و فريب يا #زور و تحميل، براي دستيابي به اهدافش استفاده كند.
🔹 بر اساس يادداشتهاي ديگر استاد بزرگوار حوزه، مشخص ميشود كه ايشان از يادآوري صلح امام حسن و مستند كردن آن به خواست اكثريت، به تفسير دوم نظر داشتهاند.
به نظر ميرسد آن چهره سياسي بيشتر به تفسير نخست متمايل است. اما درباره ديدگاه آن مسؤول محترم نميتوان براحتي قضاوت كرد. اميدواريم مرادشان تفسير نخست نباشد كه در اين صورت دچار #خطايي_بسيار_فاحش شدهاند.
فرض ميكنيم مرادشان همان تفسير صحيح است. با لحاظ اين فرض، هنوز نكات قابل تذكري در اين باره وجود دارد كه در يادداشت بعدي به آن اشاره خواهد شد.
#مردمسالاري_ديني
#طمع_دشمن
#جنگ_شناختها_و_ارادهها
#آرمانيگرايي_واقعبينانه
#آيه_الله_عندليب_همداني
#تاجزاده
#رئيس_جمهور
اگر میپسندید به اشتراک بگذارید
از طريق لينك زير ميتوانيد به كانال يادداشتها بپيونديد
✅https://eitaa.com/yad_dashtha
#سیستم_تصمیمگیری_کلان_سیاسی_در_ایران
بسم الله الرحمن الرحیم
🔸 حمید بیگلری مجری میزگرد: یکی از گیج کننده ترین موضوعاتی که برای ناظران در مورد ایران مطرح است این است که چگونه تصمیمات در ایران اتخاذ می شوند. روشن است که دولت ایران حضور دارد اما #گستره_قدرت_اجرایی آن کاملا مشابه بسیاری از دولت های دیگر نیست و اینگونه به نظر می رسد که برخی از این تصمیم گیری ها توسط رهبران مذهبی انجام می شود. برای مثال، شما به بحران گروگانگیری اشاره کردید. در این بحران هیچگاه روشن نشد که دولت بازرگان یا دولت بنی صدر تا چه اندازه بر این ماجرا کنترل داشتند. این پیچیدگی تا امروز هم ادامه دارد. آنهایی که در واشینگتن پذیرفته اند که روحانی یک اصلاح طلب است و به دنبال توافق جامع، شانس موفقیت او را پایین می دانند زیرا می گویند که در ایران مهم نیست که #رئیس_جمهور چه فکر می کند. #تصمیمگیری_نهایی توسط رهبری عالی جمهوری اسلامی ایران انجام می شود. این در حالی است که ایشان اعلام کرده اند عمیقا نسبت به آمریکا #بی_اعتماد هستند. از آنجایی که شما در ساختار تصمیم گیری در ایران حضور داشته اید، می توانید نحوه تصمیم گیری در ایران و نقش #رهبر عالی جمهوری اسلامی ایران در این زمینه را تشریح کنید؟
🔸 حسین موسویان: روند تصمیم گیری در ایران #مشابه_ایالات_متحده است. به این معنی که پارلمان ما نقشی مانند کنگره شما ایفا می کند و شورای امنیت ملی ایران نیز نقشی مانند شورای امنتی ملی آمریکا دارد. #اختیار_رهبر نیز بسیار مشابه #اختیار_رئیس_جمهور_آمریکا است. اگر به قانون اساسی توجه کنید در می یابید که قانون اساسی ایران 90 درصد مشابه قانون اساسی فرانسه است. هرچند که رهبری تصمیم گیری نهایی در سیاست خارجی را بر عهده دارند، ایشان نمی توانند تصمیم ها، قوانین و مصوبات مجلس را #وتو کنند. در سیاست خارجی ایشان تصمیم گیرنده نهایی هستند اما تجربه 30 ساله من در سیستم نشان می دهد که ایشان تقریبا در 95 درصد موارد تصمیم های اتخاذ شده از سوی شورای امنیت ملی ایران را وتو نکرده اند هر چند که در بسیاری موارد سیاستمداران می دانستند که ایشان به واقع به این تصمیم ها علاقه ندارند.
🔸 بیگلری: پس #نقش_رئیس_جمهور در تصمیم گیری چیست؟
🔸 حسين موسويان: رئیس جمهور رئیس شاخه اجرای قانون اساسی است. او در راس شورای امنیت ملی قرار دارد که مهمترین وزنه تصمیم گیری در سیاست خارجی و امنیتی به شمار می رود. شورای امنیت ملی توسط رئیس جمهور اداره می شود و هر آنچه که آنها تصمیم بگیرند باید به تایید رهبری برسد. رهبری اختیار وتوی مصوبه های شورای امنیت ملی را دارند اما در 30 سال اخیر ایشان یک یا دو درصد تصمیم های شورای امنیت ملی را #وتو کرده اند.
🔸 بیگلری: می توانید نمونه هایی از #رویکرد_پراگماتیک_رهبری جمهوری اسلامی ایران به جای #رویکرد_ایدئولوژیک ایشان را نام ببرید. با توجه به این نکته که ایشان بی اعتمادی عمیقی نسبت به آمریکا دارند؟
🔸 حسین موسویان: شما به یاد می آورید زمانی که مذاکرات هسته ای را در سال 2003 آغاز کردیم، سه کشور اروپایی – انگلیس، فرانسه و آلمان- دو اقدام را از ایران می خواستند: یکی شفافیت و دیگری تعلیق غنی سازی اورانیوم. مقام معظم رهبری با #شفافیت مشکلی نداشتند و به آن کارت سفید نشان دادند. اما مشکل در مورد #تعلیق_غنی_سازی اورانیوم بود که ایشان تاکید کردند ارتباطی بین شفافیت و تعلیق وجود ندارد. ایشان فرمودند که چرا باید غنی سازی را تعلیق کرد؟ ایشان به تعلیق غنی سازی علاقه نداشتند اما سرانجام شورای عالی امنیت ملی که در آن زمان #حسن_روحانی، دبیر آن بود تصمیم گرفت برای دوره ای و به منظور اعتمادسازی، غنی سازی را تعلیق کند. در آن زمان رهبری به این تصمیم علاقه ای نداشتند اما آن را #وتو هم نکردند. یک نمونه دیگر نیز زمانی بود که هشت دیپلمات ایرانی در افغانستان مورد سوء قصد #طالبان قرار گرفتند(1999). اکثریت در شورای عالی امنیت ملی از #حمله_به_افغانستان حمایت کردند اما رهبری این تصمیم را #وتو کردند. ایشان نمی خواستند با یک همسایه وارد #جنگ شوند.
اصل این گفتگو را می توانید در این آدرس بیابید:
http://www.irdiplomacy.ir/fa/news/1935481/
✍️ سيد مهدي مرتضوي
✅https://eitaa.com/yad_dashtha