eitaa logo
داستان های جذاب
70.3هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
9.5هزار ویدیو
2 فایل
🌴 کانال حکایت ها وپند ها 🌴 ✔️ با افتخار منبع اکثر کانال های هم موضوع هستیم ✔️ ✔️ منبع تمام پند و حکایت و داستان های زیبا هستیم ✔️ سخن بزرگان ✔️ تلنگر تبلیغات. @Baran_HQ 🌻باما همراه شوید 🌻
مشاهده در ایتا
دانلود
🗒 درسهای مهم زندگی : چیزی که سرنوشت انسان را میسازد “استعدادهایش” نیست ، “انتخابهایش” است … 🌱 برای زیبا زندگی نکردن، کوتاهی عمر را بهانه نکن؛ عمر کوتاه نیست، ما کوتاهی میکنیم ... 🌱هنگامی که کسی آگاهانه تو را نمی‌فهمد خودت را برای توجیه او خسته نکن! 🌱 بر آنچه گذشت، آنچه شکست، آنچه نشد، و آنچه ریخت... حسرت نخور... در زندگی اگر تلخی نبود، شیرینی معنایی نداشت. 🌱موانع آن چیزهای وحشتناکی هستند که وقتی چشممان را از روی هدف بر می‌داریم به نظرمان میرسند ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌱🌱🌱 📗پرفسورحسابی نقل می کند: در سالهای پیش از انقلاب در یکی از روستاهای نیشابور مشغول گذراندن دوران خدمت سربازی در سپاه بهداشت بودم. یکی از روزها سوار بر ماشین لندرور به همراه دکتر درمانگاه از جاده ای میگذشتیم که دیدم یک چوپان از دور چوبدستش را تکان میداد و به سمت ما میدوید، در آن منطقه مردم ماشین درمانگاه را می شناختند، ماشین را نگه داشتیم، چوپان به ما رسید ونفس نفس زنان و با لهجه ای روستایی گفت آقای دکتر مادرم سه روزه بیماره… به اشاره ما درب عقب لندرور را باز کرد و رفت عقب ماشین نشست… در بین راه چوپان گفت که دیشب از تهران با هواپیما به فرودگاه مشهد آمده و صبح به روستایشان رسیده و دیده مادرش مریض است… من و دکتر زیر چشمی به هم نگاه کردیم و از روی تمسخر خنده مرموزانه کردیم و به هم گفتیم: چوپونه برای اینکه به مادرش برسیم برای خودش کلاس میذاره… به خانه چوپان رسیدیم و دیدیم پیرزنی در بستر خوابیده بود، دکتر معاینه کرد وگفت سرما خوردگی دارد دارو و آمپول دادیم و یکدفعه دیگر هم سر زدیم و پیرزن خوب شد… دو سه ماه از این جریان گذشت و ما فراموش کردیم… یک روز دیدیم یک تقدیرنامه از طرف وزیر بهداری آن زمان آمده بود و در آن از اینکه مادر پروفسور اعتمادی، استاد برجسته دانشگاه پلی تکنیک تهران معالجه نموده اید، تشکر میکنیم… من و دکتر، هاج واج ماندیم، و گفتیم مادر کدام پروفسور را ما درمان کرده ایم؟ تا یادمان به گفته های چوپان و معالجه مادرش افتادیم… با عجله به اتفاق دکتر در خانه پیرزن رفتیم، واز او پرسیدیم مادر کدام پسرت استاد و پروفسور است؟ پیرزن گفت همانکه آن روز با شما بود… پسرم هروقت به اینجا میاید، لباس چوپانی میپوشد و با زبان محلی صحبت میکند… من و دکتر شرمنده شدیم و من از آن روز با خودم عهد کردم، هیچکس را دست کم نگیرم! و از اصل و خاک و ریشه خودم فرار نکنم... ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💌زندگیت رو با کسی که خدا تو زندگیش جایگاهی ندارد مقایسه نکن. نگو ببین چه خوشبخته ،ببین چه پولداره ،ببین چی داره من ندارم . اصلا حاضری خدا رو بدی جاش چیزایی که اون داره رو بگیری ؟؟ می‌دونم جوابت مثبت نیست میبینی تو خیلی ثروتمندی اونی که خدا نداره خیلی فقیره ، حتی اگر تمام دنیا رو داشته باشه . اَلَیْسَ اللهُ بِکافٍ عَبْدِه 🌱ﺁﯾﺎ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺶ ﮐﺎﻓﯽ ﻧﯿﺴﺖ؟ 