eitaa logo
زوار العباس علیه السلام
179 دنبال‌کننده
463 عکس
244 ویدیو
7 فایل
اللهم عجل لولیک الفرج و فرجنا بفرجه
مشاهده در ایتا
دانلود
: _و_تشیع_آمده_است؟؟ ❗️مساله سقط شدن حضرت محسن و شهادت ایشان توسط هجوم مهاجمان مورد اتفاق شیعه و سنی می باشد و جای انکار نمی باشد که ما به برخی از مدارک از کتب اهل سنت اشاره می کنیم؛ 1️⃣مرحوم ابن شهر آشوب از کتاب معارف ابن فتیبه از علمای برجسته اهل سنت نقل می کند : «فرزندان فاطمه حسن و حسین و زینب و ام کلثوم و محسن بودند. همانا محسن از ضربه قنفذ کشته شد» 📚 مناقب ج3 ص132 2️⃣بلاذری در انساب الاشراف خودش نقل می کند: «فاطمه برای علی چند فرزند به دنیا آورد که عبارتند از حسن با کنیه ابا محمد و حسین با کنیه ابا عبدالله و محسن که در کودکی از دنیا رفت» 📚انساب الاشراف ج1 ص404 3️⃣مسعودی می‌نویسد: «آنان در هجوم خود به خانه فاطمه سیده زنان را در پشت درب چنان فشردند که محسن را سقط کرد» 📚اثباه الوصیه ص142 4️⃣شهرستانی از «نظام» که از علمای برجسته اهل سنت است نقل می کند: «همانا عمر چنان ضربه ای به شکم فاطمه در روز بیعت زد که فاطمه جنین خود را از شکم انداخت» 📚الملل و النحل ج1 ص57 5️⃣ابن ابی الحدید از استادش نقیب نقل می کند که می گفت: «پیامبر اگر در زمان فاطمه زنده بود بدون شک خون کسانی که فاطمه را ترساندند تا بچه از شکمش افتاد را مباح می کرد» 📚شرح نهج البلاغه ج14 ص192 6️⃣طبری می‌نویسد: «فاطمه برای او حسن و حسین و محسن را به دنیا آورد لکن محسن در کودکی از دنیا رفت» 📚ذخائر العقبی ص55 7️⃣ذهبی عالم برجسته اهل سنت از احمد حماد کوفی که از حافظان اهل سنت است نقل می کند: «بدون شک عمر چنان لگدی به فاطمه زد که محسن از او سقط شد» 📚لسان المیزان ج1 ص268 8️⃣صفدی نیز در کتاب خود می‌نویسد: «بدون شک عمر در روز بیعت چنان فاطمه را زد که محسن را از شکم انداخت» 📚الوافی بالوفیات ج6 ص15 9️⃣ جوینی از بزرگان اهل سنت از پیامبر چنین نقل می کند که می فرمود: «هرگاه فاطمه را می بینم به یاد مصیبت هایی که پس از من بر او وارد میشود می افتم و گویی که من خود شاهد آن اتفاقات هستم ومی بینم که ذلت به خانه او وارد شده و حرمتش را هتک نموده و حق او را غصب وارث او را منع و پهلویش را شکسته و جنین او را سقط نموده اند» 📚فرائد السمطین،ج2 ص34 و35 🔟 ذهبی در شرح حال ابن ابی دارم می گوید: «ابن ابی دارم شخصی بود که در طول عمر خود با رعایت اعتدال زندگی کرد ولی در آخرین روزهای عمرش بیشترین چیزی که برای او خوانده میشد روایات معایب بود. برای او این روایت خوانده شد و( او نیز تایید می کرد «عمر به پهلوی فاطمه لگد زد ومحسنش را سقط نمود" 📚سیر اعلام النبلا،ج15 ص578 👌مساله سقط جنین حضرت زهرا در روایات فراوانی از کتب شیعه نیز آمده است. 1️⃣1️⃣مرحوم طبرسی نقل می کند که امام حسن خطاب به مهاجم خانه حضرت زهرا عرضه می داشت: «تو کسی هستی که بر فاطمه دختر پیامبر ضربه وارد کردی تا فرزند درون شکمش را سقط کرد» 📚الاحتجاج طبرسی ج1 ص278 2️⃣1️⃣سلیم بن قیس نقل می کند: «به زهرا ضربه و آسیب رساندند تا جنینش سقط شد و به واسطه این ضربه شهید شد» 📚کتاب سلیم بن قیس ج2 ص588 3️⃣1️⃣امام صادق فرمود: «عمر با پایش به زهرا ضربه وارد کرد در حالی که او حامله به محسن بود و پس از آن ضربه محسن از او سقط شد» 📚الاختصاص شیخ مفید ص185 4️⃣1️⃣در روایت دیگر فرمود: «قنفذ به امر عمر با شمشیر بر فاطمه ضربه وارد کرد و او محسن را سقط کرد» 📚دلائل الامامه ص134 ❗️این که در برخی روایات قنفذ و در برخی مغیره و در برخی عمر را مسبب اصلی سقط جنین و شهادت حضرت زهرا معرفی می کنند اشاره است به این که ضربات همه آنها موثر بوده است. 5️⃣1️⃣شیخ صدوق روایت می کند که پیامبر گرامی فرمود: «فاطمه سیده زنان عالمین و پاره تن من و نور چشم من ...