eitaa logo
ذاکرین حضرت اُمُ البَنین سلام الله علیها
1.8هزار دنبال‌کننده
6.8هزار عکس
12.4هزار ویدیو
2.4هزار فایل
به عشق چهارده نور مقدس و خانم حضرت اُمُ البَنین سلام الله علیها ❤️ کلاس تخصصی مداحی حضرت اُمُ البَنین (س) ارتباط با مدیر👇 @th_taghizadeh آدرس کانال : https://eitaa.com/zakerinehomolbanins http://mtaghizade.blogfa.com
مشاهده در ایتا
دانلود
|⇦•آقامون یه بار شنید... و روضه ویژهٔ شهادت امام صادق علیه السلام اجرا شده سال۱۴۰۱به نفس حاج میثم مطیعی •✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ *راوی میگه: رفتم خدمت امام صادق‌علیه السلام، مولای من نشسته بود، خرما میخورد... فرمود: بشّار بیا خرما بخور، گفتم: آقا! نمیتونم، من داشتم می اومدم محضر شما، یه منظره ای دیدم تو شهر کوفه، الان هم حالم اصلا خوب نیست. آقا فرمود چی دیدی بشّار؟ آقا! دیدم یه زنی رو مامورا کتک می زنند. هر چی صدا میزنه من رو کمک کنید، کسی جوابش رو نمیده... آقا فرمود: بَشّار مگه چه کار کرده بود که این جوری می زدنش؟ گفتم: آقا! از مردم پرسیدم، گفتند: این زن پاهاش به یه سنگی گیر کرده، لغزیده روی زمین افتاده، تا زمین خورده صدا زده: یا زهرا! خدا نبخشه اونایی رو که تو رو زمین زدند، یا زهرا! خدا نگذره از اونایی که تو رو کشتند. بشار میگه: آقا شروع کرد های های گریه کردن، محاسن مبارکش تر شد، شونه هاش تکون می خورد. فرمود: بَشّار! بلند شو بریم مسجد براش دعا کنیم....* آقامون یه بار شنید، تو کوچه ها، زنی زمین خورد گفتن اون زن روی خاک، با گریه اسم مادر و برد اسم فاطمه که اومد، آقا خیلی گریه می‌کرد گفت: بمیرم واسه مادر، امون از اون دستِ نامرد کاش بگن که پشت اون در زهرا نبوده زهرا نبوده زهرا نبوده واسه صورتش بسوزم هنوز کبوده هنوز کبوده هنوز کبوده «برای غمت بمیرم امامِ صادق امام‌ِ صادق » آقا بود گرم نماز، که ناگهان، هجوم آوردن بی عمامه بی عبا، کشون کشون، تو کوچه بردن رسمِ نامردی این شهر، دیگه از جفا گذشته نکِشید آقای ما رو، سِنّی از آقا گذشته پیرمرد و پُشتِ مرکب نمی‌کشونن نمی‌کشونن نمی‌کشونن دستِ بسته تو دلِ شب نمی‌کشونن نمی‌کشونن نمی‌کشونن *آقا برای این مردم هر چی میگی یاد بابات علی می افتند، یاد مادرت زهرا می افتند... برای عاشقات روضه امام صادق که میخونیم همش میگن: یازهرا...همه روضه خونا میگن: آقا خوش به حالت! همسرت، بچه هات نبودند...ندیدند...کسی بهشون جسارت نکرد...* با یه ذکر یا حسین، چشم آقا، شد ناگهان تَر آقا خیلی گریه کرد، برا حسین، اون شاه بی سر گریه کرده واسه اون لب، که با خیزران کبود شد واسه اون چادر و معجر، که پر از آتیش و دود شد می‌خونه با گریه زاری حسینِ مظلوم حسینِ تنها حسینِ تشنه بمیرم کفن نداری حسینِ مظلوم حسینِ تنها حسینِ تشنه : رضا یزدانی *معاویة اِبن وهب میگه: رفتم خدمت آقا امام صادق ،دیدم بعد از نماز سر به سجده گذاشتند داره گریه می کنه، میفرماید: "اَللّهُمَّ فَارحَمْ تِلكَ الوُجوهَ الّتي غَيَّرَتها الشَّمسُ" خدایا اینایی که آمدند کربلا، زیارت جد غریب من، صورتاشون آفتاب سوخته شد، تو به این صورتا رحم کن...* ↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』 ــــــــــــــــــ ‼️هرگونه کپی برداری از متونِ روضه در و هایِ مرتبط با فضایِ روضه بدونِ ذکر منبع و درج آدرس سایت و کانال نبوده و مصداق بارز می باشد. . کپی باذکرصلوات ثواب مضاعف دارد https://eitaa.com/zakerinehomolbanins @zakerinehomolbanins http://mtaghizade.blogfa.com 🌻اللّٰھـُم ؏جِّل لِوَلیڪَ الفَرَجْـ🌻
. |⇦•شکر خدا صادق... و توسل ویژهٔ شهادت علیه السلام اجرا شده به نفس حاج‌ حسن ●━━━━━━─────── "لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر امیری حسین ونعم الامیر" *چقدر زیباست عاشورا هر کی می اومد اول خودش رو معرفی می‌کرد.من کیم حسبم، نَسبم.. یه وقت دیدن غلام سیاه ابیعبدالله هی دور لشگر میچرخید هی صدا میزد.. امیری حسین و نعم الامیر هی دیدن دور لشکر میچرخید. آخه شب قبل آقا بهش فرموده بود اگه میخوای بری برو.. یه نگاه به حضرت کرد کجا برم من بدون تو میمیرم ارباب ما چه کرد سنگ تموم گذاشت براش دو جا بیشتر ننوشتن وخده علی خده ،یعنی دو جا بیشتر حسین صورت رو صورت نگذاشت. یکی کنار جناب علی اکبر بود یکی هم برا این غلام سیاهه بود ،وقتی افتاده بود زمین ،هی داشت با خودش کلنجار میرفت. یعنی میشه بیاد؟ نه حسین که بالا سر تو نمیاد. یه وقت دید آروم سرش رو از زمین برداشت "خَدَّهُ عَلَى خَدِّهِ " آبروی دو عالم آبروم در خطره باز گدا پشت دره *به مقام غلام ابی عبدالله بگو الهی العفو * میخواهم امشب رک بگویم دردها را پس خوش ندارم دیدن نامردها را هرکس که با نام علی خوش گشته حالش شیرِحلال مادرش باشد حلالش می در رگ ما دائما جاری است، ساقی این مستی ما عین هوشیاری است شش بار پر کردم سبوی هستی ام را کرده است کامل نام صادق مستی ام را شکر خدا نام علی ذکر لب ماست شکر خدا صادق رئیس مذهب ماست هر چند بین روضه هامان او غریب است اما مرور حکمت این غم عجیب است بگذار راحت تر بگویم اوج غم را خاکی شده شعرم بسوزان دفترم را در شهر دل جز سوختن دروازه ای نیست آتش به درب خانه چیز تازه ای نیست بال و پرش میسوزد از جور زمانه پای علی هر کس بماند صادقانه هی باز شد روضه همینکه مرد خسته در کوچه ها گردانده شد با دست بسته امشب دلم هی میرود در کوی زهرا از بس که دارد داغ صادق شایدخودش می خواست که روضه هایش باشد فدای مادرش جانم فدایش میخواست بر روی سر ما گل بپاشد رمز گریز روضه سمت کوچه باشد از روضه مادر اگر چه سهم برده شکر خدا سیلی نخورده *نوشتن هجوم آوردن نیمه ی شب امام صادق و شیخ الائمه رو با اون وضعیت بردن. منصور فهمید چه غلطی کرده گفت زود برش گردونید. میگن فردای هجوم یه عده جمع شدن اومدن خونه امام صادق همه دور تا دور حجره نشستن.