ـ🌱🌱🌱
«وارونهسازی احساس» یکی از بازیهای روانیه که توی روابط سمی خیلی رایجه. بذار با یه مثال ساده برات بازش کنم:
⚠️
زن: “من احساس میکنم تو دیگه مثل قبل دوستم نداری”
مرد (با وارونهسازی): “آهان، یعنی این همه تلاشامو نمیبینی؟ پس من مقصرم که دارم جون میکنم برای این رابطه؟”
⛔️
اینجا زن اومده از یه احساس واقعی حرف بزنه، شاید یه ناامنی یا یه نیاز عاطفی… اما مرد، به جای اینکه گوش بده و درک کنه، اون احساس رو علیه خودش زن استفاده میکنه و بحث رو به سمت خودش میکشونه.
🤦🏻♀️
نتیجه؟ زن احساس گناه میکنه، ساکت میشه، فرسوده میشه، از نیازها و خواستههاش میگذره و کمکم یاد میگیره که احساساتش رو پنهون کنه
🌱دکتر_ساناز_شفعی
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
875.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍هنری فورد می گوید؛
اگر فکر می کنید
می توانید، پس می توانید
و اگر فکر می کنید،
نمی توانید پس نمی توانید !
این باور شماست که از شما
انسان قوی و توانمند و یا انسانی
ضعیف و ناتوان می سازد ...!
باور انسان می تواند او را ضعیف یا توانمند کند ..
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه وقتایی باید دورباشی
نزدیکی همیشه باعث عزیز شدنت نیست !
بخصوص که کلا عزیز نباشی
از قدیم گفتن دوری و دوستی
بیخودی نگفتن
باید دور باشی تا بفهمه
هیشکی واسش مثل تو نمیشه
بالاخره میفهمه
دیر و زود داره
ولی سوخت و سوز نداره !
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی دلت بشکنه...
تغییر میکنی
دیگه مثل قبل نمیخندی
مثل قبل معاشرت نمیکنی...
دل که بشکنه
دیگه دوست داشتن آدما
برات خیلی ترسناک میشه !
دیگه بی خود ریسک نمیکنی
چون دیگه نه جای زخم جدید داری
و نه تو آدمی هستی که بخاطر
تلافی یا فراموشی
با یه آدم دیگه وارد رابطه بشی...
بهای دلِ مهربون و شکسته
میشه خلوت و بی اعتمادی !
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همه چیز را کنار بگذار..
وقتی نمیتوانی با روزگار بجنگی!
همه چیز را کنار بگذار و دور شو...
نفسی تازه کن و از بودنت لذت ببر..
زندگی کوتاه تر از آن است
که ثانیه هایت را مسموم نبودن ها...
نداشتن ها یا باختن هایش کنی...
زندگی، درست مثل یک خنده ،
روی لب هایت زیباست...
بخند و ادامه بده...
زمین زیر پاهای توست که می چرخد...
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
واقعیت این است که تهِ تهَش
همه ی ما دلِمان برای "کودکی"
تنگ میشود که خودمان بود!
جسور و بی پروا،
شلوغ و پر سر و صدا شاید هم آرام...
اما سر زنده و بیخیال!
کودکی که در لحظه زندگی میکرد؛
اگر قهر میکرد قهرش تا قیامتی بود
که زود از راه میرسید!
وسطِ گریه هایش میخندید
و از همه مهم تر با خیالی راحت، میخوابید!
من این بار عجیب دلم کودکی را میخواهد
که از من بسیار دور است...!
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چقدر اشتباه مي کنند
اون هايي که مي گن:
مرد بايد قد بلند باشه…
مرد بايد چشم ابرو مشکي باشه…
مرد بايد ته ريش داشته باشه…
من که مي گم:
مرد بايد با وجود همه ي غرورش،
مهربون باشه…
با وجود همه ي لجبازيش،
وفادار باشه…
با وجود همه ي خستگي هاش،
صبور باشه…
با وجود همه ي سختي هاش،
عاشق باشه…
مرد بايد محکم باشه…
بايد تکيه گاه همسرش باشه…
مرد بايد،”مـــــــرد” باشه…
همين….
#دکتر_انوشه
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از داستان های جذاب
🚫🚫#قتل #وحشتناک #عروس در شب #نامزدی⛔⛔
🔴ساعت ۵ صبح از خواب بیدار شدم و دیدم برق اتاق دخترم همچنان روشن است اولش فک کردم شاید با نامزدش بیدار مونده ولی وقتی از کنار اتاقش رد شدم با دیدن در نیمه باز دلم شور افتاد کمی که نزدیکتر رفتم دیدم دخترم با چشمانی باز از تخت آویزان است .سریع داخل اتاق شدم و .....
https://eitaa.com/joinchat/617284776C67d808d310
❌❌❌❌❌❌❌❌❌❌❌❌
615.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روزگاری شده که معلوم نیست کی راست می گه کی دروغ،
دیگه هیچی رو نمیشه باور کرد،
نمیدونی کدوم راه درسته کدوم غلط،
دنیا با همه زرق و برقش عین شب تاریک بی نور شده...
خدا حواسش به شب های روزگار هست، واسه همین قسم خورده به شبی که می رود...
تموم می شه، حتی اگه ده برابر بشه،
تو منتظر صبح خدا بمون...
وَاللَّيْلِ إِذَا يَسْرِ ( سوره فجر آیه 4 ) و قسم به شب تار هنگامی که برود.
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
#داستانک
بچه که بودم، خونمون طبقه ۳ بود. مادرم هربار خریدی میکرد، سر راه اول میرفت نشون همسایه طبقه ۱ میداد و یه کم با هم خوشحالی میکردن و بعد میامد بالا.
امروز صب در حال تردد بودم، منشی اداره پیسپیس کرد بیا، لباسایی که آنلاین خریده بود رو نشونم داد ذوق کنیم.
ظهر رفتم انبار، از داداچ انبار پرسیدم امتحان گواهینامه موتور رو بالاخره پاس کرد یا نه. یه برقی زد چشماش و گفت آره، همینجا وایسا الان میام. رفت از تو ماشینش کلاه کاسکت و دستکشی که خریده بود رو آورد نشونم داد. بازم کلی ذوق و خوشحالی.
شب داشتم فک میکردم آدمیزاده واقعا، با همین بندهای کوچیک به دنیا وصله.
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751