می باشد پس از من حرمتش شکسته می شود و حقش غصب میشود و فرزندش سقط میشود و او ندا میدهد یا محمد اما اجابت نمیشود...» 📚امالی صدوق ص114 6️⃣1️⃣در روایت دیگر آمده است: «آنان به منزل زهرا حمله کردند و سبب سقط محسن شدند» 📚بحار الانوار ج30 ص295 7️⃣1️⃣در کتاب ارشاد القلوب آمده است که حضرت زهرا فرمود: «آنان سبب سقط محسن شدند بدون آنکه او جرمی کرده باشد» 📚 بحار الانوار ج30 ص350 در ثواب نشر سهیم باشید
صحابی جلیل‌القدر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله، جناب جابر بن عبدالله انصاری گوید: تَمَثَّلَ إِبْلِیسُ فِی أَرْبَعِ صُوَرٍ تَصَوَّرَ یَوْمَ قُبِضَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله فِی صُورَةِ الْمُغِیرَةِ بْنِ شُعْبَةَ ابلیس به چهار صورت ظاهر شد؛ (در یک بار) روزی که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله به شهادت رسید، به صورت «مغیرة بن شُعبة» ظاهر شد. او در بین مردم ندا سر می‌داد: ای مردم! خلافت را مانند پادشاهان ایران و روم قرار ندهید، آن را گسترش دهید تا گسترش یابد، و آن را به خانواده بنی‌هاشم ندهید که برای خلافت، منتظر نوزادان در شکم مادران باشند. الأمالی،شیخ‌طوسی،ج۱ ص۱۸۰
پاسخی بر آنانکه که ذی الحجه را تاریخ به درک واصل شدن عمر خبیث می دانند نظر برخی علمای شیعه نسبت به ۹ربیع الاول و وقایع آن ۱-شيخ محمد حسن نجفي رضوان الله علیه (صاحب جواهر): ایشان ضمن بیان استحباب غسل روز نهم وبیان نظرات درباب قتل خلیفه، می گوید: می گویم: ولی معروف الآن بین شیعه فقط همان روز نهم ربیع است. ۲-علامه محمد باقر مجلسی رضوان الله علیه: در میان شیعیان این چنین مشهور است که عمر بن خطاب در روز 9 ربیع الاول به قتل رسیده است. آنچه از کتب معتبره بدست می آید و در میان عوام شیعه نیز مشهور است این است که روز قتل عمر در روز 9 ربیع الاول می باشد و این مطلب نیز بین گروهی از محدثان سابق شیعه مشهور می باشد. از سخنان سید بن طاوس اینگونه ظاهر است که روایتی دیگر با همین مضمون از قول امام صادق علیه السلام را شیخ صدوق روایت کرده است . و از کلام فرزند ارجمند ایشان نیز ظاهر است که گروهی از روایات وجود دارد که نشان می دهند روز به قتل رسیدن عمر بن خطاب در این روز – 9 ربیع الاول – بوده است . پس استبعاد ابن ادریس و دیگران – که رحمت خدا بر ایشان باد – صحیح نمی باشد . زیرا اعتبار این دسته از روایات با شهرتی که در میان علمای خلف و سلف شیعه دارند بخاطر گفته های مورخان اهل تسنن زیر سوال نمی رود . و چه بسا اهل تسنن تاریخ این روز را تغییر داده اند تا امر بر شیعیان مشتبه شده و این روز را بعنوان عید و روز شادی نگیرند. ۳-سيد هاشم بحراني‌ رضوان الله علیه: سلیم (راوی حدیث) می گوید: عبدالله را در آن مجلس دیدم در حالی که اشک در دیدگانش حلقه زده و گریه, او را دچار تنگی نفس کرده بود. سپس پدرش بعد از ساعتی نالی ای زد ودر آخر شب نهم ربیع اول سال23هجری مرد.وگفته میشود در بیست وشش ذی الحجه در سال مذکور،وقول اول صحیح تر است.