📗ﺳﻮﺭﻩ ﺯﻣﺮ، ﺁﯾﻪ ۳۶ ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗ماجرایی جالب از عاشقی یک اسطوره! ﻫﻤﺴﺮ ﺯﯾﺪﺍﻥ ﺩﺭ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﺑﺎ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﭘﺎﺭﯾﺲ ﺍﺳﭙﻮﺭﺕ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﭼﻨﺪ ﻧﮑﺘﻪ ﺟﺎﻟﺐ ﺭﺍ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﮐﺮﺩ. ﻭﯼ ﮔﻔﺖ: ﻭﻗﺘﯽ ﺯﯾﺪﺍﻥ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺧﻮﺷﺶ ﺁﻣﺪ، ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺁﯾﺎ ﻣﺴﯿﺤﯽ ﻫﺴﺘﯽ؟ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﮔﻔﺘﻢ، ﺑﻠﯽ! ﺯﯾﺪﺍﻥ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﭼﻬﺮﻩ ﺍﺵ ﻋﻮﺽ ﺷﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ، ﻣﺪﺗﯽ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺯﯾﺪﺍﻥ ﺧﺒﺮﯼ ﻧﺸﺪ ﺗﺎ ﮐﻨﺠﮑﺎﻭ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺩﻧﺒﺎﻟﺶ ﺭﺍﮔﺮﻓﺘﻢ، ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻨﺰﻝ ﺷﺨﺼﯿﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭘﺎﺭﯾﺲ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻡ، ﺑﺎ ﺩﯾﺪﻧﻢ ﺗﻌﺠﺐ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻣﻦ ﻫﻢ ﻋﻠﺖ ﻧﺎﭘﺪﯾﺪ ﺷﺪﻧﺶ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ. ﺯﯾﺪﺍﻥ ﮔﻔﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﻨﻢ ﻭﻟﯽ ﺗﻮ ﻣﺴﯿﺤﯽ ﻫﺴﺘﯽ ﻭ ﻣﻦ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ! ﻃﯽ ﭼﻨﺪ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﻣﻦ ﺷﯿﻔﺘﻪ ﺩﯾﻦ ﻭ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺯﯾﺪﺍﻥ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻫﻢ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺷﻮﻡ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺯﯾﺪﺍﻥ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﻨﻢ . ﻫﻤﺴﺮ ﺯﯾﺪﺍﻥ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ: ﺯﯾﺪﺍﻥ هیچ وقتﻧﻤﺎﺯﺵ ﺭﺍ ﻗﻄﻊ ﻧﮑﺮﺩ ﻭ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ. ﺍﻣﺎ ﻧﮑﺘﻪ ﺟﺎﻟﺐ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻫﺮﻭﻗﺖ ﺣﻘﻮﻕ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺖ ﯾﺎ ﺩﺭﺁﻣﺪﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺩﺍﺷﺖ ﺣﺴﺎﺑﺪﺍﺭﺵ ﺩﻩ ﺩﺭﺻﺪ ﺍﺯ ﺁﻧ ﺮﺍ ﮐﺴﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ، ﻋﻠﺖ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ، ﺯﯾﻦ ﺍﻟﺪﯾﻦ ﮔﻔﺖ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﺎﻥ ﺯﮐﺎﺕ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ، ﺩﻩ ﺩﺭﺻﺪ ﺩﺭﺁﻣﺪﻡ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﻭﺍﺭﺩ ﺣﺴﺎﺏ ﻫﺰﺍﺭ ﯾﺘﯿﻢ ﺍﻟﺠﺰﺍﯾﺮﯼ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﻫﻤﺴﺮ ﺑﺎﺯﯾﮑﻦ ﻭ ﮐﺎﭘﯿﺘﺎﻥ ﺳﺎﺑﻖ ﺗﯿﻢ ﻣﻠﯽ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﺭﺍﺯ ﺣﻤﻠﻪ ﺑﺎ ﺳﺮ ﺯﯾﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯾﮑﻦ ﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﻠﯽ ﺍﺵ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺑﺮ ﻣﻼ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭﻩ ﮔﻔﺖ :ﺯﯾﺪﺍﻥ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ ﻣﮕﺮ ﺑﻪ ﺍﺳﻼﻡ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﺷﻮﺩ. ﺑﺎﺯﯾﮑﻦ ﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺗﺮﻭﺭﯾﺴﺖ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﺯﯾﺪﺍﻥ ﻫﻢ ﮐﻨﺘﺮﻟﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻪ ﻣﺪﺍﻓﻊ ﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎﯾﯽ ﺿﺮﺑﻪ ﺯﺩ. ﺯﯾﺪﺍﻥ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ، ﺍﯾﻦ ﺿﺮﺑﻪ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺗﺮﯾﻦ ﺿﺮﺑﻪ ﺍﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺯﺩﻡ ﻭﭘﺎﻧﺼﺪ ﻫﺰﺍﺭ ﯾﻮﺭﻭ ﺟﺮﯾﻤﻪ ﺍﺵ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺗﺮ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﻨﻢ ﺗﻤﺎﻡ اموالم حتی جانم را هم می دهم. ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌺جملات کوتاه و بسیار زیبا : هیچ بوسه‌ای جای زخم‌زبان را خوب نمی‌کند! پس مراقب گفتارتان باشيد. آنقدر خوب باشيد که ببخشيد، امّا آنقدر ساده نباشيد که دوباره اعتماد کنید! اگر احساس افسردگی دارید، درگير گذشته هستید. اگر اضطراب دارید، درگير آینده! و اگر آرامش دارید، در زمان حال به سر می‌برید. یک نكته را هرگز فراموش نكنيد: لطف مکرّر، حقّ مسلّم می‌گردد! پس به اندازه لطف کنيد. از کسی که به شما دروغ گفته نپرسيد: چرا؟ چون سعی می‌کند با دروغ‌های پی‌درپی، شما را قانع كند! جادّه‌ی زندگی نبايد صاف و هموار باشد وگرنه خوابمان می‌برد! دست‏ اندازها نعمت بزرگی هستند... ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
695.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱خدایا صبری بده، به قلبی که چیزی‌ را می‌خواهد و نمی‌شود... خیلی وقتا طوری میشه که جز صبوری کردن راهی نمیمونه ولی بدون پیش خدا، صبر،اجر بزرگی داره چون خود خداوند گفته که با کسانی هست که صبوری میکنند شاید عزیزی از دست دادی شاید مدتهاست منتظر کسی هستی، شاید بیمار هستی و یا بالای سر بیماری هستی، شاید خیلی وقته خواسته ای داری و ناامید شدی، میخوام بگم که خدا داره صبر تورو میبینه؛ همراهته و صبر تو بی پاداش نیست! ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارزش خواب به موقع... ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
صبحتون بخیر 🌹 🌼
🌱 روزی جوانی نزد حضرت موسی علیه‌السلام آمد و گفت: ای موسی علیه‌السلام خدا را از عبادت من چه سودی می‌رسد که چنین امر و اصرار بر عبادتش دارد؟ 🌱 حضرت موسی علیه‌السلام گفت: یاد دارم در نوجوانی از گوسفندان شعیب نبی چوپانی می‌کردم. روزی بز ضعیفی بالای صخره‌ای رفت که خطرناک بود و ممکن بود در پایین آمدن از آن صخره اتفاقی بر او بیفتد. با هزار مصیبت و سختی به صخره خود را رساندم و بز را در آغوش گرفتم و در گوشش گفتم: ای بز، خدا داند این همه دویدن من دنبال تو و صدا کردنت برای برگشتن به سوی من، به خاطر سکه‌ای نقره نیست که از فروش تو در جیب من می‌رود. می‌دانی موسی از سکه‌ای نقره که بهای نگهداری و فروش تو است، بی‌نیاز است. دویدن من به دنبال تو و صدا کردنت به خاطر، خطر گرگی است که تو نمی‌بینی و نمی‌شناسی و او هرلحظه اگر دور از من باشی به دنبال شکار توست. 🌱 ای جوان بدان که خدا را هم از عبادت من و تو سود و زیانی نمی‌رسد، بلکه با عبادت می‌خواهد از او دور نشویم تا در دام شیطان گرفتار آییم. ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
بزگترین منابع انگیزه، افکار خودتون هستن، پس بزرگ فکر کنین و به خودتون انگیزه برای پیروزی بدید. ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751