eitaa logo
مجله‌ افکار بانوان‌ حوزوی
1.8هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
293 ویدیو
22 فایل
*مجله #افکار_بانوان_حوزوی به دغدغه‌ی #انسان امروز می‌اندیشد. * این مجله وابسته به تولید محتوای "هیأت تحریریه بانو مجتهده امین" و "کانون فرهنگی مدادالفضلا" ست. @AFKAREHOWZAVI 🔻ارتباط با سردبیر: نجمه‌صالحی @salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
. 🔖به بهانه‌ی سالروز شهادتت سردار ... ✍آمنه عسکری منفرد سلام سردار! این روزها که تفکرِ مقاومت از جریان انقلاب اسلامی ایران به کشورهای اسلامی صادر شده، این روزها و شب‌های اخیر بعد از طوفان الاقصی در ۱۵مهر ۱۴۰۲، که گنبد آهنین و هیمنه‌ی پوشالی رڗیم غاصب اسرائیل در هم شکسته، این روزها که موشکهای مقاومت فلسطین و لبنان و یمن، چهره‌ی خبیث و دیوسیرت اسرائیل را درهم کوبیده، لحظه به لحظه به یاد شما و همرزمان شهیدتان هستیم. به یاد شما «سردار شهید حسن تهرانی مقدم»که رهبر معظم انقلاب «یار عزیز» خطابتان می‌کرد، شما که به کمک و هدایت خداوند علیم و قدیر توانستید کار بزرگی را به سامان برسانید و معجزه‌ٔ عزمِ راسخِ انسان‌های مؤمن را درمعرض نگاه جهانیان قرار دادید، تا ایران و ایرانی امیدوارتراز همیشه به تلاش و همت برانگیزد، به یاد شما و جمله‌ی معروفتان، آنجا که گفتید « تنها انسان‌های ضعیف، به اندازه‌ی امکاناتشان تلاش می‌کنند.» ما معتقدیم باورِ حاصل از این تفکر بوده که امروز جبهه‌ی مقاومت فلسطین را بارور ساخته که توانستند؛ در نهایت ظلم، تحریم و فشار ۷۵ سالهی اشغالگران در فلسطین اشغالی؛ نوار غزه و کرانه‌ی باختری، به این اندازه در جبهه‌ی نظامی و موشکی رشد کرده، بالنده شوند و هیبت دروغین استکبار را در هم شکنند. آری! امروز «جهشِ نسلی در حوزه موشک‌ها» که باعث افزایش امنیت و اقتدار ملی ماست، مدیون جهاد شبانه‌روزی و عزم‌راسخ شما بزرگ‌مردان نظام اسلامی است، که با انقلاب و نظام عهدِ خون بستید. ما نیز یک‌بار دیگر با انقلاب و نظام اسلامی عهدمی‌بندیم که تا آخرین قطره خون، پای‌کارنظام بایستیم و برای تحقق وعده‌ی پیروزیِ نهاییِ جبهه‌ی حق علیه باطل، جریان مقاومت و جبهه‌ی حق را تنها نگذاریم، چراکه ما نیز چون شما می‌خواهیم روی قبرمان بنویسند: « اینجا مدفن کسی است که می‌خواست اسرائیل را نابود کند.» (بخشی از وصیت‌نامه‌ی شهید حسن تهرانی‌مقدم) @AFKAREHOWZAVI
. محاصره‌ی قلبِ دنیا ✍چمن‌خواه با تو هستم! با تو! رژیمِ سفاک، خونخوار و غاصبِ اسرائیل! جنایت‌هایت را بشمارم؟ از کدام جنایتت بگویم؟ از استفاده کردن از بمب‌های ممنوعه فسفری. یا کشتار وحشیانه‌ی کودکان، زنان، سالخوردگان و مردم بی‌دفاع غزه. شهید و زخمی کردن بسیاری از غیرنظامیان. یا آزار و شکنجه‌ و کشتارِ اسیرانِ فلسطینی. به شهادت رساندن خبرنگاران، کادر درمانِ بیمارستان و کادر هلال احمر. حمله به بیمارستان‌ها، مراکز پزشکی، درمانگاه‌ها و داروخانه‌ها. بمباران مدارس، مساجد، مراکز خرید و... حمله به اردوگاه‌های جبالیا و البریح. حمله! حمله و باز حمله! حملات ناجوانمردانه‌ی تو، بیانگر توحش توست. تو اجازه نمی‌دهی کمک‌های مردمی به مردم غزه برسد، حتی گذرگاهِ رفح را هم وحشیانه بمباران کردی. تانک‌ها و خودروهای زرهی‌ات، بیمارستان الشّفا در غزه را محاصره کرده‌است. تو، بزرگترین زندان روباز دنیا را، با انواع ابزارهای جنگی، محاصره کردی. تو، مردمِ غزه را آب، برق و دارو، محروم کردی. به کجا چنین شتابان؟ البته همه‌ی این‌ها، گوشه‌ای از جنایات توست. جنایت‌های تو در طول تاریخ بی‌سابقه است. دریای خونی به راه انداختی که خودت در آن، در حال غرق‌شدن هستی. تو، مثل یک کلافِ درهم تنیده، شده‌ای. خودت را بی آبرو کردی، آبروی که دیگر هیچ وقت برنمی‌گردد. روی همه جنایتکاران در طول تاریخ را، روسفید کردی تو، نمی‌توانی ملّت‌های منطقه را به زانو درآوری و اراده‌ی مطالبه‌گری آنها را از بین ببری. به کجا چنین شتابان می‌روی؟ محاسباتت، طبق همیشه محکوم به شکست است. اعتراف به شکست کن. سردرگمی رژیم غاصبت بر همگان روشن و آشکار شده‌است. تو، خودت اذعان کردی که با چندین جبهه درگیری و این، نشانِ قدرتِ نیروی مقاومت است که در حال گسترش می‌باشد. جبهه یمن، جبهه لبنان، جبهه سوریه، جبهه عراق و جبهه ایران. تو که مردم دنیا راحیوان انسان‌نما خواندی، از هر حیوان درنده‌خویی، وحشی‌تری. تو کثیف‌ترین، وحشی‌ترین، سنگدل‌ترین، بی‌قانون‌ترین و... رژیمی هستی که دنیا به خود دیده‌است. هر ده دقیقه یک کودک در غزه به شهادت می‌رسد و این نشان ضعف توست. نسل کشی تو، جنایت علیه بشریت است. با این نسل‌کشی، فطرت خفته‌ی انسانها را بیدار کردی. هزینه‌ی بیداری جهان؛ خون پاک فلسطینی‌هاست. این را بدان، با این جنایت‌ها که انجام دادی، مردم دنیا از تو متنفر شدند و در بسیاری از کشورها و شهرهای دنیا، علیه تو تظاهرات کردند و آرزوی مرگت را دارند. و این موضوع همچنان ادامه دارد و در حال گسترش است. در اروپا، آفریقا و آسیا، هر روز شاهد تظاهرات گسترده علیه رژیم غاصبت هستیم. مطمئن باش، صدای مظلومیتِ مردمِ غزه را نمی‌توانی خاموش کنی. فرهنگِ مقاومت، در حال گسترش و تقویت است. مقاومتِ فلسطین، در خط مقدمِ مبارزه با تمدن غرب است. تمدنی که فقط به قدرت، ثروت و شهوترانی می‌اندیشد. آمریکای جنایتکار، از تو که جرثومه‌ی فسادی، تمام قد حمایت می‌کند. ولی بدان، پیروزی از آنِ مردمِ مظلوم؛ امّا مقتدرِ فلسطین است. تو، در حال احتضاری، نفس‌های آخرت را بکش. اَلَیسَ الصُّبحُ بِقَرِیب @AFKAREHOWZAVI
. 🔖سکوتت، حقارتت را فریاد می‌زند. ✍فاطمه مهدوی با تو هستم! ای سیاسی مشهورِ مُهر سکوت برلب‌زده! ای هنرمندِ معروفِ مسکوت! ای ورزشکار زبانزد زبان‌بندآمده! با شما هستم! ای معروفان حقیقی و مجازی که کنج عافیت را بغل زده‌اید و از ترس به خطر افتادن منافعتان، گویی لال مادرزاد بوده‌اید! در هنگامه‌ای که شما سکوت کرده‌اید و به یکباره خاموش شده‌اید، مردم غزه، مظلومانه، زیر آتش دژخیمان صهیونیستی پرپر می‌شوند و رخداد فوق‌العاده این است که با وجود سکوت بی‌ارزش هر کدام از