هدایت شده از تبلیغات گسترده ترابایت
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑اولین بلاگر سفرِ ایتا
من منصوره هستم متولد ۶۷
عاشق # گردش و # سفرم و هر جا میرم از همه ی لحظاتش براتون عکس و فیلم میذارم از دوستم خواستم چند دقیقه لینکم رو براتون بذاره، تا الان ۱۵۰ هزار نفر تو کانالم عضو شدن 😳😳
👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2094792962C54f070a0de
❌# معرفی_خاص_امروز👆👆👆
.
❌❌بچه ها ❌❌توجه
اگر از این کلیپ های# تمیزکاری و
# نظم دوست دارید و انگیزه و انرژی میگیرید این کانال هر روز میذاره 👇👇👇❤️
https://eitaa.com/joinchat/2094792962C54f070a0de
زودعضو بشید فقط ۱۰ دقیقه لینکش میذارم ❌🙏
.
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چشم ودل سیری باید تو وجودت باشه
وگرنه ذاتت که گشنه باشه
اقیانوس هم سر بکشی
بازم تشنه ای...
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
#حکایت دختر زیبا و ۴ جوان مست
ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺯﯾﺒﺎﺑﻮﺩ ﺍﺳﯿﺮ ﭘﺪﺭﯼ ﻋﯿﺎﺵ، ﮐﻪ ﺩﺭﺁﻣﺪﺵ ﻓﺮﻭﺵ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺑﻮﺩ!
ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺭﻭﺯﯼ ﮔﺮﯾﺰﺍﻥ ﺍﺯ ﻣﻨﺰﻝﭘﺪﺭﯼ ﻧﺰﺩ ﺣﺎﮐﻢ ﭘﻨﺎﻩ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻗﺼﻪ
ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺯﮔﻮ ﮐﺮﺩ .
ﺣﺎﮐﻢ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﺍﻧﺰﺩ ﺯﺍﻫﺪ ﺷﻬﺮ ﺍﻣﺎﻧﺖ ﺳﭙﺮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ
ﺍﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﻣﺎ ﺟﻨﺎﺏ ﺯﺍﻫﺪ ﻫﻢﻫﻤﺎﻥ ﺷﺐ ﺍﻭﻝ ﺩﺧﺘﺮ ﺭا.........
ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﯿﻤﻪ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﺑﻪ ﺟﻨﮕﻞ ﮔﺮﯾﺨﺖ ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﺴﺮ
ﻣﺴﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﮐﻠﺒﻪ ﺧﻮﺩﯾﺎﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:
ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻭﺿﻊ، ﺍﯾﻦ ﺯﻣﺎﻥ، ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﻣﺎ، ﺍﯾﻨﺠﺎ ﭼﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ !!!؟
ﺩﺧﺘﺮ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺑﯿﺸﻪ ﻭﺟﺎﻧﺶ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺁﺭﯼ ﭘﺪﺭﻡ ﺁﻥ
ﺑﻮﺩ ﻭ ﺯﺍﻫﺪ ﺍﺯ ﺧﯿﺮ ﺣﺎﮐﻢﭼﻨﺎﻥ، بی ﭙﻨﺎﻩ ﻣﺎﻧﺪﻡ.
ﭘﺴﺮﻫﺎ ﺑﺎ ﮐﻤﯽ ﻓﮑﺮ ﻭ ﻣﮑث ﻭﺩﯾﺪﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﯿﻤﻪ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ
ﮔﻔﺘند ﺗﻮ ﺑﺮﻭ ﺩﺭ ﻣﻨﺰﻝ ﻣﺎﺑﺨﻮﺍﺏ ﻣﺎ ﻧﯿﺰ ﻣﯿاﯾﯿﻢ.
