eitaa logo
«کمــی کــافــر...»
2.8هزار دنبال‌کننده
309 عکس
142 ویدیو
0 فایل
یک صبح «کمی کافر» و یک صبح «مسلمان» یک مـــرتبــه زنــدیــقـــم و یک مـــرتبــه درویــــش کمی کافر.../ شعر و گاه‌نوشت‌های مصعب یحیایی @Yahyaei_mosab
مشاهده در ایتا
دانلود
هسته‌ای می‌خواهیم چکار؟! وقتی که می‌توانیم در «سانتریپُفیوزهای رسانه‌‌‌‌مان» از یک کیلو «ماست» صد من کره بگیریم! 🔷@yahyaei_m
«ماست» تهدید جامعه جهانی‌ست. «بخشش لازم نیست اعدامش کنید» به بایدن بگویید «میهن» را تحریم کند! اگر آخوندها کشور را به چین و عربستان نمی‌فروختند این جور نمی‌شد. «گاو شیرده» «ماست» رابطه‌اش را فهمیدید؟! زندگی «میترا» را «نجفی» استاد نکرد. اصلاً تفنگش از این آب‌پاش‌ها بود زبان‌بسته بخاطر همین رفته بود توی حمام! «شنیده‌ها حاکی‌ست میترا را حزب‌اللهی‌ها ماست‌خور کرده بودند!» (فعلاً تیتر این باشد) حالا که اوضاع شیر تو شیر شده فریاد بزنید: «زن زندگی آزادی...» سلّمنا! حق با شماست میترا هم زن بود ولی قبول کنید خدایی مثل مهسا خونش را پیراهن عثمان نمی‌شد کرد! پس به خلق الله می‌گوییم: میترا پرستو بود... خلاص! نگران نجفی نباشید هرچه باشد او هم حزبی خاتمی‌ست. آن‌قدری داریم که گلریزان کنیم ما «کابوی اصلاحات» را از زندان می‌کشیم بیرون و تیتر می‌زنیم «تراژدی استاد...» گور پدر هسته‌ای... اصلاً غنی‌سازی می‌خواهیم چکار؟! وقتی که می‌توانیم در «سانتریپُفیوزهای رسانه‌‌‌‌مان» از یک کیلو «ماست» صد من کره بگیریم! ما استاد ماهی‌گیری از آب‌های گل‌آلودیم و اثبات می‌کنیم یک سطل ماست از پنج گلوله بیشتر برد دارد! ما خدای تناقضیم. محارب حق حیات دارد (شجریان را پِلی کنید: اگر جان را خدا داده‌ست چرا باید تو بستانی...؟!) تَکرار می‌کنیم محارب حق حیات دارد... ولی ماست‌پاش حتماً اسیدپاش می‌شود! یک نگاه بیاندازید به «محسن برهانی» این بشر یک نمونه از «خَــر وارهای» ماست! «سطل ماست ۷۴ ضربه شلاق دارد. ولی محاربه خیلی هم بد نیست... بخشش؛ لازم نیست اعدامش کنید!» این بشر اگر دستش می‌رسید به محاربین جایزه می‌داد! «آرمان» باید پای منافع جنبش ذبح شود و قاتلش محارب نیست. «شریح» فقط قاضی نبود شنیده‌ایم توی کوفه دفتر وکالت هم داشته! شریح قاضی یکی بود مثل محسن برهانی. تا بهانه جور است بخوانید: «برای اخم... برااایِ مگس‌های روی زخم...» اصلاً از قدیم گفته‌اند: از «ماست» که برپاست! به بوق‌چی‌ها بگویید «ماست؛ اسم رمز است». حضار محترم حالا بفرمایید دوغ‌تان را بنوشید... عضو شوید: (کمی کافر.../ شعر و گاه‌نوشت‌های مصعب یحیایی) 🔴@yahyaei_m
در خاطره‌ی کوچه‌ی بن‌بست کسی نیست بیهوده به این پنجره دل بسته‌ای، ای دوست عضو شوید: (کمی کافر.../ شعر و گاه‌نوشت‌های مصعب یحیایی) 🔴@yahyaei_m
در خوردن و آشامیدن اسراف نکنید و در امر «تولید» کوشا باشید. از مسئولین محترم شهرمان می‌خواهم برای رضای خدا هرچه زودتر کارهای مردم را انجام دهند. «شهید خداکرم فرامرزی» پ.ن: با این ستاره‌ها می‌شود راه را پیدا کرد... 🟢@yahyaei_m
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
_ مگه میشه با یک شب تمنا ظهور رو جلو انداخت؟! _ مگه نمیشه؟! از کی تا حالا خدای شما این‌قدر نامهربان شده... 🔴@yahyaei_m
