#تفسیر_جوامع_الجامع
───── • ◆ • ─────
ترجمه پس از همان جا كه مردم كوچ مىكنند (به سوى سرزمين منى) كوچ كنيد و از خدا طلب آمرزش نماييد كه خدا آمرزنده و مهربان است. (۱۹۹) و آن گاه كه اعمال حج خود را انجام داديد، پس خدا را ياد كنيد، همانند ياد كردن پدر و اجدادتان (آن چنان كه رسم جاهليت بود كه مفاخر موهوم آنها را بر مىشمردند و مباهات مىكردند) بلكه از آن هم بيشتر (در اين جا مردم دو گروهند) (۲۰۰) بعضى از مردم مىگويند: خداوندا به ما، در دنيا نيكى عطا كن و در آخرت بهرهاى ندارند. و بعضى مىگويند پروردگارا به ما در دنيا نيكى عطا كن و در آخرت نيكى مرحمت نما و ما را از عذاب آتش نگاهدار. (۲۰۱) آنها نصيب و بهرهاى از كسب (و دعاى) خود دارند و خداوند سريع الحساب است. (۲۰۲) تفسير: ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفٰاضَ اَلنّٰاسُ ؛ كوچ شما بايد از همان جايى باشد كه مردم كوچ مىكنند نه از «مزدلفة». صدور اين فرمان به خاطر اين بود كه قريش و همپيمانانشان كه «حمس» ناميده مىشدند خود را برتر از مردم دانستهاند و إبا داشتند از اين كه با آنها در يك موقف وقوف بهجاآورند، و مىگفتند: ما اهل اللّٰه و ساكنان حرم خداييم و نبايد از آن خارج شويم، از اين روى همۀ آنها در مزدلفة مىماندند و مانند ساير مردم به سوى عرفات حركت نمىكردند. [بنا بر اين قول منظور از «الناس» ساير مردم مىباشند]. برخى گفتهاند: مقصود آيه اين است كه بايد از جايى كه قريش كوچ مىكنند، كوچ كنيد، يعنى مانند آنان پس از حركت از عرفات به سمت مشعر الحرام به سوى منى حركت كنيد. [بنا بر اين قول منظور از «الناس» قريش مىباشد]. وَ اِسْتَغْفِرُوا اَللّٰهَ ؛ و از خدا طلب آمرزش كنيد. فَإِذٰا قَضَيْتُمْ مَنٰاسِكَكُمْ ؛ زمانى كه اعمال خود را به جا آوريد. - «مناسك» جمع «منسك» است و «منسك» يا اسم مكان و به معناى محل عبادت است و يا مصدرى است كه به صورت جمع آمده تا شامل همۀ اعمال حج شود - يعنى هنگامى كه از اعمال حج فارغ شديد. فَاذْكُرُوا اَللّٰهَ كَذِكْرِكُمْ آبٰاءَكُمْ ؛ پس خدا را بسيار ياد كنيد، يعنى همان گونه كه در يادآورى پدران خود و مفاخر و جنگهاى آنان مبالغه مىكنيد، در ياد كردن خدا نيز چنين باشيد. عادت عرب جاهلى اين بود كه پس از پايان حجّ در نقطهاى از منى ميان مسجد الحرام و كوه اجتماع كرده و افتخارات پدران و اجدادشان را بر مىشمردند و جنگهاى آنان را يادآورى مىكردند. أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً ؛ يا عطف بر مضاف اليه «ذكر» در جملۀ «كذكركم» و در محل جر مىباشد، و چنان است كه گفته شود: كذكر قريش آباءهم او قوم اشد منهم ذكرا و يا عطف بر «آباءكم» و در محل نصب و به معناى «او اشد ذكرا من آباءكم» است، بنا بر اين كه «ذكرا» از جنس فعل مذكور [يعنى مفعول مطلق] باشد. فَمِنَ اَلنّٰاسِ مَنْ يَقُولُ ؛ اقليّتى از مردم هدفشان از ياد خدا تنها منافع مادى و نعمتهاى دنياايست و اكثريت آنان هم نعمتهاى دنيا را و هم سعادت سراى ديگر را مىخواهند، و شما از اكثريت باشيد. رَبَّنٰا آتِنٰا فِي اَلدُّنْيٰا ؛ خدايا فقط نعمت دنيا را به ما ببخش. وَ مٰا لَهُ فِي اَلْآخِرَةِ مِنْ خَلاٰقٍ... ؛ براى اينان در آخرت نصيبى نيست و از نعمتهاى آن بىبهرهاند. زيرا همّت