یه عده دیدن آقا مثل ابر بهار داره گریه میکنه شاید میگفتن ای وای دوباره یه خونه آتیش گرفته..اما بگم آقا...گفتن در سوخته جای شکرش باقیه دیگه کسی بین در و دیوار نمونده...* میون شعله ها یه کی می زد صدا علی علی سوختم سادات شرمنده مغیره به اشک علی میخنده دست آقا رو با طناب میبنده میبرن میون کوچه ها فاتح حنین و خیبر و یک نفر نیست بگه نامردا واکنین دستهای حیدر و علی رو بین چشم عام بردن علی رو عده ای بد نام بردن زدن زهرای او را پیش چشمش مضافاً اینکه با دشنام بردن .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ .👇
. |⇦•چه ظلم ها که به ... علیه السلام اجرا شده به نفس سید مجید بنی فاطمه ●━━━━━━─────── چه ظلم ها که به اولاد مصطفی کردن خدا گواس«گواه هست» به حال علی جفا کردن گلوی تشنه بریدن از حسین به صبر سر مقدس او را به نیزه ها کردن آخ امام‌ چهارم ما را به شام آوردن *شام میدونی کجاست دیگه؟!همونجاییکه عمامه اش سوخت،همونجاییکه فرمود: از همه جا بیشتربه ما سخت گذشت اونقدر به ما زخم زبون زدن، امام چهارم مارا به شام اوردن میان خلق وِرا خارجی صدا کردن امام پنجم مارا به زهر کین کشتن بسا ستم که به آن حجت خدا کردن به بیت حضرت صادق هجوم آوردن قیامتی دیگر از این ستم بپا کردن *کجان این گریه کنان..‌ نکنه فقط بلدی محرم داد بزنی..برا آقایی داد بزن حرمتش رو شکستن..برا این بیت اگه شیعه بمیره جا داره* سر برهنه، دل شب، زخانه اش بُردن چه ظلم ها که به آن نَجل مصطفی کردن در آن سیاهی شب اهل بیت آن مظلوم گریستند و برای پدر دعا کردن *آخه نیمه شب ریختن توخونه ی حضرت ، دَر داده میسوزه..سجاده از زیر پاش کشیدن..این‌ پیرمرد با صورت رو زمین افتاد.یکی گفت اجازه بدید عبا روشونه اش بندازیم..گفتن نه.. بی عمامه کشون کشون آوردن جلو زن و بچه اش بیرون..درد اینجاست ها..* همه سواره، او را پیاده می بردن نه رحم کرده نه از حضرتش حیا کردن *ابن ربیع ملعون سواره بود، دستهای حضرت بسته بود..نانجیب می تازید، وقتی پیرمرد رو زمین می افتاد خیال میکردی این صبر میکردن این بلند بشه روپاهاش..رو خارها میکشیدش..قربونت برم سه سالش بود وسط بیابون میگفت: عمه پاهام درد میکنه.چقد بده آدم بچه اش رو گم کنه اونم وسط، بیابونا..* سه بار تیغ کشیدن بهر کشتن او عجب به عهد رسول خدا وفا کردن امام صادق ما را به زهر کین کشتن مدینه را ز غمش دشت کربلا کردن *نفس نفس میزد لباس هاش پاره شده بود، صورت خاکی، وارد کاخ منصورش کردن. میدونی چه وقتی بود دیدن منصور نامرد رو تخت نشسته داره شراب میخوره. بی حیا یه نگاه به حضرت کرد و به حضرت تعارف زد.حضرت فرمود: گوشت وپوست وخون ما از این چیزها به دوره..