سن او در آن روز،73سال بود. ۴-شيخ آقا بزرگ تهرانى‌ رضوان الله علیه: روز وفات عمر: آن روز نهم ربیع الاول می باشد و ۲۴ ذی الحجه نیست. ۵-ميرزا حبيب الله هاشمى خويى رضوان الله علیه: ایشان ضمن بیان اقوال علما درباره ی قتل خلیفه دوم، در انتها می گوید: من می گویم: قطعا دانستم که مشهور بین جمهور شیعه، قطعا همان در ماه ربیع بوده است و ادعای اجماع بر اتفاق در ذی الحجه ممنوع است. بر آن (نهم ربیع) دلالت می کند آنچه که در انوار از کتاب محمد بن جریر طبری که گفت: مقتل ثانی در روز نهم ربیع الاول است. ۶-شيخ حسين نوري طبرسي [محدّث نوري] رضوان الله علیه: ایشان پس از نقل روایت مشهور احمد بن اسحاق قمی از امام حسن عسکری علیه السلام درمورد روز نهم ربیع الاول می نویسد: شیخ مفید در کتاب مسارالشیعة می گوید: روز نهم ماه ربیع الاول، روز عید بزرگی است و برای این موضوع در جای دیگری توضیح داده شده است، روزی است که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در آن روز عید گرفتند، و امر کردند که مردم در این روز عید بگیرند، و در این روز طعامِ ترید (آبگوشت) درست کنند. ۷-رضی الدین علی بن سید بن طاووس ( فرزند سید بن طاووس رضوان الله علیهما): فرزند بزرگوار سید بن طاووس پس از نقل روایتی طولانی در پنج صفحه به نقل از امام حسن عسکری علیه السلام از حذیفه یمان رضوان الله علیه از امیر المومنین علیه السلام و پیامبر صلی الله علیه و آله در تاریخ قتل عمر بن خطاب و فضائل و اسامی این روز و شادی و جشن در آن در تایید این روایت می گوید: این حدیث را از خط علی بن محمد بن علی رحمت الله علیه نوشتم و در کتب دیگر تتبع کردم، روایات دیگری که موافق این روایت باشد، یافتم و به این روایت اعتماد نمودم، و سزاوار است شیعیان این روز را تعظیم نمایند و در این روز اظهار سرور و شادی کنند. ۸- سید جعفر مرتضی عاملی رضوان الله علیه: پس هنگامی که به اقوال مورخین رجوع میکنیم، می یابیم که معظم مورخین اهل سنت اسرار دارند بر اینکه عمر قطعا در بیست وشش ذی الحجه سال بیست وسه هجری.....یا مانند آن......بلکه ادعای اجماع بر آن کرده اند.....وگفته شده: در روز نهم ربیع الاول کشته شده است.این قول متداول ومعروف از زمان ابن إدریس متوفی قرن ششم بوده است. ۹-شيخ عباس قمی رضوان الله علیه: ۱۰-آیت الله بهجت رضوان الله علیه: ۱۱-آیت الله صافی گلپایکانی رضوان الله علیه: ۱۲- آیت الله سید محمد صادق روحانی رضوان الله علیه
قال الرِّضا علیه‌السلام _وقد لَزم بِلجامِ دابَّتِه رَجل مِن وُلدِ خالِد یَابن رسول اللهِ! ما تَقول فیهِما؟_ فَقالَ: یا هذا! قُل سبحان الله والحمدلله ولاإله‌إلّاالله والله أکبر. قُلتُ: يَابنَ رَسولِ الله، أنتَ حجةالله على خلقه في أرضه أسئلكَ فلا تجيبُني؟! فقال: یا هذا لنا أمٌّ صالحةٌ خرجت من الدنيا وهي عليهما ساخطةلم يأتنا كتابهما إلينا بالرضا عنهما. حضرت فرمودند: «ای مرد! بگو: سبحان‌الله، والحمدلله، ولااله الاالله، والله اکبر». - ای پسررسولخدا، شما حجت خدا برخلق او در زمین هستید ومن از شما میپرسم، ولی پاسخ مرا نمی‌دهید؟! - «ای مرد! ما مادری نیکوکار داریم که از این دنیا درگذشت، در حالی که از آن دو خشمگین بود وهنوز نامه‌ای که بیانگر رضایت خداوند از آن‌ها باشد، به دست ما نرسیده است». نسخه‌ خطی کتاب مثالب النواصب ابن‌شهرآشوب کتابت سال ۸۴۵هـ. این نسخه درکتابخانه ناصریه_لکنهو، خاندان صاحب عبقات نگهداری می‌شود.
