eitaa logo
حسینیه مجازی زینبیون البرز
1.1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
2.2هزار ویدیو
141 فایل
راه ارتباطی با ادمین👇 @Parsapour313 @mahbanoo63 @mohajer_135 🔰اینستاگرام: https://www.instagram.com/zeinabiyon_alborz ♻️هیئت معظم زینبیون ♻️
مشاهده در ایتا
دانلود
🌟🌟🌟🌟🌿🌸﷽🌸🌿🌟🌟🌟🌟 🌸🌸 _ماه_عاشقی🌙 😭 صدای گریه می آید... صدای گریه نوزاد می آید... خودم که یادم نیست اما می گویند:دیروز که از رحم مادرم پا به دنیا گذاشتم زار می زدم .شاید بی تابی می کردم غم های روزهای نیامده را . چهره ام از شدت گریه کبود که می شود، مامان دست به دامان ارباب میشود. به خودش که می آید؛لبخند مرا می بیند . هنوز هم می گوید: حضرت ارباب آرومت کرد... ☘شما که حال همه ی نوزاد های عالم را خوب می کنید، حالِ علی اصغر علیه السلام را هم با پاسخ به ینصرنی تان خوب کردید. چنان حالِ حضرت علی اصغر علیه السلام خوب شد که حالا بعد این همه سال حالِ همه را نه فقط نوزادان را خوب می کند... شما بلدِ حال مایید ارباب.شما که با خالق کاسه کوزه یکی هستید آنقدر که خود صاحب خانه محسوب میشوید. حال مارا هم لطفا خوب کنید . 🌱حضرت ارباب! من هنوزم همان نوزاد دیروزم فقط اندکی حالم ندارترم. مویم سپیدترشده و جای گریه بغض قوت غالبم است. می شود لطفا باز آرامم کنید؟ 🌃شنیده ام در میهمانی خالق جمع همه ی چیز های خوب جمع است . می شود کمی حال خوب،نیم کیلو لبخند واقعی،۱۰۰گرم خنده ی خالص،دوکیلو آرامش.. همین ها را حساب کنید؟! 📌درد مریض را جز درد آشنا نفهمید گاهی طبیب هم با بیمار گریه کرده ... حلال کنید که با حال بدما حالتان بدمی شود ... حضرت حال های خوب میشود حالِ ما را خوب کنید حال خودتان هم... @zeinabiyon 🌟🌸🌙 🌟🌿🌸 🌟🌟🌟🌟
🌟🌟🌟🌟🌿🌸﷽🌸🌿🌟🌟🌟🌟 🌸🌸 🌙 📝بچه که بودم ،وقتی از زور خستگی نفس نفس می زدم ؛خودم را در آغوش پدرم غایم می کردم. می نشستم روی پاهایش تکیه ام را می دادم به آقاجانم . آغوشش؛ هم گرم بود هم مطمئن هم محکم و هم جادار شانه هایش به وسعت جهان بود برای دخترکش . اگر خانه ای بماند زیر آوار، ستون هایش که جُم نخورد باز قابل مرمت است... دریا باید باشی که تکیه گاهت را تکیه دهی به آغوشت. این شاید شکلِ دخترکی سه ساله شود با نوای «مَنِ الَّذی اَیْتَمَنی »ها وبوی نمِ خرابه ها که شامه ام را پر کرده... 📌ستون که داشته باشی یعنی زندگی هنوز قشنگی هایش را دارد... هنوز حالِ روزهایت خوب هست و امید به بهتر شدنش می رود ... بزرگتر که شدم فهمیدم همه ی عالم پدری دارد که تکیه گاه امن تری است. تکیه گاهی؛ گرم تر مطمئن تر محکم تر و حتی جادار تر آن قدر جا دار که آقاجانم هم به او تکیه می کند. آقا جان می گوید:او پدرترین است برای ما آدم های آخردنیایی که زمین زیر پایمان روی ریلی ازگسل ها گریه اش گرفته است .زمین آنقدر عمیق گریه می کند که با بی تابی هایش ما را هم می لرزاند. کسی باید بیاید و با وصال از بی تابی های فراق بکاهد... 🌱به زعم من دردناک تر از بی ستونی آن است که تکیه گاه دنبال تکیه کننده اش چشم شود یا نه‌ حتی بِشششکند... این می شود زخمی به عمق تاریخ که روز به روز عمیق و عمیق و عمیق تر می شود .