eitaa logo
داستان های جذاب
70.9هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
9.6هزار ویدیو
2 فایل
🌴 کانال حکایت ها وپند ها 🌴 ✔️ با افتخار منبع اکثر کانال های هم موضوع هستیم ✔️ ✔️ منبع تمام پند و حکایت و داستان های زیبا هستیم ✔️ سخن بزرگان ✔️ تلنگر تبلیغات. @Baran_HQ 🌻باما همراه شوید 🌻
مشاهده در ایتا
دانلود
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 طلا و نقره تا آخر سال چند میشه؟ الان وقت خریدِ یا فروش؟ یا باید صبر کرد؟ آقای رضایی که فارغ التحصیلی دانشگاه شریف و عضو معاونت علمی ریاست جمهوری بوده و در حال حاضر صاحب کارگاه‌های بزرگ ساخت انگشتره و کسی که هر روز چند کیلو طلا و نقره معامله می‌کنه،تو کانال شخصی خودش خیلی شفاف درباره وضعیت فعلی بازارو مسیر قیمت‌های طلا و نقره صحبت می‌کنه و میگه کی وقت خرید و کی وقت فروشه آدرس کانالش اینه به نظرم تو این وضعیت حتما کانالش رو داشته باشید 👇👌 https://eitaa.com/joinchat/36766743C904d8c4e42
اگر قصد خرید یا فروش طلا و نقره دارید به‌نظرم قبلش حتماً این کانال رو یه نگاه بنداز و تحلیل هایی که رایگان داره در اختیار مردم میزاره رو بخون ، چون طرف روزی چند کیلو طلا و نقره میخره قطعا اطلاعات مهمی داره این آدرس کانالشه 👇🙏 https://eitaa.com/joinchat/36766743C904d8c4e42
🎩داستان بابا کَرم بابا کرم شخصی بود از لات های قدیم به اسم رسمی کرم کریمی. قصاب محل بود و همه از او حساب میبردند اما وقتی از کوچه های محله گذر می کرد بچه های فقیر و یتیم و بیچاره ای در طول مسیرش بودند که هر روز به آنها کمک میکرد و با یک آب نبات آنها را خوشحال می کرد! بچه ها او را کرم صدا می کردند و هر وقت از دور می آمد، بچه ها با شادی دست میزدند و صدا میزدند: بابا کرم! باباکرم... و آقا کرم قصاب هم برای خوشحال کردن بچه های فقیر یک سر و گردن و نیز با حرکات دست و مدل بابا کرم امروزی از کنار آنها می گذشت... بعدها در کاباره ها با اضافه کردن حرکات دیگر رقص بابا کرمی را تکمیل کردند و تا هم اینک ماندگار و از رقص های بنام ایرانی باقی ماند...):؛ ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
هدایت شده از داستان های جذاب
❌ داشتم زن بارداری رو میشُستم که لبهای جنازه تکون خورد و زیر لب گفت روی من آب نریز من هنوز زنده ام رفتم بیرون غسالخونه و داد زدم دخترتون زنده هست توقع داشتم خونوادش شوکه بشن از خوشحالی بال در بیارن ولی در کمال ناباورانه اصلا اینجور نبود.😳 برادرش اومد نزدیکم و گفت که بشورش و کفن کن .با تعجب گفتم مگه شما نشنیدید من بهتون گفتم خواهرتون زنده است یهو چیزی گفت که خُشکم زد بهم گفت ... 🔞 ادامه داستان👇 باز شــــشــــــــود https://eitaa.com/joinchat/183174308C98c8b77894
هدایت شده از داستان های جذاب
