eitaa logo
یــــوســــف زهـــــرا(س)
800 دنبال‌کننده
7.2هزار عکس
1هزار ویدیو
67 فایل
💢امام زمان شناسی💢 ✨نشانه های ظهور✨ ✉️دلنوشته مهدوی✉️ 🔷ختم صلوات🔶 💖دعای عهد💖 🔆سخنرانی استاد رائفی پور🔆 📚 داستان های امام زمان عج 📚
مشاهده در ایتا
دانلود
🏴🕊🏴🕊 🕊🏴🕊 🏴🕊 ﷽ ★«ألسَّلامُ عَلَيْكُمْ يا اَنْصارَ اَبى‏ عَبْدِاللَّه»★ 🌷🌷 ✍ایشان، از اصحاب امام علی (ع) و امام حسین (ع)، اهل کوفه و مانند «حبیب بن مظاهِر» از بود. مسلم بن عوسجه، رسول خدا (ص) را دیده و روایاتی از ایشان نقل کرده است. ❇️در جریان واقعه عاشورا، از در کوفه حمایت میکرد و برایش پول و سلاح تهیه میکرد و به نفع امام حسین (ع) بیعت میگرفت. او در قیام مسلم بن عقیل در کوفه، فرماندهی قبایل مذحج و بنی اسد را بر عهده داشت. پس از شهادت مسلم بن عقیل، مدتی مخفی شد و پس از آن با اهل و عیالش به سوی امام حسین (ع) رهسپار شد، تا در کربلا به خدمت امام (ع) رسید. ◀️در زمانیکه امام حسین (ع) در سخنرانی خود بیعت را از یاران خود برداشت و به آنان اجازۀ رفتن داد، یاران امام هر یک با عبارتی علاقه خود را به امام (ع) ابراز کردند و بر عهد خود پای فشردند. بعد از جوانان بنی هاشم، ، اولین کسی بود که بلند شد و گفت: «ای اباعبدالله! آیا ما تو را رها کنیم؟ آنگاه در مورد ادای حق تو در پیشگاه الهی چه عذری بیاوریم؟ نه، به خدا! ما هرگز تو را رها نمیکنیم، دست از تو بر نمیدارم، تا اینکه نیزه‌ ام را به سینه ‌های دشمن بکوبم و با شمشیر خود آنان را آنقدر بزنم، تا شمشیر از دستم بیفتد و بعد از آن اگر هیچ سلاحی نداشته باشم، دشمن را سنگ باران خواهم کرد. سوگند به خدا، هرگز از تو جدا نخواهم شد، تا خداوند بداند (و ثابت کنم) که ما حرمت رسول خدا (ص) را درباره تو پاس داشتیم. به خدا قسم، اگر بدانم که کشته میشوم، سپس زنده میگردم، سپس سوزانده میشوم و خاکسترم بر باد میرود و بار دیگر زنده میگردم و هفتاد بار با من چنین کنند، هرگز از تو جدا نخواهم شد، تا اینکه در رکاب تو به شهادت برسم. چگونه چنین نکنم؛ در حالیکه فقط یک بار کشته میشوم، سپس کرامت و خوشبختی ابدی خواهد بود؟» 🥀«مسلم بن عوسجه»، در میان یاران امام حسین (ع) است، که در حمله اول به شهادت رسید. در روز عاشورا، جناح راست سپاه ابن سعد به فرماندهی عمرو بن حجاج به سپاه امام حمله کرد و درگیری دو سپاه به طرف کشیده شد. در این درگیری 🔥مسلم بن عبدالله ضبائی و 🔥عبدالرحمن بن ابی خشکاره، مسلم را زخمی کردند. امام حسین (ع) و حبیب بن مظاهر بر سر بالین او آمدند. امام به او فرمود: ای مسلم! خدا تو را رحمت کند. سپس را قرائت فرمود: 📖«مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا» 📖🖋«از ميان مؤمنان مردانى‏ اند كه به آنچه با خدا عهد بستند، صادقانه وفا كردند؛ برخى از آنان به شهادت رسيدند و برخى از آنها در همين انتظارند و هرگز عقيده خود را تبديل نكردند» ◀️حبیب گفت: «کشته شدن تو بر من بسی مشکل است، ولی تو را به بهشت مژده میدهم»، مسلم بن عوسجه با صدای ضعیف گفت: «خداوند تو را به خیر بشارت دهد.» آنگاه حبیب به او گفت: «اگر شهادتم نزدیک نبود، دوست داشتم آنچه برایت مهم است، به من کنی، تا حق دینی و خویشاوندی خود را ادا کرده باشم.» مسلم بن عوسجه به امام (ع) اشاره کرد و به حبیب گفت: «تو را وصیت میکنم به این شخص، خدای رحمتت کند تا جان در بدن داری، از او دفاع کن و از یاری ‌اش دست مکش، تا کشته شوی.» حبیب گفت: «به وصیت تو عمل میکنم و چشم تو را روشن میگردانم.» ♻️♻️ «اگر درباره من بپرسید، همانا من دارای شجاعت شیرم و نسبم از قبیله بنی اسد است. کسیکه بر من ستم روا دارد، از حق، منحرف و به خدای بی ‌نیاز، کفر ورزیده است.» 🕊✨اللهم عجل لولیک الفرج✨🕊 🌹✨یــــوســــف زهـــــرا (س)✨🌹 http://eitaa.com/joinchat/1998651393Cf34e69b927
