eitaa logo
بصیرت و تشکیلات اسلامی
506 دنبال‌کننده
435 عکس
778 ویدیو
130 فایل
ارائه محتوای تشکیلاتی و مباحث مهدوی... 🏷🏷🏷🏷🏷 #امام_زمان (ارواحنافداه) #تشکیلات_اسلامی #تربیت_اسلامی سایت رسمی: 🌐 ziaossalehin.ir #️⃣ کانال و صفحه ویراستی: @ziaossalehin @sardabir313
مشاهده در ایتا
دانلود
2.25M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📸 راه جذب دل‌ها، منتقل کردن سخن نیک اهل‌بیت علیهم السلام 🔸 شرح حدیثی از امام رضا (علیه‌السلام) توسط حضرت آیت‌الله خامنه‌ای 🏷 👇 🆔 @ziaossalehin_ir
1.93M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 جدیدترین مستند از شهید منتشر شد / دانلود و تماشای رایگان «آقامصطفی» ⭕️ مستند «آقا مصطفی» همزمان با انتشار تفریظ‌‌‌ رهبر معظم انقلاب بر کتاب «سرباز روز نهم» منتشر شد. 🎬 حکایتی از جهاد فرهنگی شهید مدافع حرم «مصطفی صدرزاده» است و روایتگر دنیای جوانانی شده که وی با روش‌های نامتعارف، آنان را به سوی پایگاه بسیج جذب کرده است. آنهایی که ابتدا او را تحقیر و حتی کتک زده‌اند و امروز همان بچه محل بسیجی دیروز، برایشان شده «آقا مصطفی». 📹 تماشای رایگان: 👇 🌐 www.ziaossalehin.ir/fa/node/50271 🏷 👇 🆔 @ziaossalehin_ir
14.18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚨 بیانات رهبر انقلاب درباره شهید ابراهیم هادی؛ 📹 جاذبه و مغناطیس ابراهیم هادی 🎙حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «من کتابی خواندم مربوط به شهید ابراهیم هادی، خب این خیلی کتاب جالبی است، خیلی جذاب است. این کتاب را که خواندم تا مدتی بعد از آنکه خوانده بودم دلم نمی‌آمد از روی میز این کتاب را بردارم بگذارم مثلا در [قفسه] کتابها. آن جاذبه‌ی شخصیت، شخصیتی که در این کتاب معرفی شده، به‌قدری جاذبه دارد این شخصیت که آدم را مثل مغناطیس به خودش جذب میکند؛ آدم را میخکوب میکند. بگردید این شخصیتها را پیدا کنید. از این قبیل شخصیتهای برجسته‌ای هستند که اینها سردار هم نیستند؛ حتی فرمانده‌ی گردان هم نیستند؛ اما حکایتها دارند، ماجراها دارند.» ۱۳۹۴/۷/۱۳ 🏷 👇 🆔 @ziaossalehin_ir
🚨 هر چه در میدان آموزش عرق بیشتری ریخته شود، در میدان نبرد خون کمتری ریخته خواهد شد. 🏷 👇 🆔 @ziaossalehin_ir
🌷 در اسلام تماشاچی نداریم، همه مسلمانان باید به هر نحوی در صحنه نبرد بین و شرکت کنند وگرنه خود نیز باطل‌اند! ✍️ دانشجوی‌ ممتاز مهندسی‌ برق‌ دانشگاه‌ تگزاس، 🏷 👇 🆔 @ziaossalehin_ir
🚨 یک صفت مهم در کار دسته جمعی 🔻 امام خامنه‌ای مدظله‌العالی: آقای بهشتی مردی بود به معنای حقیقی کلمه، حلیم. حلم را غالباً نمی‌توانند معنا کنند. بنده آن معادل فارسی‌اش را پیدا کردم. آن وقت‌ها می‌گفتند که، ما مشهدی‌ها می‌گوییم -نمی‌دانم حالا شما هم می‌گویید یا نه، ما وقتی که در مشهد بودیم می‌گفتیم- فلانی جنبه‌دار است، با جنبه است؛ مراد، ظرفیت نفسانی است. مراد از این کلمۀ جنبه‌داری که در مشهد خیلی معمول و رایج است، این است که فلانی ظرفیت نفسانی دارد، ظرفیت روحی دارد، به هر نسیمی برآشفته نمی‌شود. ببینید یک عمق کم، مثلاً بیست سانتی‌متر وقتی عمق آب هست، یک فوت هم می‌تواند موج ایجاد کند، اما وقتی که این عمیق شد، نه؛ بادهای خیلی تندتر از آن هم نمی‌تواند این را زیر و بالا کند. آقای بهشتی یک همچین آدمی بود. آدمی که از میدان در برود، اصلاً نبود. ممکن بود در یک جلسه‌ای حتی اهانت به او بشود، که خب، بارها دیده بودند دوستان، دیده بودیم، اتفاق افتاده بود. ایشان آدمی بود که این تحمل را داشت که آن آدم اهانتش را بکند تا آخر، حتی آن نالۀ آخرش را هم بکند، ایشان سکوت کرده، بعد که او حرفش تمام شد، آن وقت حالا ایشان شروع کند. حالا بعد هم که شروع کند، تازه با اهانت متقابل نه، با دشنام متقابل نه، با استدلال و توجیه و اشتباه کردید و اینجور نیست؛ یک آدم اینجوری بود. این بسیار صفت مهمی است. آدم‌هایی که این ظرفیت نفسانی را ندارند، برای کار دسته جمعی آدم‌های مناسبی نیستند؛ که زود برآشفته بشوند از حوادث یا از [هر چیز دیگر]، چه از اهانت، چه از ستایش، فرق نمی‌کند. ، آن ظرفیت و جنبه‌دار بودن، در همه جا اثر خودش را نشان می‌دهد. 📚 از کتاب قرارگاه‌های فرهنگی، صص ۳۹ و ۴۰. 🏷 👇 🆔 @ziaossalehin_ir
🚨 روایتی از رفاقت چهل ساله ✉️ برایشان نامه می‌نویسم... نسبت به بچه‌هایش حساس بود، تلاش می‌کرد بچه‌ها در فراگیری مسائل عمیق شوند. سخنران، طوری تنظیم می‌کرد که بچه‌ها وارد گفت‌وگو با سخنران شوند و حرف زدن یک‌طرفه نباشد. پس از آن روضه خوانده می‌شد. همگی مثل باران اشک می‌ریختند. می‌خواست زن و بچه‌اش را با توسل به اهل‌بیت علیه‌السلام بار بیاورد. ، افزودن ایمان و تقوای بچه‌هایش را وظیفهٔ خودش می‌دانست. به من می‌گفت: «گاهی که می‌خواهم در مورد مسائل عبادی و مذهبی به بچه‌هایم تذکری بدهم، «برایشان نامه می‌نویسم.» 📗برگرفته از کتاب «حاج قاسمی که من می‌شناسم» 🏷 👇 🆔 @ziaossalehin_ir
🚨 | شهید مهدی زین الدین 🔹 توجه به نیروها عملیات محرم بود. توی نفر بر بی سیم نشسته بودیم. آقا مهدی، دو سه شب بود نخوابیده بود. داشتیم حرف می زدیم، یک مرتبه دیدم جواب نمی دهد. همان طور نشسته، خوابش برده بود. چیزی نگفتم. پنج شش دقیقه بعد، از خواب پرید. کلافه شده بود؛ بد جوری. جعفری پرسید:«چی شده؟» جواب نداد. سرش را برگردانده بود طرف پنجره و بیرون را نگاه می کرد. زیر لب گفت: «اون بیرون بسیجی ها دارن می جنگن، زخمی میشن، شهید میشن، گرفتم خوابیدم.» یک ساعتی با کسی حرف نزد. 🔹 اثرگذاری فرمانده تازه زنش را آورده بود اهواز. طبقه ی بالای خانه ی ما می نشستند. آفتاب نزده از خانه مـی رفـت بیـرون. یـک روز، صـدای پـاییـن آمدنش را از پله ها که شنیدم، رفتم جلویش را گرفتم. گفتم: «مهدی جان! تو دیگه عیال واری؛ یکم بیش تر مواظب خودت بـاش.» گفــت: «چــی کـار کنـم؟ مسئـولیـت بچه های مردم گردنمه.» گفتم: «لااقل توی سنـگـــر فـرمـاندهیت بمـون.» گفـت: «اگـه فرمانده نیم خیز راه بره، نیروها سینه خیز میرن. اگـه بمـونـه تو سنگرش که بقیه میرن خونه هاشون.» 🔹 رابطه با نیروها چنـد تا سرباز، از قرارگاه ارتش مهمات آورده اند. دو ساعت گذشته و هنوز یک سوم تریلی هم خالی نشده، عرق از سر و صورتشان می ریزد. یک بسیجی لاغر و کم سن و سال می آید طـرفشان. خسته نباشیدی می گوید و مشغـول مـی شود. ظهر است که کار تمام می شود. سربازها پیِ فرمانده می گردند تا رسید را امضا کند. همان بنده ی خدا، عرق دستش را با شلوار پاک می کند، رسید را می گیرد و امضا می کند. 🔹 شناسایی نیروها تهران جلسه داشت. سر راه آمده بود اردوگاه، بازدید نیروهای در حال آموزش. موقع رفتـن گفت: «نصف اینها، به درد جبهه و سپاه نمی خورن.» حرف عجیبی بود. آمـوزش دوره ی سی و یک که تمام شد، قبل از اعزام، نصفشـان تسویه گرفتند و برگشتند. 🔹 فرمانده کاری اول من دیدمش. با آن کلاه خود روی سرش و آرپی جی روی شانه اش. مثل نیروهایی شده بود که می خواستند بروند جلو. به فرمانده گردانمان گفتم. صدایش کرد:«حاج مهدی!». برگشت. گفت:«شما کجا میرین؟» گفت:«چه فرقی می کنه؟ فرمانده که همـش نباید بشینه تو سنگر. منم با این دسته میرم جلو». 🔹 روحیۀ فرمانده بعد خیبر، دیگر کسی از فرمانده گردان ها و معاون هاشان باقی نمانده بود؛ یا شهید شده بودند یا مجروح. با خودم گفتم: «بنده ی خدا حاج مهدی؛ هیچ کس رو نداره. دست تنها مونده.» فکر می کردم وقتی ببینمش، حسابی تو غمه. از در سنگر فرماندهی رفتم تو. بلند شد. روی سر و صورتش خاک نشسته بود، روی لبش هم خنده؛ همان خنده ی همیشگی. زبانم نگشت بپرسم: «با گردان های بی فرمانده ات می خواهی چه کنی؟» 🏷 👇 🆔 @ziaossalehin_ir
🚨 عصبانیت بی‌سابقه ! 🔹 "اگر مسئول مناسبی بود، دیگر به من خاک برسر نمی‌گفتند بیا مسئولیت بگیر! منی که عرضه چرخاندن ۲۰ نفر را هم ندارم..." 🔻 ۸ مــرداد ۱۳۶۱ عـملیـات رمـضـان درحـالی به پایـان رسیـد کـه فشـار زیـادی بـه نیـروهـا و کـادر تیـپ ۲۷ وارد آمـد. به‌طوری که عکس‌العمـل‌هـای آن‌هــا سخنـان تنــد شهیــد همـت را در جلســه روز ۹ مـرداد ۱۳۶۱ در پـی داشـت: «الآن نماینــده امــام، اطمینـانش از لحــاظ بــرش عملیــاتی و کیـفیـت کــار، به دو سـه تـیپ اسـت. آن‌وقــت خـدایی نـاکــرده، کـادرهای مـا بیاینـد و بـه ما بـگوینـد ما دیگـر مـی‌خواهیـم بـه‌صـورت نیـروی عادی و پـرسنـل سـاده وارد عملیـات بشـویم؟ خـدا گـواه اسـت، بـه شــرف حضــرت زهـــرا سلام‌الله‌علیها قسم مـن سـه بار رفتـم پیـش محـسن رضــایی که بگــویم مـن استعفــاء می‌دهــم؛ مـن معلــم هستــم و مــی‌خواهــم بــروم بچسبــم بـه شغــل معلمـی... خــدا گــواه است هــر بار خــواستم این را مطــرح کنــم، جــرأت نکــردم و بــر خـودم لرزیــدم... دیـدم هـر جمله‌ای را کـه می‌خواستـم مطـرح کنـم، اشــک بـه چشـم محسـن مـی‌آورد، ایـن بـود کـه خـودم رویـم نشــد و خجـالـت کشیــدم چیــزی بگویـم. علت اینــکه کـه اگـر کسـی بـود، اگر مسئـول مناسبـی در دستــرس آنها بـود که دیگـر بـه مـن خـاک بر سـر نـمی‌گفتنـد تـو بیـا و مسئـولیت بگیــر...