و حالا تو بگو عملیات بعدی ما کربلای «بیست و پنج» باشد. اما نه... «اسرائیل بیست و پنج سال آینده را نخواهد دید...» 🔴@yahyaei_m
«ارض موعود» را کدام خدا به شما وعده داده است؟! آیا فکر نمی‌کنید خدایی که در کُشتی مغلوب رسولش باشد خدای بزرگی نیست؟!* این خدا به اندازه‌ی نیل تا فرات هم شما را یاری نکرده‌ است. این خدا نه خدای تورات است نه خدای موسی‌؛ اله الهیات صهیونیستی شیطان است و بس و همین شما را بس که «إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا...». گوساله‌های سامری رو کنید هر آن‌چه را که در چنته دارید. ما رجز نمی‌خوانیم؛ شش‌پر این پرچم‌ ستاره‌ی داوود نیست، تو در توی مثلث‌هایی‌ست* که عباد صالح خدا و وراث ارض الهی پیش‌تر از این‌ها در «کربلای پنج» از آن‌ها عبور کرده‌اند! و حالا تو بگو عملیات بعدی ما کربلای «بیست و پنج» باشد. اما نه... «اسرائیل بیست و پنج سال آینده را نخواهد دید». ما سال‌هاست که آماده نبرد بزرگ هستیم. اسم این عملیات نه «طریق القدس» و «الی بیت‌المقدس» که «القدس لنا»ست... رمز عملیات را شاید «یا فاتح خیبر» بگذاریم و رَب و رُب «صهــیون‌نیــست» را شبیه قابلمه‌های «مقلوبه» با موشک‌های خیبرشکن زیر و رو می‌کنیم. راستی شنیده‌ام که ارض موعود زمین‌های مرغوبی دارد. فلسطینی‌ها سفارش کرده‌اند که سرزمین‌های اشغالی را شخم زده می‌خواهند... زیتون که به جای خود، اهالی فلسطین به جای شماها «تنباکو محموداحمدی» هم بکارند ضرر نکرده‌اند. خسران زده قوم لجوجی هستند که انگار تا ابد باید سرگشته‌ی بیابان باشند. فلسطین قلب اسلام است؛ برگردید به همان جهنم‌دره‌ای که بودید... * اسرائیل: نام دیگر حضرت یعقوب و طبق افسانه‌های یهود به معنی غلبه کننده بر خدا در کشتی * اشاره به سنگرهای مثلثی در جنگ تحمیلی علیه ایران که بنا بر اسنادی طراحی اسرائیل بوده است. عضو شوید: (کمی کافر.../ شعر و گاه‌نوشت‌های مصعب یحیایی) 🔴@yahyaei_m
شک در دلم افتاده؛ ما را چه به سجاده؟! من پیش‌تر از این‌ها کافرتر از این بودم... عضو شوید: (کمی کافر.../ شعر و گاه‌نوشت‌های مصعب یحیایی) 🟣@yahyaei_m
محــو در خویشـــتنم بودم و سیلاب رســید در خودم غرق شدم؛ نوح صدایم زد و رفت... عضو شوید: (کمی کافر.../ شعر و گاه‌نوشت‌های مصعب یحیایی) 🟡@yahyaei_m
دلتنــگم و بایــد بگــذارم ســـر خــود را صبحی به سر شانه‌ یک کوه و دگر هیچ عضو شوید: (کمی کافر.../ شعر و گاه‌نوشت‌های مصعب یحیایی) 🟢@yahyaei_m
من می‌گویم وجه تمایز آدمی با مابقی مخلوقات همین «جنون» است و لاغیر... عضو شوید: (کمی کافر.../ شعر و گاه‌نوشت‌های مصعب یحیایی) 🔴@yahyaei_m