می‌خواهد عزای مرا کم کند؟؟؟؟؟ استاد بزرگوار آقای شیخ مرتضی مقتدایی - از علمای کنونی شهر مقدسه قم - در درس خارج فقه خود، بیان نمودند: در سال ۱۳۵۰ «ه‌ش» در يك سفر به مكه مشرف شدم و در آنجا «آقای شیخ علی آل‌کاشف‌الغطاء»، نوه مرحوم شیخ جعفر کاشف‌الغطاء - که در حدود ۲۰۰ سال قبل، از مراجع بزرگ شیعه بوده‌اند - را دیدم. ایشان به بنده گفت: مرحوم شیخ جعفر کاشف‌الغطاء یک وقت به این فکر می‌افتد که دو جلسه و دو مراسم عزاگرفتن، برای فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها، موجب این می‌شود که مثلاً جمعیت در جلسات کم بشود؛ یک عده این تاریخ (فاطمیه اول) را مراسم بگیرند و یک عده آن تاریخ (فاطمیه دوم) را مراسم بگیرند. اگر یکجا بشود، اجتماعات بیشتر شده و رونق جلسات بالاتر می‌رود؛ به هر حال، شهادت يا ۷۵ روز است يا ۹۵ روز. بنابراين اگر بعد از تحقیق و بررسی، به این نتیجه رسیدیم که شهادت آن حضرت روی ۷۵ روز يا ۹۵ روز بوده است، همان را اعلام می‌کنیم و مردم هم تبعیت می‌کنند؛ در نتیجه سالروز شهادت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها از ترديد خارج شده و رونق جلسات و اجتماعات بیشتر می‌شود. روی این فکر، کتاب‌های متعدد احادیث و غیره را جمع می‌کند؛ در همان حالی که ایشان مشغول تحقيق بوده، گويا در آخرين مرحله كه نصف شب بوده و نزديك بود به تصميم نهائي برسد، گفتند همان شب مادر ايشان، خواب فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها را می‌بیند و این مادر هم هیچ خبري از كار پسرش نداشت که پسرش چنین تصمیمی گرفته و چنین کاری می‌کند. می‌گویند: فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها (در عالم رؤیا) بر مادر مرحوم كاشف‌الغطاء وارد شدند با یک حال تغیّر و خشم فرمودند: «این کار چیست که پسرت انجام می‌دهد!؟ پسر تو می‌خواهد عزای مردم در شهادت مرا کم کند؟!» این زن بیدار می‌شود؛ تعجب می‌کند که مگر پسرش چکار می‌کند!؟ شبانه از اتاقش می‌آید بیرون، می‌بیند چراغ اتاق مرحوم کاشف الغطاء پسرش روشن است آن‌وقت شب؛ در اتاق را باز کرده و وارد می‌شود؛ می‌بیند کاشف الغطاء كتاب‌هاي زيادي دور خود جمع کرده و مطالعه و تحقیق و بررسی مي‌کند که شهادت را در یک تاریخ اعلام کند. این مادر خطاب به مرحوم كاشف‌الغطاء می‌گوید: پسرم! چکار می‌کنی!؟ فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها از این عمل تو ناراضی است! كاشف الغطاء می‌گوید: مادر! مگر چه شده است؟ مادر خوابش را نقل می‌کند؛ ایشان می‌فهمد که دو تاريخ برای شهادت (و عزای بیشتر) مورد نظر آن حضرت می‌باشد؛ لذا مرحوم کاشف‌الغطاء از آن تصمیمش بر می‌گردد. درس خارج استاد مقتدایی، به تاریخ ۱۳۸۸/۰۲/۱۶ (با اندکی تلخیص) کپی شده