صدا زد برام شعر بخون. حضرت شعرهایی در مذمت دنیا خوند. منقلب شد مشاورینش هم دورش بودن یجایی شمشیر کشید بعضی ها گفتن یک بار بعضی ها گفتن سه بار شمشیر کشید آقا رو شهید کنه شمشیرش رو غلاف کرد دستهاش میلرزید.گفتن‌چیشد گفت همچین که شمشیر رو بالا بردم‌جلو صورت امام صادق یه وقت متوجه شدم دیدم وجود نازنین پیغمبر چنان غضب آلود صدا زد منصور تیغت رو کنار بذار. بخدا قسم اگه تار مویی از سر پسرم صادق کم بشه تاج و تختت رو بهم میریزم..میخوام عرض کنم یا رسول الله یه تیغ بالاسرپسرت کشیدن طاقت نیاوردی..خواهرش باعجله دوید از بلندی نگاه کرد.دید همه دارن ی نقطه رو میزنن این شمشیرا بالا میاد نیزه ها بالا میاد فقط آی مردم همینقدر بگم اوناییکه حَربه نداشتن دیدن گوشه کنار سنگ‌جمع میکنن..حسین.‌‌‌جان....* .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ .👇
. |⇦•گویم ز امام صادق... علیه السلام اجرا شده به نفس حاج عباس حیدرزاده ●━━━━━━─────── گویم ز امام صادق این طرفه حدیث تا شیعه او به لوح دل بنگارد فرمود: که بر شفاعت ما نرسد هر کس که نماز را سبک بشمارد *اونایی که مدینه نرفتن یه غم دارن ولی اون‌هایی که رفتن هزاران غم دارند. قبرهایی که با خاک یکسانه، قبر مخفی مادر، کوچه‌های بنی هاشم جایی که حضرت رو سیلی زدند، جایی که بدن امام حسنو تیر باران کردن، بیت الاحزان که حضرت زهرا گریه کرده، اونایی که مدینه رفتن هزاران غم دارند..* ز داغ حضرت صادق دلم تنها نمی‌سوزد دلی نَبْوَد که از این داغ جان فرسا نمی‌سوزد به جان حضرتش سوزد دل هر سنگ سخت اما دل منصور دون بر حال آن مولا نمی‌سوزد ز انگورِ به زهر آلوده آخر کرد مسمومش دل گلچین، به پرپر کردن گل‌ها نمی‌سوزد بُود قبر رئیس مذهب ما در بقیع ویران *قم که میری هر کجا گنبد حرم حضرت معصومه رو می‌بینی دستت رو به سینه می‌گیری میگی" السلام علیکِ یا فاطمه معصومه"مشهد مشرف می‌شی از هر کجا گنبد زیبای امام رضا رو می‌بینی دستتو به سینه می‌گیری میگی "السلام علیک یا ابوالحسن یا علی بن موسی الرضا" کربلا که مشرف میشی تا میگن رسیدیم کربلا نگات به گنبد طلا بیفته اشک تو چشمت حلقه می‌زنه دستتو به سینه می‌گیری سلام میدی، اما مردم مدینه که اینطور نیست. مدینه گنبد نداره، بقیع گنبد نداره، بقیع با خاک یکسانه ..* دل از دیدار آنجا آب می‌شد بقیع با اشک ما سیراب می‌شد ای بقیع ای حریم سوته دلان جان به قربان اشک زوّارت آرزو دارم ای بقیع امسال سر گذارم به روی دیوارت *اگه انسان مشکلی داشته باشه درد دلی داشته باشه با مادرش راحت‌تره حرفشرو میره با مادرش می‌زنه که با آنقدر که مادرت بی‌رودروایستی هستی با پدرت نیستی بعضی از درد دل‌هات رو میری با مادرت میگی..امام صادق هم چند بیت حضرت زبان حال با مادرشه..* ز بس فرزندت از منصور محنت دید مادر جان دل از قید حیات خویشتن بِبرید مادر جان اگر می‌خواست ماموری برد نزدش مرا آن شب چرا ابن ربیع پست را بگزید خدا نکنه نیمه شب تو خونه بریزن بخواد بابا رو از تو خونه بیرون ببرن..