eitaa logo
مجله‌ افکار بانوان‌ حوزوی
1.8هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
301 ویدیو
22 فایل
*مجله #افکار_بانوان_حوزوی به دغدغه‌ی #انسان امروز می‌اندیشد. * این مجله وابسته به تولید محتوای "هیأت تحریریه بانو مجتهده امین" و "کانون فرهنگی مدادالفضلا" ست. @AFKAREHOWZAVI 🔻ارتباط با سردبیر: نجمه‌صالحی @salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
🌱روز سیزدهم جنگ|«دو قطبی ها» ✍به قلم طیبه فرید «ولی ما عجب آدم هایی هستیم!» این چند روز هر چه فکر می کنم به این نتیجه می رسم که ما صهیونیست هارا گول زدیم! صهیونیست هایی که خدای گولند تاحالا اینجوری از ملتی رکب نخوردند که از ما. استاد جهان احمدی می گفت«جامعه شناس هایمان باید در دکان هایشان را تخته کنند وقتی به تحلیل درستی از مردم ایران نرسیدند!وقتی همین چند وقت قبل فکر می کردند ملت ایران اگر جنگ را تجربه کنند همدیگر را شِت و پِت می کنند و وای بر آن روز!اما توی جنگ تحمیلی دوم که می شد با خلاقیت اسم جدیدی برایش پیدا کرد تمام پیش بینی ها و تحلیل های جامعه شناسی شان غلط از آب در آمد. پیداست که طفلکی ها توی اتمسفر منابع جامعه شناسی دهه چهل فرانسه گیر کرده اند....» راستش دلم برای جامعه شناس هایمان سوخت! عجب گیری کرده اند. تقصیر آن ها نیست وقتی ما مردم توی کاغذهای نظر سنجی و آمار حرف دلمان را می نویسیم و سر پیچ های تاریخی اما درست ترین تصمیم را می گیریم. هر چند جامعه شناس ایرانی باید این اخلاق «غیر قابل پیش بینی بودن» را باید یک‌جای آمارش لحاظ می کرد که این جوری رو دست نخورد! اعتراف می کنم ما خیلی وقتست جوری رفتار کردیم که خیلی ها فکر کردند در حال فروپاشی هستیم و با دو تا فشار، جمهوری اسلامیِ بی پناه، منقرض شده و طومارش در هم پیچیده می شود. اسرائیلی ها باور کرده بودند مردم ایران دوقطبی اند! دور از جان نه آن اختلال دو قطبی!این دو قطبی که تا حرف میزنی یک عده میگویند«ای وای قطبشان قطبمان را وَتک کرد.» ما با همین اخلاق های عجیبمان با همین دوقطبی بازی های خفنمان دهان اسرائیل را صاف کردیم. ما تا وقتی بین خودمانیم گاهی چشم دیدار هم را نداریم اما پای خدا و امام حسین و وطن که بیاید وسط تعارف ها را می گذاریم کنار. وسط جنگ خط کِشی های مان را پاره می کنیم و کُلمنمان را می زنیم زیر بغلمان و توی پمپ بنزین شربت تقسیم می کنیم.... هیچ دیپلماسی و هیچ‌ پدافندی زورش به ما ایرانی ها نمی رسد. ما قسمت ناپیدای جنگیم. @AFKAREHOWZAVI
 🏴﷽ تلخی تحمل" ضَیم" ✍صدیقه طهماسبی‌نژاد شب اول ماه محرم به اذن مادر قدم در مجلس عزای فرزندش گذاشتیم.تلاوت قرآن که تمام شد. سخنران بر منبر نشست. جمعیت بانوان کم‌کم زیاد می‌شد.دو دختر جوان وارد شدند به سمت جایی که من نشسته بودم آمدند.کنار من، دوستانشان را دیدند،همدیگر را گرم در آغوش کشیدند. گرد هم نشستند. مجلس هنوز خیلی آرام نشده بود برای شنیدن حرف‌های سخنران‌‌. چشمم را از آن دخترها برداشتم و گوش‌جان سپردم به سخنرانی. سخنران کلمه "ضَیم"را توضیح می‌داد ‌. "ضَیم" یعنی ظلمی که همراه ننگ است مثلا دزد بیاد به خانه طلا از دست زن کسی بیرون بکشد و ببرد. این ظلمی همراه ننگ است که جسارت به زن شده است. مقایسه کرد شرایط زمان امیرالمومنین _علیه السلام‌‌ _ و امام‌حسین _علیه السلام_ را. گاهی علی خیبرشکن مجبور است ظلمی همراه با ننگ را تحمل کند تا اسلام باقی بماند.