▪️◾◼️میانبرهای انقلاب◼️◾▪️
شهادت های خانوادگی این روزها، بشدت برایم پرجاذبه است. بزرگترین تیکه ی پازل ذهنی ام را سر جایش مینشانند: تیکه ی «سلول جامعه بودن خانواده».
ترکیبشان جورسومی است. همگی، زن و مرد و فرزند در پی تشخیصاند، تشخیص جهاد...
آنها تنظیمات مرکزی همدیگرند. بااینکه نعمتهای خدا اینجا عاقبتبهخیر میشوند؛ اما این خانوادهها برای نانِداغی و دو سه شب رفاه جانی سد راه هم نمیشوند.
همه به فکر معراجند و میانبر این معراج از دامن زنِخانواده میگذرد. زنانی که مزد مجاهدت را با مبارزه به دست می آورند نه از قِبَل همسر مجاهد! چرا که شهادت آن معرفتِ دُرّ گرانیست که به هرکس ندهندش..
همانطور که شهیده «اشرف باقری» بدست آورده است. نمیدانم این زن چه در پیمانهی وجودش داشته که
سرریزش اینچنین هوای خانه را شهادتگونه کرده، کاش بود و « زبان » میگشود به ظرافتها و عاطفههایی که خرجِ اینخانه کردهاست.
دختر شهیدِاو از ۲۴کیلومتری زندگیاش یعنی دقیقا از همینجایی که من به نظارهی وقار و متانتش نشستهام لبریز از «قوهیتشخیص» است.
تعجب میکنم از همکاران شهیده «فرشته افشردی»! برای بزرگداشت مقام او متوسل به تعجب و بهت از رفتار اویند. بارها در خبرهایشان خواندم:«او مثل آقازاده های دیگر نبود.» تعجب ندارد او واقعا آقازاده بود به خاطرات عموی شهیدش نگاهی بیاندازید، چقدر خواسته پا جای پای او بگذارد!
اینها محصول یک خانواده اند، محصول یک تربیت، راه میانبرشان را قدمقدم که ورانداز کنی، باز به یکزن میرسی، هرکدامشان نشانی از او دارند؛ از مادرِبزرگشان:
مادرِ شهید حسنباقری(غلامحسین افشردی) استراتژیست نابغهی زمان دفاع مقدس ۸ ساله، همان که ضعف جسمانیاش هیچوقت بر روحقوی و عزمراسخش غلبه نکرد.
مادرِشهید سرلشگرمحمدباقری، همان که مستشهدین بین یدیه شده و به دست شقیترین مردمان تاریخ به سعادت ابدی رسیده است.
مادربزرگِ شهیدفرشتهافشردی، شهیدی که شهیدانه زیست همان که صبورانه ساعتها پشت در برای انجام مصاحبه ای معطل میماند اما لبتر نمیکند که دختر سردارباقری است.
اما نه!
این خانواده پارتی بازی در مرامشان نیست. هرکس دست به زانوی خود، یاعلی میگوید.
این مادربزرگ مادر فلانسردار و سرلشگر و شهید نیست، او « کبری افشردی » است.
زنی که در کشمکش جهاداکبر، عاطفهی مقاومش را ذره ذره خرج نوزادی با «انگشتانی به باریکی چوب کبریت» کرد تا قد علم کند و در قامت فرماندهیِ جهاداصغر تقدیم ولایت کند.
همان که شرمنده است، السابقون السابقون نشده در تقدیم شهید به ولیِ زمانش..
حالا که پیر و ناتوان شده زیادهخواهی نیست اگر امید داشته در سایهی درختی که عمری زحمتش را کشیده نفسی تازه کند و از ثمرش بچیند؛ اما به یکباره تنها میشود؛ولی بغض نمیکند، نمیشکند، نمیلرزد!
چه میگویم من! بغض؟! او سراسر امید و صلابت و آرامش است. انقدر آرام که خداخدا میکنم این جنگ امان بدهد روزی توفیق پیدا کنم بروم از دلتنگی سرداران رشیدش به آغوشش پناه ببرم.
من فقط یکجا ردی از اشکِ اینزن دیدم. آنجایی که آقای مهدی زمین پرداز¹ از تحول یک نوجوان تحت تاثیر از مستند« آخرین روزهای زمستان» میگوید: « او همه ی عکسهای چهره های مطرح اروپایی و غربی را از اتاقش جمع کرد و روی آینه اتاقش نوشت: سلطان، امام حسینه؛ عشقم غلامحسینه».