خدا نکنه نیمه شب بیان تو خونه بخواد جلو چشم بچه‌ها بابا رو ببرن، دختر دنبال بابا میدوه میگه بابامو نبرین، میگه نیمه شب رفتن تو خونه امام صادق، دیدم آقا مشغول راز و نیازه گفتم آقا بلند شید بریم فرمود: اجازه بده دو رکعت نماز بخونم.گفتم آقا نمیشه اجازه بده ردامو بپوشم گفتم: آقا نمی‌شه اجازه بده عمامه را سرم بگذارم. گفتم: آقا نمیشه، آماده‌اید بگم یا نه، مولایمان را سر برهنه پای برهنه...* بدو گفتم بده مهلت بخوانم من نمازم را ولی آن بی‌حیا حرف مرا نشنید مادر جان چو آن جانی بدان حالت مرا از خانه بیرون برد تن طفلان من چون بید می‌لرزید مادر جان خودش سواره بود امام صادق نزدیک هفتاد سالشه، ابن ربیع سواره بود آقا را دنبال خودش می‌دواند، میگه یه مقداری راه رفتم برگشتم نگاه کردم دیدم آقا داره نفس نفس می‌زنه دیدم عرق به پیشانی حضرت نشسته...* شتاب مرکب و بند و تعللِ پایش زمینه‌های زمین خوردنش فراهم بود آخه پیرمرد نمیتونه دنبال سواره بدوه، یکی پیرمرد نمی‌تونه بدوه، یکی دختر سه ساله‌ست..* آن شب که من از ناقه، افتادم و غش کردم بابا تو کجا بودی از ما تو جدا بودی *هی دنبال قافله می‌دوید هی زمین می‌خورد هی صدا می‌زد عمه عمه..هی صدا می‌زد بابا بابا..* دخترم! آن شب که تو از ناقه افتادی و غش کردی بابا من بر نوک نی بودم، کی از تو‌ جدا بودم بابا من بالا نیزه بودم می‌دیدمت بابا حسین حسین.... .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ .👇
. |⇦•ای جمال کبریا ... ویژهٔ شهادت علیه السلام اجرا شده به نفس حاج‌ ابوذر ●━━━━━━─────── ای جمال کبریا آیینه‌ات عِلم کُل انبیا در سینه‌ات با نگاهت قطره دریا می‌شود ذره مِهر عالَم‌آرا می‌شود *امشب یک نگاه به من میندازی آقاجان ؟ چقد دلم برای مدینه تنگ شده اسم مدینه میاد این مردم یه جور دیگه گریه میکنن اسم کربلا میاد ناله ها بلند میشه اما مدینه میگن آروم گریه میکنن انگار هنوزم می‌ترسند..اسم مدینه بیاد و گریه یه عده به جاییکه اشکها رو بخرند بزنند ..* علم آرد بر درت روی نیاز وحی کرده بر شما آغوش، باز حیدر و زهرا و احمد کیست؟ تو صادق آل محمدکیست؟ تو کرسی دَرسَت مُفضّل ‌پرور است هر کلامت هفت‌ دریا گوهر است گرچه تا عمق زمان‌ها تاخته عِلم هم قدر تو را نشناخته نور شد نور از چراغ مکتبت بوسه‌ی آیات قرآن برلبت ما که خود در عالم ذر بوده‌ایم پیرو آل پِیَمبر بوده‌ایم مِهر آل فاطمه در خون ماست از نخست خلقت این قانون ماست شیعه از آغاز خلقت حیدری‌ست شیعه تا صبح قیامت جعفری‌ست شیعه همچون مشعل افروخته پشت دیوار بقیعت سوخته .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ 👇
