2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گاهی وقت ها حتما لازم نیست به رقم ۱۰۰ برسیم
لازمه صفر نباشیم...
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗نقاش ﻣﺸﻬﻮﺭﯼ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺍﺵ ﺑﻮﺩ
ﺁﻥ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺑﻄﻮﺭ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﮑﺮﺩﻧﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ
ﻧﻘﺎﺵ ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﻏﺮﻕ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﻧﺎﺷﯽ ﺍﺯ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺍﺵ ﺑﻮﺩ ، ﮐﻪ ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻩ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﺁﻥ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺭﺍ ﺗﺤﺴﯿﻦ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ، ﭼﻨﺪ ﻗﺪﻡ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﻋﻘﺐ ﺭﻓﺖ
ﻧﻘﺎﺵ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻋﻘﺐ ﺭﻓﺘﻦ ، ﭘﺸﺘﺶ ﺭﺍ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﺮﺩ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻗﺪﻡ ﺑﻪ ﻟﺒﻪ ﭘﺮﺗﮕﺎﻩ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ ﺑﻠﻨﺪﺵ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺩﺍﺭﺩ ، ﺷﺨﺼﯽ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻧﻘﺎﺵ ﭼﻪ ﻣﯽﮐﻨﺪ، ﻣﯽﺧﻮﺍﺳﺖ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺑﺰﻧﺪ، ﺍﻣﺎ ﻣﻤﮑﻦ ﺑﻮﺩ ﻧﻘﺎﺵ ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﺗﺮﺱ ﻏﺎﻓﻠﮕﯿﺮ ﺷﻮﺩ ﻭ ﯾﮏ ﻗﺪﻡ ﺑﻪ ﻋﻘﺐ ﺑﺮﻭﺩ ﻭ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﺷﻮﺩ
ﻣﺮﺩ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﻗﻠﻤﻮﯾﯽ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﺍ ﺧﻂ ﺧﻄﯽ ﮐﺮﺩ!
ﻧﻘﺎﺵ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺻﺤﻨﻪ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ، ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ ﻭ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﺟﻠﻮ ﺁﻣﺪ ﺗﺎ ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﺑﺰﻧﺪ
ﺍﻣﺎ ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺗﻤﺎﻡ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺷﺎﻫﺪﺵ ﺑﻮﺩ، ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺳﻘﻮﻁ ﺑﻮﺩ
ﺑﺮﺍﺳﺘﯽ ﮔﺎﻫﯽ ﺁﯾﻨﺪﻩ ماﻥ ﺭﺍ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺒﺎ ﺗﺮﺳﯿﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ
ﺍﻣﺎ ﮔﻮﯾﺎ ﺧﺎﻟﻖ ﻫﺴﺘﯽ ﻣﯿﺒﯿﻨﺪ ﭼﻪ ﺧﻄﺮﯼ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻣﺎﺳﺖ ﻭ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺧﺮﺍﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ
ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺮ ﺳﺮﻣﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ؛
ﺍﻣﺎ ﯾﮏ ﻣﻄﻠﺐ ﺭﺍ ﻫﺮﮔﺰ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮑﻨﯿﻢ
ﺧﺎﻟﻖ ﻫﺴﺘﯽ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯾﻤﺎﻥ ﻣﻬﯿﺎ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مراقب حرف هامون باشیم!!
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
🌱🌱🌱
▫️فقر و بلا :
در وادى محبت اولين قدمى كه برداشته مى شود، در بيابان فقر و بلاست. اگر قلب سليم در محبت مى خواهى، بايد سينهاى بلا كش داشته باشى.
▪️ او مى خواهد كه تو را به خودش معتاد كند، لذا بلاهاى رنگارنگى را بر سرت نازل مى كند، تا هيچ خيالى جز او نداشته باشى و تنها سراغ خانه او را بگيرى.
▫️هيچ چيز هم مانند بلا، انسان را در برابر معشوق ذليل نمى كند. معشوق ما كه مقام كبريايى دارد، كاسه دوستانش را از بلا پر مى كند، تا از عشق زود گذر به مقام محبت حقيقى صعود كنند و يقين داشته باشند كه بلا از عسل براى جان شيرينتر است.
📗گلستان کشمیری
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
🌼🤍
کوچیک اون بالایی باش
همه جا بزرگت میکنه
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
شیطان کجاست!؟
واقعا شيطان را در شهر نمی بينی؟
اينجاست و بیداد میکنه ما نمیبینیم
لابلای كم فروشی های بقال محل!
توی فحش های ركيك همسایه به همسایه
روی روسری بادبرده ی دختركان شهر!
روی ساپورت های بدن نما
مردانی که خودشان را مثل زن آرایش میکنند.
تو واقعا صدای خنده هايش را نمیشنوی؟
لای موسيقی های تند ماشين ها
توی دعواهای بی انتهای پدر و پسر
توی بی احترامی به پدر ومادر
بين جيغ های پيرزن مال باخته!