‌‌ زخمی همراه با بوی ارباًاربا با نوای وَلَدی علی ها... با نوایی که بعد آن دنیا خاک بر سر می شود. دنیای کم ارزش تر از استخوان های خوک در دستان جذامی متعفن می شود. 💔حضرت خالق! اگر اجازه دهیدامروزمی خواهم بنشینم گوشه ای و جوانی ام را زار بزنم . زار بزنم ؛شکستن تکیه گاهی که سالهاست دنبالِ منِ تکیه کننده می گردد. من تکیه کننده زندگی ام را گم کرده ام. جوانی ام را به که تکیه دهم؟! خالقِ من تکیه گاه مارا بفرست... @zeinabiyon 🌟🌸🌙 🌟🌿🌸 🌟🌟🌟🌟
🌟🌟🌟🌟🌿🌸﷽🌸🌿🌟🌟🌟🌟 🌸🌸 🌙 🌿 این ظرف آبی که آورده اید، غبار های جانم را بشویم بوی مشک و انبر می دهد.حس بویایی ام رو به بهبود است .اما چشمانم،چشمانم ؛هنوز درست نمی‌بینند.هنوز زنگار گرفته است و همه چیز را در هاله ای از غبار می‌ببینیم . خالقِ‌من ! زخم های وجودم را که به روزنه های نور وصل می‌کنید؛ چشمانم شسته می‌شوند همه چیز شفاف تر دیده می‌شود . داشته هایم را شفاف تر میبینم. آن قدر شفاف که از شمارش آن عاجزم. 🏵 خالق من!سپاس از بودنت ، ازچشمانم که قرار است جز زیبایی نبیند ازگوش هایم که جز زیبایی نشنوند از حس لامسه که... از دندان هایم لب هایم زبانم ایستادن و راه رفتن از قدرت تشخیص درد های وجودم لبخند زدن از نفس داشتن از این که این روزها اگر نفسم درد هم می‌کند ولی بالا می‌آید. از اینکه به میهمانی ات راهم دادی.. رازق من! به عدد نیاید نعمت هایت. و سبحان الله از ستایش تو با زبانِ من که لالِ گناه است. 📌امروز اگر اجازه دهید به چشمان و زبان و دهانم شاکر بودن را بیاموزم . که فرمودید:لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ شکر هر نعمت استفاده صحیح از آن نعمت است . و عباس بن علی شکرگزارترینِ بندگانتان است که به جسم و روح خویش عاشقی را آموخت . عشق میوه ی کال وجود ادمی را چنان رسیده می‌کند که به‌دست صاحبشان چیده می‌شود. 👂گوش کنید طنین صدای روح نواز ارباب کنار حضرت علمدار می‌آید؛ 📚 «_ عباسِ من! دست هایت کو؟! +به شوق دیدار شما دست و پا گم کرده ام. _سرت؟!چه به روز سرت اورده اند؟! +سر را چه منزلت پیش پای عشق شما؟! _چشمانت!چه کرده اند با چشم های تو این بی چشم و رو ترین خلق عالم؟! +دست اگر داشتم ،این دوچشم را زیر پایتان فرش می‌کردم‌. _بگذار این تیر ها و تیغ ها از تن و بدنت بیرون بکشم‌. +اینها نشان عشق شماست بر پیکر من‌.عمری چشم به راه دریافت این نشانه هابودم. ۱» خالقِ من مرا همیشه شاکرخویش قرار بده پناه ِ من به جسم و روحم عشق ولی الله ات را بیاموز . پینوشت۱:شجاعی.سیدمهدی،سقای آب و ادب @zeinabiyon 🌟🌸🌙 🌟🌿🌸 🌟🌟🌟🌟