. |⇦•یه امام رو غریبونه... علیه السلام اجرا شده۱۴۰۳ به نفس حاج ●━━━━━━─────── یه امام رو غریبونه اومدن بردن از خونه واستید عباشو برداره پیرمرده نمی‌تونه تو اوج غمه، قدش چه خمه، عمامه حلقه دور گلوش زدن می‌کشن جلوی همه آه آه حسرت آه از این جسارت آه آه گفت گل بودم و از ساقه شکاندند مرا بی عبا در وسط کوچه دواندند مرا پیش چشم در و همسایه کشاندند مرا با جسارت به در خانه رساندند مرا *هی تازیانه می‌خورد می‌گفت: ای وای زینب ای وای زینب..* آنکه مرا به زمین از سر بار انداخته هی مرا یاد غم حیدر کرار انداخته از غمم داد کشیدند و صدایی نگرفت آه نام ناموس مرا بی سر و پایی نگرفت خانه‌ام سوخت ولی میخ به جایی نگرفت در نیفتاد به آن ضربه ی پایی نگرفت *در خونه رو آتیش زدن هی میان آتیش نگاه می‌کنه اشک میریزه" أَنَا ابْنُ أَعْرَاقِ الثَّرَى أَنَا ابْنُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِ اللَّهِ ع" آتش خاموش شد.* اما مدینه اشک می‌سوخت دل و جان پیامبرص می‌سوخت آب می‌سوخت گل صورت مادر می‌سوخت باز شعله و دود، بازم شراره، آتیش چرا دست از سر این خونواده برنمی‌ داره؟ بس نبود خونهٔ حیدر بس نبود شکستن در بس نبود سوختن غنچه همراه مادر بس نبود اون روز مدینه بس نبود آتیش کینه بس نبود داغیه یک میخ بس نبود زخم تو سینه گرچه سجاده کشیدند و شرر آوردند ظلم کردن و مرا بین خطر آوردند سخت شد قبضه ی شمشیر که درآوردند یاد من باز نیزه و سر آوردند آخرین دم زدن و بازدمش بود حسین ته مقتل نگران حرمش بود حسین *شب شهادت امام صادق "صلی الله علیک یا مروّج عاشورا "آی قربونت بریم روضه خون اباعبدالله..* پیر مردی ته گودال زمین گیر شد و پیرمردی وسط کوچه به یادش افتاد *اون روز که خونه اشو آتیش زدن یاد عاشورا افتاد فرمود :جد ما را به حالت غم و غصه و مکروب کشتنش هی نگاه به خیمه و زن و بچه هاش می‌کرد حسین* خسته بود آقا تازه روی مرکبش نشسته بود آقا میزد سنگ سرش شکسته بود آقا خسته بود آقا تک و تنها رفت،که صدای خیمه توی خیمه بالا رفت دم رفتن طرف خیمه ی زن‌ها تک و تنها رفت آه جنجال بود و طرف قتلگاه غوغا بود و بین گودال حسین تنها بود و سر پیراهنش دعوا بود و جنجال بود و طرف خیمه‌گاه غوغا بود و چشمه‌ها به حافظ دریا بود و نگران واسه زن‌ها بود و جنجال بود و *امام صادق فرمود : یک روز بعد از مصیبت خونه آتیش زدن خونه دیدن آقا داره گریه می‌کنه عرضه داشتن یابن رسول چرا گریه می‌کنید برای خودتون گریه می‌کنید؟ فرمود:نه من بودم این زن و بچه به من پناه آوردن اما غروب عاشورا این زن و بچه به کی پناه بردند؟ یه وقت عقیله بنی هاشم دید نانجیبا دارن میان اومد وارد خیمه امام سجاد شد. آقا بگو کجا بریم چیکار کنیم؟ فرمود: عمه بگو همه فرار کنن آی آی آی واسه این گریه می‌کنه کسی نبود مخدرات جدم بشه کسی نبود اون‌ها رو زیر پر و بال بگیره راوی میگه دیدم عقیله بنی هاشم هی وارد خیمه‌های آتش گرفته میشه هی به سر می‌زنه بیرون میره* .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ 👇