سید شرف الدین استرآبادی رضوان الله علیه روایت می‌کند حضرت امام صادق علیه‌السلام در بیان آیه {انْطَلِقُوا إِلَىٰ ظِلٍّ ذِي ثَلَاثِ شُعَبٍ / بروید به سمت سایه سه‌شاخ جهنم} (سوره مرسلات / آیه ۳۰) فرمودند: «زمانی که مردم از عطش قیامت به سوی امیر المومنین علیه السلام پناه آوردند حضرت امیر المومنین علیه‌السلام به تکذیب‌کنندگان ولایت‌اش می‌فرماید: بروید به سمت سایه سه‌شاخه جهنمی یعنی آن سه نفر فلان و فلان و فلان. (تاویل الآیات الظاهرة، تالیف سید شرف الدین استرآبادی، صفحه ۷۳۱، چاپ موسسه النشر الاسلامی) أبي عبد الله عليه السلام أنه قال: إذا لاذ الناس من العطش قيل لهم " انطلقوا إلى ما كنتم به تكذبون " يعني أمير المؤمنين عليه السلام فيقول لهم " انطلقوا إلى ظل ذي ثلاث شعب ". قال: يعني الثلاثة فلان وفلان وفلان .
لعنت الله علیه قَالَ أَمِيرُاَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ ابي طَالِبٍ صَلَوَاتُ اَللهِ عَلَيْهما : اَللَّهُمَّ اِجْزِ عُمَرَ لَقَدْ ظَلَمَ اَلْحَجَرَ وَ اَلْمَدَرَ . حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب صلوات الله علیهما می فرمایند : خدايا عمر را به جزای اعمالش برسان پس همانا او بر سنگ‌ها و ريگ‌ بيابان‌ها ظلم كرد. الجمل و النصرة لسيد العترة في حرب البصرة، شيخ مفيد ص71
صلّى الله علیه و آله الْمُفِيدُ، عَنِ الصَّدُوقِ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِيسَ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ، عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ، عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ، عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ، عَنْ عِكْرِمَةَ، عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ الْعَبَّاسِ قَالَ: لَمَّا حَضَرَتْ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم الْوَفَاةُ بَكَي حَتَّي بَلَّتْ دُمُوعُهُ لِحْيَتَهُ، فَقِيلَ لَهُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا يُبْكِيكَ؟ فَقَالَ: أَبْكِي لِذُرِّيَّتِي وَ مَا تَصْنَعُ بِهِمْ شِرَارُ أُمَّتِي مِنْ بَعْدِي، كَأَنِّي بِفَاطِمَةَ بِنْتِي وَ قَدْ ظُلِمَتْ بَعْدِي وَ هِيَ تُنَادِي يَا أَبَتَاهْ، فَلا يُعِينُهَا أَحَدٌ مِنْ أُمَّتِي، فَسَمِعَتْ ذَلِكَ فَاطِمَةُ سلام الله عليها فَبَكَت. ابن عباس گوید: موقعى كه شهادت پيغمبر اکرم صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه نزديک گرديد، آن حضرت به قدری گريست که محاسن مبارکش تَر شد. گفته شد: يا رسول الله! چرا گريه می کنی؟ فرمود: براى ذريّه و فرزندانم و آن ستم‌هايی که از «اشرار امّتم» بعد از من به ايشان می‌رسد، می‌گريم. گويا می‌بينم دخترم فاطمه زهراء بعد از من مظلوم واقع شده، هر چه صدا می‌زند: يا اَبَتاه! احدى از امّت من به فرياد او نمی رسد. وقتي فاطمه اطهر سلام الله عليها اين مطلب را شنيد گريان شد. أمالی طوسی رحمه الله، ۱/۱۸۸