و مادرِشهید اینجا بیمهابا اجازه میدهد اشکهایش به روی صورتش بغلتند. تا گواهی باشند بر اینکه اینزن دغدغهی انسان دارد و نقشهی میانبر ها در سر میپروراند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱-مهدی زمین پرداز، بازیگر نقش شهید حسن باقری در مستند « آخرین روزهای زمستان » است.
✍🏻هانیهکثیری
@jure_sevom
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
«آخرین روزهای زمستان»
روزنوشت
✍ طیبه روستا
🇮🇷روزبیستم،چهارشنبه۱۱تیرماه۱۴٠۴
فرصت نداشتم بایستم و قانعشان کنم. تازه اگر قانع میشدند.
بالن بزرگ و توخالی رژیم، برای بعضی از مردم، هنوز آهنین و شکستناپذیر است.
کسی به آنها نگفته این بالن فقط یک مشت پلاستیک و گاز است که با یک اشاره، درهم میپیچد و تمام میشود.
البته با بعضی آدمها اصلا نمیشود حرف زد.
هر جوابی بدهی از یک در دیگر حرف بیحسابی می اندازند وسط بحث.
وگرنه که در جواب «خیلیم قدرت دارن، از آمریکا و اروپا تسلیحات خریدن، پشتشون محکمه!» میگفتم پس تو چرا هنوز زندهای؟
میگفتم چرا غزه هنوز زنده است؟
شک ندارم اصلا نمیدانست فلسطین چند کیلومتر وسعت دارد و رژیم نحس چند نفر جمعیت. میگفتم هم باورش نمیشد. حتی خبر نداشت که غزه اندازهی زادگاه من است که کلش را میشود یک صبح تا غروبی با ماشین دور زد. از مغازه بیرون زدم. بدترین حسی که این چند روزه داشتم کنار این چند نفر گرفته بودم. ما پیروز میدانیم اما جبههی زنهای ناآگاه و بیمطالعه را از دست دادهایم. این ناآگاهی هیچ ربطی به تحصیلات و شغل خودشان و همسرشان نداشت. همان یکی که ما را ضعیفتر از همهی دنیا میدانست، همسر یک نظامی بود. آنها که خودشان در خط مقدم بودند. دیگر چه انتظاری باید از دیگران داشته باشم؟
بعضیها به جای تار سست عنکبوت، فقط قیافهی چندش و ترسناکش را دیده و گرخیدهاند.
بیشتر که فکر میکنم میبینم خود ما هم با اینکه خیلی چیزها را میدانستیم اما تا قبل از طوفانالاقصی این مسائل برایمان زیاد جدی نبود. بعضیها مثل خود من که یک جورهایی سِر شده بودیم. بچگیام با انقلابِ سنگ فلسطین گره خورده بود. نوجوانیام لای روزنامهها و کتابهای پدرم و مستندهای تلویزیون دنبال ردی از پیروزی فلسطین و شکست و فروپاشی از درون رژیم صهیونی، گذشته بود. از جوانی به این طرف فقط آه و آه و آه. درد سِرشدگی از همان وقتی که سرم گرم زندگی شد، روحم را قبضه کرد.
حتی انتفاضه و پیروزیهای حزبالله هم چارهی درد ما بیحس شدگان نبود. بدبختی یکی دوتا هم نبودیم؛ یک ملت بزرگ با دغدغههای کوچک. ما طوفانی نیاز داشتیم برای تکان خوردن. معجزهای به بزرگی طوفان الاقصی که چشمهایمان را بشوید.
این نوشتهها خلاصهی حرفهای من و دوستم در مراسم عزای حضرت قاسم بود. بحثمان از ضعف رسانه در آگاهسازی عامهی مردم شروع شد و رسید به فضا و خوراک فکری خانواده.
آخر صحبتمان تا حدی به زنها حق دادم. در فضایی که آنها رشد کرده بودند، جملات و دغدغهها هیچوقت از ظاهر و آسایش خودشان فراتر نرفته بود. سبکی که برای زندگیمان ساخته بودند مردم را به این سطح تنزل داده بود، چرا که الناس علی دین ملوکهم. مگر ما چند تا مسوول در دولتهایمان داشتیم که دغدغهشان دشمنشناسی و مقاومت باشد؟
همین شد که ته شعار نه غزه نه لبنان رسید به موشکهایشان وسط دل تهران.
