#تفسیر_نمونه
ـــــــ ــ ـــ ـ ـــ ـــ ـــ ــ ـ ــ ــ ـــ ـ ـ
باز در ادامه همين معنى مىفرمايد:" سپس از آنجا كه مردم كوچ مىكنند (از مشعر الحرام به سوى سرزمين منى) كوچ كنيد " ( ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفٰاضَ اَلنّٰاسُ ). و در پايان دستور به استغفار و توبه مىدهد و مىفرمايد:" از خدا طلب آمرزش كنيد كه خداوند آمرزنده و مهربان است " ( وَ اِسْتَغْفِرُوا اَللّٰهَ إِنَّ اَللّٰهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ). در اين بخش از آيات به سه موقف از مواقف حج اشاره شده" عرفات "كه محلى است در حدود ۲۰ كيلومترى مكه و حاجيان از ظهر روز نهم ذى الحجه تا غروب آفتاب در آنجا وقوف مىكنند و به عبادت پروردگار مشغولند سپس وقوف در مشعر الحرام يا" مزدلفه "كه بخشى از شب عيد قربان و صبحگاهان قبل از طلوع آفتاب در آنجا مىمانند و به راز و نياز با پروردگار مىپردازند و سوم سرزمين منى كه محل قربانى و رمى جمرات و پايان دادن به احرام و انجام مراسم عيد است.***
نكتهها: ۱ - نخستين موقف حج زائران خانه خدا بعد از انجام مراسم عمره راهى مراسم حج مىشوند و نخستين مرحله همان وقوف در عرفات است كه از نيمه روز نهم ذى الحجه تا غروب آفتاب در آنجا توقف مىنمايند سپس از آنجا به سوى مشعر الحرام حركت مىكنند (در آيات فوق به هر دو قسمت اشاره شده است). در نامگذارى سرزمين" عرفات "به اين نام جهات گوناگونى ذكر كردهاند، گاه گفتهاند هنگامى كه پيك وحى خداوند جبرئيل مناسك حج را در آنجا به ابراهيم نشان داد ابراهيم مىفرمود:" عرفت، عرفت " (شناختم - شناختم) لذا آنجا را عرفات گفتند. گاه گفتهاند اين داستان براى آدم واقع شد و گاه گفته شده كه آدم و حوا در آن سرزمين يكديگر را پيدا كردند و شناختند و گاه گفته شده زوار خانه خدا در آنجا يكديگر را مىبينند و مىشناسند و تفسيرهاى ديگر . ولى بعيد نيست اين نامگذارى اشاره به حقيقت ديگرى باشد و آن اينكه اين سرزمين محيط بسيار آمادهاى براى معرفت پروردگار و شناسايى ذات پاك اوست. و به راستى آن جذبه معنوى و روحانى كه انسان به هنگام ورود در عرفات پيدا مىكند با هيچ بيان و سخنى قابل توصيف نيست - تنها بايد رفت و مشاهده كرد - همه يك شكل، همه يك نواخت، همه بياباننشين همه از هياهوى شهر و از هياهوى دنياى مادى و زرق و برقش فرار كرده، در زير آن آسمان نيلى در آن هواى آزاد و پاك از آلودگى گناه در آنجا كه فرشته وحى بال و پر مىزند، در آنجا كه از لابلاى نسيمش صداى زمزمه جبرئيل و آهنگ مردانه ابراهيم خليل و طنين حيات بخش صداى پيامبر اسلام ص و مجاهدان صدر اسلام شنيده مىشود. در اين سرزمين خاطرهانگيز كه گويا دريچهاى به جهان ما وراى طبيعت در آن گشوده شده انسان نه تنها از نشئه عرفان پروردگار سر مست مىشود و لحظهاى با زمزمه تسبيح عمومى خلقت هماهنگ مىگردد بلكه در درون وجود خود، خودش را هم كه عمرى است گم كرده و به دنبالش مىگردد پيدا مىكند و به حال خويشتن نيز عارف مىگردد و مىداند او آن كس نيست كه شب و روز در تلاش معاش حريصانه كوه و صحرا را زير پا مىگذارد و هر چه مىيابد عطشش فرو نمىنشيند مىيابد گوهر ديگرى در درون جان او نهفته است كه او در حقيقت همان است آرى اين سرزمين را" عرفات "مىنامند راستى چه اسم جالب و مناسبى!