ﺩﺧﺘﺮ ﺗﺮﺳﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦﭼﻬﺎﺭ ﭘﺴﺮ ﻣﺴﺖ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﭼﮕﻮﻧﻪ
ﺑﮕﺬﺭﺍﻧﺪ ﺩﺭ ﮐﻠﺒﻪ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺑﺮﺩ . ﺻﺒﺢ ﮐﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪ
ﺩﯾﺪ ﺑﺮ ﺯﯾﺮ ﻭ
ﺑﺮﺵ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﻮﺳﺘﯿﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻔﻆﺳﺮﻣﺎ ﻫﺴﺖ ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﺴﺮ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮐﻠﺒﻪ ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎ ﻣﺮﺩه اﻧﺪ!
ﺑﺎﺯ ﮔﺸﺖ ﻭ ﺑﺮ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﺷﻬﺮ ﺩﺍﺩ ﺯﺩ ﮐﻪ:
ﺍﺯ ﻗﻀﺎ ﺭﻭﺯﯼ ﺍﮔﺮ ﺣﺎﮐﻢ ﺍﯾﻦﺷﻬﺮ ﺷﺪﻡ،
ﺧﻮﻥ ﺻﺪ ﺷﯿﺦ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﺴﺖ ﻓﺪﺍﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ،
ﻭﺳﻂ ﮐﻌﺒﻪ ﺩﻭ میخانه ﺑﻨﺎﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ،
ﺗﺎ ﻧﮕﻮﯾﻨﺪ که ﻣﺴﺘﺎﻥ ﺯ ﺧﺪﺍﺑﯿﺨﺒﺮﻧﺪ
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از تبلیغات گسترده ترابایت
مراسم تشییع بــازیــگر خـــوب و مـــحـــبـــوب ایرانمون 😔😔🖤
🔴حواشی حضور بازیگران در مراسم🔴
🖤عــلت فــوت او و بیقراری های خــانواده اش بعد اعــلام خبر فــوتش 😞
آخرین فیلم از لحظات پایانی عمرش👇
.
🌟🖤honarmandan
🌟⚫️honarmandan
🌟⚫️honarmandan
هدایت شده از داستان های جذاب
😔😔😔عکسهای دردناک خانوم بازیگر بعد فوت پسرش😔😔
داغ فرزند از پا درآوردش🤦♀️🤦♀️
این همه تغییر واقعا دردناکه 😔😔😔🖤🖤🖤
https://eitaa.com/joinchat/847183978C1a47de8d60
ورود بیماران قلبی ممنوع⛔⛔
هدایت شده از ضرب المثل
👀 گاهی کسی که خودش راه را بلد نیست، ادعا میکند راهنمای دیگران است!
میگن:
🔸 «کور به خانهٔ کور راه میبرد.»
یعنی کسی که خودش از موضوعی آگاهی یا تجربهٔ کافی ندارد، نمیتواند راهنمای خوبی برای دیگری باشد؛ چون هر دو ممکن است در نهایت راه را اشتباه بروند.
حالا یه سؤال 👇
تا حالا شده کسی با اطمینان کامل بهت راهنمایی بده، ولی بعد بفهمی خودش هم هیچ سررشتهای از اون موضوع نداشته؟ 😂
برات پیش اومده؟
https://eitaa.com/ZarbolMasal_Hikayat
هدایت شده از تبادل موقت
#زنم_قبل_مرگ_گفت_خودت_غسلم_بده
اسمم اسد هست.
منو ربابه با هم ازدواج کردیمو عاشق هم بودیم همسرمو خیلی دوست داشتم اما بخاطر آینده مون مجبور شدم به دبی سفر کنم و اونجا کارکنم.
عصر پنجشنبه بود که خانواده م تماس، گرفتند و گفتند حال ربابه خیلی بده، همین ک فهمیدم فورا برگشتم.
تو بیمارستان بستری بود مادرم تا منو دید گفت چرا برگشتی دنیا همینه، میگذره، از حرفش شوکه شدم و جا خوردم.
