eitaa logo
داستان های جذاب
70.3هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
9.5هزار ویدیو
2 فایل
🌴 کانال حکایت ها وپند ها 🌴 ✔️ با افتخار منبع اکثر کانال های هم موضوع هستیم ✔️ ✔️ منبع تمام پند و حکایت و داستان های زیبا هستیم ✔️ سخن بزرگان ✔️ تلنگر تبلیغات. @Baran_HQ 🌻باما همراه شوید 🌻
مشاهده در ایتا
دانلود
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هممون این حس رو تجربه کردیم و این یه چیز کاملا طبیعیه به تواناییهات فکر کن، به اون کارایی که هیچکس جز تو از پسش برنمیاد، ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حتی قبل از اینکه دنیا رو ببینیم، مادر برامون همه‌چیز داد… ۹ ماه با تمام وجودمون زندگی کرد، از جون و استخونش مایه گذاشت، تا ما یه روز چشم باز کنیم و دنیا رو ببینیم. بی‌احترامی به مادری که خودش رو فراموش کرد تا ما رو بسازه، انصاف نيست… 🕊️ مادر، فقط احترام نمی‌خواد… بايد پرستيدش. 👈 تو هم اگه قدر مادرتو می‌دونی، کامنت بذار “مادر دوستت دارم” و این پست رو بفرست برای مادرتو‌ بهش بگو قدردانش هستی✨ ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📚 تاجر ثروتمندی با غلام خود از قونیه به سفر شام رفتند، تا بار بخرند و به شهر خود برگردند. مرد ثروتمند برای غلام خود در راه که به کارونسرایی می‌رفتند، مبلغ کمی پول می‌داد تا غذا بخرد و خودش به غذاخوری کارونسرا رفته و بهترین غذاها را سرو می‌کرد. غلام جز نان و ماست و یا پنیر، چیزی نمی‌توانست در راه بخرد و بخورد. چون به شهر شام رسیدند، بار حاضر نبود، پس تاجر و غلام‌اش به کارونسرا رفتند تا استراحت کنند. غلام فرصتی یافت در کارونسرا کارگری کند و ده سکه طلا مزد گرفت. بار تاجر از راه رسید و بار را بستند و به قونیه برگشتند. در مسیر راه، راهزنان بار تاجر را به یغما بردند و هرچه در جیب تاجر بود از او گرفتند اما گمان نمی‌کردند، غلام سکه‌ای داشته باشد، پس او را تفتیش نکردند و سکه دست غلام ماند. با التماس زیاد، ترحم کرده اسب‌ها را رها کردند تا تاجر و غلام در بیابان از گرسنگی نمیرند. یک هفته در راه بودند، به کارونسرا رسیدند غلام برای ارباب خود غذای گرم خرید و خود نان و پنیر خورد. تاجر پرسید: «تو چرا غذای گرم نمی‌خوری؟» غلام گفت: «من غلام هستم به خوردن تکه نانی با پنیر عادت دارم و شکم من از من می‌پذیرد اما تو تاجری و عادت نداری، شکم تو نافرمان است و نمی‌پذیرد.» تاجر به یاد بدی‌های خود و محبت غلام افتاد و گفت: «غذای گرم را بردار، به من از "عفو و معرفت و قناعت و بخشندگی خودت هدیه کن" که بهترین هدیه تو به من است.» من کنون فهمیدم که؛ "سخاوت به میزان ثروت و پول بستگی ندارد،" مال بزرگ نمی‌خواهد بلکه قلب بزرگی می‌خواهد. "آنانکه غنی هستند نمی‌بخشند آنانکه در خود احساس غنی‌بودن می‌کنند، می بخشند." "من غنی بودم ولی در خود احساس غنی بودن نمی‌کردم و تو فقیری ولی احساس غنی بودن میکنی." ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هممون این حس رو تجربه کردیم و این یه چیز کاملا طبیعیه به تواناییهات فکر کن، به اون کارایی که هیچکس جز تو از پسش برنمیاد، ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
