4_5958599148411293172.mp3
زمان:
حجم:
11.21M
#پاسخ_به_سوالات_و_شبهات
#راس_الحسین_علیه_السلام
#دفن_سر_مطهر_در_روز_اربعین
#اربعین
سر مطهر امام حسین ع در کجا دفن شد؟
🌺 محل دفن سر شریف
🌺 و الذي اشتهر بين علمائنا الامامية أنه اما دفن مع جسده الشريف رده علي بن الحسين عليهالسلام، و انه دفن عند أميرالمؤمنين کما في أخبار کثيرة.
🌺 قال ابن شهر آشوب: ذکر المرتضي في بعض مسائله أن رأس الحسين رد الي بدنه بکربلا من الشام، و ضم اليه. و قال الطوسي: و منه زيارة الأربعين.
و في تاريخ حبيب السير: أن يزيد بن معاوية سلم رؤوس الشهداء الي علي بن الحسين عليهماالسلام، فألحقها بالأبدان الطاهرة يوم العشرين من صفر،
🌺 و ذکر السبط في التذکرة فيه خمسة أقوال: دفنه بکربلاء، و في المدينة عند قبر أمه عليهالسلام، و به دمشق و بمسجد الرقة، في القاهرة.
و قال: رد الي الجسد بکربلاء، فدفن معه - الي أن قال - و في الجملة، ففي أي مکان کان رأسه أو جسده فهو ساکن في القلوب و الضمائر، قاطن في الأسرار و الخواطر،
أنشدنا بعض أشياخنا في هذا المعني:
🌺 لا تطلبوا المولي الحسين
بأرض شرق أو بغرب
و دعوا الجميع و عرجوا
نحوي فمشهده بقلبي .
📚القمي، نفس الهموم، / 467 - 466
4_5974084541327870321.docx
حجم:
13.1K
#منابع #اربعین #راس_الحسین_علیه_السلام
#مقامات_راس_الحسین_علیه_السلام
#دفن_سر_مطهر_در_روز_اربعین
5=60=67 الحاق سر مطهر به بدن اربعین کربلا.
https://t.me/Babolhusein
4_5974084541327870322.docx
حجم:
25K
#منابع #اربعین #راس_الحسین_علیه_السلام
#مقامات_راس_الحسین_علیه_السلام
#دفن_سر_مطهر_در_روز_اربعین
5=60=67 الحاق سر مطهر به بدن توسط اهل بیت در کربلا.
https://t.me/Babolhusein
مطالب ویژه اربعین را در کانال باب الحسین (ع) با زدن این هشتگها ببینید
👇👇
#اربعین
#شرح_و_تفسیر_زیارت_اربعین
#شرح_و_تفسیر_زیارت_جابر
#دفن_سر_مطهر_در_روز_اربعین
#ابتدای_مبحث_اربعین
#ادامه_مبحث_اربعین
#ابتدای_مبحث_شرح_و_تفسیر_زیارت_اربعین
#ابتدای_مبحث_شرح_و_تفسیر_زیارت_جابر
#زیارت_اربعین
https://t.me/Babolhusein
زمان:
حجم:
1.97M
#پاسخ_به_سوالات_و_شبهات
#راس_الحسین_علیه_السلام
#وقایع_روز_اربعین
#دفن_سر_مطهر_در_روز_اربعین
استاد سلام ببخشید بعد از این که سر امام حسین (ع) به شام میره بعد از آن سر امام حسین (ع) کجا دفن میشه
یه بحثی هست که میگن سر امام حسین(ع) بغل قبر مطهر امام علی (ع) دفن شده یه بحثی هست میگن بقیع دفن شده ممنون میشم اگه پاسخ بدید
السلام علیک یاابا عبدالله
کانال ویژه مقتل امام حسین ع با متن عربی و ترجمه از منابع معتبر و پاسخ به شبهات مقتل است
ایتا
@zameneashk1
تلگرام
@zameneashk
باب الحسین ع ، کلاس های غیر حضوری
https://t.me/Babolhusein
آی دی پاسخ به سوالات
@m_h_tabemanesh
زمان:
حجم:
1.85M
#پاسخ_به_سوالات_و_شبهات
#راس_الحسین_علیه_السلام
#دفن_سر_مطهر_در_روز_اربعین
سلام علیکم خسته نباشی عزاداریتون قبول میخواستم برام توضیح بدید کامل که سر امام حسین از کجا به کجا رفت و بدنش را امام سجاد علیه السلام بعد از سه روز به خاک سپرد روضه گفتیم شنیدیم سر در بدن نداشت سر امام حسین الان کجا به خاک سپرده شده 🙏🙏
السلام علیک یاابا عبدالله
کانال ویژه مقتل امام حسین ع با متن عربی و ترجمه از منابع معتبر و پاسخ به شبهات مقتل است
ایتا
@zameneashk1
تلگرام
@zameneashk
باب الحسین ع ، کلاس های غیر حضوری
https://t.me/Babolhusein
آی دی پاسخ به سوالات
@m_h_tabemanesh
#اربعین
#راس_الحسین_علیه_السلام
#مقامات_راس_الحسین_علیه_السلام
#دفن_سر_مطهر_در_روز_اربعین
#وقایع_روز_اربعین
#کتاب_مذبوح_فرات
مقامات رأس الحسین ع از روز عاشوراء تا اربعین
🥀💔🥀 بالاخرة سر پدرم را برادرم سجاد ع در روز اربعین به بدن مقدس ملحق نمود.
