📗بهلول و الاغش
بهلول پای پیاده بر راهی میگذشت.
قاضی شهر او را دید و گفت: شنیدهام الاغت سقط شده و تو را تنها گذاشته است.
بهلول گفت: تو زنده باشی یک موی تو به صد تا الاغ من میارزد.
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
11.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱بار خدایا ؛
کوه های ما از بی آبی شکافته
و سرزمین ما غبار آلود گشته است
دوستان عزیزم عاجزانه ازتون در خواست دارم برای بارش باران دست به دعا بر دارید با دل های پاک تان ، خدا به همه ی ما رحمی کند و باران ببارد
🤲 اَللّهُــمَّ عَجـِّــل لِوَلیِّــکَ الفَــرَج 🤲
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
#حکایت
نه هر چه به قامت مهتر به قیمت بهتر
ملک زادهای را شنیدم که کوتاه بود و حقیر و دیگر برادران بلند و خوب روی… باری پدر به کراهت و استحقار درو نظر میکرد پسر به فراست استبصار به جای آورد و گفت ای پدر، کوتاه خردمند به که نادان بلند نه هر چه به قامت مهتر به قیمت بهتر
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
📗حکایت_ملانصرالدین
روزی ملانصرالدین بدون دعوت به مجلس جشنی رفت.
یکی گفت: «جناب ملا! شما که دعوت نداشتی چرا آمدی؟»
ملانصرالدین جواب داد:
«اگر صاحب خانه تکلیف خودش را نمیداند، من وظیفهی خودم را میدانم و هرگز از آن غافل نمیشوم.»
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 استاد شجاعی
🔹 اولین جمله خدا،
خطاب به بندهای که ؛
از معصیت برگشته و توبه کرده ...؟؟
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
📚کبک لنگ
#حکایت
میگویند روزی برای سلطان محمود غزنوی كبكی را آوردند كه لنگ بود. فروشنده برای فروشش قیمت زياد میخواست. سلطان محمود حكمت قيمت زياد كبک لنگ را جويا شد.
فروشنده گفت: وقتی دام پهن میكنيم برای كبکها، اين كبک را نزديک دامها رها میكنم. آواز خوش سر میدهد و كبکهای ديگر به سراغش میآيند و در اين وقت در دام گرفتار میشوند.
هر بار كه كبک را برای شكار ببريم، حتما تعدادی زياد كبک گرفتار دام میشوند.
سلطان محمود امر به خريدن كرد و خواستار كبک شد. چون قیمت به فروشنده دادند و كبک به سلطان، سلطان تيغی بر گردن كبک لنگ زد و سرش را جدا كرد.
فروشنده كه ناباوارنه سر قطع شده و تن بیجان كبک را میديد، گفت اين كبک را چرا سر بريديد؟
سلطان محمود گفت: هر كس ملت و قوم خود را بفروشد، بايد سرش جدا شود!
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️زن لیاقت مادر شدن داره چون این حس در وجودش تعریف شده
🌱دکترعزیزی
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗روزی رسان فقط خداست
هارون الرشید به بهلول گفت :
مى خواهم كه روزى تو را مقرر كنم
تا فكرت آسوده باشد.
بهول گفت :
مانعى ندارد ولى سه عیب داد
اول :نمى دانى به چه چیزى محتاجم
تا مهیا كنى
دوم : نمى دانى چه وقت مى خواهم
سوم : نمى دانى چه قدر مى خواهم
ولى خداوند اینها را مى داند
با این تفاوت كه اگر خطائى
از من سر بزند
تو حقوقم را قطع خواهى كرد
ولى خداوند هرگز روزى بندگانش را
قطع نخواهد كرد...✅
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌼خیلی وقتا ما یه چیزایی رو زوری از خدا میخوایم که این به صلاحمون نیست!
🌱میرباقری
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
#تلنگر
❗️درمهمانی ها کودکان را به نمایش نگذارید
این شعروبخون همه ببینن، برقص همه ببینن، این سوره قرآنو بخون و..
اینها به کودک فشار و استرس وارد میکند وعلاوه برآن تشویقهای زیادازحد دیگران کودک رامحتاج توجه وتشویق میکند.
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
#قصه
#داستان_خیلی_آموزنده
پسری مادرش را بعد از درگذشت پدرش، به خانه سالمندان برد و هر لحظه از او عیادت می کرد.
یکبار از خانه سالمندان تماسی دریافت کرد که مادرش درحال جان دادن است پس باشتاب رفت تا قبل از اینکه مادرش از دنیا برود، او را ببیند.
از مادرش پرسید:
مادر چه می خواهی برایت انجام دهم؟
مادر گفت:
از تو می خواهم که برای خانه سالمندان پكه بگذاری چون آنها پكه ندارند و احساس گرمي ميكنند و غذا هاي خوب و يخچال همچنان ندارند، كوشش كن كه در یخچال غذاهای خوب بگذاری، چه شبها که بدون غذا خوابیدم.
فرزند باتعجب گفت: داری جان می دهی و از من اینها را درخواست می کنی؟
و قبلا به من گلایه نکردی.
مادر پاسخ داد:
بله فرزندم من با این گرما و گرسنگی خو گرفتم وعادت کردم ولی می ترسم وقتی فرزندانت در پیری تورا به اینجا می آورند، به گرما و گرسنگی عادت نکنی.