وقتی از برکات جنگ اخیر صحبت میکنیم و البته عدهای سرزنشمان میکنند، منظورمان دقیقا همین است. این جنگ چشم خیلیها را شست. لااقلش وجود و فعالیت شبانهروزی دشمن را جدی گرفتند.
این روزها روضهی کربلا در کنار گریه و سوختن جگر، معنا پیدا کرده و عمیق شده. دیگر کسی پایان جنگ را نمیپذیرد جز با نابودی جبهه کفر.
این روزها کار جهادگران جبههی تبیین و آتش به اختیارها چند برابر و سختتر است.
این روزها اسم حضرت زینب که میآید؛ به جای اشک، از چشمها حیرت و تفکر میبارد.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
بیچاره شود هر که محارب باشد
رو کم کنی اش بر همه واجب باشد
لاتی بکند ترامپ و ما بنشینیم؟
خونش هدر است پس مراقب باشد
#با_رهبرم_تا_پای_جان_
#طاهره_ابراهیم_نژاد_آکردی
#عهد_خون
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
"زبانِ دل"
گاهی موسیقی بیکلام باش، پر از معنا بدون هیچ حرف، قضاوت و تفسیری صیاد دلها و التیامبخش آنهایی شو که از شدت رنج و غم به خود میپیچند؛ کاری کن که نَفَس کشیدن در کنار تو اوقات و کام تلخشان را شیرین کند؛ حتی اگر هیچ حرفی بینتان رد و بدل نشود؛ درست شبیه دیوارهای حرم که صاف، صیقلی و پاکتر از دریا هستند.
اگر مهارت جاری کردن کلام روحبخش و امیدآفرین را نداریم؛ پس با کلمات بیمنظور روح یکدیگر را مجروح نسازیم و سکوت را نشکنیم.
🖊مرضیه رمضانقاسم
#مهارت_صیادی
#دیوار_امن
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
🔰انتشار گفتوگو
سرکار خانم اعظم ابوالحسن عراقی
در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه عنوان کرد: عاشورا مکتبی است که در عرصههای اعتقادی و فرهنگی درسها و آموزههای آن تقسیم میشود. در هر یک از این عرصهها، عاشورا الگویی بینظیر و سرشار از آموزههای جاودانی است که باید در جامعه و فرد فرد انسانها تجلی یابد.
ادامهی متن گفتوگو در لینک زیر
https://hawzahnews.com/xdQFQ
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
16.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 جنگ زمینیها
احتمالا این کلیپ را دیده باشید. همه میدانیم یهود استاد سحر و جادوست. در بحبوحه جنگ، بعضی گفتند دشمن از اجنه و شیاطین در معادلات جنگ استفاده میکند.
درست میگویند. مقام معظم رهبری هم در یکی از سخنرانیهایشان به دخالت موجودات ماورایی در نبرد حق و باطل اشاره داشتند. هر کس قرآن خوانده باشد نمیتواند منکر یاری خدا به مؤمنان و کمک شیاطین به کافران شود(انعام/۱۱۲)
تا اینجا همه چیز درست است. ولی کمکم مطالبی مطرح شد که گویی ما انسانها در این نبرد هیچ کارهایم! شیاطین از طرف جبهه باطل و ملائکه از طرف جبهه حق دارند میجنگند و «جنگ ماورایی» در جریان است!
درست است که کافران از سحر و احضار جن برای پیشبرد کارهایشان استفاده میکنند اما قرآن میفرماید: ان کید الشیطان کان ضعیفا(نساء/۷۶)
بله! شیطان خیلی کم زور است!
دوباره به قرآن رجوع کنیم. خداوند در ترسیم صحنه جنگ با کافران میفرماید:
کافران با مؤمنان میجنگند ولی میترسند و فرار میکنند. چون سنت(قانون) خدا بر ترس کافران و آرامش مؤمنان است. (فتح/۲۳و۲۴)
این از صحنه جنگ انسانی؛ حالا برویم سراغ کمکهای ماورایی..
