eitaa logo
مجله‌ افکار بانوان‌ حوزوی
1.8هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
302 ویدیو
22 فایل
*مجله #افکار_بانوان_حوزوی به دغدغه‌ی #انسان امروز می‌اندیشد. * این مجله وابسته به تولید محتوای "هیأت تحریریه بانو مجتهده امین" و "کانون فرهنگی مدادالفضلا" ست. @AFKAREHOWZAVI 🔻ارتباط با سردبیر: نجمه‌صالحی @salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
. پادشاه دل‌ها ✍محبوبه میرزایی وقتی به نامش می رسیم، مرزِ هر دین و آیین و مذهبی کنار گذاشته می شود. اصلا قلمرو سلطنتش مرز ندارد. بر دلها پادشاهی می کند. می گویند ابوالفضل مال همه است. مسیحی و مسلمان نمی شناسد. کافی است نامش را به زبان بیاوری و جواب بگیری. سلامت را بی جواب نمی گذارد. می دانی چرا؟ همه اش از وفا و صداقت است. مگر می شود، عبد صالح باشی! همراهیِ امامت از هر امان نامه و زر و مقام و منصبی برایت مهم تر باشد. آن وقت جهانی نشوی! حالا فکرش را بکن، هر کس با ابوالفضل باشد جهانی خواهد شد. مکتب عباس مال دیروز و امروز نیست. همین که با امام زمانت همراه باشی، پیروِ این مکتبی. حالِ امروز ما، مصداق عینی" کل یوم عاشورا کل الارض کربلا" است. مواظب وفا و صداقت‌مان باشیم. @AFKAREHOWZAVI
بسم رب الحسین محرم امسال۴ پریشان میان روضه‌ها هروله می‌کنم. هرچه باشد، شاید روکردن برگ برنده‌ی حسین علیه السلام یعنی علی اصغر شش ماهه، سند هماهنگی و اهمیت میدان و دیپلماسی در کنار هم است. امامی که در اوج نبرد و پرپر شدن یارانش دائم نقش‌های متفاوت خود را به بهترین شکل ممکن به نمایش می‌گذارد. گاهی برادر است، گاهی پدر، گاهی خطیب است و با عمامه به خطابه می‌رود، گاهی رفیق و در همه‌ی احوالات مجاهد مبارز. آوردن علی اصغر به میدان، یعنی چند لحظه دست از جنگ بکشید و برای این بچه مقداری آب بیاورید، یا نه! خودتان بگیرید و ببرید و سیرابش کنید. اما دشمن غدار کینه‌جو، با همان شعار "بغضا لابیک"، با همان دشمنی، حتی به طفل شیرخواره رحم نمی‌کند. آه باز وسط روضه‌ها پرسه می‌زنم! ابالفضل که بازنگشته، علی اکبر که از دستان مبارک رسول الله صلی الله علیه و آله سیراب شده، اما امشبی را شه دین در حرمش مهمان است. مکن ای صبح طلوع! چرا؟ مگر فردا قرار است چه شود؟ عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است. مکن ای صبح طلوع! امشب حسین بن علی علیهماالسلام قرار معاشقه و دلبری با معبودش را دارد، یک شب بیشتر وقت گرفته که برافروخته‌تر، حسینی‌تر، به نماز بایستد، که می‌فرمود: انی احب الصلاه و نماز نور چشم من است. حالا وقت آن بود که غربال‌گری انجام شود، ای یاران من! بیعت را از روی دوشتان برداشتم، از تاریکی شب برای فرار و حفظ جان خود استفاده کنید. یاران جانی ماندند و برای این که خیال حضرت زینب سلام الله علیها راحت شود، گفتند اگر هزاربار بمیریم وزنده شویم، باز دست از حسین برنخواهیم داشت. حالا یک علی‌اصغر شهید روی دستش مانده، متحیر است چه کند! تاریخ تو شهادت بده که آقای عالمین برای چند لحظه نمی‌دانست کجا برود؟ خیمه و پیش رباب! یا پشت خیمه و قبری برای قرن‌ها. صدای پایی که آمد، دل حسین هری ریخت! یا صاحب صبر! رباب است، امانتی‌اش را می‌خواهد! و حسین یک قبر و محاسن رنگی‌اش را به وساطت گذاشت! و رباب شد آن جگر کبابی که تاریخ هنوز از داغی آن می‌سوزد. این دشمن اصل اسلام و حسین را نشانه گرفته! دیگر چیزی افاقه ندارد. حسین که در آغوش خداست، اما می‌خواهد بلکه خونش گردن این لشکر نیافتد! خطابه هم دیگر نمی‌تواند! دهان خشک حسین به سختی باز و بسته می‌شود برای تنفس، چه برسد برای صحبت کردن! نبرد سختی کرد! چندنفر به یک نفر! تا می‌خواست خون را از صورت پاک کند، شکم او را و تا سرش را خم می‌کرد، از پشت، با سنگ، نیزه، چوب، هرچه دم دستشان بود! تا بالاخره از روی ذوالجناح پایین افتاد! نگاهی کرد، دید ای وای! دشمن سمت خیمه‌ها! حرامی‌ها به هیچ چیز قرار نبود رحم کنند! حتی به بریدن سرها، به نعل تازه زدن به اسب‌ها! به زنده زنده لگدمال کردن ابدان بهترین‌ جوانان روی زمین! اما این را حتما باید می‌گفت: اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید. تا حتی وسط جنگ حقوق انسانی رعایت شود! غارت خیمه‌ها انسان‌وارانه!مثل حقوق بشر زمانه‌ی ما! آبی هم رویش. اما مگر می‌شود از گرگ ننوشت! از صدای قدم‌های شمر در گودال! از صیحه‌ی جانسوز زینب سلام الله علیها در مقابلش! از تیغ کند! از حنجره و از خواست حسین علیه السلام برای منصرف کردن شمر! و از ناله‌ی مادر مادر.. ای قلم! امشب گرچه شب عاشوراست، اما اشاره کافی است! اینقدر مکشوف نخوان، اینقدر باز ننویس! اینقدر دریده سخن مگو! فقط یک جمله! از حرم تا قتلگه زینب صدا می‌زد حسین دست و پا می‌زد حسین.. @AFKAREHOWZAVI
موشک نقطه‌زن "ای ایران" 🇮🇷 امروز عاشوراست و دل‌های عاشقان اباعبدالله و فرزندش سیدعلی، کربلاست. چشم‌ها بیدارند و دل‌ها آگاه، چون اینجا ایران است. زبان‌ دشمن همچنان به یاوه‌گویی می‌چرخد و از احساس خطری که از غافلگیریشان در شب عاشورای ایران کرده‌اند، خبر می‌دهد. گویا سرود درخواستی حضرت آقا در مراسم عزاداری شب گذشته مثل موشک‌های دقیقمان نقطه‌زنی کرده و درست قلب ناپاکشان را نشانه رفته و از واکنش‌هایشان معلوم است که وعده‌ی صادق ۴ را هم دریافت کرده‌اند که دارند ملت متحد و آگاه ایران را با گمان باطلی که دارند، به راه راست خیالی خود هدایت می‌کنند. می‌گویند فریادهای "ای ایران" تبدیل به ابزاری برای گرم کردن هیئت‌های ایرانی‌ها شده، اما چه بی‌شرمانه حماقت می‌کنند که نمی‌دانند ایران فقط یک خاک و سرزمین نیست، بلکه هیبتی شکست‌ناپذیر است که رسالتی از مکتب امام حسین بر دوش دارد، برای شکستن استخوان‌های ناپاک شمایی که فقط لب و دهان دارید و دیگر هیچ. اما ایران و ایرانی با همین فریادهایش دشمن‌شکنی می‌کند و پیوند عمیقش را با مکتب حسین علیه‌السلام به دنیا ثابت می‌کند؛ بنشین و تماشا کن که چگونه با تکیه بر "پناهگاهی" به‌نام سیدعلی خامنه‌ای وجود بیمارکننده‌ات را از دنیا ریشه‌کن خواهند کرد. ✍ ملکی @AFKAREHOWZAVI