تو واقعا جولان دادنش
را ميان زمين و آسمان نمی بينی؟
نمی بينی دنيا را چقدر قشنگ رنگ آميزی
كرده و بی آنكه من و تو بدونیم جاهليت
مدرن را برايمان سوغات آورده است؟
توی وجود من و تو
چقدر شك و شبهه انداخته است؟
توی رختخواب گرم و نرمت موقع نماز صبح؟
زمان قايم كردن
اسكناس هايت وقت ديدن صندوق صدقات؟
موقع باز كردن سايت های ناجور اينترنت
نفوذش را نمی بینی؟
میان تغییر لب و بینی
و چهره انسانها و دست بردن در کار خدا
او همين جاست. هر جا كه حق نباشد
هر جا كه از یاد خداغافل باشیم
چقدر به شيطان نخ می دهيم...!؟
ای مردم از گام های شیطان پیروی نکنید
همانا او برای شما دشمنی آشکار است.
(سوره بقره:آیه168)
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مرا صدا کنید تا اجابت کنم شما را..❤️
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗مردی یک طوطی را که حرف میزد در قفس کرده بود و سر گذری مینشست. اسم رهگذران را میپرسید و به ازای پولی که به او میدادند طوطی را وادار میکرد اسم آنان را تکرار کند.
روزی حضرت سلیمان از آنجا میگذشت. حضرت سلیمان زبان حیوانات را میدانست. طوطی با زبان طوطیان به ایشان گفت: «مرا از این قفس آزاد کن.»
حضرت به مرد پیشنهاد کرد که طوطی را آزاد کند و در قبال آن پول خوبی از ایشان دریافت کند. مرد که از زبان طوطی پول درمیآورد و منبع درآمدش بود، پیشنهاد حضرت را قبول نکرد.
حضرت سلیمان به طوطی گفت: «زندانی بودن تو به خاطر زبانت است.»
طوطی فهمید و دیگر حرف نزد. مرد هر چه تلاش کرد فایدهای نداشت. بنابراین خسته شد و طوطی را آزاد کرد.
بسیار پیش میآید که ما انسانها اسیر داشتههای خود هستیم.
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
ﭘﺸﺘﺶ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺟﺎﺩﻩ ے ﺩﻧﯿﺎ ﻃﻮﻻﻧﯽ .
ﻣﯽﺩﺍﻧﺴﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺟﺰ ﺍﻧﺪکے ﺍﺯ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺭﻓﺖ .
ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺁﻫﺴﺘﻪ مے ﺧﺰﯾﺪ ، ﺩﺷﻮﺍﺭ ﻭ ﮐﻨﺪ ... ﻭ ﺩﻭﺭ ﻫﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻭﺭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ، ﺳﻨﮓ ﭘﺸﺖ ﺗﻘﺪﯾﺮﺵ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ نمے ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﭼﻮﻥ ﺍﺟﺒﺎﺭے ﺑﺮ ﺩﻭﺵ مے ﮐﺸﯿﺪ .
ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺍے ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﭘﺮ ﺯﺩ ... ﺳﺒﮏ ﺑﺎﻝ ..
ﺳﻨﮓ ﭘﺸﺖ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺍﯾﻦ ﻋﺪﻝ ﻧﯿﺴﺖ .. ﺍﯾﻦ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﻧﯿﺴﺖ .! ﮐﺎﺵ ﭘﺸﺘﻢ ﺭﺍ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺳﻨﮕﯿﻦ نمےﮐﺮﺩے !. ﻣﻦ ﻫﯿﭻ ﮔﺎﻩ نمے ﺭﺳﻢ .. ﻫﯿﭻ ﮔﺎﻩ .!
ﻭ ﺩﺭ ﻻﮎ سنگے ﺧﻮﺩ ﺧﺰﯾﺪ .. ﺑﻪ ﻧﯿﺖ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪے ..
ﺧﺪﺍ ﺳﻨﮓ ﭘﺸﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭے ﺯﻣﯿﻦ ﺑﻠﻨﺪ ﮐﺮﺩ ، ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻧﺶ ﺩﺍﺩ ، ﮐﺮﻩ ﺍے ﮐﻮﭼﮏ ﺑﻮﺩ .
ﻭ ﮔﻔﺖ : ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ .. ﺍﺑﺘﺪﺍ ﻭ ﺍﻧﺘﻬﺎ ﻧﺪﺍﺭﺩ ، ﻫﯿﭻ ﮐﺲ نمے ﺭﺳﺪ ..
#ﭼﺮﺍ ؟
ﭼﻮﻥ ﺭﺳﯿﺪنے ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ ، ﻓﻘﻂ ﺭﻓﺘﻦ ﺍﺳﺖ ، حتے ﺍﮔﺮ ﺍﻧﺪکے ، ﻭ ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺭﻭے ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍے ، ﻭ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺗﻮﺳﺖ ﺗﻨﻬﺎ ﻻکے ﺳﻨﮕﯿﻦ ﻧﯿﺴﺖ ، ﺗﻮ ﭘﺎﺭﻩ ﺍے ﺍﺯ هستے ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻭﺵ مےکشے .. ﭘﺎﺭﻩ ﺍے ﺍﺯ ﻣﺮﺍ ..!