🔴 شوهرم حین حمام کردن کجا میرود؟! ساعت ۱۰ صبح جمعه ۲۴ شهریورماه  زنی گریان با همسرش به دادگاه وارد شدند و زن میگفت هر روز ساعت ۳ بعدازظهر همسرم باحالت عادی به  حمام میرود و بعد از ۳ ساعت از حمام بیرون می آید در این ۳ ساعت همسرم در گوشه ای از حمام است و فقط صدای شیر آب می آید...زن گریه میکرد و میگفت که شوهرش رفتار کاملا غیر عادی داردبا رضايت شوهر دادگاه ترتيبى داد تا در حمام منزل دوربين قرار دهند ... تا واقعيت ثبت شود روز اول در ابتدا كاملا عادى شوهر به شستشوی خود پرداخت و همه چيز خوب بود تا در ساعت ٣:٢٥ دقيقه شوهر به گوشه ای از حمام پناه برد و ...... . برای ادامه داستان کیلیک کنید↪️
هدایت شده از داستان های جذاب
طلبه جوان و شاهزاده شب هنگام  محمد باقر - طلبه جوان- در اتاق خود مشغول مطالعه بود که ناگهان دختری وارد اتاق او شد. در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که سکوت کند و هیچ نگوید. دختر پرسید: شام چه داری ؟؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد! دختر که شاهزاده بود و به خاطر اختلاف با زنان حرمسرا خارج شده بود در گوشه‌ای از اتاق خوابید. صبح که دختر از خواب بیدار شد.. ناگهان 👈ادامه ی داستان
هدایت شده از گسترده امید
👶 کچل خانِ ترند اینستا به ایتا پیوست 👶 پستای گوگولی و بانمک🥺♥️👶👇🏼 https://eitaa.com/joinchat/1627784334Cf831a8ba6d جهت عضویت کلیک کنید ❤️‍🔥🫵🏻
🚨 فوری. / فوری.😍 😳 کانال کچل خان به ایتا پیوست 👶👇🏼 https://eitaa.com/joinchat/1627784334Cf831a8ba6d ❌تا پاک نکردن سریع عضو شو 👌☝️
🚨🚨🚨🚨 🚨 حکایت میگویند در روزگار قدیم مرد فقیری در دهی زندگی میکرد. یک روز مرد فقیر به همسرش گفت:می خواهم هدیه ای برای پادشاه ببرم.شاید شاه در عوض چیزی شایسته شان ومقام خودش به من ببخشد و من آن را بفروشم و با پول آن زندگیمان عوض شود همسرش که چغندر دوست داشت،گفت:برای پادشاه چغندر ببر! اما مرد که پیاز دوست داشت،مخالفت کرد وگفت:نه!پیاز بهتر است خاصیتش هم بیشتر است.بااین انگیزه کیسه ای پیاز دستچین کرد و برای پادشاه برد. از بد حادثه،آن روز از روز های بد اخلاقی پادشاه بود و اصلا حوصله چیزی رانداشت. وقتی به او گفتند که مرد فقیری برایش یک کیسه پیاز هدیه آورده، عصبانی شد ودستور داد پیاز ها را یکی یکی بر سر مرد بیچاره بکوبند. مرد فقیر در زیر ضربات پی در پی پیازهایی که بر سرش می خورد، با صدای بلند میگفت:«چغندر تا پیاز، شکر خدا!!» پادشاه که صدای مرد فقیر را می شنید ، تعجب کرد و جلو آمد و پرسید: این حرف چیست که مرتب فریاد می کنی؟ مرد فقیر با ناله گفت:شکر می کنم که به حرف همسرم اعتنا نکردم وچغندر با خود نیاوردم وگرنه الان دیگر زنده نبودم! شاه از این حرف مرد خندید وکیسهای زر به او بخشید تا زندگیش را سرو سامان دهد! واز آن پس عبارت پیاز تا چغندر شکر خدا در هنگامی که فردی به گرفتاری دچار شود که ممکن بود بدتر از آن هم باشد به کار میرود ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
وااااییی این کلیپ کچل خان رو دیدی🤣؟ 🚷 دیشب خواب دیده که. . .🤭😂 کامله کلیپش اینجاست بیاببین😍👇 https://eitaa.com/joinchat/3907847933C1e27f50b22 https://eitaa.com/joinchat/3907847933C1e27f50b22 فقط تیکه آخر کلیپش که میگه . .😂☝️🏼
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💬😏واقعا باید مردا بترسن. از زنی که سکوت کرده... ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751