«روضه ارباب» ساعت ۱۱ شب را نشان میدهد! امشب مصادف بود با شب عاشورای حسینی! با قلبی مملوء از غم و اندوه و با چشمانی که از شدت گریه پف کرده و قرمز شده اند به همراه دخترکانم از مسجد به سمت خانه می رویم! در تمام طول مسیر مانند شب‌های گذشته به دنبال پاسخی برای سوالم بودم! این شب ها چقدر جای رهبرمان در حسینیه امام خمینی رحمة الله خالی است، به راستی ایشان الان کجاست؟ البته که نباید بعد از آن جنگ ۱۲ روزه و تهدید های دشمن انتظار داشت که ایشان در مراسم عزای امام حسین علیه السلام حاضر شوند، ما نیز چنین چیزی را خواستار نیستیم، اما دلمان را چکار کنیم که بهانه ی او را می‌گیرد و خواهان دیدن وی هرچند از قاب تلویزیون است! همیشه انسان قدر داشته هایش را در وقت نداری میداند! خدا کند که شما همیشه برایمان بمانی! به خانه رسیدم و بازهم با آوردن دلیل و منطق توانستم خودم را توجیه کنم! مشغول کار در آشپزخانه بودم که شوهرم با صدایی سرشار از ذوق صدایم زد! به سویش رفتم و فیلمی از داخل گوشی اش نشانم داد! اشک از چشمانم سرازیر شد! فیلم لحظه ی ورود رهبری (دامت برکاته) به مراسم عزای سرور و سالار شهیدان را نشان میداد! با صدایی که از بغض و گریه گرفته و خش دار شده بود، گفتم: «می دانستم هر کجا که باشی برای روضه ی اربابت خودت را می رسانی» این روضه و محفل بدون صاحب عزا صفایی ندارد... تاریخ هیچگاه 1404/4/14 را فراموش نخواهد کرد.. ✍ راضیه کاظمی زاده @AFKAREHOWZAVI
زينب جامعه‌ی خودت باش... یادداشت‌ها و روایت‌های حضور رهبر عزیزتر از جانمان را حتما مطالعه کنید و حتما نشر دهید. هنوز هم پیروزی در جنگ رسانه‌ای، جنگ روایت‌ها و جنگ شناختی مهم‌تر از پیروزی در جنگ نظامی‌ست. امروز رژیم اسرائیل بیکار ننشسته. تمامی اعوان و انصارش را بکار گرفته تا روایت‌های خود را در جامعه بین‌المللی غالب کرده تا در صورت هر اقدام دیگری آنها را با خود همراه کند. لذا ما نباید از هیچ حرکت و سخن و دستاوردی در جمهوری اسلامی عبور کنیم. باید تا می‌توانیم روایت جمهوری اسلامی ایران را در رسانه‌ها منتشر کنیم. گاهی یک سخن برای ما که ملت شجاعت و مقاومتیم ساده به نظر می‌رسد و حتی تحلیلمان تنها در قالب احساسات مطرح می‌شود اما در دنیا آن سخن یا حرکت جریان‌ساز می‌شود. تا جایی که منجر به قیام می‌شود. یادمان نرود... ما از نسل زينب کبری سلام‌الله علیها هستیم... همانکه بعد از عاشورا با روایت‌هایش ده‌ها قیام علیه حاکمان ظلم ایجاد کرد و هر کدام ضربه‌ای شد بر پیکره‌ی حکومت جور... امروز زينب جامعه‌ی خودت باش... ✍زينب نجیب @AFKAREHOWZAVI
ولی زبان بدن حاج‌محمود ۱۰۰/۱۰۰! ✍پرستو علی عسگرنجاد قشنگ مصداق مصرع «از در درآمدی و من از خود به‌در شدم!» بود. اون‌جور که دفترچه‌شو انداخت، روی دوزانو نشست جلوی آقا و تموم جونش شد چشم و گوش برای دریافت و انجام امر ولی‌ش، خیلی استعاری و سمبلیک، انقطاع از همه‌چیز جز امام جامعه بود. و وقتی آقا گفتن «اگه خسته نمی‌شی، ای ایران بخون» عجب جواب درخوری دادن این نوکر بلندمرتبهٔ امام حسین علیه‌السلام! قشنگ برام تبلور دو بیت از استاد محمدعلی بهمنی بود: «با پای دل قدم زدن آن هم کنار تو باشد که خستگی بشود شرمسار تو در دفتر همیشهٔ دل ثبت می‌شود این لحظه‌ها، عزیزترین یادگار تو» بعد هم که اون نوای چندهزارنفریِ ای ایران ایران دور از دامان پاکت دست دگران، بدگهران... کلاً امشب همه‌جوره سلام بر ادبیات! و امشب آه از آرزوی هزارواندی‌سالهٔ ما شیعیان با دو چشم خون‌افشان ز دست آن سیه‌ابرو... آخ اگه شما بیای مهدی فاطمه ما که با دیدن نائب شما چنین شدیم اگر پلک‌به‌هم‌زدنی شما رو ببینیم، از شوق جان خواهیم داد... بشکن قرق را ماه من! بیرون بیا امشب... @AFKAREHOWZAVI