تفاوت یاری خدا با شیطان از زمین تا آسمان است. وقتی اراده محکم مؤمنانه با نصرت الهی همراه میشود، هیچ قدرتی نمیتواند او را شکست دهد. برعکس امداد شیاطین به طرفدانش که با یک بسم الله پوچ میشود.
با این توضیحات، عقل سلیم حکم میکند پیروز قطعی جنگ مؤمنانند.
البته مسئله مؤمن راستین بودن کار سختی است که شامل هر مدعی نمیشود.
اما تکلیف مشخص است:
جنگ، جنگ انسانهاست...
✍فاطمه ابنعلی
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
با دیدن جوانکی سر تراشیده و آفتاب سوخته ،اولین حدسی که به ذهن می رسد این است: سرباز.
همان سربازهایی که هم خودشان هم ما بهشان می گوییم ؛آشخور.اصلا این کلمه از کجا آمده ؟ اولین کسی که گفته آنها در سربازخانه ها فقط آش می خورند کی بود؟
آش پشت پا برای خانواده ی سرباز ،یک سنت عاطفی و احساسی است و وقتی با ذکر و دعا و توسل همسایه ها و بستگان همراه شود، انگار خیال مادر راحت می شود و آن آش پشت پا تبدیل می شود به یک سپر بلا.
در این جنگ، سربازان ما سرشان را در راه میهن باختند و پدافند را بی تیرانداز نگذاشتند.
این نقل قول یکی از جانبازان پدافند است که : همه می دانستیم که هر کس پشت پدافند برود شهید خواهد شد اما بدون هیچ ترسی ، اجازه ندادیم یک ثانیه خالی باشد و بلافاصله پشت پدافند می نشستیم و شلیک می کردیم.
سرباز برای پایان چندین ماه سربازی اش روز شماری می کند. برای بعدش برنامه ها دارد.نامزد کند، خانه ای بسازد، کارش را شروع کندو...
در این جنگ، سربازان مان شهید شدند.
در مرزها و تعقیب و گریز وکمین های مزدوران مرزهای شرق و غرب، این جوانک های چشم انتظارِ روزهای پایانی خدمت، شهید میشدند و می شوند. پیشانی دفاعی کشورمان به دست این جوانان است. مظلومانه و بی صدا و بی خبر شهید میشدند و ما فکر می کردیم جنگ نیست...همه چیز آرام است...
دسته گلهای وطن ،پرپر شدند و داغ شان هیچ وقت سرد نخواهد شد.
برای آرامش دل مادران وپدران شان ،والعصر بخوانیم و نثار روح شان صلواتی هدیه کنیم.
🖌#مریم_قربانزاده
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
یکدست برای یک دست
فاطمه مهدوی
روز سهشنبه، دهم تیرماه هزار و چهارصد و چهار، امامزاده ابوعبدالله علیه السلام شهرری و مراسم تدفین پنجمین شهید از شهدای دفاع مقدس دوازده روزه.
شهید علی گلیزاده، آخرین شهیدی بود که در این مکان مقدس مدفون گردید و چه تدفین با شکوهی را مردم ری رقم زدند.
مردم شهید پرور و انقلابی، شهید والامقام را از منزل پدری واقع در محلهی صفاییه تا آستان مقدس تشییع نمودند و سینهزدند و اشک ریختند و با مشتهای گره کرده شعار مرگ و نفرین بر استکبار خونخوار سر دادند.
پیکر مطهر حوالی ساعت هجده وارد آستان شد و همه با اشک نوا سردادند که جوانان بنیهاشم بیایید، علی را بر در خیمه رسانید، آخر این این جوان هم ارباً اربا شدهبود و از تن شریفش فقط یک دست باقیمانده بود.
تابوت مطهر وارد حرم شد و بعد از آخرین زیارت دنیایی، در حیاط آستان آمادهی اقامهی نماز شد و آیتالله شیخ حسن منفرد، از علمای بزرگ علم اخلاق اهل تهران، به همراه جمعیتی انبوه بر ایشان نماز خواندند.
اینک پیکر شریف بر روی دستان سوگوار مردم قرار گرفت و به کنار قبر زیبایی که به شکل حسینیه آماده شده بود برده شد.
آنگاه تابوت مزین به پرچم میهن عزیزمان باز شد و پیکر روی دستان مردم بالا رفت، اما چه پیکری! چه جسم کم شدهای! از جوان رعنای مادر فقط یک دست در میان قدری پنبه کفن شده بود و همینجا بود که مردم یکدست ضجه میزدند و برای پدر و مادر صبر و برای دشمن نابودی طلب میکردند.