آنان محدود به زندگى دنياست. «أُولٰئِكَ» اشاره به كسانى است كه سعادت دنيا و آخرت هر دو را خواستارند. «لَهُمْ نَصِيبٌ مِمّٰا كَسَبُوا» در اين كه معناى اين جمله چيست سه احتمال وجود دارد: ۱ - براى بيان «جنس» است و معناى آيه اين چنين مىباشد: براى آن دو گروه نصيب و بهرهاى است از جنس عمل نيكى كه كسب كردهاند و آن، همان ثوابى است كه پاداش كار نيك آنهاست. ۲ - براى بيان «تعليل» است و معناى آيه اين است كه اين دو گروه به خاطر آنچه كسب كردهاند بهره مىبرند. ۳ - براى «تبعيض» بوده و معناى آيه اين است كه بعضى از خواستههاى اين دو گروه كه در دنيا به مصلحت آنان باشد و در آخرت هم استحقاق آن را داشته باشند، به آنان عطا خواهد شد، تا از آن بهرهمند شوند. و سبب اين كه در اين آيه از «دعا» تعبير به «كسب» شده اين است كه «دعا» خود از اعمال است و بر هر عملى «كسب» اطلاق مىشود. و مىتوان گفت «اولئك» اشاره به هر دو دسته است. وَ اَللّٰهُ سَرِيعُ اَلْحِسٰابِ ؛ خداوند حساب همه اعمال مردم را (در قيامت در مدّت كوتاهى) بررسى و محاسبه مىكند بدون اين كه رسيدگى به اعمال يكى از آنان، او را از رسيدگى به اعمال ديگران باز دارد. و در روايت آمده است كه خداوند حساب تمام مخلوقات را در فاصله دوشيدن گوسفندى و بنا به روايت ديگرى به اندازه فاصله شدن ميان دو دوشيدن شتر، انجام مىدهد. و در روايت ديگرى آمده است كه خداوند در مدّت يك چشم بهم زدن به حساب همه مردم رسيدگى مىكند.
│ 💫 @ye_ayeh
╰๛────────
#الجدید فی تفسیر المیزان المجید
⿻◌⿻◌⿻◌⿻◌⿻◌⿻◌⿻
۱۹۹ - ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفٰاضَ اَلنّٰاسُ ... و الخطاب لقريش.أي يا معشر قريش أفيضوا من الجهة التي أفاض الناس. و حيث: ظرف مكان مبنيّ على الضمّ، و ترد للزمان أيضا. و الإفاضة: هي الاندفاع بشدّة.و كانت قريش و حلفاؤها من الحمس يقفون بجمع أي المزدلفة و لا يقفون مع سائر الناس بعرفات ترفعا عليهم، فأمروا بمساواتهم و مشاركتهم في الخروج الى عرفات أولا، و منها الى المشعر الحرام، و منه الى منى. و قد كانوا يخرجون الى المشعر كما أسلفنا و يقفون فيه كراهة أن يجتمعوا مع العرب استعلاء عليهم، و منه كانوا يخرجون الى منى فيتركون بذلك موقف عرفات أو يأتون به بعد مناسكهم في منى على خلاف الترتيب، فأمرهم اللّه تعالى بمتابعة سائر النّاس كما تقدّم.و أما لفظة: ثمّ، فلتفاوت ما بين الوقوفين إذ الوقوف بجمع حرام و في عرفات واجب، فالترتيب في الرّتبة في غير وقته. و في المجمع عن الباقر عليه السلام: كانت قريش و حلفاؤهم لا يقفون مع الناس بعرفات، و لا يفيضون منها. و يقولون: نحن أهل حرم اللّه تعالى فلا نخرج من الحرم، فيقفون في المشعر و يفيضون منه الى منى، فأمرهم اللّه بأن يقفوا بعرفات أو لا لأنها من الحرم، و أن يفيضوا منهما الى جمع. و عن الصادق عليه السلام: يعني «بالناس»: إبراهيم و إسماعيل و إسحاق، و من بعدهم ممّن أفاض من عرفات. وَ اِسْتَغْفِرُوا اَللّٰهَ اطلبوا المغفرة منه تعالى يا معشر قريش لما كان يصدر منكم في عصر الجاهلية من التغيير و التبديل في مناسككم، أو من ذنوبكم طرّا إِنَّ اَللّٰهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ يغفر ذنوب التائبين و يرحمهم، حيث انه يحب التائب من الذّنب.