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ن والقلم ✍قلم به دست گرفتم که حرف حق بنویسم هر آنچه نتوان بر ورق بنویسم قسم به جان قلم خورده ام که نای قلم را به دست بگیرم و تا آخرین رمق بنویسم انقلاب جان! راهت را که دفاع از ولایت فقیه است تا بذل مُهجه ادامه خواهم داد، ان شاءالله . ضمن عرض تسلیت ایام شهادت حضرت سیدالشهدا علیه السلام؛ چهاردهم تیرماه را گرامی میداریم. 🖊 ط.قادری @AFKAREHOWZAVI
حضور پر حکایت فاطمه مهدوی شب عاشورا شب انتخاب است، با حسین( علیه‌السلام) ماندن و شهید شدن و مانا شدن، یا ترک حسین(علیه‌السلام) کردن و رفتن و در تاریخ محو یا بدنام شدن. ما هم شب عاشورای سال ۱۴۰۴ رهبری رشید و باصلابت و شجاع را انتخاب کردیم که با وجود جدی‌ترین تهدیدات نامردترین دشمن، در جمع مردم حاضر شد و ساعاتی را در کنار آنها برای جدش عزاداری کرد و از مداح حاضر خواست تا از وطن نغمه سر بدهد. رهبری حکیم و مقاوم و بادرایت که با یک حرکت، تمام رشته‌های دشمنان خبیث را پنبه می‌کند و نقشه‌های شومشان را نقش بر آب می‌کند. آری ما در خیمه‌ی شما رهبر عزیزمان می‌مانیم تا با مهیا کردن مقدمات ظهور ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، انتقام خون‌های ریخته شده در صحرای کربلا را بگیریم. رهبرم آمدی چه آمدنی! چه شکوه و جلالی، چه هیبت حیدری و چه صولت خیبرشکنی! آمدنی که روح تازه دمید در ابدان عاشق و شور شیدایی افزود در دل‌های بی‌تاب. آقاجان دل‌تنگت بودیم و بی‌قرار، در فراق روی ماهت جگرمان شعله‌ور بود و قلوبمان در فشار، چقدر تماشای قامت سروگونه‌ات به ما چسبید و چه‌سان لبخند و صورت ماه و پرابهتت بلد بود حالمان را خوب کند و چه شب عاشورایی برایمان ساخت حضور پر از کنایه‌ و حکایتت. چه خوب یادمان دادی که دلتنگی برای حضرت حجت را هم بیاموزیم و جنس بی‌تابی برای ظهور و فرج را به ما معرفی کردی. به قدر نمی از یمی حلاوت لحظه‌ی ظهور را در کاممان ریختی و اراده‌ها را در ادامه‌ی مسیر و تحمل سختی‌ها فزونی بخشیدی. به یادگار ماند این آمدن تاریخی‌، به امید آمدن مهدی موعود( عجل‌الله تعالی فرجه الشریف)‌ @AFKAREHOWZAVI
. آب‌زنید‌ راه‌را‌‌ وین‌که‌نگار‌می‌رسد... «رویت ماه» ✍س.رضایی چند روز از دهه محرم و ایام عزاداری صاحب الزمان در تعزیت جدبزرگوارشان آقا اباعبدالله‌الحسین علیه‌السلام گذشته بود و مردم دل در گرو سیدعلی از ابناء‌الحسین، مشتاق و تشنه دیدارش، که بدلایل امنیتی و بعد از لغزخوانی‌ها و تهدیدات ترامپ قمارباز غیرقابل پیش‌بینی، ایشان نه در پناهگاه، بل‌که در کمینگاه دشمنان، بودند‌ و برخلاف، بنای هرساله حضور در حسینیه امام در طول دهه محرم، دیدگان دوستداران‌شان محروم از رویت هلال روی ماه‌شان بود. از روضه اباعبدالله‌الحسین (ع) و مجلس اشک بر مرثیه آل الله، و گریه و مویه بر شهدا قدیم و جدید راه