🌟🌟🌟🌟🌿🌸﷽🌸🌿🌟🌟🌟🌟 🌸🌸 🌙 🌱صدای شکستن می اید. صدای شکستن استخوان های نازک بدنم که درون دلِ شکسته ام فرو می رود... کمیل خواندن تنها مرحم استخوان های به کارد رسیده ی تنم است... ☘خالقِ من! باز دست خودم را گرفته ام و اورده ام که بگویم من از خودم شاکی ام . با همه ی ناسپاسی ام دوستتان دارم و با همه ی بی دغدغه بودن برای خوشحال کردنتان فقط شما را دارم ... الهی و ربی من لی غیرک گفتنم گرچه خالصانه نیست اما از اعماق دل شکسته ام است و خودتان فرمودید ؛انا فی قلوب المنکسره 📖مفاتیح را ورق میزنم ... دعای عرفه به چشمم گیر میکند ؛ «سپاس گزاری ات چگونه برای من امکان پذیر است، درحالی که سپاسم از تو،خود نیازم. سپاسی[دیگر]است؟! پس هر بار که بگویم«تورا سپاس»،بر من واجب میشودکه به خاطر آن باز بگویم «تو را سپاس».۱» 📌سیدالشهدا را گریستن و دغدغه ی او را نداشتن یعنی حضرت ارباب را نفهمیدن . یعنی باز جاماندن از قافله ی عشق. دادا از دغدغه ای که مرا از حسین علیه السلام جدا کند. دغدغه ی چگونه دویدن و چگونه حرکت کردن برای سپاس از خالق خطی است از کتاب قطور سیدالشهدا. 🔎راستش را بخواهید من بلدِ نداشته های خود و داشته های دیگرانم .آن قدر غرقم در داشته های دیگران هستم که نعمت های داده شده به خویش را نمی‌بینم چه برسد به سپاس گزاری از آن. خالق من! من گرچه ناسپاسم اما به حرمت این میهمانی و سفره ی کرامتتان مرا هیچ گاه از خویش دور مساز. حتی آتش ناسپاسی را اگر تاب بیاورم فراق را نه... هیهات از فراق. مرا از خویش جدا مساز که من شکستهِ دل سپاسگزاری را از حسین علیه السلام می آموزم . یا سریع الرضا! بنده تان دل به راضی شدنتان سپرده است. امیدش به رضایت معبودش است. در این سحر های میهمانی بر من ترحم نما و راضی شو از بنده ات. که من سراسر عجز و شرمنده گی ام.و امیدم به قدم گذاشتن در صراط است. معبود من ! از من راضی شو و سربه راهم کن. پناه من !پناه می‌برم از دنیا زده شدن به آغوش گرم سپاس‌گزاری پینوشت۱:مفاتیح الجنان؛دعای امام حسین در روز عرفه @zeinabiyon 🌟🌸🌙 🌟🌿🌸 🌟🌟🌟🌟
🌟🌟🌟🌟🌿🌸﷽🌸🌿🌟🌟🌟🌟 🌸🌸 🌙 ❗️حفره ای در درونم شکل گرفته است و به تعداد دفعاتی که این تصویر را می‌بینم عمیق و عمیق ترمی‌شود. نمی‌دانم روزی که محمد (ص)مکه را !نه، دل اهالی مکه را فتح کرد در کدام نقطه ایستاده بودم! چگونه می‌شود آدمی صحنه ای را که ندیده به خاطرآورد؟ یا دلتنگ جایی شود که هیچ وقت نرفته است؟! روزی که پیامبر(ص) بت هارا شکست تا بت شکستن یادمان دهد دقیقا از کدام زاویه به مکعب مستطیل عظمتتان خیره شده بودم؟ به گمانم کسی باز از سنگی شد دلهای ما گله کرده است! از سخت شدنمان و معبود شدن هر که غیر خالق. 📖 يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا زمین چیزی گفته است؟ شنیده ام هیچ کسی به گردِ پایِ شعورش هم نمیرسد، بس که دقیق است و حواس جمع . و لحظه به لحظه جان کندن بنی آدم را ثبت می‌کند برای روز مبادا. دور و بر خانه تان را خلوت کرده اید که باز حیدری بیاید و محمد(ص) بت شکنی را ,از نو یادمان دهد . علی (ع) راست می گفت که: آن که بت بپرستد قدرت نابود کردنش را ندارد و ما چه بی قدرت شده ایم برای شکستن بت های درونمان. برای سبک بال شدن به آمدن کسی از جنس علی محتاجیم و امیدوار. 📌تا دنیا دنیاست چشمان مظلوم بنی آدم دنبال علی میگردد. و هیهات اگر امید بنده ای را که جز خالق خویش ندارد، ناامید کنید و سائلی را از درگاهتان برانید که ببخشش و لطف به سائل ذره ای از صمدیتتان نمی‌کاهد، اما نیاز سائل را برطرف می‌کند. خالقِ من! بت شکنت را بفرست. پناهِ من! امید به خودت را از ما سائلان همیشگی نگیر. @zeinabiyon 🌟🌸🌙 🌟🌿🌸 🌟🌟🌟🌟