│ 💫 @ye_ayeh
╰๛────────
#تفسیر_نمونه
ـــــــ ــ ـــ ـ ـــ ـــ ـــ ــ ـ ــ ــ ـــ ـ ـ
باز در ادامه همين معنى مىفرمايد:" سپس از آنجا كه مردم كوچ مىكنند (از مشعر الحرام به سوى سرزمين منى) كوچ كنيد " ( ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفٰاضَ اَلنّٰاسُ ). و در پايان دستور به استغفار و توبه مىدهد و مىفرمايد:" از خدا طلب آمرزش كنيد كه خداوند آمرزنده و مهربان است " ( وَ اِسْتَغْفِرُوا اَللّٰهَ إِنَّ اَللّٰهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ). در اين بخش از آيات به سه موقف از مواقف حج اشاره شده" عرفات "كه محلى است در حدود ۲۰ كيلومترى مكه و حاجيان از ظهر روز نهم ذى الحجه تا غروب آفتاب در آنجا وقوف مىكنند و به عبادت پروردگار مشغولند سپس وقوف در مشعر الحرام يا" مزدلفه "كه بخشى از شب عيد قربان و صبحگاهان قبل از طلوع آفتاب در آنجا مىمانند و به راز و نياز با پروردگار مىپردازند و سوم سرزمين منى كه محل قربانى و رمى جمرات و پايان دادن به احرام و انجام مراسم عيد است.***
نكتهها: ۱ - نخستين موقف حج زائران خانه خدا بعد از انجام مراسم عمره راهى مراسم حج مىشوند و نخستين مرحله همان وقوف در عرفات است كه از نيمه روز نهم ذى الحجه تا غروب آفتاب در آنجا توقف مىنمايند سپس از آنجا به سوى مشعر الحرام حركت مىكنند (در آيات فوق به هر دو قسمت اشاره شده است). در نامگذارى سرزمين" عرفات "به اين نام جهات گوناگونى ذكر كردهاند، گاه گفتهاند هنگامى كه پيك وحى خداوند جبرئيل مناسك حج را در آنجا به ابراهيم نشان داد ابراهيم مىفرمود:" عرفت، عرفت " (شناختم - شناختم) لذا آنجا را عرفات گفتند. گاه گفتهاند اين داستان براى آدم واقع شد و گاه گفته شده كه آدم و حوا در آن سرزمين يكديگر را پيدا كردند و شناختند و گاه گفته شده زوار خانه خدا در آنجا يكديگر را مىبينند و مىشناسند و تفسيرهاى ديگر . ولى بعيد نيست اين نامگذارى اشاره به حقيقت ديگرى باشد و آن اينكه اين سرزمين محيط بسيار آمادهاى براى معرفت پروردگار و شناسايى ذات پاك اوست. و به راستى آن جذبه معنوى و روحانى كه انسان به هنگام ورود در عرفات پيدا مىكند با هيچ بيان و سخنى قابل توصيف نيست - تنها بايد رفت و مشاهده كرد - همه يك شكل، همه يك نواخت، همه بياباننشين همه از هياهوى شهر و از هياهوى دنياى مادى و زرق و برقش فرار كرده، در زير آن آسمان نيلى در آن هواى آزاد و پاك از آلودگى گناه در آنجا كه فرشته وحى بال و پر مىزند، در آنجا كه از لابلاى نسيمش صداى زمزمه جبرئيل و آهنگ مردانه ابراهيم خليل و طنين حيات بخش صداى پيامبر اسلام ص و مجاهدان صدر اسلام شنيده مىشود. در اين سرزمين خاطرهانگيز كه گويا دريچهاى به جهان ما وراى طبيعت در آن گشوده شده انسان نه تنها از نشئه عرفان پروردگار سر مست مىشود و لحظهاى با زمزمه تسبيح عمومى خلقت هماهنگ مىگردد بلكه در درون وجود خود، خودش را هم كه عمرى است گم كرده و به دنبالش مىگردد پيدا مىكند و به حال خويشتن نيز عارف مىگردد و مىداند او آن كس نيست كه شب و روز در تلاش معاش حريصانه كوه و صحرا را زير پا مىگذارد و هر چه مىيابد عطشش فرو نمىنشيند مىيابد گوهر ديگرى در درون جان او نهفته است كه او در حقيقت همان است آرى اين سرزمين را" عرفات "مىنامند راستى چه اسم جالب و مناسبى!
۲ - مشعر الحرام - دومين موقف حج در مورد نامگذارى" مشعر الحرام "به اين نام نيز گفتهاند كه آنجا مركزى است براى" شعائر حج "و نشانهاى از اين مراسم عظيم و پرشكوه و آسمانى. اما نبايد فراموش كرد كه" مشعر "از ماده" شعور "است در آن شب تاريخى و هيجانانگيز (شب دهم ذى الحجه) كه زائران خانه خدا پس از طى دوران تربيت خود در عرفات به آنجا كوچ مىكنند و شبى را تا به صبح روى ماسههاى نرم در زير آسمان پرستاره در سرزمينى كه نمونه كوچكى از محشر كبرى و پردهاى از رستاخيز بزرگ قيامت است، در آنجا كه جمعيت همچون امواج خروشان دريا به هنگام طوفان همه جا را پر كرده و آواى مردمى كه در حركتاند تا به صبح خاموش نمىشود. آرى در چنان محيط بى آرايش و با صفا و تكان دهنده در درون جامه معصومان احرام و روى آن ماسههاى نرم، انسان جوشش چشمههاى تازهاى از انديشه و فكر و شعور در درون خود احساس مىكند و صداى ريزش آن را در اعماق قلب خود به روشنى مىشنود آنجا را" مشعر "مىنامند!