eitaa logo
داستان های جذاب
70.8هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
9.6هزار ویدیو
2 فایل
🌴 کانال حکایت ها وپند ها 🌴 ✔️ با افتخار منبع اکثر کانال های هم موضوع هستیم ✔️ ✔️ منبع تمام پند و حکایت و داستان های زیبا هستیم ✔️ سخن بزرگان ✔️ تلنگر تبلیغات. @Baran_HQ 🌻باما همراه شوید 🌻
مشاهده در ایتا
دانلود
صبحتون بخیر و شادی 🌹 🌼
24.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 حسرت زیارت 🎙️مهدی احمدوند ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
🌼🤍 مردهایی که زنان محجبه دارند، گاه یادشان می‌رود که از همسرانشان بابت حجاب تشکر کنند! یادشان می‌رود که پذیرایی از مهمان با حجاب سخت‌تر است! یادشان می‌رود که مسافرت با حجاب سخت‌تر است! یادشان می‌رود که بچه‌داری با حجاب سخت‌تر است! یادشان می‌رود که خرید با حجاب سخت‌تر است! یادشان می‌رود که در گرمای تابستان چه جهادی است چادری بودن! یادشان می‌رود اگر خیالشان از همسرشان راحت است؛ به خاطر سختی حجابی است که آن‌ها تحمل می‌کنند! گاهی با شاخه‌ای گل از همسرانتان بابت حجابشان تشکر کنید، تا بدانند که جهادی که امروز با حجابشان می‌کنند، برایتان ارزشمند است. ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر حرفی را بر زبان جاری نکنیم ، چراکه همان می شود. نیت خوب و فال خوب داشته باشیم 🌱استافرحزاد ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
◦•●◉✿🦋✿◉●•◦ 📚داستانک پسر بچه فقیری وارد کافی شاپ شد و پشت میز نشست. خدمتکار برای سفارش گرفتن به سراغش رفت. پسر پرسید: بستنی شکلاتی چند است؟ خدمتکار گفت 50 سنت. پسرک پول خردهایش را شمرد بعد پرسید بستی معمولی چند است؟ خدمتکار با توجه به این که تمام میزها پرشده بود و عده نیز بیرون کافی شاپ منتظر بودن با بی حوصلگی گفت :35 سنت پسر گفت برای من بستنی معمولی بیاورید. خدمتکار بی حوصله یک بستنی از ته مانده های بستنی های دیگران آورد و صورت حساب را به پسرک دادو رفت، پسر بستنی را تمام کرد صورتحساب را برداشت و پولش را به صندوق پرداخت کرد و رفت.. هنگامی که خدمتکار برای تمیز کردن میز رفت گریه اش گرفت ،پسر بچه درروی میز در کنار بشقاب خالی 15سنت انعام گذاشته بود در صورتی که میتوانست بستنی شکلاتی بخرد. شکسپیر زیبا میگوید: بعضی بزرگ زاده می شوند، برخی بزرگی را بدست می آورند،و بعضی بزرگی را بدون اینکه بخواهند با خود دارند.    ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
↓↓ ↓↓ ↓↓
Mehdi AhmadvandSwan Song - Mehdi Ahmadvand.mp3
زمان: حجم: 14.6M
«آواز قو» •🦢🤍• قو‌ تنها پرنده ایه که یک بار عاشق میشه برای همیشه به پای عشقش میشینه و در تمامِ طول زندگی هر کاری برای راحتیِ عشقش انجام میده؛ تنها پرنده ای که زمان مرگش رو میدونه و یک هفته مونده به مرگش میره جایی که برای اولین بار جفتش رو دیده و عاشقش شده؛ یک روز مونده به مرگش یه آواز برای جفتش میخونه که به بهترین و زیباترین آواز پرندگان معروفه و بعد سرشو روی بال هاش میذاره و میمیره..💔 ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
994.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️😍به خدا اعتماد کن، به زمانبندی هاش، به حکمتش گاهی شاید بعضی اتفاقات به ظاهر برات خوش نباشه، صبرت رو از دست بدی و حتی به نومیدی برسی، ولی بعدها به حکمت و معناش پی میبری اون‌وقته که متوجه میشی باید اینطوری میشده تا تو به این جایی که الان هستی برسی. پس در مقابل موانع و مشکلات زندگیت صبور باش و امیدت رو از دست نده! شاید خدا چیزهای بهتری برات در نظر داره. پس فقط بهش اعتماد کن🌱 ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📗 مغز خر خورده ! در قدیم یکی از اعتقادات زنان این بود که اگر به شوهر مغز خر بخورانند وی مطیع و زیردست زن میشود. رمالی این دستور را به زنی میدهد. زن کله خری را به دست آورده و موهایش را کز داده و آماده پختن میکند تا به جای کله گوساله به شوهرش بدهد. زن کله را کنار حوض پاکیزه کرده و در قاب چینی کنار حوض میگذارد که در این بین شوهرش از راه رسیده و از کله میپرسد؟ زن جواب داد از منقار کلاغ افتاده است. شوهر قانع شده و به اتاق رفت. زن همسایه ای که در آن خانه بود و با زنک جیک و بوکشان یکی بود خود را به زن رساند و گفت: زحمت به خود نده چون کسی که نگوید کلاغ چهار سیری چطور کله ی چهار منی را به منقار کشیده مغز خر نخورده الاغ است.😍😂😁 ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی بیاید قبول کنیم وقتی یکی حواسش بهمون باشه آدم قشنگتری میشیم...🤍🔗 ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗مادر خطاب به کودک خردسالش : هیچ می‌دونستی وقتی که اون شیرینی رو یواشکی برمیداشتی در تمام مدت خدا داشت تو رو نگاه می‌کرد ؟ کودک : آره مامان جونم ! مادر : و فکر می‌کنی به تو چی می‌گفت ؟ کودک : می‌گفت غیر از ما دو نفر کسی نیست، پس می‌تونی دو تا برداری ! خداوند امید شجاعان است ، نه بهانه ترسوها ! 🌱وینست_پیل ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751