؟ لعنت الله علیهما ●عَنِ الْکُمَیْتِ بْنِ زَیْدٍ الْأَسَدِیِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَی أَبِی جَعْفَرٍ (صلوات الله علیه) فَقَالَ وَ اللَّهِ یَا کُمَیْتُ لَوْ کَانَ عِنْدَنَا مَالٌ لَأَعْطَیْنَاکَ مِنْهُ وَ لَکِنْ لَکَ مَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لِحَسَّانِ بْنِ ثَابِتٍ لَنْ یَزَالَ مَعَکَ رُوحُ الْقُدُسِ مَا ذَبَبْتَ عَنَّا قَالَ قُلْتُ خَبِّرْنِی عَنِ الرَّجُلَیْنِ قَالَ فَأَخَذَ الْوِسَادَةَ فَکَسَرَهَا فِی صَدْرِهِ ثُمَّ قَالَ وَ اللَّهِ یَا کُمَیْتُ مَا أُهَرِیقَ مِحْجَمَةٌ مِنْ دَمٍ وَ لَا أُخِذَ مَالٌ مِنْ غَیْرِ حِلِّهِ وَ لَا قُلِبَ حَجَرٌ عَنْ حَجَرٍ إِلَّا ذَاکَ فِی أَعْنَاقِهِمَا. ●کُمیت بن زیاد اسدی روایت می‌کند: بر امام باقر (صلوات الله علیه) وارد شدم، حضرت فرمود: به خدا سوگند، ای کمیت، اگر مالی در نزد ما بود به تو از آن می دادیم. ولی آنچه را رسول خدا (صلَّی الله علیه و آله) به حسان بن ثابت فرمود برای تو هم هست: دائماً روح القدس با تو هست تا زمانی که از ما دفاع کنی. کمیت می‌گوید: عرض کردم: از حال آن دو نفر (ابوبکر و عمر) مرا خبر بده. کمیت می‌گوید: حضرت بالش را برداشت و آن را تا (دولا) کرده و در زیر سینه اش گرفت، سپس فرمود: به خدا قسم، ای کمیت، به اندازه شاخ حجامتی خون ریخته نشود و نیز هیچ مالی از طریق غیر حلال (به ناحق) گرفته نشود و هیچ سنگی از روی سنگ دیگر نغلتد جز آن که مسئولیت آن بر گردن آن دو نفر است. الكافي- ط الاسلامية جلد 8 صفحه 102 حدیث 75 بحارالأنوار جلد 46 صفحه 341 تفسیر البرهان جلد 3 صفحه 412 الوافي جلد 2 صفحه 201 سفینة البحار جلد 7 صفحه 533 عوالم العلوم و المعارف و الاحوال ، من الآيات و الاخبار و الاقوال جلد 19 صفحه 400 ●و قلب الحجر عن الحجر كناية عن وضع الأشياء في غير مواضعها ، وتغيير الأحكام الشرعية وإحداث الأمور المبتدعة. ●مرحوم علامه مجلسی در شرح این کلام امام که فرموده حتی اگر سنگی روی سنگ دیگر بغلتد به گردن ابوبکر و عمر است، می گوید: کنایه از این است که امور را در غیر جایش قرار دادند، و احکام شرعی را تغییر، و امور ابداعی و اختراعی (بدعت) را به وجود آوردند. مرآة العقول جلد 25 صفحه 248 ●و تغليب حجر عن حجر كناية عن الشدائد، أو عن إزالة الحق عن مركزه، والمقصود أن جميع المفاسد إلى يوم القيامة في أعناقهما لأنهما منشأ لها، ولولا فسادهما في الدين لشاع العدل وارتفع الجور واستقام نظام الخلق. ●ملا صالح مازندرانی می گوید: غلتیدن سنگ از روی سنگ کنایه از شدائد و سختی هاست، یا اینکه حق را از مرکز و اصلش منحرف کردند، و منظور این است که تمام مفسده ها تا روز قیامت به گردن آن دو (ابوبکر و عمر) است زیرا آن دو نفر منشا آن می باشند، و اگر فسادانگیزی آن دو نفر در دین نبود، عدل اشاعه می یافت و ظلم و جور از بین می رفت و نظام خلقت استوار میشد. شرح أصول الكافي (ملا صالح مازندرانی) جلد 12 صفحه 30 و 31
لعنت الله علیه قَالَتْ اَلصِّدِّيقَةِ اَلطَّاهِرَةِ فَاطِمَةَ اَلزَّهْرَاءِ صَلَوَاتُ اَللهِ عَلَيْهَا سَيِّدَةِ نِسَاءِ اَلْعَالَمِينَ : ...فضربني بيده حتى انتثر قرطي من أذني ، وجاءني المخاض فأسقطت محسنا قتيلا بغير ... حضرت صدیقه طاهره فاطمة الزهراء صلوات الله علیها سرور بانوان دو عالم می فرمایند : ...پس عمر 【لعنة الله عليه】چنان به من سیلی زد که گوشواره‌ام از گوشم کنده شد... بحارالأنوار ج۳۰ ص۳۴۹
ایشان در قالب وارد مسجد شدند و در قرار گرفتند: ۱_حجاب ظاهری ایشان با استفاده از خمار و جلباب! لاثَتْ خِمَارَها عَلَی رَأْسِهَا وَ اشْتَمَلَتْ بِجِلْبَابِهَا حضرت فاطمةالزهرا سلام‌الله‌علیها خمار را به سر کردند و آن پوشش سراسری را هم طوری بر سر افکندند که محیط بر تمام بدن ایشان بود. [خمار: روسری ای که روی گردن و سینه را کاملا می پوشاند] [جلباب: نوعی پوشش سراسری بوده که روی لباس ها می پوشیده اند. شاید چیزی شبیه عبای امروز یا پیراهن بلند عربی باشد] ۲_حجاب پیکرهٔ ظاهری حضرت سلام‌الله‌علیها به وسیله جماعت زنان! وَ أَقْبَلَتْ فِی لُمَّةٍ مِنْ حَفَدَتِهَا وَ نِسَاءٍ مِنْ قَوْمِهَا [تَطَأُ ذُیولَهَا] حضرت فاطمةالزهرا سلام‌الله‌علیها در میان گروهی که به اصطلاح هم سن یا هماهنگ یا از یاران و اعوان و خویشاوندان ایشان بودند حرکت می کردند، [در حالیکه چادرشان به زمین کشیده می شد.] ۳_حجاب به واسطه پرده ای که میان زنان و مردان نصب شد. فَنِیطَتْ دُونَهَا مُلاَءَةٌ سپس میان حضرت سلام‌الله‌علیها و مردم پرده ای نصب شد بحارالأنوار ج۲۹، ص۲۳۶
شیخ عبّاس قمّی رحمه الله در "تحفة الاحباب" می‌گوید: سالی که از حاجی نوری استفاده می‌کردیم، با ایشان به کوفه رفته بودیم و در آن‌جا صبح‌ها شیر گاو می‌خوردیم. حاجی نوری بـه مـن می‌فرمود: طبق فـتوای ، من و تو برادر رضاعی هستیم؛ چون بخاری طبق آنچه از وی مشهور است، خوردن شیر بز، شیر گاو، شیر خر و مانند این‌ها را موجب نشر حرمت می‌داند. (تحفة الأحباب، ص۱۱۸) طـبـق چنین فتوایی بایـد حـكم كـنیم که مثلاً در زمان قدیم کـه گاودارها به نجف می‌آمدند و عموم طلبه‌ها و غیرطلبه‌ها از شیر آن گاوها استفاده می‌کردند، همه اهل نجف خواهر و برادر همدیگر باشند و عقدشـان هـم باطل بوده است. در مورد چنین فتواهایی که به دلیل انقطاع از مبدأ وحی صادر می‌شده است، امام می‌فرماید: «فِي‏ مِثْلِ‏ هَذَا الْقَضَاءِ وَ شِبْهِهِ‏ تَحْبِسُ‏ السَّمَاءُ مَاءَهَا وَ تَمْنَعُ الْأَرْضُ بَرَكَتَهَا». (الكافي؛ ج‏۵؛ ص۲۹۱) عجیب اینجاست که بخاری، إرتضاع از لبن واحد را و لو يک مرتبه‌، موجب نشر حرمت می‌داند و حتّى قـيد إمتصاص (مکیدن) از پستان را هم ندارد، و لذا طبق فتوای امام اهل‌سنّت دو نفری که از شیر گاو، و لو مقداری با فنجان بنوشند، با هم برادر و خواهر رضاعی می‌شوند. جرعه‌ای از دریا، ج۴ ص۵۱۰