شما، هزاران فریاد از حلقوم‌های حق‌جو، در سرتاسر دنیا، حتی قلب ممالک مستکبر غربی، برآمده‌است‌. در کنار این همه بیداری و آگاهی جهانی، این همه عظمتِ اتحادِ حق‌پویانِ دنیا، چه نازیباست بی‌تفاوتی شما اجیران زر و زیور دنیا و عافیت‌طلبان منفعت‌جو. این سکوت‌های مشمئزکننده و متعفن، فقط حقیرتان می‌کند و دورتادور شما و طرفدارانتان حصاری می‌کشد تا آسیب کمتری از جانب شما طلایه‌داران امراض مُسری همچون تجمل‌گرایی به افراد سالم و آزادی‌اندیش جامعه برسد و بیماری مزمن هلاک‌کننده‌ی افتاده به جانتان، کمتر به مردم نازنین جامعه‌ی اسلامی_ایرانی سرایت کند. خاموشی شما از سر کوچکی فهم شماست و کوتاهی افق نگاهتان. لطفا دقت کنید تا چشم‌هایتان فرجام نیک آزادی‌خواهان عالَم را بهتر ببینند، فرجامِ قطعیِ نه چندان دور. @AFKAREHOWZAVI
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
. کالبد شکافی آدم زنده ✍زینب صفایی در تاریخ گزارش شده، قبل از جنگ جهانی اول، روزی تعدادی یهودی خودشیفته نزد سلطان عبدالحمید عثمانی می‌روند. از او می‌خواهند سرزمین فلسطین را به آنها بفروشد؛ تا یهودی‌های آواره، جایی برای سکنی و هوایی برای نفس‌کشیدن داشته باشند. سلطان عبدالحمید پادشاه مستبدی بود، ولی پاسخ تأمل‌برانگیزی داد، که انصافاً از او بعید بود! سلطان حمید گفت: "ما تاکنون نشنیده‌ایم که یک آدم زنده (ولو محتضر) را کالبد شکافی کنند." اینجاست که می‌گویند: "قوم و خویش، گوشت هم را می‌خورند ولی استخوان هم را دور نمی‌اندازند." کمی غیرت دینی و اسلامی در خونش می‌جوشید. هرچند خون سوخته است و نیاز به حجامت دارد؛ ولی باز جای شکرش باقی‌ست. سلطان عبدالحميد نه‌تنها براي ايجاد يك مستعمره‌نشين يهودي در فلسطين موافقت نكرد؛ بلكه از پذيرش هيئت صهيونيست‌ها به رياست «مزراعي قاصو» كه به همين منظور همراه با پيشنهادهاي فريبنده‌، عازم ديدار با وي شده بود، سرباز زد. او همچنين يهوديان را مجبور ساخت كه به جاي اجازه‌نامه‌هاي معمولي‌، اجازه نامه‌هاي سرخ رنگ حمل كنند تا از ورود قاچاقي آنان و سكونتشان در سرزمين فلسطين جلوگيري شود. اما همين حركت به سقوط او انجاميد.(روزنامه کیهان، کد خبر: ۸۶۱۱۸، تاریخ انتشار : ۰۲ مهر ۱۳۹۵ - ۱۹:۵۳) حکایت اسرائیل هم همین است. یک آدم زنده که چه عرض کنم، میلیون‌ها آدم‌ زنده را کالبد شکافی کرده است. سرزمین‌های آباء و اجدادی فلسطینیان مظلوم را که، قرن در قرن، هزار در هزار سال، در آن می‌زیسته‌اند به ناحق تصاحب کرد. عده‌ای کراواتیِ خونخوارِ به ظاهر اتو کشیده هم، مُهر تایید بر این تغاصب‌ها می‌زنند. جالب است! دو ملت کفر با هم دعوا داشتند و گیس و گیس کِشی و بریز و بکُش داشتند، دودِ نفتِ چراغِ سوخته‌ی آن، باید به چشم مسلمانان برود. این را پیرهن عثمان کرده‌اند که، وامصیبتا! ما خانه و کاشانه نداریم. ما سرپناه نداریم. این اولین اقدام رسمی زمینه‌سازی، برای مشروعیت بخشی به غصب و اشغال سرزمین فلسطین بود. سازمان ملل متحد هم، که تکلیفش معلوم است. گوش به فرمان حاکم بزرگ، آمریکا