الله، سینه زنی از ته دل، از ته دل‌تر از همیشه، با چشم اشکین بصیرتر از همیشه، با تجدیدعهدی و طلب عاقبت بخیری‌مان با شهادت، تازه برگشته و کمی خسته بودم و اما دلم روشن و گواه از حال خوشی می‌داد. ساعتی بود فضای مجازی را رصد نکرده بودم. مدتیست گویی افسر جنگ نرم، باشم. حوادث را رصد می‌کنم، مبادا از زیر چشم تیزبینم چیزی ناخواسته رد شود، استادی شدم در این کار، برای خودم. البته استادی بدون شاگرد. تلویزیون را روشن کردم. تا ببینم، دنیا دست کیست!!، کانالها را بالا پایین کردم. یکهو دیدم آقای حجه‌الاسلام عالی در حال سخنرانی در حسینیه امام خمینی ره هستند، و جای خالی رهبر، قایق اشک بر رود چشمانم انداخت. از شنیدن مراثی و مصائب اهل بیت علیهم السلام آقای عالی فیض می‌بردم، با اتمام کلام ایشان، در اوج حسرت و ناباوری من، ماه ناگهان بر آسمان تلویزیون ورود کرد... با ورود شگفتانه آقا سید علی، بدون قرار قبلی، که خط ممتد بطلان، بر اراجیف معاندان بود، به صحن حسینیه امام خمینی ره مردم سر از پا نمی‌شناختند؛ و من هیچ از هیچ نمی‌شناختم، اشک ها پادارتر و سریع‌تر از اقدام دوان دوان در پی رویت ماه در شب عاشورای ۱۴۴۶ حماسه آفریدند. در اتصال اشک‌ها، هر لحظه بیم سیل بود. مراقبان و محافظان در این رستاخیز قلب‌ها، تماماً مراقب بودند که مردم از شدت هیجان دست به کاری پیش بینی نشده، نزنند. من اینجا دست برسینه می‌کوبیدم؛ قربان صدقه ایشان می‌رفتم، و روحی لک فداک می‌خواندم. شبنم چشم «بابی انت و امی» را در بامعناترین حالت ممکن می‌سرود. اشک دامن‌کشان طی طریق می‌کرد. تا از مرحله فقر به وصول و غنا دست یابد. از عجز دست و پا برای رسیدن به ایشان، بی‌تاب‌تر شدم. وای بر احوال حاضران. قاب زیبا پیش روی چشم بود، آقا بود و کعبه رویش، دل تنگی مردم و من در طواف روی ایشان. فرزند زهرا از قاب پستو، در آمد و جان‌ها مشتاق در آغوش کشیدن‌ش، اشک‌ها در حال شستشوی مسیر ورودشان. جان‌ها آماده قربانی پیش پای‌شان... آب زنید راه را وین که نگار می‌رسد... مژده دهید باغ را بوی بهار می‌رسد... در این میان حاج محمود کریمی، مداح اهل بیت علیهم‌السلام به نمایندگی از همه ملت ایران، همه مشتاقان به این ذریه زهرا (س) در سراسر عالم، با ایشان ابراز بذل جان و سر و دل کردند. قربان سنه آقا گویان، خواندم از در درآمدی و از خود بدر شدم...حالا این مصرع معنای جاندارتری دارد برایم، تا پیش از این دیدار. حاج محمود به خواست آقا برای اجرای قطعه «ای ایران» سراز پا نمی‌شناخت. با همراهی مردم با اجرای این سرود حماسی، این حماسه را به اوج خود رساند. ای ایران ایران ... «اللهم احفظ قائدنا الامام سید علی الخامنه‌ای» و این ذکر بر لب و دلم گذشت. حال ای باخبران، کسی به من بگوید روی ماه آقا فقط ده روز رویت نشده، این چنین‌یم. اگر هزار چهارصدسال از دیدن روی ماه‌ی محروم شده باشیم، در لحظه ورود ایشان چه حال خواهیم داشت، یک جهان منتظر فرزند حسین و یک جهان منتظر منجی است. اللهم انا نشکوا الیک فقدَ نبیّنا و غیبة ولینا و قلةعددنا و کثرة عدونا...** **این دعا، قسمتی از دعای افتتاح است که به دستور امام عصر ارواحنا فداه در شبهای ماه مبارک رمضان خوانده می شود. ‏‌ @AFKAREHOWZAVI
