#حکایت
اگر مورد قضاوت دیگران زیاد قرار میگیرید داستان زیر به شما پیشنهاد داده میشود.👇
تبر و همسايه
در فرهنگ مردم آلمان، قصهاي هست که اينچنين بيان ميشود:
مردي صبح از خواب بيدار شد و ديد تبرش ناپديدشده است.
شک کرد که همسايهاش آن را دزديده باشد، براي همين تمامروز او را زير نظر گرفت.
متوجه شد که همسايهاش در دزدي مهارت دارد، مثل يک دزد راه ميرود و مثل دزدي که ميخواهد چيزي را پنهان کند، پچپچ ميکند.
آنقدر از شکش مطمئن شد که تصميم گرفت به خانه برگردد، لباسش را عوض کند، نزد قاضي برود و شکايت کند؛ اما همينکه وارد خانه شد، تبرش را پيدا کرد؛ زنش آن را جابجا کرده بود.
مرد از خانه بيرون رفت و دوباره همسايهاش را زير نظر گرفت و دريافت که او مثل يک آدم شريف راه ميرود، حرف ميزند و رفتار ميکند.
پائولو کوئيلو ميگويد: هميشه اين نکته را به ياد داشته باشيد که ما انسانها در هر موقعيتي، معمولاً آن چيزي را ميبينيم که دوست داريم ببينيم
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
292.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حسی که داری، همه چیز است.
افرادی که حس میکنند زیبا هستند، زیبا هستند.
افرادی که حس میکنند چاق هستند، چاق هستند.
افرادی که حس میکنند لاغر هستند، لاغر هستند.
افرادی که حس میکنند زیرک هستند، زیرک هستند.
افرادی که حس میکنند کودن هستند، کودن هستند.
یعنی، حسی که داری، روشِ پاسخ بدن تو به محیط خودت است، هر دفعه، بدون استثنا.
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
مرده شوری توی قبرستان به فن
جار می زد با خلایق این سخن
هر که باشد، چون رسد بر دست من
زین جهان دارد به تن، یک لا کفن
هر که باشی از گدا تا میر و خان
زیر پایت گر بلرزد یک جهان
صد هزار امثال تو، بشنو ز من
زین جهان دارد به تن، یک لا کفن
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اسمش رو فضولی میزاریم
یا میخوایم بهش وجهه با کلاس تری بدیم
و بگیم از روی کنجکاویه
یا توجیه کنیم که حرف دیگه ای برای گفتن نداریم
بالاخره باید یه جوری سر صحبت رو باز کرد
ولی در هر حال هر بهانه و دلیلی هم که بیاریم
واقعاً به ما ربطی نداره
که دیگران چیکار میکنن و چه جوری زندگی میکنن
تا میرسیم به یه نفر
چه قدر چاق شدی/لاغر شدی
ازدواج کردی/نکردی
بچه دار شدی/نشدی
حقوقت اضافه شده/نشده
آخه به ما چه؟!
یا به تعبیر دیگه
به تو چه؟!
والا
اگه خیلی بی سوژه موندیم
در مورد هوا صحبت کنیم
ولی جداً باید از این روش غلط فاصله بگیریم
جایگاهمون هم فرق نمیکنه
دوست، فامیل، آشنا، غریبه...
در هر حال سعی کنیم آدما رو معذب نکنیم
اگه کسی دوست داشته باشه خودش توضیح میده
نخواد هم نمیده
اما این روش برخورد بسیار آزاردهندست
و باعث میشه که ما به جای نزدیک تر شدن
از همدیگه دور بشیم
بنابراین
لطفاً به حریم شخصی همدیگه احترام بگذاریم
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
📗حکایت_آموزنده
ـ🤍🌼🤍🌼🤍🌼
ـ🌼🤍🌼🤍🌼
روزی مبلغی جوان، هیزم شکنی را در
حال کار در جنگل می بیند و با فهمیدن
اینکه هیزم شکن در تمام عمر خود
حتی اسمی از عیسی نشنیده است،
با خود می گوید:
«عجب فرصتی است برای به
دین آوردن این مرد!»
در اثنایی که هیزم شکن تمام روز به طور یکنواخت مشغول تکه کردن هیزم و حمل آنها با گاری بود، مبلغ جوان یک ریزصحبت می کرد، عاقبت از صحبت کردن باز می ایستد و می پرسد: «خب، حالا حاضری دین عیسی مسیح را بپذیری؟»
هیزم شکن پاسخ می دهد: «نمی دانم شما تمام روز درباره عیسی مسیح و اینکه وی در همه مشکلات زندگی به
یاری ما خواهد شتافت، حرف زدید،
اما خود شما هیچ کمکی به من نکردید.»
