eitaa logo
زرزریجات سابق 🫠
74 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
174 ویدیو
16 فایل
گاهی با من
مشاهده در ایتا
دانلود
همیشه آدم از اونجایی میخوره که فاصله خودشو حفظ نمیکنه و بیش از حد نزدیک میشه. حالا فرق نداره فاصله با چی با آدما با رفقا با همکلاسیا با ترسا با غما با شادیا با هرچی آدم فاصله شو حفظ نکنه و زیادی نزدیک بشه ضربه میخوره و آه از این زیادی نزدیک شدنا...
احمقانه ست،خیلی احمقانه ست.
انقدر احمقانه ست که میتونم تا آخر شب قهقهه بزنم در حالی که از چشمام تا پایین گونه هام یه رد خیس کشیده شده.
زندگی کردن چیه؟ لذت بردن چیه؟زنده بودن چیه؟ چرا باید زنده بود؟ ته زنده بودن چی میشه؟ قیامت که تموم شد و سرنوشت آدما مشخص شد و هرکس بهشت و جهنم رفت، بعدش چی؟ تا کی؟ تا کجا؟ ته همه اینا چیه؟تهش که چی؟ بر فرض هم رفتیم بهشت یا جهنم، تا کی قراره اونجا باشیم؟ تا کی قراره زندگی کنیم؟ آخرش چی میشه؟ نتیجه چیه؟
چرا به جای اینکه سوالات ذهنیم کمتر بشن هربار که میرم سفر فقط آشفته تر میشم و سوالات بیشتری ذهنم رو تو خودش غرق میکنه؟
کی جواب این سوالا رو میدونه؟ کی میخواد از سردرگمی در بیاره منو؟ کی؟کجا؟چه زمانی؟
این سوالا تا کی قراره بره رو مخم و دیوونه م کنه؟ تا کی قراره تحملش کنم؟ کی میتونم جوابش رو پیدا کنم؟
فکر میکردم سفر کردن قراره جواب سوالامو بهم بده اما فقط سوالام رو بیشتر و بیشتر کرد.
فکر میکردم اگه جیغ بزنم درونم خالی میشه اما نشد فکر میکردم میتونم از سفر کردن لذت ببرم اما اونم لذتی که همیشه داشت رو نداشت موندم چی میتونه بهم لذت بده چی میتونه قلبم رو سرریز کنه از خوشحالی چی میتونه باعث بشه از ته دل قهقهه بزنم بدون فکر کردن به اینکه اینی که دارم صدای قهقهه زدنش رو از ته حلقم می‌شنوم کیه.
زندگی چیه؟ نفس کشیدن؟ غذاخوردن؟ خوابیدن؟ راه رفتن؟ بیرون رفتن؟ حرف زدن با آدما؟ دوست پیدا کردن؟ از دست دادن؟ خوشحال شدن؟ گریه کردن؟ اگه اینا زندگی کردن پس چرا من باهاش حال نمیکنم؟ چرا همیشه حس میکنم یه چیزی باید باشه که نیست؟ چرا همش به این فکر میکنم که یه چیزی کمه؟ چرا فک میکنم من اینی که تو آینه میبینم نیستم؟چرا خودمو نمیشناسم؟ چرا بیشتر از هرکس با خودم غربیه ام؟چرا حس میکنم لیاقت دوست داشته شدن رو ندارم؟ چرا فکر میکنم عجیبه که یه نفر منو دوست داره؟ چرا انقد واسه خودم کمم؟ چرا نمیتونم خودمو دوست داشته باشم؟