. |⇦•شکر خدا صادق... و توسل ویژهٔ شهادت علیه السلام اجرا شده به نفس حاج‌ حسن ●━━━━━━─────── "لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر امیری حسین ونعم الامیر" *چقدر زیباست عاشورا هر کی می اومد اول خودش رو معرفی می‌کرد.من کیم حسبم، نَسبم.. یه وقت دیدن غلام سیاه ابیعبدالله هی دور لشگر میچرخید هی صدا میزد.. امیری حسین و نعم الامیر هی دیدن دور لشکر میچرخید. آخه شب قبل آقا بهش فرموده بود اگه میخوای بری برو.. یه نگاه به حضرت کرد کجا برم من بدون تو میمیرم ارباب ما چه کرد سنگ تموم گذاشت براش دو جا بیشتر ننوشتن وخده علی خده ،یعنی دو جا بیشتر حسین صورت رو صورت نگذاشت. یکی کنار جناب علی اکبر بود یکی هم برا این غلام سیاهه بود ،وقتی افتاده بود زمین ،هی داشت با خودش کلنجار میرفت. یعنی میشه بیاد؟ نه حسین که بالا سر تو نمیاد. یه وقت دید آروم سرش رو از زمین برداشت "خَدَّهُ عَلَى خَدِّهِ " آبروی دو عالم آبروم در خطره باز گدا پشت دره *به مقام غلام ابی عبدالله بگو الهی العفو * میخواهم امشب رک بگویم دردها را پس خوش ندارم دیدن نامردها را هرکس که با نام علی خوش گشته حالش شیرِحلال مادرش باشد حلالش می در رگ ما دائما جاری است، ساقی این مستی ما عین هوشیاری است شش بار پر کردم سبوی هستی ام را کرده است کامل نام صادق مستی ام را شکر خدا نام علی ذکر لب ماست شکر خدا صادق رئیس مذهب ماست هر چند بین روضه هامان او غریب است اما مرور حکمت این غم عجیب است بگذار راحت تر بگویم اوج غم را خاکی شده شعرم بسوزان دفترم را در شهر دل جز سوختن دروازه ای نیست آتش به درب خانه چیز تازه ای نیست بال و پرش میسوزد از جور زمانه پای علی هر کس بماند صادقانه هی باز شد روضه همینکه مرد خسته در کوچه ها گردانده شد با دست بسته امشب دلم هی میرود در کوی زهرا از بس که دارد داغ صادق شایدخودش می خواست که روضه هایش باشد فدای مادرش جانم فدایش میخواست بر روی سر ما گل بپاشد رمز گریز روضه سمت کوچه باشد از روضه مادر اگر چه سهم برده شکر خدا سیلی نخورده *نوشتن هجوم آوردن نیمه ی شب امام صادق و شیخ الائمه رو با اون وضعیت بردن. منصور فهمید چه غلطی کرده گفت زود برش گردونید. میگن فردای هجوم یه عده جمع شدن اومدن خونه امام صادق همه دور تا دور حجره نشستن.یه عده دیدن آقا مثل ابر بهار داره گریه میکنه شاید میگفتن ای وای دوباره یه خونه آتیش گرفته..اما بگم آقا...گفتن در سوخته جای شکرش باقیه دیگه کسی بین در و دیوار نمونده...* میون شعله ها یه کی می زد صدا علی علی سوختم سادات شرمنده مغیره به اشک علی میخنده دست آقا رو با طناب میبنده میبرن میون کوچه ها فاتح حنین و خیبر و یک نفر نیست بگه نامردا واکنین دستهای حیدر و علی رو بین چشم عام بردن علی رو عده ای بد نام بردن زدن زهرای او را پیش چشمش مضافاً اینکه با دشنام بردن .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ .👇