ﺧﺪﺍ ﺳﻨﮓ ﭘﺸﺖ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﺬﺍﺷﺖ .. ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻪ ﺑﺎﺭﺵ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﻪ ﺭﺍﻫﺶ ﺩﻭﺭ ..!
ﺳﻨﮓ ﭘﺸﺖ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺭﻓﺘﻦ حتے ﺍﻧﺪکے ...
ﻭ ﭘﺎﺭﻩ ﺍے ﺍﺯ " ﺍﻭ " ﺭﺍ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﺑﻪ ﺩﻭﺵ ﮐﺸﯿﺪ .
□ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﻣﻘﺼﺪ ﺭﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺵ ﺗﺮﻩ ..! ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺮﻧﺪﻩ میشے ﯾﺎ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﻣﯿﺮﺳﯽ ﯾﻪ ﺧﻼ ﺭﻭ ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ ﺣﺲ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﭘﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﯾﻦ ﺧﻼ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﺍ ﺑﯿوفتے ﻭ ﻣﻘﺼﺪ ﺗﺎﺯﻩ ﺍے ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﯽ
#ﺯﻧﺪگے-یعنے-ﺟﻨﮕﯿﺪﻥ-ﮐﻪ-ﻫﺮ-ﺭﻭﺯ-ﺗﮑﺮﺍﺭ-مےﺷﻮﺩ .
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
📗#حکایت
⁉️داستان اینکه چرا انوشیروان عادل بود؟
انوشیروان یکی از بزرگترین پادشاهان ساسانی بود. انوشیروان را معلمی بود. گویند روزی معلم او را بدون تقصیری بیازرد. انوشیروان کینه او را در دل گرفت تا به پادشاهی رسید.
آن گاه از او پرسید: چرا بی سبب بر من ظلم کردی؟
معلم گفت: چون امید آن داشتم که بعد از پدر به پادشاهی برسی، خواستم که تو را طعم ظلم بچشانم تا در ایام سلطنت به ظلم اقدام نکنی!
در روزگار ساسانیان سفارش شده که نخستین وظیفه پدر و مادر، باسواد کردن فرزندان خویش است؛ هر ایرانی باید خردمند و دادگر باشد:
ز یزدان و از ما بر آن کس درود
که تارش خرد باشد و داد پود
دگر آن که، دانش مگیرید خوار
اگر زیردستید اگر شهریار
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فقط طوری که جلوی خواهر و برادرش ایستاد🥺♥️
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
#داستانک
یک کارت عروسی جالب دیدم پدری دخترش را عروس کرد و در کارت ارسالی خود اینچنین نوشت:
به نام خداوند ایران زمین
" ﺧﻮﺍﻫﻲ ﻛﻪ ﺟﻬﺎن ﺩﺭ ﻛﻒ ﺍﻗﺒﺎﻝ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ ،
ﺷﻴﺮﻳﻦ ﻛﺴﻲ ﺑﺎﺵ ﻛﻪ ﻓﺮﻫﺎﺩ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ " .
ﺩﻭﺷﻴﺰﻩ ....ﻭ ﺁﻗﺎﻱ ..... ﺑﻪ ﻋﻘﺪ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺁﻣﺪﻧﺪ!
ﺑﻨﺎ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ ﺟﺸﻦ ﺑﺎﺷﻜﻮﻫﻲ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﺑﮕﻴﺮﻳﻢ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺩﻋﻮﺕ ﻛﻨﻴﻢ ﻭﻟﻲ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ ﺑﻮﺩﺟﻪ ﺟﺸﻦ ﺭﺍ ﺑﺪﻫﻴﻢ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺁﻗﺎ ﭘﺴﺮ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻧﻢ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺗﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻛﻨﻨﺪ , ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺟﺸﻨﻲ ﻧﺪﺍﺭﻳﻢ . ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭﺕ ﺟﻬﺖ ﺍﻃﻼﻉ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺑﺪﺍﻧﻴﺪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪ ... ﮔﺮ ﭼﻪ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﺍﺭﺗﺎﻥ ﻣﺤﺮﻭﻣﻴﻢ ﻭﻟﻲ ﺍﻣﻴﺪﻭﺍﺭﻳﻢ ﺍﻳﻦ ﻋﻤﻞ ﺧﺪﺍﭘﺴﻨﺪﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﭙﺴﻨﺪﻳﺪ ﻭ ﺗﺄﻳﻴﺪ ﻛﻨﻴﺪ .
انسانهای واقعی نه پول زیاد دارند نه جایگاه و مقام بالا...
ﺁﻧﻬﺎ ﻗﻠﺒﻲ ﺑﺰﺭﮒ و نگاهی مهربان دارند.
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1