eitaa logo
داستان های جذاب
71.2هزار دنبال‌کننده
3.9هزار عکس
9.6هزار ویدیو
2 فایل
🌴 کانال حکایت ها وپند ها 🌴 ✔️ با افتخار منبع اکثر کانال های هم موضوع هستیم ✔️ ✔️ منبع تمام پند و حکایت و داستان های زیبا هستیم ✔️ سخن بزرگان ✔️ تلنگر تبلیغات. @Baran_HQ 🌻باما همراه شوید 🌻
مشاهده در ایتا
دانلود
ســـلام🌷 صبح زیباتون بخیر🍂 آرزو می کنم 🌷 در این روز زیبا 🍂 دلتون پر از محبت🌷 روزتون پُر از رحمت 🍂 زندگیتون پر از برکت 🌷 لحظه‌هاتون پر از موفقیت🍂 و عاقبتتون ختم به خیر باشه 🌸 ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
# حکایت یکی از واحدهای ارتش سوییس در یکی از مانورهای کوهستانی گم شده بود و ناامیدانه در کوه‌های آلپ سرگردان بود. هوا سرد بود. ذخیره غذای گروه کم و محدود بود. ناگهان، یکی از اعضا نقشه منطقه را در کوله خود پیدا کرد. آنها نقشه را دنبال کردند و به اقامت گاه اولیه باز گشتند. آنها از مرگ نجات یافتند. وقتی نقشه را به فرمانده خود نشان داند، او متعجب شد و پرسید چگونه با چنین نقشه‌ای راه را پیدا کرده‌اید؟ نقشه مربوط به کوه‌های آلپ نبود، بلکه مربوط به کوه‌های پیرنه بود. آنها راه خود را با پیروی از یک نقشه غلط پیدا کرده بودند. اگر آن نقشه را نمی‌یافتند، ساعت‌ها و روزها به امید اینکه گروه‌های نجات آنها را خواهند یافت، در جای خود می‌ماندند.اما آنها با دیدن نقشه راه افتادند. اغلب اوقات بهتر است حتی با نقشه غلط راه بیفتیم و به دنبال راه نجات بگردیم تا اینکه به امید رسیدن نیروی کمکی در جای خود متوقف شویم و از گرسنگی بمیریم. وقتی از همه چیز ناامید هستید، دست به کاری بزنید. آنها که در رودخانه قایق سواری کرده‌اند، می‌دانند بیشترین حالت پایداری قایق، نه در سکون، بلکه در هنگام حرکت کردن و پارو زدن ایجاد می‌شود. شاید این گفته برخلاف تصور عمومی و غریزه‌مان باشد، اما در درستی آن تردیدی نیست. ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از غم تو عالم گریونه ای وای مادرم...🥺❤️‍🩹 ▪️شهادت بانوی رسالت و ولایت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها تسلیت باد.🏴 ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
. وقتشه یکی از خواسته‌های دلت رو دوباره به خدا بسپری… 🤍🌙 📿 با ۵ ذکر نورانی آشنا شو و فقط ۲۱ روز براش وقت بذار و تکرارش کن می‌خوای بدونی این ذکرها چی هستن؟✨ 👇بیـا اینجا تا لینک پاک نشده… https://eitaa.com/joinchat/3827631198C13ee3880f6 .
از گلِ گذرا درگذر 🔹بلبل سرمست و نغمه‌خوان به میان مرغان آمد و لاف عاشقی زد: «من غرق در عشق گل سرخم و همهٔ رازهای دلدادگی را می‌دانم! مرا چه کار به رنجِ پرواز تا سیمرغ؟ همان لبخند نوبهار و دیدن گلبرگ‌های یارم مرا بس است.» 🔹هدهد دانا روی درهم کشید و گفت: «ای اسیرِ ظاهر! بیش از این به این عشق فریبنده مناز؛ این معشوقِ تو جز خاری در جانت ننشاند و طراوتش در یک هفته بر باد می‌رود. گلی که با آمدن پاییز جز خاری خشک از آن نمی‌ماند، در نوبهار هم به تو مهر نمی‌ورزد، بلکه به ناله‌های زار و ساده‌لوحی‌ات پوزخند می‌زند! شرم بدار و تا پای در گلِ این زیبایی زودگذر داری، از پرواز به سوی حقیقت جا مانده‌ای.» ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از گسترده امید
♦️ 499تومن 🚨 ♦️حراجی حراجی 👇🚨 خنک فقط۱۵٠هزارتومن👌 فقط۵۰۰هزارتومن👇 فقط ۲٠٠هزارتومن ازتولیدبدون واسطه 💢پرداخت درب منزل 💢ارسال رایگان 💢قیمت مناسب 💢کیفیت جنس عالی تخفیف ویژه برای تمام مشتری های عزیز https://eitaa.com/joinchat/3874684929C418cfd5592
1_ اهدا چادر مشکی رایگان به مناسبت ۲_ از ساعت ۸ شب توزیع مانتوهای رایگان شروع میشه ✅ به۳٠٠٠نفر که عضوکانال مابشن ارسال از کربلا ارسال ازمشهدمقدس ادرس کانال درلینک زیر 👇👇 https://eitaa.com/joinchat/3874684929C418cfd5592
✍انگشتر سلیمان روزی حضرت سلیمان (ع) انگشتر خود را به کنیزکی سپرد و به گرمابه رفت؛ دیوی (جن) از این واقعه باخبر شد و بلافاصله خود را به صورت سلیمان درآورد و انگشتر را از کنیزک طلب کرد، کنیز انگشتر را به وی داد و او خود را به تخت سلیمان رساند و بر تخت حضرت سلیمان نشست و دعوای سلیمانی کرد و مردم از او پذیرفتند . زمانی که حضرت سلیمان از گرمابه بیرون آمد و از ماجرا خبر دار شد ،  گفت سلیمان حقیقی منم و آنکه برجای من نشسته دیوی بیش نیست امّا مردم او را انکار کردند و حضرت سلیمان که به ملک اعتنایی نداشت و در عین سلطنت خود را «مسکین و فقیر» می دانست، به صحرا و کنار دریا رفت و ماهیگیری پیشه کرد... امّا دیو چون با دوز و کلک بر تخت نشسته بود، روزی از بیم آنکه مبادا انگشتر بار دیگر به دست سلیمان افتد آن را به دریا انداخت تا بکلّی انگشتر از بین برود و خود بر مردم حکومت کند... ...بتدریج ماهیّت ظلمانی دیو برخلق آشکار شد و اکثر مردم ، روی از او برگرداندند و در کمین فرصت بودند تا او را از تخت به زیر آورند و سلیمان حقیقی را برجای او نشانند... ...در این احوال حضرت سلیمان همچنان در لب دریا ماهی می گرفت، روزی ماهیی را صید کرد و از قضا خاتم (انگشتر) گم شده را در شکم ماهی پیدا و به انگشت کرد... ...سلیمان به شهر نیامد امّا مردم از این ماجرا با خبر شدند و دانستند که سلیمان حقیقی با خاتم سلیمانی بیرون شهر است؛ پس بر دیو شورش کردند و همه از شهر بیرون آمدند تا سلیمان را به تخت بازگردانند برگرفته از کتاب «مقالات» حسین الهی قمشه ای.. بر اساس مثنوی مولانا ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751