eitaa logo
ـ ذاکَ .
102 دنبال‌کننده
509 عکس
84 ویدیو
1 فایل
« ما درین غمکده یارب به چه کار آمده‌ایم؟ » کپی از هر آنچه میبینی مورد رضایت نیست . [ ذاکَ : آن مرد ]
مشاهده در ایتا
دانلود
ـ ذاکَ .
- دیشب غم دل به دل بگفتم به نهفت چون صبح دمید دیگری هم می‌گفت من بودم و دل راز مرا فاش که کرد؟ دیگر غم دل به دل نمی‌باید گفت .
خدا کمک کنه از این همه شب به بعد ...
حلال کنید فعلا .
رسیدم خانه ، اما خانه من نبود . دیوارها نفس می‌کشیدند ، اما هوا بوی دل‌تنگی می‌داد . مادر نگاهم کرد ، و من دیدم چگونه دل ، می‌تواند در چشم جاری شود ، چگونه اندوه ، ردِ خود را در خطوط چهره می‌کشد ، مثل نوری که در شکافِ دلِ شب جا می‌ماند . من سکوت بودم و لرزشِ صدا . هیچ بغضی را نمی‌شود خورد ، جهان جای کوچکی‌ست برای پنهان کردنِ رنجِ انسانی شکسته و پاییز دل . اعصابم خسته بود مثل طنابِ باریکی که هر نسیم ، می‌تواند بریده‌اش کند . پس تصمیم گرفتم بروم . نه برای دوری ، برای «دیدن» . برای آن‌که شاید در فاصله ، خویش را بیابم . به خانه‌ی کوچک کنارِ مادربزرگ ، جایی که باد ، یادش نمی‌رود نام درختی را که سالی پیش شکفت . جایی که زمین ، هنوز با آدمی حرف می‌زند . می‌خواهم در تنهایی ، وزنِ جانم را اندازه بگیرم . ببینم چند گرم مانده‌ام از آن‌که زمانی لبخند می‌زد . پدر و مادرم ، دریاهایی‌اند که غمِ من ، قطره‌ی شورشان کرده . نمی‌خواهم بیش از این موجشان کنم . دردِ من باید در من بماند ، نه بر سفره‌ی دلِ آنان . به آرامی گفتم نگران نباشید ؛ اما دلم می‌دانست ، نگرانی مادر بخشی از هستی‌ست ، مثل نورِ خورشید که نمی‌تواند نتابد . و این ، از زیبایی‌های اندوه است . کاش می‌شد ببرمش ، بگذارمش کنار دلِ من ، تا هرگاه سکوت سنگین شد با صدای نفسش معنیِ حیات را به یاد آورم . اما زمان ، راهِ خودش را دارد و عشق ، گاهی یعنی از نگاهِ عزیزترینت هم بگذری تا نرمیِ لبخندش را حفظ کنی . می‌روم ، نه از خانه از تکرارِ گذشته . میروم تا در عطر بهاران ، همانند سرمای تنهای اسفند گم شوم . می‌روم به امید آنکه هرگز صدای افتادم شنیده نشود . می‌روم ، از خانه‌ ، از هوای آشنا ، از هرچه که بود . می‌روم به جایی که شاید باد ، دردم را به گوش طبیب کوهساران رساند .
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داری از شدت غم جون میدی همون موقع اکسپلورت :))) / .
بازنده جنگ ایران و آمریکا من بودم .