است و از خودشان است. اسرائیل را به عنوان یک دولت و کشور مستقل به رسمیت شناخت! ماجرا به همین جا ختم نشد. این غده‌ی سرطانی، که پرورش یافته‌‌ی‌ امپریالیست‌هاست، در سیر تکاملی خود، اهداف بالاتر و خطرناک‌تری دارد. بذر نفاق و تفرقه را در بین جوامع مسلمان پاشید و سودای امپراطوری منطقه در سر می‌پروراند؛ البته ناگفته نماند، حساب صهیونیسم از یهود جداست. صهیونیسم را به حساب یک مرام و مذهب نمی‌گذاریم، به حساب یهودی‌گری نمی‌گذاریم. در دنیا بسیارند یهودیان آزاده و پاک‌نهادی که از صهیونیسم بیزارند. این یک مسلک فاشیستی سیاسی متجاوز است. که جز با ستم و ظلم و تصرف سرزمین‌های متعلق به مسلمانان مستضعف و محروم، امکان ادامه‌ی حیات ندارد.(کتاب فلسطین از منظر مقام معظم رهبری، ص۴۴) رژیم غاصب و کودک‌کش صهیونیسم، نمونه‌ی بارز یک تشکیلات تروریستی است، که داعش خروجی این مجموعه است. این‌گونه بود که، سلطان عبدالحمید عثمانی عمرش به دنیا نبود و ندید و نشنید که، چگونه یک آدم زنده را کالبد شکافی کردند و می‌کنند. خون هزاران انسان ‌بی‌گناه را می‌ریزند. جنگ‌های جهانی تمام شد و فلسطین همچنان مستعمره‌ی کوچ‌نشینان غاصب خون‌ریز است. @AFKAREHOWZAVI
. «موشک های پدری» ✍طیبه فرید ششم آبانِ سرد سال سی و هشت خورشیدی،مردم محله ی تاریخی سرچشمه ی تهران نمی دانستند نوزاد پسری که در خانه پر جمعیت استاد محمودِ خیاط متولد شده یکی از ذخیره های تقدیر است که بزودی کابوسِ شب های نمرود زمانه خواهد شد.کودکی های حسن در گذرِ بلندْ بالای «آمیرز محمود وزیر» گذشت. گذرِ مسجد و سقاخانه های قدیمی.گذرِ خانه های اعیانی و اشرافی، که با گسترش تهران در عصر رضا خانی، به محلّه ای فقیر تبدیل شده بود.حسن کوچک، آن روزها دست مادرش را می گرفت و با محمد و علی برادرهایش به جلسات آسید علی لواسانی می رفت.بچه های محله ی سرچشمه حال و هوای دلشان با مسجد خوش بود.هر کسی هم که نمی رفت آسید علی آقای لواسانی که کارش زمزمه ی محبّتی بود برایش نامه فدایت شوم می فرستاد.با پیگیری های امامِ جماعت، گریزپاترین بچه ها هم پایشان به مسجد باز شد.آسید علی آقا نقش محوری مسجد در آدم شدن آدم ها را فهمیده بود. این بود که مسجدِ پر رونقِ سرچشمه فقط جایی برای نمازخواندن نبود.اولش همه چیز ساده و معمولی به نظر می آمد.نوجوان ها به مسجد می رفتند،به آسید علی آقا اقتدا می کردند وبعد نماز احکام می شنیدند وگاهی سرود می خواندند. اما وقتی شب بیست و دوم بهمن سال پنجاه و هفت، حسن در میدان« فوزیه»ی تهران یک خودروی نظامی را با نارنک دستی که با سه راهی لوله ی آب ساخته بود مصادره کرد و سرهنگ ارتش را به اسارت در آورد همه فهمیدند تربیت مسجد محور می تواند از نوجوان ها وجوان های معمولی آدم های شجاعی مثل حسن بسازد و این آخر ماجرا نبود.کمی پیش از پیروزی انقلاب حسن که تازه دیپلم هنرستانش را گرفته بود در مقطع فوق دیپلمِ رشته برش قطعات صنعتی درمدرسه عالی تکنیکیوم قبول شد و بلافاصله بعد از پایان دوره کاردانی به دانشگاه خواجه نصیر رفت وتحصیلاتش را با مهندسی صنایع به پایان رساند.