گاهی شرایط تغییر می‌کند و امام زیر بار ذلت نمی‌رود و تحمل ضَیم نمی‌کند تا اسلام باقی بماند. هر دو امامند اما با دو جور مختصات در زمانه خود. در مجلس عزای حسین_علیه‌السلام_دختران نوجوان و جوان با چای و حلوا پذیرایی می‌کردند. دخترم چای را برداشت منتظر ماند تا کمی سرد شود.استکان را به لبهایش رساند. مزمزه کرد. قیافه‌اش درهم رفت. گفتم:"چشه؟" گفت:"شیرینه، انتظار داشتم تلخ باشه." صدای سخنران دوباره حواسم را به سمت خودش کشاند: "ما داریم با خیلی از کشورهای منطقه تحمل ضیم می‌کنیم چون نمی‌خواهیم جنگ از اسرائیل سرایت کنه به جهان اسلام. بفهمید آقا داره چه کار می‌کنه. اسرائیل می‌خواهد جنگ رو از خودش به آمریکا سرایت بده تا ما به اسم جنگیدن با آمریکا متعرض کشور مسلمان بشیم درحالی که نقشه ما برای محو اسرائیل، احیا امت اسلامی است...ما گرچه می‌دانیم بعضی از این کشورها پشت پرده امکانات به او [اسرائیل]می‌دهند و بعضی کارهایشان برای ما ننگه اما برای حفظ اسلام تحمل ضیم می‌کنیم." چای موکب حسینی تلخ نبود اما تلخی تحمل ضیم علوی به جانم ریخته شد، برای حفظ اسلام فرزند حیدر کرار همچون پدر تحمل ضیم می‌کند. حجت الاسلام آقای قنبریان در انتها ذکر مصیبت کرد به نام نامی مادر سادات. @AFKAREHOWZAVI
به شکرانه‌ی سلامتی رهبر عزیزم آمدم تُو را وصف کنم. خواستم از عقلانیت توحیدی، رفتار علی‌گون، مدیریت انقلابی، صبر عظیم، مهربانی بی‌پایانت و...، سخن بگویم؛ ماندم، از چه بگویم! عقل کوتاه من و وصف بلند تو. فقط به یک چیز رسیدم که تو ادامه‌دهنده‌ی نور واحدِ «کُلُهُم نور واحد» هستی. تو آن نوری هستی که نور خدا، امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف) پشتیبان و نگهدار توست. جهان، بخصوص جهان اسلام هر روز بیشتر از قبل، شیفته و حیران وجود مبارک شما که مستظهر به امام عصر است، می‌شوند. در زمانه‌‌ای که دشمن فکر می‌کرد به دلیل نقشه‌های شومش برای دوقطبی کردن جامعه در هر مسئله‌ای در جامعه‌ی ما دیگر هیچ انسجامی وجود ندارد، مردم نسبت به نظام و رهبری علقه‌ای ندارند و نزدیک فروپاشی‌ست، جنگی راه انداخت که تمام آرزوهایش بربادرفت. امروز مردم جهان به نحسی و خباثت رژیم صهیونیستی پی‌برده و نسبت به نور خالص و ایمانِ خامنه‌ای عزیز دل سپرده است و اکنون در این کارزار تمام نشدنی، آماده‌ی همراهی و همدلی‌ست. کاربر عرب نوشت: چون علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) را ندیدم، اما درباره‌اش آن‌قدر شنیدم، که برای عاشق شدن و دوست‌داشتنش کافی بود. و اکنون تو را دیدم، صدایت را شنیدم، با تو سخن گفتم. وقتی که دهر بر ما سخت گرفت، تو ای خامنه‌ای، ای پناه جانم، چهره‌ات برایم آرام‌بخش شد.. صورتت، صدایت، مهربانی‌ات، همه‌چیزت آرام‌بخش روح من است… ای کسی که از چهره‌ات نور ایمان می‌بارد، من از کودکی با نگاهت آشنا بودم و آن نور، هنوز هم باقی است. باور من این است: ایمان، همان نوری‌ست که در چشمان تو می‌درخشد. ✍خالقی @AFKAREHOWZAVI