با مردم به همان بدی که با شما رفتار کردند رفتار نکنید...! به اندازه خوبی خودتان، با آنها برخورد کنید...! هميشه خودت را "نقد"بدان تا ديگران تو را به "نسيه" نفروشند. سعی كن استاد"تغيير"باشی نه قربانی"تقدير" در زندگی به کسی اعتماد كن كه به او "ايمان"داری نه"احساس" هرگز به خاطر مردم "تغيیر"نكن... ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
یه سکوتی هم هس که... مال‌ِ بعد از شنیدنِ یه سری حرفاییه که نباید میشنیدی! ببین حسِ عجیبیه! بیرونش سکوته ولی از درونت هی صدایِ شکستن میاد! ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
یادش بخیییر لامصب جواب نصف سوال های امتحان جغرافی این بود: آب کافی،خاک حاصل خیز و آب و هوای مناسب امتحان تاریخ میشد: بی کفایتی پادشاهان ، خیانت دربار و انگلیس! امتحان اجتماعی: ایجاد هرج ومرج امتحان دینی رو که نگو! دینی کلا جوابش میشد ایمان تقوا عمل صالح😂 ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
صبحتون بخیر 🌹 🌼 🌹
📗حکایت_ملانصرالدین ملانصرالدین و دزد خیالی ملانصرالدین شبی در صحن حیاط هیکلی دید. گمان کرد دزد است. زنش را آواز داد که که تیر کمان مرا بیاور که دزد به منزل آمده. زن تیر و کمان آورد. او تیر به چله کمان نهاده، رها کرد. اتفاقا تیر به نشانه خورد. ملا به زنش گفت: دزد کشته شد و تا صبح با او کاری نداریم؛ برویم بخوابیم. پس رفتند و خوابیدند. صبح که ملا به حیاط رفت، متوجه شد که دزد، جبه اش بوده که زنش شسته و آویخته و با تیر سوراخ شده است. پس سجده شکر بجای آورد. زن از دیدن این واقعه تعجب کرد و پرسید: چه جای شکر بیموقع است؟ ملا گقت: مگر ندیدی که چطور تیر به هدف خورده و آن را سوراخ کرد؛ فکر نمی کنی اگر خودم در وسط جبه بودم، الان باید تابوت ساز خبر می کردی؟! پس شاد باش که ملایی در آن نیست!!! ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
🤲خدایــا... عجـب ازبعضی آدمـها، کہ نشانه هایت، را مے ‌بینند و انکـارت می‌کنـنـد... و عجـب از تو کہ انکارشان را میبینی، و مهربانی میکنی!! خدا یه اسم داره به نام "اله العاصین" یعنی خدای گناهکارا، خدای بدها، خدای کسایی که وسط گناهن، یعنی وسطِ وسطِ گناه هم ولت نکرده، منتظره صداش کنی💚 ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
✍آورده اند که پدری از رفتار بد پسرش رنجور شد ، و او را بسیار ملامت کرد، و بگفت : بی سبب عمرم را به پای تربیت تو هدر کردم ،... فرزند افسوس که ادم شدنت را امیدی نیست.....   پسر رنجید و ترک پدر کرد، و در پی مال و منال و سلطنت چند سالی کوشید وتحمل رنج کرد.... عاقبت پسر به سلطنت رسید و روزی ، پدر را طلبید ، تا جاه وجلال و بزرگی خود، را به رخ او بکشد، ... چون پدر به دستگاه پسر وارد شد ، پسر از سر غرور روی بدو کرد و بگفت : اینک جایگاه مرا ببین ، یاد ار که روزی بگفتی ،هر گز ادم نشوم ، اینک من حاکم شهر شدم.... پدر بی تفاوت روی برگرداند و بگفت : من نگفتم که تو حاکم نشوی  من بگفتم که تو آدم نشوی ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1