رسایی یا حداد؛ «عادل» کیست؟!
مصعب یحیایی: فارغ از احتمالاتی مثل برنامهریزی قبلی، شیطنت عکاس در زاویهی تصویر، خباثت زنجیریهای زنجیرهای، اخلاقمداری حضرت حداد و ... با این نقد جناب رسایی در کلیت موافقم؛ چه آنکه «مومن کیّس است...» و بر مبنای منطق دینی میبایست از «مَواضِعَ التُّهم» پرهیز کرد. خوش و بش جناب حداد را چه بر مبنای اخلاق دینی ایشان تفسیر کنیم و چه خطای سیاسی، باید پذیرفت که آبشار این توپ را اصحاب فتنه توی زمین اهالی انقلاب خواباندهاند. شاهد مثالش هم همین تیتر و ذوق رسانههای اصلاحات.
لکن فیالحال -که وقع ما وقع- مساله اینجاست که پرداخت بیش از حد و ضریب دادن نادرست به این موضوع توسط خودیها کدام گره را باز کرده یا میکند؟! آیا کیاست در سیاست تنها وظیفهی حداد است، یا رسایی و امثالهم هم این کلام حضرت امیر (علیهالسلام) که «از خطای امروز دوستت برای فردای رویارویی با دشمن چشمپوشی کن...» را مصداقی از کیاست مومنین قلمداد میکنند؟! واقعیت این است که اگر بنا بر نقد مشفقانه باشد که یک تذکر -آن هم ضمن یادآوری نقش حداد عادل در معرفی فتنه و مواضع اصیل وی در هشتاد و هشت و پسافتنه- کفایت میکرد و افراط در پرداخت به این مساله اگر از اصل این اتفاق بدتر نباشد، بهتر هم نیست! بماند که وزن کلمات استخدام شده و طعنه و کنایههای موجود در جملات، مشفقانه بودن این نقدها را با تردید روبرو میکند و مخاطب بیش از آنکه شفقت و مهر انقلابی را در متون بیابد، خصومت را از نقد آقای رسایی و سایر به اصطلاح پایداریها ادراک میکند. گویی دوستان اصرار دارند که جناب حداد به خاطر یک اتفاق، الساعه باید از قطار انقلاب پیاده شود و هیچ نگرانیای بابت جای خالیاش حس نمیکنند. میپرسم اگر قرار بر تکفیر افراد با چنین دستمایههایی باشد که باید پیش از اینها از آقای رسایی پرسید پس از کنایهی حضرتشان به #حاجقاسم_سلیمانی و دستپاچه خطاب کردن وی، با چه توجیهی هنوز خود را از هادیان نهضت و علمداران جبهه انقلاب میدانند؟ پر واضح است که نقد حقیر از بابت طعن و لعن آقای رسایی نیست و صرفاً یک قیاس کوتاه برای توجه به لزوم خوشبینی و عدم تحدید دایرهی خودیهاست.
دلشورهی امثال جناب رسایی از باب پر رنگ کردن خطوط فاصل اصالت دارد، لکن این دلشوره باید «مانع اغیار» باشد نه «دافع احباب». شکی نیست که نرمخویی و تخلق حداد عادل باب دل برخی از -مثلاً- اصحاب پایداری نیست ولی اینگونه تفاوتها ناشی از تعارض در اصول نیست بلکه تفاوت دیدگاهی مرسوم است که باید ضمن نقل و نقد، با عنصر «مهر و مدارا» عجین شود نه تحقیر و تکفیر.
الغرض سوابق حداد عادل چه در علم و فرهنگ و چه سیاست و ... روشن است و اقل کلام این است که حفظ شأن و حرمت ایشان در نقد به عدالت نزدیکتر است. نمیدانم؛ شاید این مخلص کلام گویا باشد که «هر فریاد رسایی الزاماً عادلانه نیست».
عضو شوید:
(کمی کافر.../ شعر و گاهنوشتهای مصعب یحیایی)
🔵@yahyaei_m