🔰 *اجتماع بزرگ حسنیون* استان البرز برگزار مینماید: 🔸*طرح اکرام حسنی*🔸 1️⃣ *کمک به برگزاری مراسم جشن و افطاری در روز ولادت امام حسن*(ع) 2️⃣ *تهیه و توزیع بسته های معیشتی* 3️⃣ *نذر قربانی و توزیع بین نیازمندان* 4️⃣ *توزیع نان رایگان* ➖➖➖➖➖➖➖ 🔰جهت واریز *کمک های نقدی* کد دستوری زیر را *شماره گیری* نمایید.👇👇👇 *6655*1*91991# 🆔 *صفحات ما در فضای مجازی*👇 🔴 اینستاگرام https://www.instagram.com/zeinabiyon_alborz 🔵 تلگرام @zeinabiyon 🟠 ایتا @zeinabiyon_it 🌐 به جمع عاشقان امام حسن (ع) بپیوندید لینک گروه اجتماع بزرگ حسنیون https://t.me/e_hasaniyon
🔰 *اجتماع بزرگ حسنیون استان البرز* ✅ *مسابقه دلنوشته* *با موضوع*: 🔺این جمله را ادامه دهید👇 📝 وقتی بقیع ساخته می شود.... 🔺 *ویژه افراد ۱۸ سال به بالا* 🟧 *مهلت ارسال آثار تا پانزدهم رمضان*، روز ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام به 3 نفـــر برتر جوایــــزی اهـــدا می گردد. ✅🔰 *ارسال آثار* از طریق: صفحات ما در فضای مجازی👇 🔴 اینستاگرام https://www.instagram.com/zeinabiyon_alborz 🔵 تلگرام @zeinabiyon 🟠 ایتا @zeinabiyon_it 🌐 به جمع عاشقان امام حسن (ع) بپیوندید https://t.me/e_hasaniyon 👈 جهت واریز کمک‌های نقدی🔰🔰🔰 *6655*1*91991#
🌟🌟🌟🌟🌿🌸﷽🌸🌿🌟🌟🌟🌟 🌸🌸 🌙 🌱بوی خاک می آید بوی باران بوی خاک باران خورده بعد هر باران آسمان لبخند می‌زند از تمیزی. هر کجا که باران بیاید من نگاهم به آسمان است .وقتی که بند بیاید به آسمان زل میزنم .جنس لبخند های آسمان همه جا باهم فرق دارد . چه طور می‌شود گفت آسمان همه جای دنیا همین رنگیست. من باورم نمی‌شود آسمان خانه ی ما با آسمان باغ بهشت بقیع یک رنگ باشد ؟! معاذالله لبخند آسمان خانه ی ما با آسمان بهشت امام رضا فرق دارد‌ ..‌ به عقیده ی منِ بی دل! آسمان هرجایی آسمان دل اهالی اونجا وصل است. کوچه پس کوچه هایی که غریبی مادر دیده دیده،خون دلِ غیرت الله را دیده است چه طور میتواند با آسمان کعبه که اسدالله رو در آغوش گرفت یک رنگ باش؟! آسمان خانه مولا که اندک اندک خنده های فرزند اول در آن میپیچد,آسمانی که زیبایی بی نظیر امام مجتبی را دیده با آسمان جاهای دیگر فرق دارد. حتی به زعم من رنگ آسمان بهشت امام رئوف هم قبل و بعد دارد ! 🕌 کاش امام رضا درهای حرمش را برای همه باز کند. برویم در جمعیت گم شویم در صحن جامع جا برای نشستن نباشد ،به زور خودمان را گوشه ای بچپانیم و کمی امنیت ذخیره کنیم .. کمی عشق.... کمی حال خوب... ما فرزندان امت آخرالزمانی خیلی ترسیده ایم آقا جان خیلییی! من اطمینان دارم آسمان هر جا که شمارا نداشته باشد از بدترین رنگ هارا در خود حل کرده است و نای لبخند زدن هم ندارد. اصلا مگه جایی هست عطرِ مهربانی شما را استشمام نکرده باشد؟! ❗️آقای امام رضا پروتوکل های بهداشتی ،رعایت فاصله ی اجتماعی و استفاده از ماسک چیز مزخرفیست و ما را از همیشه خسته تر و دلتنگ تر کرده است. آسمان دلی که نمی‌تواند دلتنگی هایش را پیش یار ببرد چه رنگیست؟! آسمان شهری که بوی ازدحام زائرها را با بوی حرم در هم نفس می‌کشید هنوز همان رنگیست؟! خالقِ من ! آسمام دل ما را آبی خوش رنگ کن. پناهِ من ! مارا گوشه ای از حرم امام رئوف پناه ده. @zeinabiyon 🌟🌸 🌟🌿🌸 🌟🌟🌟🌟