آسمان، زمینی شده! ✍ نسا خلیلی چند روزی است که عجیب آسمان به زمین نزدیک شده است. تاریخ دقیقش را نمی‌دانم؛ شاید از ابتدای سال که رهبر انقلاب از جهش معنوی مردم در ماه رمضان خبر داد و توصیه کردند این ذخایر را نگه دارید. شاید هم قبلتر وقتی محفل در محافل قرآنی جهان اسلام درخشید. باز هم قبلتر! شاید زمانی که نسل خردسال، پیمان با فرمانده بستند. کمی دورتر؟! شاید آن هنگام که امام خمینی سه ماموریت یافت برای سرنگونی رژیم شاهنشاهی و استقرار جمهوری اسلامی و ... اما شروع هر کجا که بوده در فضای فعلی، این بار بیش از آنکه زمینی‌ها به آسمان صعود کنند؛ این آسمان است که به سمت زمین بال گسترانده. این روزها هر چه دشمن می‌نویسد گویی دیوانه‌ای خیال خود روی شن صحرا می‌کشد؛ نقش می‌زند اما جز خرمن کرم‌زده درو نمی‌کند. حالا بیشتر از هر زمانی می‌توان خدا را حس کرد. خدایی را دید که به شرط «ان کنتم مومنین» آن هم مومنین به غیب، «انتم الاعلون» را به نمایش می‌گذارد. نجوایی را شنید که با صدای بلند اعلام می‌کند که شما برترید از اتم؛ شما برترید از خواب‌های پلید دشمنانتان؛ شما برترید از ابزار‍ِ تمدن غرب؛ شما برترید از تن‌دادن به خفت و تسلیم در برابر دشمن. اگر در راه خدا استقامت کنید، اگر محزون و غمگین نشوید. اگر دست از دامنِ فرستادهٔ خدا برندارید. این روزها می‌شود دید، با خدا در یک جبهه بودن چه عزتی دارد. به این روزهای «ایرانِ حسین» افتخار می‌کنیم حال هر کدام از دو راه روبه‌رویمان باشد؛ چه فرقی دارد، هر دو سعادت است؛ چه بکشیم و طرح دشمن را بر باد دهیم، چه سعادت بلند نگه‌داشتن آوازه عاشورا نصیب‌مان شود. و ای کاش خدا صداقتمان در گفتار و رفتار را تایید کند و روی این ملت حساب باز کند تا پرچم را به دست صاحبش برسانیم، ان‌شاالله. @AFKAREHOWZAVI
امامِ ایرانِ امام رضایی شب عاشورای ۱۴۴۷ قمری ناگهان چشمان جهان، خیره به قاب سیمای جمهوری اسلامی ماند. انگار همه در تب و تاب و منتظر چنین لحظه‌ای بودند. چشمان عاشقان، برای لحظات سخت دوری و برای دشمنان، ثانیه‌های اضطراب‌آور و خوفناک. پیر حکیم ما با حضورش، امتش را دوباره در آغوش کشید و جان و امید تازه‌ای در آنها زنده کرد. رهبری هنرمند که حتی با سرود «ای ایران» به امتش هویت معنوی و اصیلشان را یادآوری و آنها را مسلح به نام «ایرانِ حسین» می‌کند تا با آن، دشمن بداندیش را به مبارزه بخوانند. از سوی دیگر با حضور شجاعانه و مثال‌زدنی که فقط از فرزند حیدر کرّار برمی‌آید، عصای موسوی خود را بر فرق دشمنان صهیونی کوبیده و لرزه‌ی رعشه‌آوری به تن آنها انداخته و به دشمن می‌فهماند، «نه، به جنگ تحمیلی و نه، به صلح تحمیلی» یک شعار و شعور حسینی است و اینکه بدانند «ای ایران» اندازه‌ی دهان آنها نیست، بلکه آواز فریادگونه‌ای است که حتی بدون سلاح نیز امت محمدی با آن سرود، می‌جنگد. حال او دیگر نشسته و با اشاره‌ می‌گوید: حاج محمود، بخوان، ای ایران را بخوان. ای میهن خدایی صحن امام رضایی/ ایران ذوالفقار و ایران عاشورایی / در روح و جان من میمانی ای وطن/ تویی تویی تو هستی حرم تویی تو خانه من خالقی @AFKAREHOWZAVI