◾️پویش شعر عاشورایی «وارث انسان» «همراه با اهداء جوایز به برگزیدگان» 🏴سید الشهدا وارث انسانیت است! 🔹دلم شکست به دستم قلم قرار گرفت میان هر ورقم شعر غم قرار گرفت 🔹اشعار زیبای خود را در مورد واقعه عاشورا و امام حسین (علیه السلام) و شهدای کربلا با محوریت «وارث انسان » برای ما ارسال نمایید . 🔹به سه شعر برگزیده جایزه نقدی به ارزش« پنج میلیون ریال» اهدا خواهد شد. مهلت ارسال آثار تا روز دهم محرم آیدی ارسال آثار 👇 @morning_rain_1403 در سرای شعر،جای شعرتون خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall
بت شکسته! قند را فرو کرد توی چای. یک لحظه صبر کرد و بعد با مهارت خاصی پرتاب کرد توی دهانش و قرچ قرچ جوید. استکانی که کمربند طلایی «یا ابالفضل» کمر باریکش را دلبرتر کرده بود دست گرفت و یک‌نفس هورت کشید. نگاهی به دور و برش کرد. یک نفس عمیق کشید و بی‌هوا سرش را چسباند به خانمی که کنارش نشسته بود. - سال 59 رو یادته؟ همون موقع که یواشکی اومده بودن طبس. زنی که دماغ عقابی پیرزن توی گوشش بود، روی مبل جابه‌جا شد و نگاه تند و تیزی تحویلش داد. پیرزن پشت چشمی نازک کرد و گفت: «اوف! به تریج قباتون برخورد خانوم کوچولو؟!» این پا و آن پا کرد. خم شد دوباره در گوشش حرفی بزند که زن رویش را برگرداند و نزدیک بود نوک دماغش توی چشمش برود که به موقع صورتش را عقب کشید. خواست بلند بشود که پیرزن مچ دستش را گرفت و سر جایش نشاند. - بیشین بیبینم. حالا مگه چی گفتم؟ جنگ ایران و اسرائیل رو که دیگه یادته؟! زن مثل کسی که دو تا سیلی چپ و راست خورده باشد سرخ شد. - حالا بهت برنخوره. میخواستم دو کلمه باهات اختلاط کنم. میگم این یارو پیرمرد چشم عدسی رو دیدی؟ همونی که میگن دنیا معطل یه حرفشه. قهقهه‌ای زد که نزدیک بود دو ردیف دندان عاریه‌ای‌اش بیرون بیفتد! معلوم نبود به حرف‌های خودش خندیده یا پیرمرد. نفسی تازه کرد و ادامه داد: «البته یه موقعی بت بود؛ اما ما ایرونیا بدجوری شکوندیمش. نه؟!» زن سی و چند ساله‌ای که دستش در دست پیرزن گرو مانده بود آهی کشید و به پشتی مبل تکیه داد. پیرزن ادامه داد: «به نظرم از این کوفتی‌ها میزنه که هر لحظه یه چیزی رو بلغور میکنه! احتمالا جنسش قاطی داره! وگرنه من که جوون بودم، میزدم و تا چند ساعت شنگول بودم!» زن که دیگر خیال بیرون کشیدن دستش را نداشت نگاهی به پیرزن کرد و لبخند زد. پیرزن دستش را رها کرد. خنده گَل و گشادی صورت چروکیده‌اش را پر کرد و گفت: «راست میگم به خدا!» ✍️پهلوانی قمی @AFKAREHOWZAVI
«شب اول محرم» ریه هایم را از هوای تازه پر میکنم! نگاهم را به ساعت مچی قهوه ای ام می اندازم! هنوز یک ساعتی تا غروب عصر پنجشنبه مانده است! نمیدانم چرا بی دلیل دلم گرفته و غمی بر سینه ام سنگینی می کند! جمع خانوادگی را ترک میکنم و به سمت اتاق میروم، باید به هر نحوی شده خودم را سرگرم کنم تا غم رهایم کند! در ذهن کارهای عقب مانده ام را مرور میکنم تا ببینم دلم به کدامش رضا می دهد تا تمامش کنم! لیست بلند بالایی در ذهنم می‌چینم، اما دلم هیچ کدام را نمی‌پسندد! با بی حوصلگی تمام گوشی را برمی دارم، پیامی برایم آمده بود که با دیدنش بغض فشرده شده در گلویم شکست و اشک هایم آرام و بی صدا ولی با سرعتی غیر قابل کنترل بر روی گونه ام می نشستند! حال دلیل غم نشسته در گلویم را می‌فهمیدم، این غمی نبود که به راحتی رهایم کند، باید کاری کنم، باید ... از جا برمی خیزم و از داخل کمد لباسهایم، لباس مشکی که برای محرم به همراه آورده بودم، بیرون می آورم! آن را به بغل میگیرم و به یاد عطشان کربلا بوسه ای بر روی آن می نشانم و با دلی که حال دلیل حزنش را فهمیده بودم، مهیای رفتن به روضه ی خانگی میشوم چرا که امشب، «شب اول محرم» است، باید امشب را سنگ تمام بگذارم برای پسر فاطمه سلام الله علیها، همیشه سخت ترین لحظات، لحظات ابتدایی است... با اذن از مادرش وارد مجلس روضه می شوم و با دلی داغدار به همراه مادر برای فرزند غریبش گریه میکنم و زیر لب با صدایی که حال از شدت گریه بالا نمی آید می‌خوانم: «هر که غمت را خرید، عشرت عالم فروخت بی خبران غمت، بی خبر از عالمند» ✍ راضیه کاظمی زاده @AFKAREHOWZAVI
🔰 پرواز با چادر 🔺روایتی از شهادت شهید زهرا نظری، یکی از مربیان دارالقرآن حرم مطهر امام رضا(ع) در حمله رژیم صهیونیستی به تهران 🔹از سال ۱۳۹۱ به جمع مربیان دارالقرآن حرم مطهر امام رضا(ع) پیوست. همان‌جا بود که مسیر زندگی‌اش را بیشتر از همیشه با نور قرآن گره زد و تدریس روخوانی و روان‌خوانی قرآن را آغاز کرد. 🔹۲۳ خردادماه، شب جمعه، شهید نظری همراه خانواده‌اش برای درمان پدر به تهران رفته بودند. در این سفر، همراه برادر، خواهر، پدر و مادرش در یکی از ساختمان‌های پایتخت اسکان داشتند. 🔹هنگام انفجار، پدر و مادر از ساختمان خارج می‌شوند. زهرا و مهدی نیز آماده خروج شده بودند، اما زهرا برای برداشتن چادرش به داخل بازمی‌گردد و مهدی منتظرش می‌ماند... 🔹چند ثانیه بعد، آوار بر سر هر دو فرومی‌ریزد و زهرا و مهدی، بی‌هیچ گناه و تقصیری در دم شهید می‌شوند. 🔹پیکر مطهر شهید زهرا نظری در جوار مضجع شریف امام رضا(ع) و در رواق امام خمینی(ره) تشییع شد. مراسمی باشکوه در میان دوستان قرآنی، همکاران جهادی و زائران داغدار. همه آمده بودند تا با یک بانو، یک مربی، یک حافظ قرآن، یک شهید وداع کنند. پیکری آرام، با لبخندی از جنس متانت، به حرم بازگشت، همان حرمی که سال‌ها در آن خدمت کرد و با قرآن انس گرفت. https://qudsonline.ir/xc9hW @AFKAREHOWZAVI
🔹قلب باروَر یکی از مایه های سرورمان در جنگی که رو شد التیام مردم مقاوم غزه بود. خوشحال بودیم که از « سطح » انفعال در برابر غزه به « قله »ی انتقام نزدیک میشدیم. هم‌ذات پنداریمان گل کرده بود و هر سیلی که بر صورت اسرائیل می‌نواختیم تصویری از کودکان غزه جلوی چشممان جان میگرفت.