حالا زمانش رسیده بود که حسنِ بیست و یک ساله تکلیف خودش را در حوادث بعد از انقلاب مشخص کند.تیر ماه سال پنجاه و نه، حسن به کسوت یک پاسدار تمام عیار در آمده بود.او که خوب می دانست فقط انسان های ضعیفند که به اندازه امکاناتشان کار می کنند در همان سال، با استفاده از تجهیزاتی که در میدان جنگ از بعثی ها به غنیمت گرفته بود توپخانه سپاه را راه اندازی کرد.با آغاز حملات موشکی عراق او که شاهد ضعف در دفاع موشکی بود تلاش کرد با استفاده از ابتکار وظرفیت های علمیِ داخلی، موشک های بومی تولید کند.اولین تیری که از کمان حسن پرتاب شد نازعات بود.موشکی کاملا بومی و متکی بر خلاقیت و ابتکارات ذهن ایرانی.بعد از موشک نازعات نوبت به شهاب رسید.حسن صنعت موشکی ایران را کلید زده بود. واین همان رویای صادقی بود که کابوس نمرود زمانه شد. او عاشق مبارزه با اسراییلی ها بود و می دانست جنگ ایران و عراق آغاز یک مبارزه بزرگ است که قرار است بیشتر از هشت سال طول بکشد. مبارزه ای که منتهی به دروازه های قدس بود و راه آن از کربلا می گذشت. افق نگاه حسن افقی بزرگتر از مسایل ملی بود.او در بحبوحه ی جنگ، علاوه بر تولید وتقویت صنعت موشکی کشور، یگان موشکی حزب الله لبنان را پایه گذاری کرد.آبان سال سی و هشت و تمام سال های بعد از ان مردم سرچشمه نمی دانستند نوزادی که در خانه استاد محمود خیاط به دنیا آمده پدر موشکی ایران و جبهه مقاومت است.و شاید خیلی تعجب کردند وقتی شنیدند که دبیر کل جنبش حزب الله لبنان در باره اش گفته: «هر زنی که در لبنان از شمال به جنوب یا بالعکس سفر می‌کند، این امنیت را مدیون حسن طهرانی مقدم است». افکار حسن پای منبر آسید علی لواسانی شکل گرفته بود.در جهانبینی او با وجود خدا بن بستی وجود نداشت حتی وقتی که افسر روس از ترس مهندسی معکوس به او موشک نفروخته بود. حسن رفته بود مشهد و علاج کار را از امام رضا علیه السلام خواسته بود.سه روز در حرم بست نشست و بعد همانجا نقشه موشک را توی دفتر نقاشی دخترش کشید و آورد تهران و موشکی بهتر از موشک روسی ها ساخت. پاییز نود بود. انگار تقدیر حسن طهرانی مقدم را توی آبان نوشته بودند. با انفجار زاغه مهماتِ پادگان امیرالمومنین ملارد،نام حسن فاش شد.تا پیش از آن مردم خیلی او را نمی شناختند اما با شهادتش نام او بر سر زبان ها افتاد. امروز موشک های حسن در دست رزمندگان مقاومت تعبیر رویای شبانه نمرود است، وقتی که خودش نیست اما موشک‌هایش در کنار تاسیسات هسته ای دیمونا فرود می آید و مدعیان تمدن از نیل تا فرات حتی نمی توانند آن را رهگیری کنند. @AFKAREHOWZAVI