🔴📢 جشن بزرگ میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام ❇️ سخنران: حجت الاسلام واضحی آشتیانی 🔰 مداحان: 🔵 سید امیر حسینی 🟠 علی پورکاوه 🔺 شاعر: صابر خراسانی 👈 با اجرای شفیع شعله کار 💠 زمان: چهارشنبه ۸ اردیبهشت ساعت ۱۷ 💠 مکان: آزادگان پشت دادگاه انقلاب اسلامی انتهای خیابان شهید علی محمدی_ پشت درمانگاه سبزه پرور _ تکیه آقا حسین بن علی علیه السلام 🌐 همراه با پذیرایی افطار (به صورت پک و آماده) 📢👈 با رعایت کامل پروتکل های بهداشتی ☘️ هیئت معظم زینبیون استان البرز ✳️🔰 جهت واریز کمک های نقدی کد دستوری زیر را شماره گیری نمایید.👇👇👇 91991#*1*6655* ✳️ صفحات ما در فضای مجازی👇 🔴 اینستاگرام https://www.instagram.com/zeinabiyon_alborz 🔵 تلگرام @zeinabiyon 🟠 ایتا 🆔 @zeinabiyon_it 🌐 به جمع عاشقان امام حسن (ع) بپیوندید https://t.me/e_hasaniyon
🌟🌟🌟🌟🌿🌸﷽🌸🌿🌟🌟🌟🌟 🌸🌸 🌙 .🌸 بوی یاس می آید انگار گالن گالن عطر یاس را در آسمان پاچیده اند... 🍂 دلم برای خودم و همه ی ساکنین کنونی زمین میسوزد . برای ما خسته های اخر دنیایی که بلدِ دویدن نیستیم، یا حداقل به موقع دویدن را نیاموخته ایم تا دست در دست نجات دهنده مان بگذاریم. آنقدر دست و پا زدیم و دست و‌پا می زنیم که به خیال خودمان نجات پیدا کنیم. شبیه جنس های بنجُل کف خیابان که بی صاحب اند ؛گوشه ای افتاده ایم و چشم هایمان را به دست عابرین دوخته ایم تا کسی بیاید ماراهم بخرد و ببرد. 🌿حضرت صاحب!می دانم شما خیلی وقت است که آمده اید این من هستم که باید بیایم . این منم که باید عطر یاس را نه ببویم که ببلعم و زنجیرهای تعلق را از تنم باز کنم .معرفت را بردارم و تا میدان عمل بدوم . 🪴 حضرت پدر می شود باز فرزندتان را بخرید ... سوبسید بدهید جنس بنجُل بخرید. اصلا بخرید بگذارید گوشه انبار عوضش من صاحب دار میشوم . در این میهمانی که مرا کشانده اید همه صاحب دارند و هیهات از بی صاحبی. 🔺حضرت صاحب! اگر روزی دست و پای خیالم شل شد و بی راهه رفتم لطفاسرعقلم بیاورید و بگویید که صاحب من هستید . این روزها فراموشی کار عادی ما ساکنین زمین است ... امروز باید دویدن را بیاموزیم و شراب معرفت را سر بکشیم 🔅بوی یاس شاید شبیه عبدالله بن حسن علیه السلام باشد؛ بوی دویدن تا میدان عمل،دست دادن ،سردادن ،چشم دادن ،نفس دادن در راه ولایت و بوی معرفت... خالقِ من ! نجات دهنده ی مارا بفرست پناهِ من ! پناهِ ما را بفرست. @zeinabiyon 🌟🌸🌙 🌟🌿🌸 🌟🌟🌟🌟