‌ این « یکی شدن » نوید وسعت و رشد می‌داد که ناگهان آتش، بس شد. اگر جنگ بخشی از حرکت به سمت حیاة طیبه بود برای اینکه آتش بس هم امتداد آن باشد باید آن حال را حفظ کنیم و ارتقا بدهیم. دشمن خوب میداند که « امت اسلامی » یک پیکرند و برای همین است که انتقام ما‌ را از هم می‌گیرد؛ اما ما در چه نسبتی با غزه قرار گرفته ایم؟! غزه قلبِ پیکر امت مقاومت است.شاید در نگاه اول باور این مسئله سخت باشد و شاید بخواهیم جای بیشتری برای انقلاب اسلامی ایران باز کنیم ولی اگر چشم را از تنگ نظری بشوییم و نیک بنگریم بدون آنکه ذره ای از شأنیت ایران به عنوان مادرِ مقاومت کم شود میفهمیم آنچه در غزه اتفاق می‌افتد را جز با مفهوم قلب نمی‌توان توصیف کرد. « در غزه هر ده دقیقه یک نوزاد متولد می‌شود و آمار متولدین از شهدا بیشتر است » این خَلقی است که جز بر پایه ی قلبِ مؤمن زن مقاوم فلسطینی بر نمی‌آید. گزاف نیست که بگویم زایش قبل از ارحام زنان فلسطینی در قلب آنها اتفاق می‌افتد‌. قلب باروَر زن فلسطینی سبب می‌شود در شرایط قحطی و جنگی که حتی امید به زنده بودنِ لحظه‌ای دیگر ندارند، زندگی را به آغوش بکشند و اقامه کنند. آنها معنای زندگی را، امید را، شجاعت را، مقاومت را و.. تغيير دادند و قطعا با آنها معنای « زندگی در جریان است » هم تغییر میکند‌. آیا ما هم حداقل به اندازه ی دشمن باور داریم که یک پیکریم؟ و برای گام بعدی، غزه برای ما قلبِ این پیکر است؟! و آیا ما این نسبت را با غزه حفظ می کنیم و ارتقا می‌دهیم؟ امروز اگر جز در گوشه و کنارِخبری، نمی شنویم که مثلا «شدت سوء تغذیه در غزه با جان ۱۷ هزار کودک در غزه بازی میکند.» یا « در ۲۴ ساعته گذشته ۷۲ نفر در غزه کشته شدند.» باختیم ، بد هم باختیم.. نمیدانم فلسفه ی آتش بس را چقدر میتوانم به مقاومت، همان « میزان تاب آوری مردم » گره بزنم؛ اما امیدوارم به برکت محرم اباعبدالله (ع) این فرصت ِتجدید قوا را مغتنم بشماریم برای باز کردن جای « قلب » در تفکرمان تا در امان بمانیم از هر آنچه برای حرکت به سمت حیاة طیبه به آن محتاجیم ولی معنای تک جنسیتی آن در ارتکاز پس ذهنمان جا خوش کرده است. «زندگی» فرصت مناسبی است برای ابراز این یکی شدن و فردا یکی از روزهای زندگی،که فرصت مناسبی دست داده تا در مراسم تشییع شهدا ابراز کنیم که ما از « نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران » گذر کرده‌ایم از « اگر آنجا نجنگیم باید اینجا بجنبگم » هم گذر کرده ایم و به مرحله ای رسیدیم که آنجا هم « ما » داریم می‌جنگیم و هر زخم بر این پیکر « قلبمان » را به درد می‌آورد. حتی اگر موشک بر سرمان نریزد. ✍🏻کثیری @AFKAREHOWZAVI
✍طاهره قادری حسین بن علی برای رسیدن به قرب و محبت الهی رنج های جانکاه کشید، برای مستغرق شدن در دریای حب الهی دشواری ها به جان خرید و خویشتن را قربانی محبوبش کرد . او به مانند مادرش زهرا سلام الله علیها راه ولایت تا شهادت را طی نمود تا به وادی قرب محبوب برسد . او کُشته راه آزادی و آزادگی است. کسانی که آزادگی میدانند با شنیدن مصائب کربلایش بی اختیار می گریند . ماجرای عاشورا ، ماجرای آن انسان کامل، داستان شور و شعور؛ معرفتی که دانستن آن انگیزه ای است دائمی برای رفتن و شدن . @beheshteh_8487 🖊تیر۱۴۰۴ محرم۱۴۴۷ @AFKAREHOWZAVI