. 📣چهارمین همایش ملی کتاب سال بانوان از سوی معاونت پژوهش جامعه‌الزهرا سلام‌الله‌علیها برگزار می‌شود. 📚شرایط آثار: 🔸آثار منتشر شده بانوان اعم از تألیف، ترجمه و تصحیح در عرصه علوم انسانی_ اسلامی 🔸 مقالات علمی پژوهشی منتشر شده بانوان در عرصه علوم انسانی_اسلامی 🔸رساله های (دفاع شده) سطح 4 و دکتری بانوان در عرصه انسانی- اسلامی. 🗞موضوعات آثار: تفسیر و علوم قرآن، علوم حدیث، منطق، فلسفه و کلام و ... 🔆محور ویژه: آثار منتشر شده (بانوان و آقایان) با موضوع زن و خانواده 📙آثاری که در سال‌های ۱۴۰۰، ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ تألیف و منتشر شده‌اند، پذیرفته می‌شوند. 📆مهلت ارسال آثار به دبیرخانه همایش: پایان خرداد۱۴۰۳ 📪روش ارسال آثار: 1. تکمیل فرم ثبت نام از طریق سایت یا مراجعه حضوری. 2. ارسال یک نسخه از اثر به دبیرخانه.( ارائه نسخه زبان اصلی اثر یا فایل PDF، برای کتاب های ترجمه شده الزامی است.) 💎مراکز همکار: مرکز مدیریت حوزه های علمیه مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران جامعه المصطفی العالمیه پژوهشگاه حوزه و دانشگاه پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی دانشگاه قم دانشگاه فرهنگیان پژوهشکده زن و خانواده جهاد دانشگاهی دانشگاه علامه طباطبایی (ره) دانشگاه تفرش دانشگاه اصفهان دانشگاه کردستان دانشکده هدی ☎️راه‌های ارتباط با دبیرخانه: تلفن۳۲۱۱۲۱۸۶_۰۲۵ یا ۳۲۱۱۲۱۸۹_۰۲۵ آیدی ایتا @Ketabsal003 سایت www.ketabebanovan.ir 🌐کانال معاونت پژوهش 🆔https://eitaa.com/jz2602
. «ساده نباشیم» ✍زهرا نجاتی وقتی راجع به آسیب شناسی خانواده‌ها و زوجین صحبت می‌کنیم، ذهن اغلب ما سمت آموزش مهارت‌های همسرداری می‌رود: چطور صحبت کنیم؟ چطور دلبری کنیم؟! اما کمتر به این موضوع می‌اندیشیم که آیا با این جدال‌هایی که بر سرحقوق زن و مرد و یا زن‌سالاری، در جامعه داشته‌ایم، آیا توانسته‌ایم به زن و مرد در جامعه و خانواده؛ جایگاه و اهمیت درست و به اندازه ببخشیم؟ به نظر می‌رسد درشرایط کنونی، پاسخ این سوال منفی است. این موضوع در کناربی‌بند و باری، نبود سواد رسانه و وجود آسیب‌های آن، باعث معضلات بزرگی در خانواده‌ها و ایجاد فروپاشی داخلی یا خارجی در آن‌ها شده. باید گفت اغلب جامعه ما، به شکل ساده انگارانه‌ای تحت تاثیربازی فمنیسم قرار گرفته‌ایم و به عناوین مختلف، درآن نقش ایفا می‌کنیم. یکی از ساده‌ترین مثال‌ها، اعتقاد به تساوی بین زن و مرد درخانواده است. موضوعی که اگرچه درخوانش‌های اشتباه از دین هم، قابل برداشت است؛ اما به شدت در نصوص صریح دینی با آن مخالفت شده. در قرآن‌کریم، با صراحت از قوامیت مرد بر زن، سخن گفته شده و درکنار توصیه‌های اخلاقی به مرد، در رعایت حق زن و مهربانی با او، وظیفه رسیدگی اقتصادی و حتی وظیفه ریاست خانواده، بردوش مرد گذاشته شده و مرد به عنوان پشتیبان زن و قوام بخش خانواده دانسته شده.(الرجال قوامون علی النسا بما فضل الله بعضهم علی بعض(نساء۳۴). وکان یامر اهله بالصلوه و الزکات(مریم55) همانطور که در سیره اهل بیت وظایف بیرون خانه و ریاست بر روابط خانواده بر دوش مرد و رسیدگی به فرزندان و امور مدیریت منزل بر دوش زن گذاشته شده:(ماجرای معروف تقسیم وظایف توسط پیامبر بین حضرت علی و خضرت فاطمه سلام الله علیهم) کوتاه سخن اینکه در جامعه امروزی به اسم تساوی، وظایف اقتصادی، خانه داری، کار در بیرون، بر دوش زن گذارده شده و از زن که آرامبخش خانواده بوده، موجودی مضطرب و دایما نگران، ساخته‌ایم در حالی که اگر وظایف مدیریت در بخش‌های سیستمی خانواده؛ مانند رسم خطوط قرمز درخانواده، تنظیم قوانین رفت و آمد،تربیتی، غیرت ورزی و..