افتاده‌ام توی خرج. از شرّ این آقای پزشک به آن یکی خانم دکتر پناه می‌برم. این دوا درمان‌ها هم غیر خالی کردن جیب‌مان از پول و پر کردن خورجین‌مان از دارو هیچ عایدی ندارد. چه می‌شود کرد؟ آدمیم دیگر. از یک سو مجبوریم به تایید و تاکید بر زندگی پیش روی فرشته‌های حیات، و از آن طرف محکوم به اسلام و تسلیم پیش حضرت ملک‌الموت. اشرف مخلوقات هم هستیم خیر سرمان! من اصلاً می‌گویم یحتمل آن بالا مالاها اسم این مخلوق دو پا «آدم» نبوده؛ بل‌که «عدم» بوده. حالا این وسط یک ملیکه‌ای، حوّایی، کسی، وقتی ابوالبشر را صدا می‌زده، مخرج حروف را درست ادا نکرده و از همان روز الی یومنا هذا «عدم» به «آدم» بدل شده است! البته این قصه درست نباشد هم فرقی به حال‌مان نمی‌کند. فی‌المثل می‌پرسم بنی‌بشر بین این همه جک و جانور، چرا این‌همه باید دلباخته‌ی پرستو باشد؟ جز هم‌زادپنداری‌ست و این‌که می‌فهمد خانه‌به‌دوشی و کوچ و «عدم» قطعیت سرنوشت قطعی اوست و دلبسته‌ی خانه و کاشانه نباید نباشد؟ حالا این وسط نسخه‌‌پیچی پزشک‌ها چه می‌کند برای رفع تشویش و دلهره‌ی همیشگی بشر؟! جان خودم هیییچ! مشکل اینجاست که دکترها هر قدر هم حاذق باشند، «جاودانگی» بشر را ضمانت نمی‌کنند. بماند که داروهای امروزی یک جایی را شاید درست کنند، اُمّا صد جای اولاد آدم را کج و کوله‌تر می‌کنند. و این یعنی خروار خروار نسخه‌ی اطبا کشک است؛ و تجویزشان شاید «مُسکِّن» باشد، لکن «سکینه» نیست! من که فکر می‌کنم بنی‌آدم تا توی شهری‌ست که سین‌های سفره‌ی عیدش «سکه» و «سرب» و «سیمان» و «سر و صدا»ست روی سرخوشی را نمی‌بیند. مخلص کلام این‌که ما آدم‌ها نه «اهل» شهریم و نه اینجا «اهلی» می‌شویم. از قضا به نظر من این فرمِ شهرهای امروزی‌ست که آدمی را وحشی‌ کرده و الا ما توی روستا که بودیم پنجره‌ی UPVC نمی‌خواستیم. مفید که نبود هیچ؛ مضر هم بود. حیاط خانه‌ها آنقدر وسعت داشت که جز با پنجره‌های بازی که نسیم صبح را می‌چرخاند توی خانه، نمی‌شد صدای در زدن مهمان‌ها را شنفت. مدرنیته بشر را دروغ‌گو کرده است. به لطف آیفون‌های تصویری از دست همسایه و آشنا و مهمان‌هایی که روزی حبیب خدا بودند می‌شود فرار کرد! لکن توی دهات آدم‌ها این‌قدر تنها نیستند. حتی اگر خودت باشی و هیچ‌کس هم باز کوهی آن اطراف هست تا سلام و سرسلامتی‌ات را هی به خودت پس بدهد و لبریزت کند از عاطفه. گفتم کوه... آخ که اگر یک آدم پایه پیدا می‌کردم... نه؛ پایه‌ای هم نباشد خودم همین روزها سر می‌گذارم به کوه و آن‌قدر بالا می‌روم تا جایی که خودم باشم و هیچ‌کس؛ و صدایی جز نجوای «سُبُّوحٌ قُدُّوس» طبیعت را نشنوم. شاید اصلا همین فردا کوله‌ام را بستم و تنهای تنهای تنها زدم به کوه. و قول‌تان می‌دهم آخرین استمدادم از مدرنیته دانلود فایز «پولاد اسماعیلی» باشد که مدام در گوشم بخواند: «بتی کز ناز پا بر دل گذارد/ ستم باشد که پا بر گِل گذارد...» هممممم... لاکردار پولاد با آن صدای خش‌دارش «جنون» را مثل سِرُم تزریق می‌کند توی لار آدم! اصلاً من می‌گویم وجه تمایز آدمی با مابقی مخلوقات همین «جنون» است و لاغیر. شرمنده‌ام از روی اهل فلسفه؛ لکن «حیوان ناطق» کدام خری‌ست دیگر؟! اگر قرار است تعقل و تفکر مایه‌ی تمایز باشد که خری توی دهات‌مان بود که هر روز تنهایی می‌زد بیرون و هیچ‌گاه راه خانه‌ی صاحبش را گم نکرد و این‌جا هم آدم‌هایی را می‌شناسم که توی شهر راه خانه خودشان را هم گم می‌کنند! تقصیر بشر نیست‌ها. این ذات آهنی مدرنیته‌ است که ربات تولید می‌کند. بگذریم... کسی خبر از کبوتر و کبک و تیهوهای کوه قلعه ندارد؟! عضو شوید: (کمی کافر.../ شعر و گاه‌نوشت‌های مصعب یحیایی) 🔴@yahyaei_m