#حکایت
حکایت_گوسفند_مفت_خور
کره خری از مادرش پرسید:
این کجای انصاف است که ما با کلی سختی و مشقت ، یونجه را از مزرعه به خانه حمل می کنیم، در حالی که گل های یونجه را گوسفند میخورد و ته مانده آن را به ما می دهند...؟!
گوسفند آنچنان به حرص و ولع گلهای یونجه را می خورد که صدای خرت خرت آن و حسرت یکبار خوردن گل یونجه، ما را می کشد...
خر به فرزندش گفت: صبر داشته باش و عاقبت این کار را ببین...
بعد از مدتی سر گوسفند را بریدند...
گوسفند در حالیکه جان می داد، صدای غرغرش همه حا پیچیده بود...
خر به فرزندش گفت:
کسی که یونجه های مفت را با صدای خرت خرت می خورد، عاقبت همینطور هم غر غر می کند!
هرکسی حاصل دسترنج دیگران را مفت میخورد باید نگران عواقبش هم باشد...
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلامتیه اونایی که
دهنشون پر حرفه...
ولی اونقد مودبن که
با دهن پر حرف نمیزنن...
فقط سکوت میکنن...
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
⚜️حکایت ⚜️
حواسمان به فرشته و شیطان درونمان باشد
حاکمی ماهرترین نقاش مملکت خود را مامور کرد که در مقابل مبلغی بسیار، از فرشته و شیطان تصویری بکشد که به عنوان آثار هنری زمانش باقی بماند.
نقاش به جستوجو پرداخت که چه بکشد که نماد فرشته باشد، چون فرشتهای برایش قابل رؤیت نبود.
کودکی خوشچهره و معصوم را پیدا کرد و تصویر او را کشید تا اینکه تصویری بسیار زیبا آماده شد که حاکم و مردم به زیبایی آن اعتراف کردند.
نقاش به جاهای بسیاری میرفت تا کسی را پیدا کند که نماد چهره شیطان باشد و به هر زندان و مجرمی مراجعه کرد، اما تصویر موردنظرش را نمییافت چون همه بندگان خدا بودند، هرچند اشتباهی کردہ بودند.
سالها گذشت اما نقاش نتوانست تصویر موردنظر را بیابد.
پس از ۴۰ سال که حاکم احساس کرد دیگر عمرش به پایان نزدیک شده است، به نقاش گفت:
هر طور شده این طرح را تکمیل کن تا در حیاتم این کار تمام شود.
نقاش هم بار دیگر به جستوجو پرداخت تا مجرمی زشتچهره و مست با موهایی درهم ریخته را در گوشهای از خرابات شهر یافت.
از او خواست در مقابل مبلغی بسیار اجازہ دهد نقاشیاش را به عنوان شیطان رسم کند. او هم قبول کرد. متوجه شد که اشک از چشمان این مجرم میچکد. از او علت آن را پرسید؟
مجرم گفت:
من همان بچه معصومی هستم که تصویر فرشته را از من کشیدی! امروز اعمالم مرا به شیطان تبدیل کرده است.
خداوند همه ما را همانند فرشتهای معصوم آفرید اما...
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
__ از قهوه اما تلخ تر ، اقبال من بود .
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
🌱🌱🌱
هر وقت عصبانی شدی، قبل از اینکه چیزی بگی یا کاری کنی:
1. سه تا نفس عمیق بکش.
آروم دم و بازدم کن. خیلی آروم.
2. هیچی نگو.
فقط ۱۰ ثانیه صبر کن. این صبر کوچیک باعث میشه مغزت آرومتر تصمیم بگیره.
3. بعد فکر کن چی بهتره بگی یا چیکار کنی.
نه اینکه فقط دلت خنک شه، بلکه واقعا کمکت کنه اوضاع بهتر شه.
📗کنترل خشم
🌱جودی دایر
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه قانونی هست که میگه:
هـمـیشـه یه جـوری زنـدگـی کـن
کـه اگـه رفـتـی جــلـوی آیـنـه
روت بـشـه بـه چـشـمـای خـودت
نـگـاه کنی
دوستی با هر که کردم،
جز نامردی ندیدم
در حیرتم آیا اصلا
دوستی به معنای واقعی
وجود خارجی دارد؟!
از حذف کردن آدمای زندگیتون نترسید
زندگی قانون لیاقتاس :)..
به بعضیام باید گفت
نمیخواد ریشاتو درست کنی،
ریشتو درست کن..