اما فقط دیدن ربابه برام مهم بود.
ظاهرا دکترا جوابش کرده بودند منم هیچ کاری از دستم بر نمیومد.
رفتم بالای سر ربابه به زور تونست بگه
#وقتی_مُردم_خودت_منو_غسل_بده
بعد از مرگ ربابه وقتی خواستم غسلش بدم چیزی دیدم که خشکم زد تازه فهمیدم که........
⬅️ ادامه داستان ➡️
⬅️ ادامه داستان ➡️
⬅️ ادامه داستان ➡️
⬅️ ادامه داستان ➡️
هدایت شده از تبادل موقت
♨️حاملگی عجیب همسرم
ناگهانی متوجه باردار شدن همسرم شدم
ماه چهارم بارداری همسرم بود. دکتر گفته بود ک فرزندتان #دختر است.خوشحالی ام چندین برابر شده بود. ولی رفتار همسرم برایم عجیب بود که چرا مثل فرزند اولمان خوشحال نیست او که عاشق دختر بود.تا اینکه روزی که برای پیدا کردن پرونده های شرکت مجبور شدم فیلم های ضبط شده توسط دوربین خانه را از چند ماه قبل چک کنم. وقتی فیلم ها را جلو عقب میکردم پسر سیزده ساله ام را دیدم که......
♨️برای خواندن ادامه داستان🚫
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
من عمرانخانم... جانشین پدرم و خان روستایی که هنوز از جهل ارباب رعیتی بیرون نیومده بودن..
عاشق زنم بودم ولی اون هی بچهش میوفتاد و بچش نمیشد!
برای همین خانمجون مادرم دختر رعیتی رو برام انتخاب کرد که عقدم بشه..
قرار نبود بهش نزدیک بشم.. فقط برای خیالی راحت مادرم عقدش کردم و بهش گفتم که اصلا سعی نکنه بهم نزدیک بشه و در کمال آرامش و بیصدا توی عمارتم زندگی کنه
ولی همین که به عقدم در اومد و توز رو ای روی سرش بلند کرد....
چشمای اشکیشو که دیدم، دل و ایمونم رفت.....
مهلت ندادم بهش و وقتی که با چشمای اشکی بهم خیره بود.....🔥
https://eitaa.com/joinchat/183174308Cde94edfd23
سرگذشت عمرانخان و عروسش پناه🥲🔥
سنگسار عروس ۱۸ساله شیعه در عربستان😱
افرادی که ناراحتی قلبی دارند وارد نشوند اینجا🥺
https://eitaa.com/joinchat/1931149482C426d4d6f66
🥺فیلمش ببین ☝️☝️🥺😭
هدایت شده از تبادل موقت
#زنم_قبل_مرگ_گفت_خودت_غسلم_بده
اسمم اسد هست.
منو ربابه با هم ازدواج کردیمو عاشق هم بودیم همسرمو خیلی دوست داشتم اما بخاطر آینده مون مجبور شدم به دبی سفر کنم و اونجا کارکنم.
عصر پنجشنبه بود که خانواده م تماس، گرفتند و گفتند حال ربابه خیلی بده، همین ک فهمیدم فورا برگشتم.
تو بیمارستان بستری بود مادرم تا منو دید گفت چرا برگشتی دنیا همینه، میگذره، از حرفش شوکه شدم و جا خوردم.
اما فقط دیدن ربابه برام مهم بود.
ظاهرا دکترا جوابش کرده بودند منم هیچ کاری از دستم بر نمیومد.
رفتم بالای سر ربابه به زور تونست بگه
#وقتی_مُردم_خودت_منو_غسل_بده
بعد از مرگ ربابه وقتی خواستم غسلش بدم چیزی دیدم که خشکم زد تازه فهمیدم که........
⬅️ ادامه داستان ➡️
⬅️ ادامه داستان ➡️
⬅️ ادامه داستان ➡️
⬅️ ادامه داستان ➡️