حجة الاسلام والمسلمین علیرضایی تولیت آستان مقدس آماده قرائت تلقین شد و اینجای کار بود که گویی تمام بغض دنیا در گلوها شکست و دیگر کسی قادر به خودداری نبود، دیگر کسی نمیتوانست ملاحظه حال پدر و مادر داغدار دلسوخته را کند، طبق آداب تلقین، کدامین صورت باید روی خاک قرار میگرفت؟ همهی روضهها مجسم شد.
آری این جوان و تعداد زیاد دیگری از جوانان و زنان و مردان و کودکان وطنم در این محرم حسینی شدند و خود را به احسن وجه، به خیمه سیدالشهدا رساندند و امتی را در فراق خود عزادار نمودند و هنوز لشکریان یزیدی زمان شرارت میورزند، اما اینبار مردم دیگر کوفیصفت نبوده و با عزمی پولادین آمادهی اطاعت از ولایت ایستادهاند تا سرنگونی لشکر کفر و آمادهسازی زمینهی فرج منتقم خون خدا.
ان شاءالله
ولاتهنوا و لاتحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مومنین.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
از اشک تا قیام
✍نجمه صالحی
ما از حسین علیهالسلام نمیگوییم، تنها برای گریستن؛
از او میگوییم تا برخیزیم،
تا بایستیم آنگاه که دنیا میلرزد از صدای حق،
تا نسوزیم در آتشی که ستم در خرمن انسان انداخته.
حسین علیهالسلام نیامد، تنها برای مرهم بودنِ دلهای داغدار؛
آمد تا تپشِ خونِ آزادی باشد،
در رگهای انسانِ بیقرارِ حقیقت.
آمد تا بگوید:
اگر تنها شدی،
اگر همهی نیزهها به سویت آمد،
اگر زمین و زمان پشتت را خالی کردند…
باز هم میشود ایستاد.
باز هم میتوان،
با تنِ پارهپاره،
نامی شد همسنگ عدالت.
کربلا، تنها خاکی در گذشته و تاریخ نیست؛
کربلا، آتشیست که هنوز،
در دل هر انسانِ بیدار،
زبان به فریاد دارد.
هر قطره از خون حسین علیهالسلام،
تیغیست کشیده بر گلوی ستم،
و هر آه از دل عاشقش،
زلزلهایست در کاخهای خاموشی.
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
خداوند مرغوبترین نفت جهان را زیر خاک غرب آسیا پنهان کرد. جایی که پل اتصال شرق و غرب عالم بود. دریا دریا، عمان و فارس و سرخ را بر این پل حساس ریخت با تنگههایی که دشمن گیر باشند.
این جغرافیا برای خلق حماسهای که میخواست تنها گهواره بود.
اینجا برای یک تاریخ ویژه خلق شده بود. رسولانش نوح و ابراهیم و موسی و داوود و سلیمان و یحیی و زکریا را در دامن همین منطقه گذاشت.
خاتم انبیاء حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم گل سرسبد خلقت را هم در همین حوالی مبعوث کرد. تا بر نور چشمی بودن اینجا افزوده شود.
گرچه چشم یزیدان و زیادهخواهان تاریخ همیشه به دنبال اینجا بوده اما اینجا سید الشهدا(ع) هم داشت.
خداوند خون اباعبدالله(ع) را بر دستان اشقیا تازه نگه داشت تا درس آزادگی و مقاومت در قلب این مردمان تا ابد زنده بماند. خونی که هر سال عاشورا از ایوان کربلا سرچشمه میگیرد و جهان را به جوش و خروش میآورد.
اینجا همچنان چشمگیرترین نقطه عالم برای حریصترین و خبیثترین های دنیا بوده و هست. این جغرافیا را با تاریخش میخواهند، آن هم تکه تکه، شرحه شرحه، بی نفس، بیرگ، بی عزت.
اما بیخبرند که بر پیشانی این جغرافیا و تاریخ، پرشکوهترین فردای دنیا نیز مقدر شده است. پس باید زنده بماند، باید نفس بکشد.