منــی کــه عرضــهٔ چـــرخــاندن ۲۰ نفــر آدم را هم نــدارم؛ چــه برســد به اینــکه بیــایم و مسـئولیت شرعــی خــون سه چهار هزار نفر آدم را در یک تیــپ به عهـــده بگیـــرم؛ خــود شمــا هــم همین‌طــور، تـک‌تـک مـاهــا هــم همین‌طـــور، عــرضــهٔ چــرخانــدن خــودمان را هــم نداریــم خودمــان را هــم را نمــی‌تــوانیــم بســازیم، بچــرخــانیم و فرمانــدهی کنیــم، دیگــر چــه بــرسد بـه اینکـه بیـاییم و سـه چهــار هــزار نفــر را فرمــاندهی کنیــم، نـــداریـــم! اگـــر کســی چنیــن عرضـــه‌ای را دارد بیایــد و بــگویــد.... ولـــی آیـــا حیثیت اســلام و انقــلاب چـنیـن اظهــار خستگـی را از مــا قبـول مـی‌کنــد؟ و به قــول بــرادر رضـا(چــراغی) کــه دیشــب مــی‌گفــت: مــا به ایــن ترتیـب بـایـد مــرگ بـر شـاه هـم نمی‌گفتیم! وقتـی گفتیم، بایــد پــاے آن بایستیـــم!» 🎙 منبـع: نـوار جلسـهٔ روز نهـم مــرداد مـاه سال ۱۳۶۱، محـوطهٔ بیـرونی قـرارگاه مرکـزی کـربلا ✍ خدا را خدا را، به‌خاطر امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف، مراقب سرکشی نفس‌مان باشیم، اگر غیر از ماها کسی را داشت که ماها علمدار کارهای فرهنگی و تشکیلاتی او در مناطق و محلات و مساجد خودمان نبودیم... فرمانده، غیر از ماها چه کسی را دارد؟! که گرفتار ریاست‌طلبی و هواهای نفسانی خود باشیم؟! 🏷 👇 🆔 @ziaossalehin_ir
شهید حسن باقری4_5890782430851239678.mp3
زمان: حجم: 4.64M
هرکس خسته شده، هرکس کم اورده، جمع کنه بره! ایشون بدونن اگه ۱۰ نفر داره، این ۱۰ نفر وایسادن تا کشته بشن.. از زبانِ شهید حسن باقری ؛ برای تویی که کم آوردی🍃 🏷 👇 🆔 @ziaossalehin_ir
🚨 اصول کار تشکیلانی از زبان شهید گمار 🔻 اشاره: شاید گرفتن نسخه از دکتری که خود به نسخه تجویزیش عمل کرده است عاقلانه ترین راه باشد. وصیت نامه شهید کاظم گمار برای بچه هایی که می خواهند کار تشکیلاتی بکنند می تواند راه گشا باشد. خدا کند که بتوانیم عمل کنیم و فقط حرف نزنیم! 🔻🔻🔻🔻🔻 و اما سخني با دوستانم، با يارانی كه شفيق راهم، محرک حركتم و همدم و انيس تنهائيم بودند; از اينكه به اين اسوه‌های تقوی وصيت و يا تذكری بدهم شرمنده‌ام اما از آنجا كه شايد اجرای يكی از اين سخنان سبب عاقبت به خيری آنها شود، توجه‌شان را به اين مسائل جلب مي‌كنم: 🔹دنبال تقوی باشيد و عمرتان را در همين كلام تمام كنيد. 🔹 دعا برای دوستان اگر از ته قلب باشد بسيار، بسيار مؤثر است. 🔹 سعی كنيد هميشه با وضو باشيد كه وضو سبب نورانيت دل و صفای روح است. 