🌟🌟🌟🌟🌿🌸﷽🌸🌿🌟🌟🌟🌟 🌸🌸 🌙 😭 صدای گریه می آید... صدای گریه نوزاد می آید... خودم که یادم نیست اما می گویند:دیروز که از رحم مادرم پا به دنیا گذاشتم زار می زدم .شاید بی تابی می کردم غم های روزهای نیامده را . چهره ام از شدت گریه کبود که می شود، مامان دست به دامان ارباب میشود. به خودش که می آید؛لبخند مرا می بیند . هنوز هم می گوید: حضرت ارباب آرومت کرد... ☘شما که حال همه ی نوزاد های عالم را خوب می کنید، حالِ علی اصغر علیه السلام را هم با پاسخ به ینصرنی تان خوب کردید. چنان حالِ حضرت علی اصغر علیه السلام خوب شد که حالا بعد این همه سال حالِ همه را نه فقط نوزادان را خوب می کند... شما بلدِ حال مایید ارباب.شما که با خالق کاسه کوزه یکی هستید آنقدر که خود صاحب خانه محسوب میشوید. حال مارا هم لطفا خوب کنید . 🌱حضرت ارباب! من هنوزم همان نوزاد دیروزم فقط اندکی حالم ندارترم. مویم سپیدترشده و جای گریه بغض قوت غالبم است. می شود لطفا باز آرامم کنید؟ 🌃شنیده ام در میهمانی خالق جمع همه ی چیز های خوب جمع است . می شود کمی حال خوب،نیم کیلو لبخند واقعی،۱۰۰گرم خنده ی خالص،دوکیلو آرامش.. همین ها را حساب کنید؟! 📌درد مریض را جز درد آشنا نفهمید گاهی طبیب هم با بیمار گریه کرده ... حلال کنید که با حال بدما حالتان بدمی شود ... حضرت حال های خوب میشود حالِ ما را خوب کنید حال خودتان هم... @zeinabiyon 🌟🌸🌙 🌟🌿🌸 🌟🌟🌟🌟
🌟🌟🌟🌟🌿🌸﷽🌸🌿🌟🌟🌟🌟 🌸🌸 🌙 🌿 این ظرف آبی که آورده اید، غبار های جانم را بشویم بوی مشک و انبر می دهد.حس بویایی ام رو به بهبود است .اما چشمانم،چشمانم ؛هنوز درست نمی‌بینند.هنوز زنگار گرفته است و همه چیز را در هاله ای از غبار می‌ببینیم . خالقِ‌من ! زخم های وجودم را که به روزنه های نور وصل می‌کنید؛ چشمانم شسته می‌شوند همه چیز شفاف تر دیده می‌شود . داشته هایم را شفاف تر میبینم. آن قدر شفاف که از شمارش آن عاجزم. 🏵 خالق من!سپاس از بودنت ، ازچشمانم که قرار است جز زیبایی نبیند ازگوش هایم که جز زیبایی نشنوند از حس لامسه که... از دندان هایم لب هایم زبانم ایستادن و راه رفتن از قدرت تشخیص درد های وجودم لبخند زدن از نفس داشتن از این که این روزها اگر نفسم درد هم می‌کند ولی بالا می‌آید. از اینکه به میهمانی ات راهم دادی.. رازق من! به عدد نیاید نعمت هایت. و سبحان الله از ستایش تو با زبانِ من که لالِ گناه است. 📌امروز اگر اجازه دهید به چشمان و زبان و دهانم شاکر بودن را بیاموزم . که فرمودید:لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ شکر هر نعمت استفاده صحیح از آن نعمت است . و عباس بن علی شکرگزارترینِ بندگانتان است که به جسم و روح خویش عاشقی را آموخت . عشق میوه ی کال وجود ادمی را چنان رسیده می‌کند که به‌دست صاحبشان چیده می‌شود. 👂گوش کنید طنین صدای روح نواز ارباب کنار حضرت علمدار می‌آید؛ 📚 «_ عباسِ من! دست هایت کو؟! +به شوق دیدار شما دست و پا گم کرده ام. _سرت؟!چه به روز سرت اورده اند؟! +سر را چه منزلت پیش پای عشق شما؟! _چشمانت!چه کرده اند با چشم های تو این بی چشم و رو ترین خلق عالم؟! +دست اگر داشتم ،این دوچشم را زیر پایتان فرش می‌کردم‌. _بگذار این تیر ها و تیغ ها از تن و بدنت بیرون بکشم‌. +اینها نشان عشق شماست بر پیکر من‌.عمری چشم به راه دریافت این نشانه هابودم. ۱» خالقِ من مرا همیشه شاکرخویش قرار بده پناه ِ من به جسم و روحم عشق ولی الله ات را بیاموز . پینوشت۱:شجاعی.سیدمهدی،سقای آب و ادب @zeinabiyon 🌟🌸🌙 🌟🌿🌸 🌟🌟🌟🌟