#سنگ_رو_سنگ_بند_نمیشه؟
#تقصیر_ابوبکر_عمر لعنت الله علیهما
●عَنِ الْکُمَیْتِ بْنِ زَیْدٍ الْأَسَدِیِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَی أَبِی جَعْفَرٍ (صلوات الله علیه) فَقَالَ وَ اللَّهِ یَا کُمَیْتُ لَوْ کَانَ عِنْدَنَا مَالٌ لَأَعْطَیْنَاکَ مِنْهُ وَ لَکِنْ لَکَ مَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لِحَسَّانِ بْنِ ثَابِتٍ لَنْ یَزَالَ مَعَکَ رُوحُ الْقُدُسِ مَا ذَبَبْتَ عَنَّا قَالَ قُلْتُ خَبِّرْنِی عَنِ الرَّجُلَیْنِ قَالَ فَأَخَذَ الْوِسَادَةَ فَکَسَرَهَا فِی صَدْرِهِ ثُمَّ قَالَ وَ اللَّهِ یَا کُمَیْتُ مَا أُهَرِیقَ مِحْجَمَةٌ مِنْ دَمٍ وَ لَا أُخِذَ مَالٌ مِنْ غَیْرِ حِلِّهِ وَ لَا قُلِبَ حَجَرٌ عَنْ حَجَرٍ إِلَّا ذَاکَ فِی أَعْنَاقِهِمَا.
●کُمیت بن زیاد اسدی روایت میکند: بر امام باقر (صلوات الله علیه) وارد شدم، حضرت فرمود: به خدا سوگند، ای کمیت، اگر مالی در نزد ما بود به تو از آن می دادیم.
ولی آنچه را رسول خدا (صلَّی الله علیه و آله) به حسان بن ثابت فرمود برای تو هم هست:
دائماً روح القدس با تو هست تا زمانی که از ما دفاع کنی. کمیت میگوید: عرض کردم: از حال آن دو نفر (ابوبکر و عمر) مرا خبر بده. کمیت میگوید: حضرت بالش را برداشت و آن را تا (دولا) کرده و در زیر سینه اش گرفت، سپس فرمود: به خدا قسم، ای کمیت، به اندازه شاخ حجامتی خون ریخته نشود و نیز هیچ مالی از طریق غیر حلال (به ناحق) گرفته نشود و هیچ سنگی از روی سنگ دیگر نغلتد جز آن که مسئولیت آن بر گردن آن دو نفر است.
الكافي- ط الاسلامية جلد 8 صفحه 102 حدیث 75
بحارالأنوار جلد 46 صفحه 341
تفسیر البرهان جلد 3 صفحه 412
الوافي جلد 2 صفحه 201
سفینة البحار جلد 7 صفحه 533
عوالم العلوم و المعارف و الاحوال ، من الآيات و الاخبار و الاقوال جلد 19 صفحه 400
●و قلب الحجر عن الحجر كناية عن وضع الأشياء في غير مواضعها ، وتغيير الأحكام الشرعية وإحداث الأمور المبتدعة.
●مرحوم علامه مجلسی در شرح این کلام امام که فرموده حتی اگر سنگی روی سنگ دیگر بغلتد به گردن ابوبکر و عمر است، می گوید: کنایه از این است که امور را در غیر جایش قرار دادند، و احکام شرعی را تغییر، و امور ابداعی و اختراعی (بدعت) را به وجود آوردند.
مرآة العقول جلد 25 صفحه 248
●و تغليب حجر عن حجر كناية عن الشدائد، أو عن إزالة الحق عن مركزه، والمقصود أن جميع المفاسد إلى يوم القيامة في أعناقهما لأنهما منشأ لها، ولولا فسادهما في الدين لشاع العدل وارتفع الجور واستقام نظام الخلق.
●ملا صالح مازندرانی می گوید: غلتیدن سنگ از روی سنگ کنایه از شدائد و سختی هاست، یا اینکه حق را از مرکز و اصلش منحرف کردند، و منظور این است که تمام مفسده ها تا روز قیامت به گردن آن دو (ابوبکر و عمر) است زیرا آن دو نفر منشا آن می باشند، و اگر فسادانگیزی آن دو نفر در دین نبود، عدل اشاعه می یافت و ظلم و جور از بین می رفت و نظام خلقت استوار میشد.
شرح أصول الكافي (ملا صالح مازندرانی) جلد 12 صفحه 30 و 31
#اللهم_العن_ابابکر_عمر_عثمان_عایشه