حکایت خیلی از آدماست که
فقط بلدند خوب حرف بزنند!
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
تنهایی تان را با ڪسی قسمت ڪنید ڪه سال ها بعد،
شما را همین گونه ڪه هستید دوست بدارد
با موی سپیدتان، شیار زیر چشمتان و لرزش دست و دلتان
#مادر
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
𖣇⃟ཽ࿆᪥⃟💦᪥❮«• ⃟🌸
📖#داستان_آموزنـده
پیر زنی روبروی مسجد گدائی می کرد. روزی امام مسجد که زن را می شناخت از او پرسید: مادر جان! تو که وضعت خوب بود و پسرت اهل مسجد و نماز بود، پس چرا گدائی می کنی؟
زنگفت: ای شیخ! شما باخبرید که شوهرم چند سال پیش وفات کرد و تنها پسرم نیز یکسال پیش مقداری پول برایم گذاشت و سپس برای کار و تجارت به خارج رفت و چند ماه هست که پول ها تمام شدند و من مجبور هستم گدائی کنم.
امام مسجد از او پرسید: پسرت برایت پول نمی فرستد؟
پیر زن گفت: پسرم پول نمی فرستد اما هر ماه توسط پُست یک عکس می فرستد و من آن عکس ها را می بوسم و در گوشۀ خانه سرِ طاق می گذارم.
امامِ مسجد برای مشاهدۀ وضعیت پیر زن به خانه اش رفت. پیر زن عکس هائی را که پسرش برای او فرستاده بود به امام نشان داد. امام از آنچه دید بسیار تعجب کرد. پسر پیر زن هر ماه برای مادرش هزار دلار چک می فرستد اما مادرش چون خواندن و نوشتن بلد نیست فکر می کند اینها عکس هستند و آن چک ها را بوسیده بر طاق می گذارد.
امام جماعت محله چک ها را برای پیر زن نقد کرد و پیر زن بسیار خوشحال شده و زندگیش متحول شد و امام جماعت را دعا می کرد.
این داستان چقدر با زندگی ما شباهت دارد!!
بسیاری از ما به دنبال خوشبختی و آرامش در زندگی هستیم اما غافل از آنکه گنج و راهنمای بزرگی در اختیار داریم که به علت اینکه یا خواندن آن را بلد نیستیم و یا وقتش را نداریم آن را در گوشه ای از خانه سرِ طاق گذاشته ایم و بجز بوسیدن استفاده ای از آن نمی کنیم و دست خود را برای گدائیِ خوشبختی و سکون قلبی در این جهان بزرگ دراز کرده ایم اما بدستش نمی آوریم.
ایکاش کسی بود مارا بیدار میکرد.
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
در طول زندگی ات،
دو مورد فوق العاده را
یاد میگیری؛
همه چیزت را به دوستت نگویی!
دهنت را همیشه
بسته نگه داری!
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
📕#حکایت_طنز
شخصی نزد شیخی رفت تا از زبان درازی و سرکوفت های زنش شکایت کند و مشورتی بگیرد
شیخ گفت بابت هر کاری که زنت برایت انجام میدهد از او تعریف و تمجید کن
هنگام شام زن سفره را پهن کرد. مرد با اولین لقمهای که خورد شروع کرد از دستپخت زنش تعریف کردن و گفت تا حالا چنین غذای لذیذی نخورده ام.
زن گفت: زهرمار بخوری، چندین سال برایت غذا پختم اما یکبار هم تعریف نکردی
حال که خواهرت برای اولین بار غذا برایمان فرستاده، تعریف و تمجید میکنی!😂
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☑️منفعت طلب نباش
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
#حریم
#همسرداری
سه چیز رو در زندگیتون، به کسی نگین؛
👈عیب های همسرت رو
👈کم و کسری های خونت و
👈وام و بدهی های همسرت
سه چیز رو با همسرت شریک شو؛
👈شادی هایت رو
👈درد و دلهایت رو
👈پول و ثروتت رو
سه چیز رابطه رو نابود میکنه
👈خیانت
👈دروغ
👈؛بی توجهی
سه کار رو بعد از ازدواج نکن؛
👈خبر بردن برای خانوادت
👈فحاشی و توهین
👈زیر قولهای دوران عقدت زدن
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751