رسم رفاقـــــــــــت اینه که
با رفیـــــق پیر شــــــــــــى
نه اینکه وســـــــــــط راه
از رفیـــــق سیر شـــــــــــــى
نیاز نیست اطرافمون پر از آدم باشد
همون چند نفری که هستند آدم باشند کافیه!
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
📗گناهان خود را کوچک نشمارید!
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در یکی از مسافرت ها جمعی از اصحاب خود در سرزمین خالی و بی آب و علفی فرود آمدند و به یاران خود فرمودند: هیزم بیاورید تا آتش روشن کنیم. اصحاب عرض کردند: یا رسول الله! اینجا سرزمینی خالی است و هیچ گونه هیزمی در آن وجود ندارد. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: بروید هر کس هر مقدار می تواند هیزم جمع کند و بیاورد.
یاران به صحرا رفتند و هر کدام هر اندازه که توانستند، ریز و درشت، جمع کردند و با خود آوردند. همه را در مقابل پیغمبر صلی الله علیه و آله روی هم ریختند. مقدار زیادی هیزم جمع شد. در این وقت رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: گناهان کوچک هم مانند این هیزمهای کوچک است. اول به چشم نمی آید، ولی وقتی که روی هم جمع می گردند، انبوه عظیمی را تشکیل می دهند!
📗 بحارالانوار، ج 73، ص 346
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
37.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما ز هر صاحب دلی
یک رشته فن آموختیم...!
عشق از لیلی و
صبر از کوه کن آموختیم...!
گریه از مرغ سحر،
خودسوزی از پروانه ها...!
صد سرا ویرانه شد،
تا ساختن آموختیم...!
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
࿐ྀུ✿❥━━━━━━━━━━━🦋
🔖حتما بخونید👌👌
وقتی که حجاب را به دخترم آموختم ...اما عفاف را به پسرم نیاموختم...به پسرم یاد دادم که حیا و نجابت فقط مخصوص زن است
وقتی که به دخترم گفتم که باید به برادرش احترام بگذارد...اما به پسرم نگفتم که به همان اندازه به خواهرش احترام بگذارد...برتر بودن مردانه را به پسرم یادآوری کردم
وقتی که دخترم را برای یک ساعت دیر آمدن به خانه بازخواست کردم...اما به پسرم اجازه دادم که آخر شب به خانه برگردد ...به پسرم آموختم که او بر خلاف خواهرش میتواند خطا کند
وقتی که عشق ورزیدن را برای دخترم نادرست دانستم ...اما از رابطه داشتن پسرم با دختری نامحرم ذوق زده شدم که پسرم بزرگ شده ... هوسباز بودن را به پسرم آموختم
وقتی که از کودکی به دخترم یاد دادم که زن باشد، کدبانو، صبور و فداکار باشد...اما به پسرم فقط آموختم که قوی و قدرتمند باشد..تنها نامی از خانواده را به پسرم آموختم نه مسئولیت خانواده را
بله...من هم مقصرم که وظیفه والدین را به درستی انجام ندادم. من هم به عنوان یک پدر یا مادر، مقصرم که به جای اصلاح خودم و تربیت صحیح فقط به جامعه ام انتقاد کردم.جامعه هرگز به خودی خود درست نمیشود.جامعه نمونه بزرگی از همان خانواده است...
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
ـ🌱🌱🌱
یحتمل، چند سال بعد فراموش کردهایم این روزهای خاکستری و رنگ پریده را، فراموش کردهایم که تا خرتناق در یاس و بلاتکلیفی و اضطراب فرو رفته بودیم، فراموش کردهایم که دلمان لک زدهبود برای یک پرس آغوش داغ و یک فنجان حالِ خوب.
یحتمل چند سال بعد زخم این روزها دیگر آنقدرها کاری و عمیق نیست، فقط هرساله روز کشف علاج این طاعون را جشن خواهیمگرفت و هرکس لابهلای ذهن ناهوشیارش دنبال خاطراتی از اینروزها خواهدبود برای تعریف کردن.
یحتمل تمام دردها، سختیها و رنجها، خاطره میشوند و از زخمها فقط رد باریکی به جا خواهدماند برای تداعی...
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عجیب است که پس از گذشت یک دقیقه به پزشکی اعتماد می کنیم؛
بعد از گذشت چند ساعت به کلاهبرداری !
بعد از چند روز به دوستی
بعد از چند ماه به همکاری
بعد از چند سال به همسایه ای …
اما بعد از یک عمر به خدا اعتماد نمی کنیم !
دیگر وقت آن رسیده که اعتمادی فراتر آنچه می بایست را به او ببخشیم.
او که یگانه است و شایسته
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1