۲ - مشعر الحرام - دومين موقف حج در مورد نامگذارى" مشعر الحرام "به اين نام نيز گفتهاند كه آنجا مركزى است براى" شعائر حج "و نشانهاى از اين مراسم عظيم و پرشكوه و آسمانى. اما نبايد فراموش كرد كه" مشعر "از ماده" شعور "است در آن شب تاريخى و هيجانانگيز (شب دهم ذى الحجه) كه زائران خانه خدا پس از طى دوران تربيت خود در عرفات به آنجا كوچ مىكنند و شبى را تا به صبح روى ماسههاى نرم در زير آسمان پرستاره در سرزمينى كه نمونه كوچكى از محشر كبرى و پردهاى از رستاخيز بزرگ قيامت است، در آنجا كه جمعيت همچون امواج خروشان دريا به هنگام طوفان همه جا را پر كرده و آواى مردمى كه در حركتاند تا به صبح خاموش نمىشود. آرى در چنان محيط بى آرايش و با صفا و تكان دهنده در درون جامه معصومان احرام و روى آن ماسههاى نرم، انسان جوشش چشمههاى تازهاى از انديشه و فكر و شعور در درون خود احساس مىكند و صداى ريزش آن را در اعماق قلب خود به روشنى مىشنود آنجا را" مشعر "مىنامند!
۳ - درس يگانگى و اتحاد در روايات آمده است كه قبيله قريش در جاهليت امتيازات نادرستى براى خود قائل بودند و براى هيچ يك از اعراب مقامى را كه براى خويشتن مىدانستند قايل نبودند آنها خود را" حمس " (بر وزن خمس) به معنى كسى كه در دين خود محكم و پابرجاست مىخواندند و به عنوان فرزندان ابراهيم و سرپرستان خانه كعبه خود را از همه برتر مىشمردند. از جمله اينكه مىگفتند ما نبايد در مراسم حج به عرفات برويم زيرا عرفات از حرم مكه بيرون است، اگر چنين كنيم عرب براى ما ارزشى قائل نخواهد شد حرم مكه با نقاط بيرون حرم يكسان نيست اين سخن را در حالى مىگفتند كه مىدانستند وقوف در عرفات جزء مراسم حج ابراهيمى است . قرآن در آيات فوق خط بطلان بر اين اوهام كشيد و به مسلمانان دستور داد همه با هم در عرفات وقوف كنند و از آنجا همگى به سوى مشعر الحرام و از آنجا به سوى منى كوچ نمائيد جمله" ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفٰاضَ اَلنّٰاسُ " از همان جا كه مردم كوچ مىكنند شما هم كوچ كنيد اشاره لطيفى به اين معنى است. در واقع قرآن با اين بيان دستور مىدهد كه همه مردم بدون استثناء نخست به عرفات بروند و از آنجا به مشعر الحرام و سپس به سرزمين منى كوچ كنند. دستور استغفار در ذيل آخرين آيه فوق اشاره به اين است كه از خداوند طلب آمرزش تمام گناهان را كنند و از آن افكار و خيالات جاهلى كه مخالف روح مساوات و برابرى حج است كنار روند و يادآور مىشود كه اگر دست بردارند خداوند غفور و رحيم است. بايد توجه داشت كه "افاضه" از ماده "فيض" در اصل به معنى جريان و ريزش آب است و از آنجا كه وقتى مردم به طور دسته جمعى از جايى به نقطه ديگرى با سرعت حركت مىكنند بىشباهت به يك نهر جارى نيست اين تعبير به كار مىرود.
۴ - ارتباط آيات در اينكه چه رابطهاى ميان "ابتغاء فضل اللّٰه" (فعاليتهاى تجارتى) و مساله وقوف در "عرفات" و حركت از آن به سوى "مشعر الحرام" و سپس "منى" وجود دارد كه در آيات فوق در كنار هم قرار گرفته ممكن است اشاره به اين نكته باشد كه تلاش اقتصادى اگر براى خدا و زندگى آبرومندانه باشد آن هم يك نوع عبادت است همچون مناسك حج يا اينكه نقل و انتقال زوار از مكه به عرفات و از آنجا به مواقف ديگر مستلزم هزينهها و خدماتى است و اگر هر گونه كار و خدمت و مزد گرفتن در اين ايام ممنوع و حرام باشد مسلما زوار خانه خدا سخت به زحمت مىافتند. و لذا اين طور در كنار هم قرار داده شده، يا اينكه مبادا پرداختن به فعاليتهاى اقتصادى شما را از ذكر خدا و از توجه به عظمت اين مواقف دور سازد.***
│✨ @Nafaahat
│ 💫 @ye_ayeh
╰๛────────
#کلمات آيه صد و نود و نه سوره مبارکه #بقرة :
⿻◌⿻◌⿻◌⿻◌⿻◌⿻◌⿻
+ ثُمَّ : سپس
+ أَفِيضُوا : كوچ كنيد، روانه شويد
+ مِنْ حَيْثُ : از آنجا كه
+ أَفَاضَ : كوچ كردند
+ النَّاسُ : مردم
+ وَ اسْتَغْفِرُوا : و طلب آمرزش كنيد
+ اللَّهَ : از خدا
+ إِنَّ : همانا
+ اللَّهَ : خداوند
+ غَفُورٌ : آمرزنده
+ رَحِيمٌ : مهربان است
╭────๛🚩 - - - ┅╮
│📱 @Mabaheeth
│✨ @Nafaahat
│🌟 @Shefae
│ 💫 @ye_ayeh
╰๛────────