🏴🕊🏴🕊 🕊🏴🕊 🏴🕊 ﷽ ★«ألسَّلامُ عَلَيْكُمْ يا اَنْصارَ اَبى‏ عَبْدِاللَّه»★ 🌷🌷 ✍عابس، اهل قبیله بنی شاکر از قبیله بنی همدان، از مشاهیر کوفه و از خاصان امام علی (ع) بود و در ، از ناحیه پیشانی زخمی شد که اثر و نشانه آن زخم برای همیشه بر پیشانی او ماندگار شد. گفته‌ اند در سخنوری و خطابه توانایی بسیاری داشته و اهل تهجد و عبادت بوده است. ◀️هنگامیکه ، در اجتماع شیعیان کوفه، نامه امام حسین (ع) را قرائت نمود؛ ، نخستین کسی بود که پس از قرائت نامه امام، به پاخاست و پس از حمد و ثنای خداوند متعال خطاب به مسلم گفت: «من درباره مردم به شما خبر نمیدهم و نمیدانم نیتشان چیست و از جانب آنها نمیدهم. به خدا قسم! از چیزی که درباره آن تصمیم گرفته‌ ام، سخن میگویم. هنگامیکه دعوت کنید، می پذیرم و همراه شما با دشمنانتان میجنگم و با شمشیر از شما دفاع میکنم، تا به پیشگاه خداوند روم و از این کار جز ثواب چیزی نمیخواهم». ✨✨ 👈پس از بیعت شمار زیادی از مردم کوفه، مسلم، نامه ‌ای به امام نوشته و آن حضرت را به کوفه دعوت کرد. این نامه را توسط «عابس بن ابی شبیب» و «قیس بن مسهر صیداوی»، به سوی امام ارسال داشت. عابس بن ابی شبیب به همراه غلامش «شوذب»، جهت تحویل نامه به امام، به سمت مکه حرکت نمود و در مکه خدمت امام رسیده و نامه را تحویل داد. پس از رساندن نامه، عابس با امام و کاروانش همراه شد و از مکه تا کربلا امام (ع) را همراهی نمود. ✨✨ ◀️روز عاشورا، عابس رو به غلام خود، کرد و گفت: «میخواهی چه کنی؟» شوذب گفت: «در کنار تو از فرزند رسول خدا (ص) دفاع میکنم.» عابس گفت: «غیر از این از تو انتظار نمیرفت؛ اگر امروز از تو عزیزتر کسی را داشتم، او را پیش از خود به میدان میفرستادم که امروز آخرین فرصت عمل است و فردا روز حساب است و عمل به کار نیاید.» 🌷عابس، پس از شهادت غلامش، (شوذب)، نزد امام آمد و خطاب به آن حضرت فرمود: «یا اباعبدالله! به خدا سوگند روی زمین چه دور و چه نزدیک کسی نزد من عزیزتر و محبوبتر از شما نیست، اگر قدرت داشتم که ظلم را از شما به چیزی که عزیزتر از جان و خونم باشد، دور کنم حتماً چنین میکردم.» سپس گفت: «سلام بر تو‌ای اباعبدالله، من گواهی میدهم که بر راه شما و پدر شما استوارم و به راه راست هدایت می‌ یابم» و پس از کسب اجازه از امام (ع) راهی میدان جنگ گردید. 🔥ربیع بن تمیم همدانی، که یکی از حاضرین در صحنه کربلا و از اعوان و انصار عمربن سعد بود، میگوید: «چون دیدم عابس به سوی میدان می‌ آید او را شناختم؛ من نبرد او را در جنگها دیده بودم و میدانستم که او از شجاع ‌ترین مردم است؛ پس به سپاه عمربن سعد گفتم: «این شخص شیر شیران است، این فرزند شبیب است، مبادا کسی به جنگ او برود» پس عابس مکرر فریاد میزد و مبارز میطلبید و کسی جرأت نمیکرد به میدان او برود. هنگامیکه عابس دید هیچ فردی برای مبارزه با وی جلو نمی ‌آید، زره از تن به در کرد و کلاه خود از سر برداشت، و به سپاه کوفه حمله کرده و آرایش سپاه ابن سعد را بهم ریخت. به فرمان 🔥عمربن سعد او را سنگباران کردند. ربیع بن تمیم میگوید: «به خدا سوگند! او را دیدم که بیش از دویست نفر را تار و مار کرد؛ سرانجام با محاصره، او را به شهادت رسانده و سر از بدنش جدا ساختند. من شاهد بودم که سر عابس بن شبیب در دست مردانی دست به دست میشد و هر یک از آنان با هم منازعه میکردند تا کشتن او را به خود منسوب کنند. تا اینکه عمربن سعد گفت: «با هم ستیز نکنید، به خدا قسم یک نفر نمیتوانست این مرد را کشته باشد.» 🥀پیکر بی سر عابس را امام حسین (ع) به خیمه مخصوص شهدا منتقل کرد؛ که بعد از واقعه عاشورا، توسط به خاک سپرده شد. عابس نیز از جمله اصحاب و یارانی است که نام او در «زیارت رجبیه» امام حسین (ع) و «زیارت ناحیه مقدسه» مورد خطاب امام (ع) قرار گرفته است. او در این زیارات اینگونه مورد سلام و تحیت امام قرار گرفته است: «السّلام علی عابس بن شبیب الشّاکری؛ سلام بر عابس پسر شبیب شاکری.» 🕊✨ 🕊✨اللهم عجل لولیک الفرج✨🕊 🌹✨یــــوســــف زهـــــرا (س)✨🌹 http://eitaa.com/joinchat/1998651393Cf34e69b927