در شب یازدهم محرم، ما در کنار گودال بودیم و بدن پدرم حسین ع در گودال افتاده بود اما سر پدرم در کوفه مهمان منزل خولی لع بود. در روز یازدهم سر پدرم مهمان قصر شرورترین فرد روی زمین که از نسل زنا بود، شد. ما او را در روز دوازدهم در بازار کوفه بر فراز نیزه دیدیم و همهی ما بی تاب شدیم و عمه ام با دیدن سر مطهر شعر هلال را خواند و میگفت: ای هلال من چه زود غروب کردی و رفتی و ما را تنها گذاشتی.
ما سر مطهر او را نزد ابن مرجانه در درون طشت دیدیم. فراموش نمیکنم رباب÷ خود را روی سر مطهر انداخت تا سر کمتر چوب بخورد و میگفت: ای حسین ع هرگز تو را فراموش نمیکنم.
ما را به همراه سر مطهر در کوچه و بازار گرداندند تا مردم را بترسانند. سر مطهر پدرم برایشان آیات قران میخواند و مردم را به نور و رهایی از جهالت دعوت مینمود.
هر محلی که سر مطهر پدرم قرار میگرفت، داستانی از عشق و عرفان برقرار میکرد.
در یکی از شبها، زمینِ آن محلی که سر مطهر پدرم در آن قرار گرفته بود، در فراق پدرم تا صبح نالید و همهی مردم شنیدند و مسجد حنانه به یاد پدرم بعدها در آن محل ساخته شد.
🥀💔🥀 در راه با سر پدر همراه بودیم روزها میگذشت، هنوز سر به بدن ملحق نشده بود و بر نیزه از شهری به شهری واردش میکردند و در راه در صندوق قرار میدادند و بر روی صندوق قمار میکردند و شراب مینوشیدند. به دیر راهب نصرانی رسیدیم. یک شب سر مطهر پدرم از شرِّ شراب خواری و قمار لشکر ظالم در امان ماند و راهب را عاشق خویش ساخت تا جایی که او نصرانیتش را رها کرد و به قوم محمّد| پیوست.
از دیر بیرون رفتیم و با سر مطهر حرکت میکردیم تا به شام رسیدیم. سر را بر درخت آویختند تا مردم رذل او را تماشا کنند. آن شب سر مطهر با خواهرم رقیه سخن گفت و به او وعدهی دیدار داد. سر را در بازار و کوچههای شام و در شهرهای اطرف شام گرداندند و ما چشم از سر مطهر برنمی داشتیم. در مجلس یزید لع تا توانستند به سر مطهر جسارت کردند. در خرابهی شام نیز با سر مطهر بودیم. این آخرین باری بود که در شام سر مطهر پدرم را دیدیم. تا اینکه برادرم علی سر پدرم را از یزید لع گرفت و به بدن ملحق ساخت.
سپردن سر امام حسین ع و اصحاب به اهل بیت ع
🥀💔🥀 آنگاه یزید لع اسباب سفر امام زین العابدین× و سایر اهل بیت ع را تهیه کرد و سر مطهر امام حسین ع و سرهای شهداء را به ایشان سپرد و نعمان بن بشیر انصاری را با سی سوار به همراهی آن طایفهی واجب التعظیم مأمور گردانید تا آنها را به مدینه رساند و به نعمان گفت: هر حاجتی داشتند برآورده سازد. امام چهارم ع با خواهران و عمههای بزرگوار و سایر اقربا متوجه مدینهی طیبه شدند.
الحاق سر مطهر به بدن در روز اربعین
🥀💔🥀 وقتی خواستیم برگردیم، برادرم سجاد×، سر مطهر پدرم را از یزید لع گرفت و در روز اربعین، سر مطهر پدر و یارانش را به بدنها ملحق نمود. هیچ یک از ما کیفیت آوردن و الحاق رأس مطهر را نمیدانیم و برادرم هم چیزی به ما نگفت؛ ولی مطمئن بودیم در روز اربعین قبری را زیارت میکنیم که سر مطهر، توسط برادرم به بدن ملحق شده است. عاقبت سر مطهر پدرم بعد از مصائب و آوارگی در کوچه و بازار به کربلاء آمده بود.
«و فی العشرین [من صفر] رد رأس الحسین الی جثته حتی دفن مع جثته، و فیه زیارة الأربعین.»
و در روز بیستم صفر امام سجاد ع، سر مطهر را به بدن مبارک متصل و دفن نمود و در این روز زیارت اربعین وارد است.
ابومخنف و بعضی دیگر گویند: آن وقت سر حضرت سیدالشهداء ع را با مشک و کافور خوشبو ساخته و به امام زین العابدین ع تسلیم کردند و ایشان آن سر مطهر را به کربلاء رسانیدند و ملحق به جسم مطهر فرمود.