تا پای جان برای عزت و اقتدار نظام فردا در روز تشییع پیکر سرداران رشید انقلاب اسلامی که به دست شقی‌ترین مردمان زمین به شهادت رسیدند، باردیگر ملت ایران با آرمانهای انقلاب عزیز اسلامی و امام خمینی (رحمه الله علیه) و نائب برحق امام عصر، امام خامنه‌ای تجدید عهد می‌کنند که تا آخرین قطره خون حافظ این انقلاب و این خاک باشند. فردا در روز دوم ماه محرم درحالی که روح عاشورایی سراسر وجودمان را لبریز از استقامت و ایمان به وعده‌‌های الهی کرده است، با غسل شهادت در میدان حاضر می‌شویم تا فریاد "هیهات من الذله"مان گوش فلک را پر کند و یزیدیان زمان بفهمند که ملت ایران گوش به فرمان امام خود، متحدتر و منسجم‌تر از همیشه تاریخ، گرد گوهر وجود ولی امر مسلمین جهان تا ظهور منجی می‌ایستد و هزاران هزار سردار رشید برای تداوم عزت و اقتدار این انقلاب تربیت خواهدکرد. آری ملت ما ایمان دارد که راه ظهور از مسیر کربلا می‌گذرد... 🖋آمنه عسکری منفرد @AFKAREHOWZAVI
«ایثار یا نسخه‌ی شفا بخش» درباره ایثار و گذشت می‌اندیشیدم،که چقدر نیاز امروز و همیشه‌ی ماست. در جهانی که انتخاب عده‌ای خودگرایی اخلاقی به شکل اومانیستی‌اش بوده و منطق سلطه بر اصالت لذت شکل گرفته است؛ ایثار و گذشت، نسخه‌ی شفابخشی است که نشاط را در رگ‌های حیات بشری جاری می‌سازد. موضوعی که در آیین اسلام تاکید فراوان شده است و در زندگانی بزرگان دینی ما فراوان به چشم می‌آید. به‌عنوان مثال می‌توان به ماجرای گذشت حاج شیخ علی محمد نجفی بروجردی اشاره کرد. او یکی از علمای بزرگ شیعه و اولین شاگرد آیت الله قاضی بود. عارفی بی‌نشان که هنوز هم برای بسیاری نا آشنا و گمنام است. در بزرگی ایشان همین بس که؛ آیت الله بهجت در مورد حاج شیخ فرمودند: «در زمان فوت آقای علی محمد نجفی من صدای ضجه‌ی ملائکه را شنیدم». این عالم جلیل القدر و مردم‌دار، روزی از کوچه‌ای می‌گذشتند، صدای داد و فریاد دو خانم کوچه را برداشته بود. با هم مشاجره می‌کردند به خاطر کیسه‌ی آشغالی که در کنار دیوار بود؛ که این آشغال را چه کسی اینجا قرار داده؟ دعوا بالا گرفت. حاج شیخ جلو رفت و آنها را آرام کرد و گفت؛ این آشغال مال علی محمد است و آن را با خود برد! آن دو بانو شرمنده شدند و پشیمان، و حاج شیخ با کیسه‌ی آشغال دور می‌شد. جستجویم مرا به سوی گذشت نسبت به حیوانات سوق داد! با شواهد قابل توجهی مواجه شدم، از گذشت به خاطر حیوانات، در زندگی بزرگان دین و شخصیت‌های تأثیرگذار تاریخ. موضوعی که به شکل‌های مختلفی نمود پیدا کرده است. این امر نشانگر احترام عمیق آنها به خلقت خداوند و نوع‌دوستی فراگیرشان است. داستان ضامن آهو شدن امام رضا (ع) از این دست مسائل است. پس در حقیقت از خود گذشتگی در جامعه فقط صرف چشم پوشی از خطاها نیست؛ بلکه نوعی توجه آگاهانه است، برای حفظ روابط انسانی و زیست محیطی مبتنی بر درک متقابل، تعهد و همدلی جمعی. در یک جامعه‌ی سالم، گذشت، نه به عنوان ضعف و سادگی، بلکه به عنوان یک فضیلت اخلاقی و یک راهبرد مؤثر برای ایجاد فضایی سرشار از اعتماد و آرامش تلقی می شود. هم‌چنین، گذشت یک سرمایه گذاری