، روی دوش مرد باشد و زن در کنار و پشت به پشت مرد، بر اساس قوانین گذاشته شده، فرزندان را مدیریت کند، درکنار این همه، اقتدار بخشی به مرد صورت گرفته و مردان هم مورد آموزش‌های مهارتی قرار بگیرند و کم کم از فرزندسالاری و زن سالاری به سمت نه مردسالاری که مدیریت و اقتدار مرد حرکت کنیم؛ ناخودآگاه مردان ما مقتدرتر، غیرت‌ورزتر، موثرتر، دغدغه‌مندتر و زنان ما سبک‌بارتر و دورتر از مناصب، احساسات و وظایف مردانه خواهند بود. بدیهی است در چنین خانواده‌هایی، تربیت فرزند، بسیار موفق‌تر، صورت خواهد گرفت. حواسمان باشد تا زمانی‌که جایگاه زن و مرد، به جایگاه صحیح و اصولی‌ برنگردد، آمورش مهارتها، شکل صوری خواهد داشت و باید گفت:«خانه از پای بست ویران است، خواجه در فکر نقش ایوان است» @AFKAREHOWZAVI
. "یک بام و دو هوا" ✍مرضیه رمضان‌قاسم از آنجایی که خدا خیلی دوستم دارد هرگاه مرتکب خطایی شوم، سریع مرا با جنودش شیر فهم می‌کند تا سَهوَم مبدل به عمد نگردد. امروز ناخواسته و نادانسته در مسیری یکطرفه در حال رانندگی بودم که ناگهان پلیس راهنما با نفس پُر طمطراق‌اش چنان در سوت دمید که در جا خشکم زد. دیروز در گذر چهارباغ با دیدن خانم‌های رنگ‌ و وارنگ بیاد سفری که به سوریه و لبنان داشتم افتادم. ای کاش یکی پیدا شود یک سوت برای بی‌حجابی بکشد! امید که این سوت، قبل از صور اول باشد... @AFKAREHOWZAVI
. « رابطه تنگاتنگ حاکمیت و نهاد آموزش و پرورش» ✍سیده ناهید موسوی حکمرانی فرایند، قاعده گذاری، اجرای قواعد، بررسی، نظارت و کار بست بازخوردها با اعمال قدرت مشروع و به منظور دستیابی به هدف مشترکی برای همه کنش‌گران و ذی نفعان در چارچوب ارزش‌ها و هنجارها در محیط یک سازمان یا یک کشور است. اخیرا حکمرانی مناسب در حوزه آموزش و پرورش نیز وارد شده است. آموزش و پرورش به عنوان نهاد فرهنگی، اجتماعی نقش اساسی و سرنوشت ساز در تربیت نیروی انسانی و تولید سرمایه اجتماعی و فرهنگی در فرایند رشد و تعالی کشور ایفا می‌کند. به گونه‌ای که آینده کشور را می‌توان در آینه آموزش و پرورش امروز، به نظاره نشست. هدف غایی نظام های آموزشی، فراهم آوردن زمینه‌شناسایی، رشد و شکوفایی استعدادها و تعلیم و تربیت افراد به منظور حضور فعال و موثر در جامعه و انتقال فرهنگ، ارزش‌ها و اصول حاکم بر کشور به آنان است. به همین سبب حکمرانی مناسب در آموزش و پرورش از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. نسبت نهاد حاکمیت جامعه و پیشرفت نهاد آموزش و پرورش‌ توسعه در فرهنگ غرب به معنی تکامل نظام اجتماعی بشر از اشکال ساده‌تر به اشکالی پیچیده‌تر، بالاتر در حد بلوغ و کمال تعریف شده است. یا واژه توسعه را خارج شدن از پوشش و لفاف و ظهور هرآنچه بطور بالقوه در چیزی وجود دارد معنا می‌کنند. به عبارتی