متوقف شدن بعضی از علائم با الحاق سر مطهر به بدن در روز اربعین
🥀💔🥀 از روز عاشوراء علائمی در طبیعت بواسطهی شهادت پدرم آشکار شد که تا روز اربعین ادامه داشت. مانند اینکه هر سنگی را که در بیت المقدس برمی داشتی از زیرش خون تازه جاری بود و خورشید دیوارها را سرخ کرده بود و پتوها به رنگ سرخ درآمده بود. تا اینکه در روز اربعین سر مطهر به بدن ملحق شد و علائم محو گردید.
اما خورشید هنوز بعد از روز عاشوراء در غروب با رنگ سرخش بر حسین ع میگرید. سرخی شفق یادگار غروب عاشوراست.
📚برگرفته از کتاب مذبوح فرات فصل اربعین ص ۸۰۱ تا ۸۱۴
•┈┈••✾❀❀✾••┈┈•
ضامن اشک واتساپ
https://chat.whatsapp.com/LaqKPBkqNQlEenYvGztVu1
ضامن اشک تلگرام
https://telegram.me/zameneashk
ضامن اشک ایتا
https://eitaa.com/zameneashk1
#اربعین
#راس_الحسین_علیه_السلام
#مقامات_راس_الحسین_علیه_السلام
#دفن_سر_مطهر_در_روز_اربعین
#وقایع_روز_اربعین
#کتاب_مذبوح_فرات
#زنان_عاشورایی
اقامت رباب س در کنار قبر امام حسین ع
🥀💔🥀 با کمال تعجب دیدیم رباب نمیآید و همچنان در کنار قبر مانده است. او تصمیم گرفته بود آنجا بماند. حرم مدافع میخواست. بهتر از «رباب» کسِ دیگری نبود تا از حرم حسین ع دفاع کند تا پرچم در اهتزاز باشد. رباب با اذن برادرم، امام سجاد ع کنار قبر اقامت کرد و مجاور حرم شد. او میخواست خادم قبر و حرم باشد و از کسانی که به زیارت پدرم میآیند، پذیرایی کند و قبر را از حملهی اشرار حفظ نماید. در واقع او میخواست حافظ تربت پدرم باشد. او در کنار قبر پدرم ماند و مرثیه خوان حرم شد. او گفت: کارها که سر و سامان گرفت، به مدینه میآیم.
با رباب وداع کردیم. برادرم سجاد ع سفارشها را به او کرد.
بعد از یک سال وقتی رباب به مدینه بازگشت کسی او را نشناخت. زیرا در کنار قبر، پوستش سیاه شده بود. او به یاد جان دادن حسین ع در زیر آفتاب، زیر سایه نرفته بود.
رباب برای زوار، داستانِ حسین ع و یارانش و علی اصغر× را میخوانده است. به مدینه هم که آمد دائم البکاء و محزون حسین ع بود و بعد از یک سال ماندن در مدینه از فراق حسین ع دق کرد و جان داد. او به همان باغی رفت که رقیه و علی اصغر رفته بودند تا با هم بازی کنند. رباب س نیز به همان باغ رفت تا علی اصغر ع را شیر دهد.
وداع با کربلاء
🥀💔🥀 سه روز در کربلاء در کنار قبر ماندیم و مرثیه خواندیم. در طول سه روز عزاداری، شدت عزاداری به گونه ای بود که برادرم سجاد ع نگران زنان شد و دستور حرکت به مدینه را صادر نمود. اگر بیشتر میماندیم، عمه هایم و ایتامِ اصحاب، مانند رقیه دق میکردند.
برادرم دستور داد از کربلاء برویم. با اشک و بکاء و فریاد «الوداع، الوداع» از کربلاء جدا شدیم. اما در مسیر راه همچنان چشمها گریان بود و همه بر حسین ع میگریستند.
مانند روز یازدهم، تکلیف بود که برویم و خبر را به مدینه مرکز نور در کنار قبر پیامبر| برسانیم. با قبور مطهر وداع میکردیم؛ اشکها زیاد شد و خیمهها جمع شد. وقتی میرفتیم عده ای از اهالی غاضریه بر سر قبور مطهر ماندند.
از کربلاء بیرون آمدیم و با قبور مطهره وداع کردیم. قلبمان را در کربلاء، نزد حسین ع جا گذاشتیم و جسممان راهی مدینه شد.
ما از کربلاء با سربلندی بیرون آمدیم و مطابق قولی که عمه ام در شب عاشوراء داده بود، آنطوری عمل کردیم که پدرم حسین ع میخواست.
📚برگرفته از کتاب مذبوح فرات فصل اربعین ص ۸۰۱ تا ۸۱۴
•┈┈••✾❀❀✾••┈┈•
ضامن اشک واتساپ
https://chat.whatsapp.com/LaqKPBkqNQlEenYvGztVu1
ضامن اشک تلگرام
https://telegram.me/zameneashk
ضامن اشک ایتا
https://eitaa.com/zameneashk1