اینجا پرچمی بلند میشود که نه از ابریشم است نه حریر، پرچمی بهشتی که دنیا را از ظلم و پستی پاک خواهد کرد و به عدالت و تعالی خواهد رساند.
✍سبزهای
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
.
قسمت۱
نه لحن زیبا و کلمات شیرین تان را از خاطرم می رود نه طعم باسلوق ها و حلوای سیمینک تان نه چین و شکن های هنر انگشتان تان روی تار و پود پارچه .
سلام خاتون
جورید؟ بخیرید؟ حال تان را از روز اول جنگ ۱۲روزه درپیام هایتان می توانستم ببینم.نگران و ملتمس دعا ومشغول مناجات برای دفع شر و پیروزی ایران.
شما که مردتان برای دفاع از همین ایران ده سال پیش شهید شد، درست درنزدیک ترین تپه به خاک فلسطین اشغالی، درست با شلیک مستقیم موشک به تل قرین، اکنون دیگر باره نگران ایران هستید و حتما می گویید کاش حاجی بود و در این جنگ تفنگ دست می گرفت.
ام البنین! دختر فیروزه! که در تابستانی داغ و پرآشوب جایی در کوههای بامیان متولد شدی! این تابستان که جنگ ایران با اسراییل بود، حتما پرآشوب ترین تموز عمرت بود.
این تابستان، فهم عده ای به کمال رسید که اگر شوی شما و وطن دارهایش در سوریه نمی جنگیدند، بسیار زودتر از اینها خاک ایران به چنبره دشمن در آتش می سوخت.
درد اما این است که عدهای نافهم، دانسته و نادانسته، انتقام مزدوریِ شماری اتباع افغانستانی و تاجیکستانی و هندی و پاکستانی را بخواهند از شما بگیرند!
این دسیسه ی خصم است که توجه مان را از خودش بردارد و ما را به جان هم بیندازد. چرا هنوز فهم عده ای نشده؟ نمی دانم.
خاتون!
زنان و مردان افغانستان با ما خون شریکی دارند. این مزدوران را که همدست مزدور ایرانی شده اند از حساب مردمان مان جدا می کنیم.
تصاویر آزار مهاجران مظلوم، دل مان را به درد آورده. کاش دولت زودتر حساب تبعه مزدور را جدا کند و این قائله را خاتمه دهد.
✍مریم قربانزاده
#ادامهدارد
@AFKAREHOWZAVI
قسمت۲
درد وطن فروشی مزدوران هموطن بیشتر از درد جاسوسی تبعه های غیر هم وطن است.
خاتون!
درد وطن فروشی چنان در رگ و ریشه ها می پیچد که با هیچ نیشتری نمی توان درمانش کرد.
اما شما که وفاداری تان را به ایران با تقدیم مردان تان به اثبات رسانده اید همچنان بر تارک جبهه مقاومت می درخشید.
جوان های رشید فاطمیون که در خون تپیدند، اسناد درخشان غیر قابل تحریفند.
فاطمیون بخشی از تاریخ مقاومت ایرانِ بالنده است و روایت مقاومت این خاک بدون نام فاطمیون ،ناقص است.
برای ما ،درد هجران و صبوری و استقامت مادر شهید فاتح و حسینی و توسلی و خاوری همان قدر سوزناک است که درد هجران و صبوری و استقامت مادر شهید رفیعی و حیدری و قائمی .
برای ما از دست دادن سردار باقری و حاجی زاده و سلامی همانقدر خسران دارد که از دست دادن ابو حامد.
این را در این جنگ تحمیلی فهمیدیم و یادمان آمد از دو هزار جوانی که از افغانستان به جنگ با بعثی ها آمدند و شهید شدند.
خدا به برکت در هم آمیختن خون ایرانی و افغانستانی و لبنانی و یمنی و عراقی ، بساط ظلم را بر خواهد چید و پرچم اسلام بر فراز جهان به رقص در خواهد آمد.
خاتون!
مثل هر پنجشنبه و جمعه که برای دیدار ابوحامد میروید، سلام مرا برسانید و بفرمایید همچنان محتاج دعای خیر ایشان هستم. این روزها بیشتر از همیشه و هر روز.
برقرار باشید.
زنده باد ایران
زنده باد افغانستان.
پاینده باد یاد شهیدان مان.
🌱پایان
🖌#مریم_قربانزاده
#جهاد_تبیین
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI