هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
◦•●◉✿🦋✿◉●•◦
📚داستانک
پسر بچه فقیری وارد کافی شاپ شد و پشت میز نشست.
خدمتکار برای سفارش گرفتن به سراغش رفت. پسر پرسید:
بستنی شکلاتی چند است؟
خدمتکار گفت 50 سنت. پسرک پول خردهایش را شمرد بعد پرسید بستی معمولی چند است؟
خدمتکار با توجه به این که تمام میزها پرشده بود و عده نیز بیرون کافی شاپ منتظر بودن با بی حوصلگی گفت :35 سنت
پسر گفت برای من بستنی معمولی بیاورید.
خدمتکار بی حوصله یک بستنی از ته مانده های بستنی های دیگران آورد و صورت حساب را به پسرک دادو رفت،
پسر بستنی را تمام کرد صورتحساب را برداشت و پولش را به صندوق پرداخت کرد و رفت..
هنگامی که خدمتکار برای تمیز کردن میز رفت گریه اش گرفت ،پسر بچه درروی میز در کنار بشقاب خالی 15سنت انعام گذاشته بود در صورتی که میتوانست بستنی شکلاتی بخرد.
شکسپیر زیبا میگوید:
بعضی بزرگ زاده می شوند،
برخی بزرگی را بدست می آورند،و بعضی بزرگی را بدون اینکه بخواهند با خود دارند.
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
Mehdi AhmadvandSwan Song - Mehdi Ahmadvand.mp3
زمان:
حجم:
14.6M
#داستان «آواز قو» •🦢🤍•
قو تنها پرنده ایه که یک بار عاشق میشه
برای همیشه به پای عشقش میشینه و در
تمامِ طول زندگی هر کاری برای راحتیِ عشقش
انجام میده؛ تنها پرنده ای که زمان مرگش رو
میدونه و یک هفته مونده به مرگش میره
جایی که برای اولین بار جفتش رو دیده
و عاشقش شده؛ یک روز مونده به مرگش یه
آواز برای جفتش میخونه که به بهترین
و زیباترین آواز پرندگان معروفه و بعد سرشو
روی بال هاش میذاره و میمیره..💔
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
994.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️😍به خدا اعتماد کن، به زمانبندی هاش، به حکمتش
گاهی شاید بعضی اتفاقات
به ظاهر برات خوش نباشه،
صبرت رو از دست بدی و حتی به نومیدی برسی،
ولی بعدها به حکمت و معناش پی میبری
اونوقته که متوجه میشی باید اینطوری میشده
تا تو به این جایی که الان هستی برسی.
پس در مقابل موانع و مشکلات زندگیت صبور باش
و امیدت رو از دست نده!
شاید خدا چیزهای بهتری برات در نظر داره.
پس فقط بهش اعتماد کن🌱
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
📗 مغز خر خورده !
در قدیم یکی از اعتقادات زنان این بود که اگر به شوهر مغز خر بخورانند وی مطیع و زیردست زن میشود. رمالی این دستور را به زنی میدهد.
زن کله خری را به دست آورده و موهایش را کز داده و آماده پختن میکند تا به جای کله گوساله به شوهرش بدهد.
زن کله را کنار حوض پاکیزه کرده و در قاب چینی کنار حوض میگذارد که در این بین شوهرش از راه رسیده و از کله میپرسد؟
زن جواب داد از منقار کلاغ افتاده است. شوهر قانع شده و به اتاق رفت. زن همسایه ای که در آن خانه بود و با زنک جیک و بوکشان یکی بود خود را به زن رساند و گفت:
زحمت به خود نده چون کسی که نگوید کلاغ چهار سیری چطور کله ی چهار منی را به منقار کشیده مغز خر نخورده الاغ است.😍😂😁
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی بیاید قبول کنیم
وقتی یکی حواسش بهمون باشه
آدم قشنگتری میشیم...🤍🔗
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗مادر خطاب به کودک خردسالش :
هیچ میدونستی وقتی که اون شیرینی رو یواشکی برمیداشتی در تمام مدت خدا داشت تو رو نگاه میکرد ؟
کودک : آره مامان جونم !
مادر : و فکر میکنی به تو چی میگفت ؟
کودک : میگفت غیر از ما دو نفر کسی نیست، پس میتونی دو تا برداری !
خداوند امید شجاعان است ، نه بهانه ترسوها !
🌱وینست_پیل
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
203K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
واقعا مشکل خیلی از ما انسانها این است که:
همانقدر که مسخره می کنیم؛
احترام نمیگذاریم
همانقدر که اشتباه میکنیم تفکر نمی کنیم !
همانقدر که عیب می بینیم
برطرف نمیکنیم،
همانقدر که از رونق می اندازیم،
رونق نمیبخشیم !
همانقدر که کینه به دل می گیریم
محبت نمیکنیم ..
همانقدر که حرف میزنیم، عمل نمیکنیم
همانقدر که می گریانیم
شاد نمیکنیم !
همانقدر که ویران میکنیم، آباد نمیکنیم
همانقدر که کهنه می کنیم
تازگی نمیبخشیم !
همانقدر که دور میشویم نزدیک نمیکنیم
همانقدر که آلوده میکنیم
پاک نمیکنیم !
از نظر ما همیشه دیگران مقصرند و
ما گناه نمیکنیم
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه گناهایی هست
حتی اگه خدا هم ببخشه
خودت نمی تونی خودت رو ببخشی...
مثل بها دادن به آدم های اشتباه🫠
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
❌مواظب دخترهاتون باشید و به کسی اعتماد نکنید❌
من خواستم تجربه ای تلخی رو که داشتم بگم دختری دارم الان یازده سالشه چندسال پیش که 7یا 8سالش بود تابستون بود هوای خوزستان گرم گرم سوپری داشتیم تو محله نزدیک خونمون بود در هوای گرم کوچه خلوت بود همه زیر کولر بودن ی روزدخترم برا خرید بستنی به سوپری رفت ما با خانواده سوپری خیلی راحت بودیم خصوصا با حاجی که خیلی مرد خوبی بود بهش اعتماد داشتم حاجی مردی میانسال بود دخترم تا آمد احساس کردم لنگ. میزند و گریه کرده😭😭🤯
دخترم از دنیا بی خبر گفت ماما پیر مرده بهم گفت بعدا بیا با هم بازی کنیم بهش گفتم چه بازی گفت ماما من که وارد مغازه شدم منو نشوند.....😱😕
🚫ادامه داستان👇🏻😰🤯
https://eitaa.com/joinchat/2017461287Ca296a7e08c
https://eitaa.com/joinchat/2017461287Ca296a7e08c
⭕️جزئیات این #خبر سنجاق شده😳☝️🏼☝️🏼
طلبه جوان و شاهزاده
شب هنگام محمد باقر - طلبه جوان- در اتاق خود مشغول مطالعه بود که ناگهان دختری وارد اتاق او شد. در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که سکوت کند و هیچ نگوید.
دختر پرسید: شام چه داری ؟؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد! دختر که شاهزاده بود و به خاطر اختلاف با زنان حرمسرا خارج شده بود در گوشهای از اتاق خوابید.
صبح که دختر از خواب بیدار شد.. ناگهان
👈ادامه ی داستان