|دفترچهزیتون
و وقتی برای خودمان ارزش قائلیم ساعت ها پای اکسپلور نمی شینیم شب دیر نمی خوابیم صبح نمی خوابیم ورزش
بیایید برای زندگی کردن
قید و شرط ها را کنار بگذاریم
چرا زندگی کردن را سخت کنیم
چرا گیرِ پول و هوش و شرایط باشیم
بیایید
زندگی را مشروط به این و آن نکنیم
و زندگی کنیم...
برای ثانیه هایمان
که در خوشی، غم، سختی، عصبانیت
می گذرند، ارزش قائل باشیم
و در هرکدام زندگی کنیم.
قدر لحظات سخت و غمناک را بدانیم
چون بخشی از زندگی با ارزش ما هستند
که تکرار نمی شوند...
|دفترچه زیتون🌿
پس آزادی بشر چه می شود؟
آیا هیچ ازادی معنویای
برای مقابله با شرایط وجود ندارد؟
آیا این تئوری که بشر چیزی جز محصول شرایط و محیط نیست حقیقت دارد؟
آیا بشر محصول تصادفی این عوامل است؟
و از همه مهمتر آیا واکنش های زندانیان میتواند ثابت کند که انسان قادر است از تاثیر محیط بر روی خودش دوری کند؟
پاسخ این سوال ها را از طریق تجربه میتوانیم بیابیم.
زندگی در اردوگاه نشان می دهد که انسان میتواند انتخاب هایی داشته باشد.
انسان میتواند در ذهن مستقل خودش ردپایی از آزادی روحی حتی در شرایط روانی و فیزیکی سخت بیابد.
|دفترچه زیتون🌿
|دفترچهزیتون
پس آزادی بشر چه می شود؟ آیا هیچ ازادی معنویای برای مقابله با شرایط وجود ندارد؟ آیا این تئوری که بشر
دکتر فرانکل دیدن کتابشون چند وقتیه خریدش کم شده
شخصا از من درخواست کردن تبلیغ کنم کتابشون رو
زنگ زدن
+ ■ خانوم
شما قرعه داری؟
-نه
+رشته تحقیق دیگه درسته؟
-نه من ● هستم رشته ترتیل
+عه خب باشه
قرعه شما صفحه....
-الان بخونم؟!!
+بله چند دیقه مرور کنید
داشتم تمرین میکردم
که یهو تلفن قطع شد
دوباره زنگ زدن
+گوشیو میدی ■ خانووم
-نه ■مسابقه شرکت نمیکنه
-عه یعنی انصراف میدن؟
+بله
ببخشید یه لحظه..
بوق بوق
تلفن قطع شد
چند بار زنگ زدم به شماره
ولی داخلی بود و زنگ نمی خورد
یک ساعت از وقتی بهم زنگ زده بودن و قرعه داده بودن گذشت
بعد از چندین پیگیری
و تماس با تهران
که اسم منو پیدا کنن و
اسم خواهرم رو حذف...
+مسابقات ترتیل افتاده برای فردا...
...
من هنوز اینجام
منی که از ساعت ۸ صبح بیدار شدم
صدامو گرم کردم
دست و پام عرق کرد
منتظر موندم
تا ساعت ۴
و بعد، تلاش برای نداشتن استرس
وقتی دارم میخونم
و بعد هم این بساط که براتون تعریف کردم.
من هنوز اینجام...
اما بنظرتون چیزی از من مونده؟
|دفترچه زیتون🌿
کتاب هواتو دارم
روایت زندگی شهید مدافع حرم
مهندس مرتضی عبدالهی
هر صفحه کتاب رو با لبخند دارم میخونم.
همون شهیدی که قبرشون سنگ نداره...
تمومش که کردم،
کسی خواست بگه بهش امانت بدم...
حالا بشینید تا تمومش کنم☺️😂
هشتک معرفی کتاب
|دفترچه زیتون🌿
می شود اجازه بدهی خودم زندگی کنم؟
بس است دیگر
یاد گرفتم
حالا میتوانم خودم انجامش دهم
زندگی ام را به دستان خودم بسپار
بگذار خودم انجامش دهم
آنوقت میتوانم بخاطر اشتباه هایم
سرِ خودم فریاد بزنم
دیگر تقصیر کسی نمی اندازم
بگذار تک تک آجر هایش را از این به بعد
خودم روی هم بگذارم
رها کن
من و ساختمان زندگی ام را
بگذار با سلیقه خودم بچینمش
من از شما یاد گرفتم
و هنوز هم یاد میگیرم
ولی بگذار خودم انجامش دهم...
خودمم.
نمیدانی چقدر سخت است
انگار تمام آجر هایی که تو میچینی
روی من گذاشته می شود
و من زیر این فشار، له میشوم...
|دفترچه زیتون🌿
|دفترچهزیتون
نماز صبح رفتیم حرم رواق امام خمینی ره نمازم رو خوندم و بعدش زیارت عاشورا خوندن و بعدش رفتم یکم صحن آ
اون سریال امروز تموم شد
و یه سریال جدید با هدف تقویت زبان انگلیسی شروووع
دو روزه ذهنم درگیر اینه که
چطور میشه درس خوند؟
تو این دو روز وسایل اتاق پایین و بالا رو جابهجا کردم
وسایلی مثل تخت دو نفره، رگال و میز و..
تقریبا بیشتر کار رو خودم انجام دادم
و برای جابهجایی وسایل سنگین از مادرم کمک گرفتم.
الان تقریبا اون اتاقی که همیشه دلم میخواست رو دارم.
مهم نیست تا وقتی دو تا گلدون پتوسم اونقدری رشد میکنن که دور پنجره کشیده بشن، زنده میمونم یا نه
مهم نیست من چقدر از این اتاق استفاده میکنم
چقدر توش نفس میکشم
کتاب میخونم
میخوابم
یا چند بار سعی میکنم دکورش رو تغییر بدم
من کاری که میخواستم رو انجام دادم
و روی این کار، که خیلی وقت بود توی دفترچه ذهنم مونده بود، خط کشیدم...
_________________________________________
اگر یک روز نباشم که در این اتاق زندگی کنم،
اثری از من روی گلدان های شیشه ای می یابید که هرروز آبشان را عوض میکنم
من را در قفسه های کتاب که با کارتن درست کردم، میبینید.
و هیچوقت کسی در این اتاق نمیگوید
که من وقتی برای زندگی نداشتم
چون من در این اتاق بوی زندگی را پر خواهم کرد...
|دفترچه زیتون🌿