توسعه در اصل باید نشان که مجموعه نظام اجتماعی، هماهنگی با نیازهای متنوع و اساسی خواسته‌های افراد و گروههای اجتماعی داخل نظام از حالت نامطلوب زندگی گذشته خارج شده و به سوی وضع یا حالتی از زندگی که از نظر مادی و معنوی بهتر است سوق یابد. بر این اساس توسعه فرایندی است همه جانبه و معطوف به تمام ابعاد زندگی مردم و موجب تغییر در تمام ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و... گونه‌ای که نه تنها از لحاظ کمی بلکه از لحاظ کیفی هم باعث تغییرات در تمام ابعاد جامعه شیوه زندگی، رفاه اجتماعی و غیره می‌شود. اما در عمل این‌ تعریف رنگ و بوی دیگری گرفته و توسعه عاملی برای سلطه فرهنگ سکولار و بی خدایی با محوریت اصالت انسان شده است در مقابل پندارش پارادایم پیشرفت که در بردارنده سعادت دنیایی و اخروی با خدا محوری معرفی شده است که دارای فصول مشترکی با توسعه می‌باشد ولی از انحرافات و مضار آن بدور می‌باشد. در این میان نسبت حاکمیت جامعه و پیشرفت نهاد آموزش و پرورش نیز می‌تواند نوع و نحوه اثرگذاری این نهادها بر روی همدیگر را تبین نماید. که در ادامه به بررسی هر یک می‌پردازیم: الف) نقش جامعه در پیشرفت آموزش‌ و پرورش؛ منظور از جامعه‌ تمام عناصر سازمان یافته خارج از نهاد حاکمیت است که با هم در تعامل هستند. لذا پیشرفت ناظر بر کفایت، هوشمندی و قابلیت سراسری جامعه تعریف می‌شود. براین اساس همانطور که نظریه پرداز غربی معتقد است اگر توده مردم درگیر توسعه باشند، هدف با سرعتی بیشتر و البته نه لزوما فوری به بار خواهد نشست، پیشرفت هم همین وضعیت ‌را دارد. یعنی جامعه می‌تواند با مشارکت فعالانه در پیشرفت نهاد آموزش و پرورش اثرگذار باشد و آن را به پیش ببرد و برای تکامل آن گام بردارد. ب) نقش حاکمیت در پیشرفت نهاد آموزش و پرورش؛ اما علاوه بر نقش خود مختار طبقات و نیروهای اجتماعی در روند پیشرفت کشور در مقابل تجربه‌ای وجود دارد. که حاکی از اولویت و محوریت تقریبا قاطع حاکمیت در آغاز و هدایت فرایند پیشرفت و تحقق آن است. حاکمیت‌های مختلف توانسته‌اند با اتخاذ مجموعه‌ای از سیاست‌ها در مدت نسبتاً کوتاهی کشوری را به توسعه برسانند. در ادبیات این نهاد حاکمیت ها با عنوان نهاد حاکمیت های توسعه‌گرا خوانده می‌شود. نهاد حاکمیت توسعه‌گرا دارای چشم اندازی، از رهبری و ظرفیت بالا برای ایفای نقش مثبت در انتقال یک جامعه از حالت عقب ماندگی به حالتی از توسعه قلمداد می‌شود. بنابراین، اگر حاکمیت با برنامه به سمت توسعه یافتگی نهاد آموزش و پرورش حرکت نکند، در حقیقت مسیر بسیار دشوارتری پیش رو خواهد بود. چون هم منابع در اختیار حاکمیت است و هم مردم تحت تأثیرات مستقیمی از سوی آن هستند. این حالت در کشورهای با تمرکز قدرت سیاسی بالا، نظیر دولت‌های پادشاهی بیش از حالت‌های دیگر است، این درحالی است که تحقق پیشرفت به مراتب حساس‌تر و پیچیده‌تر از توسعه تلقی می‌شود و حاکمیت دینی مردم نقشی حیاتی در این موضوع برعهده دارد... 🍃ادامه دارد 🔗ادامه متن در صفحه نویسنده @AFKAREHOWZAVI