🔹 با مفاتيح دوست باشيد كه كليد زندان روح است. در حديث آمده است كه از مسلمانی به دور است، كسی كه روزی كمتر از پنجاه آيه از قرآن كريم را تلاوت كند و صحيفه نور را به ديار فراموشی بسپارد. پس، صحيفه سجاديه و نهج‌البلاغه را دست كم نگيريد. 🔹 كمتر چيزی جای روزه مستحبی را در امر اطاعت و خودسازی و تقوی مي‌گيرد. 🔹 در هنگام قضاوت جز ائمه معصومين هيچكس معيار حق نگيريد، چه معصومين خود حق‌اند كه «وَالحَقُّ مَعَکُم فيكُم وَ مِنكُم وَ اِلَيكُم وَاَنتُم اَهلُهُ وَ مَعدِنُهُ» (جامعه کبيره) 🔹 حتي‌الامكان آزاد از وابستگي‌های سياسی باشيد و البته در اوج اطلاعات كامل و حتي‌الامكان با زهد زندگی كنيد و ساده باشيد چه گاه يک عكس گرفتن ساده و يک تسبيح فريبنده، تعلق مي‌سازد و آزادی از غير مي‌كند و در رابطه با اين زهد سعی كنيد عزت نفس داشته باشيد و بخاطر چيزهای كوچک خود را نفروشيد. 🔹 اعتماد كامل به همه كس در جايی كه كار مي‌كنيد نكنيد كه انسان جايزالخطاست. (ممکن الخطاست) 🔹 برای انقلاب بسوزيد اما در فعاليت حل نشويد كه درونتان فراموشتان شود و هرگاه خواست چنين شود از خدا ياری طلبيد و اگر در شدت افتاديد كنار بكشيد. 🔹 اخلاص، محبوبه‌ای بود كه عمری به دنبالش بودم، بدانيد بی اخلاص همه اعمالتان زيان و خسران است. 🔹 ياد مرگ را تذكر دادم. عشق به مرگ و لقاءالله را محرک همه حركتهای خود كنيد تا به عاليترين مراحل كمال برسيد. 🔹 از شوخی و خنده زياد كه متأسفانه به شدت رايج است، بپرهيزيد و دروغ را چه شوخی و چه جدی حتی با نگاه عادی، ترک كنيد و اين موارد را مانند بردن نام خدا در آغاز هر كار و سر سفره به هم تذكر بدهيد و يادآوری كنيد. 🔹 عليكم بالحب، بر شما باد دوست داشتن، دوستی با خدا و دوستداران خدا و اعمال مورد محبت خدا 🔹 اختلافات بين خود را حل كنيد تا مبادا عقده‌های بزرگ غيرقابل علاجی شوند. 🔹 از تعريف كردن و ستايش يكديگر مگر در مواقع خيلی لازم بپرهيزيد و فراموش نكنيداين كلام مولا اميرالمؤمنين را كه «رُبَّ مَفتُونٍ بِحُسنِ القَولِ فيهِ» (نهج البلاغه صبحی الصالح، ص ۵۵۶ و بحارالانوار جلد ۷۳ ص ۲۹۵ ) چه بسا افرادی كه بخاطر تعريفهای ديگران فريفته شدند و از راه منحرف شدند. 🔹 شنيدن پيامهای امام را از واجبات بدانيد و لااقل در حد فيلمهای سينمايی به آن توجه كنيد كه امام محرک ما، زنجير عشق و رشته ولايت ماست. 🔹 از قبول مسؤوليت مگر در مواردی كه واقعاً يا از عهده برنمي‌آييد و يا شيطان فريبتان مي‌دهد نهراسيد. 🔹 تفكر، تفكر، تفكر را فراموش نكنيد. 🔹 مبتكر باشيد. 🏷 👇 🆔 @ziaossalehin_ir
🌷 شهید دکتر چمران رحمه الله آنان که به من بدی کردند، مرا هشیار کردند ... آنان که از من انتقاد کردند، به من راه و رسم زندگی آموختند ... آنان که به من بی اعتنایی کردند، به من صبر و تحمل آموختند ... آنان که به من خوبی کردند، به من مهر و وفا و دوستی آموختند ... پس خدایا؛ به همۀ آنانی که باعث تعالی دنیوی و اخروی من شدند، خیر و نیکی دنیا و آخرت عطا بفرما 🏷 👇 🆔 @ziaossalehin_ir