عاطفیست که در بلند مدت، منجر به افزایش رضایت جمعی می‌شود. زمانی که افراد یک جامعه از خطاهای یکدیگر چشم پوشی می‌کنند، در واقع، در حال ایجاد یک فضای مثبت حمایتی هستند که در آن سرزمین، حس ارزشمندی مانند رودی زلال در میان تک تک کوچه پس کوچه‌ها در جریان است. به جستجوی راهکارهایی برای تقویت گذشت، بودم که این سه را برگزیدم؛ 1. افزایش آگاهی از فواید گذشت: آگاهی از فواید گذشت، مانند کاهش استرس، بهبود سلامت روان، افزایش رضایت از زندگی و تقویت روابط، می‌تواند انگیزه افراد برای گذشت و بخشش را افزایش دهد. 2. تمرین همدلی: تلاش برای درک دیدگاه‌های دیگران، قرار دادن خود به جای آنها و تصور احساسات آنها، می‌تواند به افزایش همدلی و کاهش خشم و نفرت کمک کند. 3. تغییر الگوهای فکری منفی: شناسایی و به چالش کشیدن باورهای غیرمنطقی و جایگزینی آنها با افکار مثبت و سازنده، می‌تواند به بهبود توانایی در گذشت و بخشش کمک کند. بنابراین گذشت یک مهارت ضروری برای حفظ و ارتقای جامعه انسانی است و با درک مبانی نظری و الهی گذشت و تکیه بر سیره‌ی بزرگان دین می‌توان فضایی سرشار از آرامش، اعتماد و صمیمیت در جامعه ایجاد کرد که نه تنها به نفع افراد آسیب دیده، بلکه به نفع کل جامعه انسانی و حتی طبیعت می‌باشد. زیرا حیات بسیاری از جانداران نیز در پرتو گذشت از استفاده غیر ضرور از امکانات محیط زیستی است. که این رویکرد یک مرحله بالاتر از استفاده بی‌رویه از منابع زیست محیطی می‌باشد. آری ایثار نسخه‌ی شفا بخش جهان است! ✍طاهره‌ موحدی‌پور @AFKAREHOWZAVI
💠 نرم افزار تحت وب "روایت صادق" منتشر شد معاونت فرهنگی و تبلیغی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، نرم‌افزار "روایت صادق" را ویژه رزمندگان جبهه فرهنگی منتشر کرد. 🔻بخش‌های نرم‌افزار "روایت صادق": 1⃣ ستاد فرماندهی (بیانات رهبر انقلاب): مجموعه‌ای از بیانات و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در حوزه فرهنگ و تبلیغ. 2⃣ زاغه فرهنگی (محتوا): انبار محتوای فرهنگی، آموزشی و تبلیغی. 3⃣ پدافند (پاسخ به شبهات): بخش اختصاصی برای پاسخگویی به شبهات و سوالات فرهنگی و مذهبی. 4⃣ اتاق عملیات (ایده‌ها): محلی برای تبادل ایده‌ها و برنامه‌ریزی فعالیت‌های فرهنگی. 5⃣ عقیدتی سیاسی (نکات معنوی و بصیرتی): محتوایی برای تقویت بصیرت و معنویت رزمندگان فرهنگی. 6⃣ حفاظت اطلاعات (ایمنی و امنیتی): راهنمایی‌ها و نکات امنیتی برای حفظ ایمنی فعالیت‌های فرهنگی. 7⃣ مخابرات (دریافت محتوا): سیستم دریافت و انتشار محتوا در شبکه‌های مختلف. 8⃣ نارنجک (طنز جنگ): بخش طنز و سرگرمی با محتوای مرتبط با فعالیت‌های فرهنگی و جهادی. 📲 دسترسی به نرم‌افزار: علاقه‌مندان می‌توانند از طریق لینک زیر به نرم‌افزار "روایت صادق" دسترسی داشته باشند: https://www.balagh.ir/pwa 📍معاونت فرهنگی و تبلیغی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، از کلیه فعالان فرهنگی و تبلیغی دعوت می کند تا از این نرم‌افزار استفاده کرده و در ارتقاء و بهبود آن مشارکت نمایند. 🌱 رسانه باشیم ➖➖➖➖➖➖➖➖ ☫ 🆔 @balagh_ir